نقد و بررسی
نقد اسب بالدار 2 2024 (Pegasus 2) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جادهای آشنا «پگاسوس ۲» به کارگردانی هان هان، دنبالهای است که از همان ابتدا بر دو نیروی محرک تکیه میکند: میل به بازگشت و لذتِ تماشای سرعت. ژانگ چی، قهرمان پیشین رالی، حالا روزگارش را با آموزش رانندگی میگذراند؛ اما پیشنهادی برای ساختن تیمی تازه و شرکت در آخرین رالی بایینبروک، خاطرهٔ مسابقه را دوباره زنده میکند.
فیلم از این نقطه مسیر آشنایی را میپیماید: گردآوردن همراهان، روبهروشدن با کمبودها و دشواریها، و آمادهشدن برای مسابقهای که قرار است بیش از یک رقابت ورزشی باشد. این آشنایی هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیتش. «پگاسوس ۲» میداند تماشاگر از قصهٔ بازگشت چه میخواهد و با اطمینان همان مصالح را کنار هم میچیند: قهرمانی که فرصتی دوباره یافته، گروهی ناهمگون و هدفی که در نگاه نخست دستنیافتنی به نظر میرسد.
نتیجه، فیلمی سرراست و خوشتماشا است؛ اما کمتر پیش میآید که از قواعد تثبیتشدهٔ این نوع روایت فاصله بگیرد. قهرمانی میان غرور و فرسودگی ژانگ چی تنها یک رانندهٔ سابق نیست؛ گذشتهٔ ورزشیاش بخشی از هویتی است که اکنون باید در زندگی روزمره حفظ کند. حضور او در آموزشگاه رانندگی، فاصلهٔ میان قهرمانبودن و امرارمعاش را به شکلی ملموس نشان میدهد.
« این آشنایی هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این تقابل برای ساختن طنز بهره میگیرد، اما در پس شوخیها پرسشی جدیتر نیز نهفته است: آدمی که همهٔ خود را در یک مهارت و یک رؤیا خلاصه کرده، پس از ازدستدادن جایگاهش چگونه میتواند دوباره معنایی برای زندگی بیابد؟ بازی شن تِنگ به شخصیت حالوهوایی متناقض میبخشد. او میتواند مضحک و درمانده به نظر برسد، بیآنکه وجه انسانی و جدی نقش را کاملاً از دست بدهد.
همین دوگانگی سبب میشود بازگشت ژانگ چی نه صرفاً حرکت قهرمانانهای پرطمطراق، بلکه تلاشی آمیخته با لجاجت، امید و احتیاج باشد. فیلم البته در واکاوی روانی او چندان عمیق نمیشود؛ بااینحال، حضور این لایهٔ آسیبپذیر به ماجرا گرمایی میدهد که از یک نمایش صرفِ مسابقه فراتر میرود. طنز؛ موتور اصلی فیلم بخش مهمی از جذابیت «پگاسوس ۲» به شوخیهایش وابسته است.
طنز فیلم گاه از موقعیتهای ساده و گاه از بازی با نامها و هویتهای ماشینی میآید؛ شوخیهایی که در بهترین لحظهها ناگهانی و رهاکنندهاند و فضای جدیِ آمادهسازی برای رالی را از خشکی درمیآورند. رابطهٔ میان اعضای تیم نیز بستری برای همین شوخیها فراهم میکند: آدمهایی که لزوماً حرفهای یا هماهنگ نیستند، اما ناچارند کنار هم راهی مسیر شوند.
« بازی شن تِنگ به شخصیت حالوهوایی متناقض میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، کیفیت شوخیها یکدست نیست. بعضی لحظهها بیش از حد بر اغراق یا تکرار تکیه میکنند و برخی فلشبکها بهجای آنکه پیوندی عاطفی با اکنون بسازند، حالتی تصنعی و کلیشهای پیدا میکنند. این نوسان گاهی ریتم فیلم را مختل میکند: شوخیای که باید گذرا باشد، بیش از اندازه مکث میکند و لحظهای که میتوانست حس یا معنا بیافریند، به ترفندی آشنا فروکاسته میشود.
