نقد و بررسی
نقد The Survivalist | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا در جهانی ویران «The Survivalist» با پیشفرضی روشن و بیپرده آغاز میشود: یک سالونیم پس از فروپاشی تمدن بر اثر شیوع ویروسی مرگبار، زنی جوان که مصونبودنش از بیماری باور شده، به هدف گروهی خشن بدل میشود. بن، مأمور پیشین افبیآی که اکنون در انزوا زندگی میکند، ناچار میشود از او محافظت کند؛ در سوی دیگر، آرون رمزی با این تصور که زن میتواند راه نجات بشر باشد، در پی یافتن اوست.
فیلم به کارگردانی جان کییز و با بازی جاناتان ریس مایرز، جان مالکوویچ و روبی موداین ساخته شده است. همین خلاصه از ابتدا روشن میکند که اثر بیش از آنکه در پی بازآفرینی ژانر پساآخرالزمانی باشد، میخواهد از عناصر شناختهشده آن روایتی پرتنش و فشرده بسازد. پرسشهایی درباره اخلاق، قدرت و معنای نجات در دل این طرح جای میگیرند: آیا میتوان برای هدفی بزرگ، اختیار فردی را نادیده گرفت؟
چه چیزی از انسان پس از فروریختن نظم اجتماعی باقی میماند؟ بااینحال، فیلم بیشتر این پرسشها را در خدمت پیشبرد تعقیبوگریز قرار میدهد تا آنکه به کاوشی جدی در پیامدهایشان بپردازد. از این رو، تماشاگر با اثری روبهروست که ایدههای بالقوه مهمی دارد، اما اغلب ترجیح میدهد تنش روایی را بر تأمل فکری مقدم بداند.
جغرافیای انزوا و فضای بقا یکی از موفقیتهای فیلم، ساختن جهانی است که در آن حضور تمدن بیشتر در غیابش احساس میشود. محیطهای خلوت، چشماندازهای خاموش و پناهگاههای دورافتاده، حس انزوا را تقویت میکنند؛ خطر تنها از مهاجمان نمیآید، بلکه در کمبود منابع، بیاعتمادی و ناتوانی از دانستن اینکه بیرون از پناهگاه چه میگذرد نیز ریشه دارد.
« فیلم به کارگردانی جان کییز و با بازی جاناتان ریس مایرز، جان مالکوویچ و روبی موداین ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این فضا برای القای ناامنی بهره میگیرد: هر سکوت میتواند آرامش پیش از حمله باشد و هر برخورد با غریبهها، آزمونی برای سنجش اعتماد. این جهانسازی بیش از آنکه بر جزئیات پیچیده اجتماعی تکیه کند، به حالوهوای بصری و موقعیتهای فوری وابسته است. فیلم تصویری از جامعهای پس از فروپاشی ارائه میدهد، اما کمتر مکث میکند تا نشان دهد چه ساختارهایی جای نظم پیشین را گرفتهاند یا مردم چگونه به این وضعیت خو گرفتهاند.
نتیجه، فضایی مؤثر اما نسبتاً محدود است: مخاطب تهدید را حس میکند، ولی ابعاد کامل جهانی را که این تهدید در آن شکل گرفته، کمتر میشناسد. درام در حصار چند موقعیت و رابطه اصلی باقی میماند و همین تمرکز، هم به فشردگی اثر کمک میکند و هم از گستره تخیل آن میکاهد. بقا، حفاظت و اختیار رابطه بن و زن جوان، موتور عاطفی روایت است.
بن در ابتدا بیش از آنکه قهرمانی آرمانی باشد، مردی محتاط و فرسوده به نظر میرسد که میکوشد قلمرو کوچک خود را از آشوب بیرون حفظ کند. ورود زن، این نظم تدافعی را برهم میزند و او را وادار میکند میان حفظ امنیت شخصی و قبول مسئولیت در برابر دیگری انتخاب کند. این کشمکش ظرفیت خوبی برای شکلدادن به شخصیتی پیچیده دارد: کسی که مهارت بقا دارد، اما لزوماً آمادگی اخلاقی و عاطفی برای نجات دیگران را ندارد.
بااینهمه، فیلمنامه همیشه به اندازه کافی برای طبیعیکردن این دگرگونی وقت نمیگذارد. گاه رفتار شخصیتها بیشتر تابع ضرورتی روایی است تا نتیجهای آرام و باورپذیر از تجربههایشان. همین مسئله در پرداخت شخصیت زن نیز دیده میشود: او در مرکز ماجرا قرار دارد، اما نه همهجا از عاملیت و عمق لازم برخوردار است.
« این جهانسازی بیش از آنکه بر جزئیات پیچیده اجتماعی تکیه کند، به حالوهوای بصری و موقعیتهای فوری وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهخوبی نشان میدهد که دیگران چگونه درباره او تصمیم میگیرند و او را به نماد امید یا وسیلهای برای رسیدن به هدف بدل میکنند؛ اما کمتر از آنچه میتوانست، به درونجهان و انتخابهایش مجال میدهد. این کمبود از اهمیت ایده مرکزی نمیکاهد، ولی پیوند عاطفی مخاطب با شخصیتها را محدود میکند.
جان مالکوویچ و نیروی ضدقهرمان حضور جان مالکوویچ از برجستهترین امتیازهای فیلم است. آرون صرفاً مانعی مسلح در مسیر قهرمان نیست؛ او برای خشونت خود توجیهی اعتقادی میسازد و خود را در جایگاه کسی میبیند که حق دارد برای آینده دیگران تصمیم بگیرد. مالکوویچ با لحن و حضور خاص خود، این خودبزرگبینی را به شخصیتی کاریزماتیک و در عین حال ناآرام بدل میکند.
تهدید او تنها از تواناییاش برای اعمال خشونت نمیآید؛ از قطعیتی نیز میآید که در نگاهش به هدف و رسالت شخصی خود دارد. این بازی، گاه از محدودیتهای متن فراتر میرود و به صحنههایی جان میبخشد که در غیر این صورت ممکن بود به کلیشههای معمول ضدقهرمان فروکاسته شوند. بااینحال، فیلم در پرداخت انگیزههای آرون چندان از الگوی آشنای رهبر افراطی فاصله نمیگیرد.
او بیشتر بهعنوان نیرویی سلطهجو و خطرناک عمل میکند تا شخصیتی که تناقضها و آسیبپذیریهایش بهطور کامل آشکار شود. کاریزمای بازیگر، حضور او را ماندگار میکند، اما نمیتواند همه خلأهای شخصیتپردازی را جبران کند. بازیها و کیفیت روابط جاناتان ریس مایرز در نقش بن، خویشتنداری و خستگی مردی را منتقل میکند که گذشتهاش هنوز بر تصمیمهای اکنون سایه انداخته است.
« این کمبود از اهمیت ایده مرکزی نمیکاهد، ولی پیوند عاطفی مخاطب با شخصیتها را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی او با قهرمانان پرزرقوبرق فیلمهای اکشن تفاوت دارد؛ بن نه جنگجویی شکستناپذیر، بلکه فردی است که باید با امکانات محدود و ترسهای انسانیاش دوام بیاورد. این وجه، با فضای تلخ اثر تناسب دارد. روبی موداین نیز در نقش زن جوان، حضوری آرام اما محوری دارد و در لحظاتی که روایت فرصت میدهد، میکوشد شخصیتی مستقل از جایگاه نمادین خود بسازد.
ضعف اصلی در این بخش، نه فقدان توانایی بازیگران، بلکه نابرابری میان ظرفیت بازی و کیفیت دیالوگهاست. برخی جملهها اطلاعاتی را به شکلی آشکار و توضیحی به مخاطب منتقل میکنند؛ در نتیجه، گفتوگوها همیشه حاصل طبیعی موقعیت و رابطه شخصیتها به نظر نمیرسند. گاه نیز شخصیتها پیش از آنکه فرصت کافی برای شکلگیری پیدا کنند، در قالبهایی آشنا تثبیت میشوند: مرد زخمخورده، زن تحت تعقیب و رهبر خشونتطلب.
بازیها در بهترین لحظهها به این قالبها ظرافت میبخشند، اما فیلمنامه کمتر میکوشد آنها را از بنیاد دگرگون کند. تعلیق، اکشن و ضرباهنگ «The Survivalist» از تعقیبوگریز و رویاروییهای مستقیم برای حفظ تحرک داستان استفاده میکند. تهدید دائمی گروه مهاجم باعث میشود حتی موقعیتهای ظاهراً آرام نیز سایهای از خطر داشته باشند.
فیلم در ساختن انتظار برای برخورد بعدی موفقتر از طراحی صحنههای اکشن بهیادماندنی است؛ اهمیت بسیاری از درگیریها در این است که شخصیتها را به موقعیتی تازه میرسانند، نه اینکه خودشان با طراحی حرکتی خلاقانه یا شدت حسی استثنایی در ذهن بمانند. بنابراین، تعلیق وجود دارد، اما هیجان صحنههای مبارزه همیشه همسنگ آن نیست.
« ضعف اصلی در این بخش، نه فقدان توانایی بازیگران، بلکه نابرابری میان ظرفیت بازی و کیفیت دیالوگهاست. »
قوتها و کاستیها
فلشبکهای مربوط به گذشته بن قرار است لایههایی از شخصیت او را روشن کنند و نشان دهند انزوای کنونیاش از چه تجربههایی سرچشمه گرفته است. این بخشها از نظر کارکرد روایی قابلفهماند، اما ورودشان گاهی جریان تعقیبوگریز را قطع میکند. بهجای آنکه گذشته و اکنون همواره در گفتوگویی روان با یکدیگر باشند، فیلم در بعضی لحظات از ضرباهنگ پرتنش خود فاصله میگیرد و سپس باید دوباره آن را از سر بگیرد.
این نوسان، بهخصوص در اثری که بخش مهمی از جذابیتش بر پیشبرد سریع بحران استوار است، محسوس میشود. حاصل، ریتمی است که در بخشهایی گیرا و فشرده است، اما در بخشهایی دیگر مکثهایش بیش از اندازه به چشم میآید. ایدههای اجتماعی و محدودیتهایشان داستان امکان پرداختن به مفاهیمی چون بهرهکشی از بدن، سوءاستفاده از امید جمعی و تبدیل ترس به ابزار فرمانروایی را فراهم میکند.
در جهان فیلم، باور به اینکه یک نفر میتواند راهحل بحران عمومی باشد، خود به سرچشمهای تازه از خشونت بدل میشود. این ایده ظرفیت آن را دارد که پرسشی دشوار پیش بکشد: وقتی جامعه از پاسخهای واقعی محروم است، چه کسی حق دارد به نام نجات، اختیار فردی را تصاحب کند؟ فیلم این پرسش را در سطح روایی حاضر نگه میدارد، اما کمتر به پیامدهای سیاسی و اخلاقی آن بسط میدهد.
همین فاصله میان ظرفیت ایده و پرداخت نهایی، یکی از محدودیتهای مهم اثر است. جهان پس از همهگیری میتوانست بستری برای بررسی شکلگیری فرقهها، فروپاشی اعتماد عمومی و رقابت بر سر تعریف حقیقت باشد؛ اما فیلم بیشتر بر تقابل فردی و تهدید فیزیکی متمرکز میشود. این انتخاب لزوماً نادرست نیست، ولی باعث میشود اثر در جایگاه یک تریلر بقا باقی بماند و به درامی ژرفتر درباره جامعهای در حال فروپاشی تبدیل نشود.
« این بخشها از نظر کارکرد روایی قابلفهماند، اما ورودشان گاهی جریان تعقیبوگریز را قطع میکند. »
جمعبندی
روایت همچنین از الگوهای آشنای فیلمهای تعقیبوگریز و پساآخرالزمانی بهره میگیرد و در نتیجه، بخش بزرگی از مسیرش برای تماشاگر باتجربه قابل حدس است. جمعبندی «The Survivalist» تریلری پساآخرالزمانی است که بیش از هر چیز بر فضای سرد، انزوا و حضور کاریزماتیک جان مالکوویچ تکیه دارد. فیلم در القای حس بقا و تهدید، و نیز در ساختن موقعیتهایی که شخصیتها را در معرض انتخابهای دشوار قرار میدهند، امتیازهای روشنی دارد.
بازی جاناتان ریس مایرز نیز به قهرمان داستان وجهی انسانیتر از یک ناجی شکستناپذیر میبخشد. در برابر این قوتها، روایت چندان از پیشبینیپذیری فاصله نمیگیرد؛ دیالوگها گاهی توضیحزدهاند، بعضی شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند و فلشبکها ضرباهنگ را مختل میکنند. صحنههای درگیری نیز بیشتر کارکردیاند تا چشمگیر.
فیلم در نهایت اثری بینقص یا ژرفاندیشانه نیست، اما برای مخاطبی که به تریلرهای بقا و فضای فروپاشی اجتماعی علاقه دارد، لحظات پرتنش و حضوری بازیگری بهیادماندنی فراهم میکند؛ حضوری که گاه از خود داستان پرقدرتتر است.
« بازی جاناتان ریس مایرز نیز به قهرمان داستان وجهی انسانیتر از یک ناجی شکستناپذیر میبخشد. »
ثبت دیدگاه