بااینحال، چند شوخی واقعاً بامزه و بهیادماندنیاند و برای بسیاری از تماشاگران همانها کافی است تا فیلم در حافظه با لبخند باقی بماند. گروهی که از کنار هم بودن معنا میگیرد تیم ژانگ چی از دوستان قدیمی، رانندهای جوان و مستعد و شاگردی از آموزشگاه رانندگی شکل میگیرد. ترکیب این افراد بر تضاد میان تجربه و خامی، مهارت و دستوپاچلفتیبودن بنا شده است.
این الگو آشناست، اما فیلم میکوشد از دل آن نوعی همدلی گروهی بسازد: موفقیت فقط به توانایی رانندهٔ اصلی وابسته نیست و اعتماد، پشتیبانی و تقسیم مسئولیت نیز بهاندازهٔ مهارت پشت فرمان اهمیت دارند. شخصیتهای فرعی بیش از آنکه مسیرهای مستقل و پیچیدهای داشته باشند، به کارکردهای روایی و کمدی نزدیکاند.
« ترکیب این افراد بر تضاد میان تجربه و خامی، مهارت و دستوپاچلفتیبودن بنا شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین مسئله گاهی آنها را به تیپهایی قابلپیشبینی تبدیل میکند. بااینحال، جمعشدنشان در قالب یک تیم انرژی تازهای به فیلم میدهد؛ بهویژه وقتی تفاوتهایشان از سرچشمهٔ اصطکاک به منبع همکاری بدل میشود. اثر در این بخش بیش از آنکه دربارهٔ فردی باشد که بهتنهایی پیروز میشود، دربارهٔ گروهی است که یاد میگیرد برای یک هدف مشترک کنار هم بماند.
مسابقه و زبان تصویر جایی که «پگاسوس ۲» بیش از هر چیز به هیجان سینمایی خود تکیه میکند، صحنههای رانندگی است. مسیرهای خاکی و پرپیچوخم، تغییرهای ناگهانی سطح جاده و خطرهای نهفته در دل رالی، به فیلم امکان میدهند سرعت را نه فقط در حرکت خودروها، بلکه در تدوین و نگاه دوربین نیز بازتاب دهد.
هنگامی که ماشینها در دل مسیر حرکت میکنند، تصویر از حالت تزئینی بیرون میآید و بدن راننده، خودرو و جاده به اجزای یک تجربهٔ واحد بدل میشوند. هیجان این صحنهها حاصل آشفتگی صرف نیست؛ فیلم تلاش میکند بر دشواری کنترل خودرو و حساسیت تصمیمهای راننده تأکید کند. بنابراین، لحظههای سرعت به نمایش قدرت ماشین محدود نمیمانند و با فشار روانی مسابقه نیز پیوند میخورند.
« همین مسئله گاهی آنها را به تیپهایی قابلپیشبینی تبدیل میکند. »
قوتها و کاستیها
البته بخشهایی از روایت، بهجای آنکه رقابت را پیوسته پرتنشتر کنند، در جزئیات و مکثهای طولانی گرفتار میشوند. بااینوجود، هرگاه فیلم دوباره به جاده بازمیگردد، ضرباهنگ و تمرکزش جان میگیرد. ریتمی نامتوازن و پایانی برانگیزاننده نیمهٔ نخست فیلم با شوخیها و معرفی اعضای گروه پیش میرود و لحنی سبکتر دارد.
در نیمهٔ دوم، مسابقه و خطرهای آن سهم بیشتری پیدا میکنند و تنش بهتدریج بالا میرود. این جابهجایی لحن، در کلیت خود مؤثر است: فیلم از کمدی گروهی به درامی ورزشی نزدیک میشود، بیآنکه تمام سرزندگی آغازش را کنار بگذارد. بااینحال، مسیر رسیدن به اوج گاهی طولانیتر از نیاز قصه احساس میشود و بعضی مکثها از شدت هیجان میکاهند.
با وجود قابلحدسبودن مسیر کلی، فیلم در پایان بر احساس پیروزیِ ساده و بیدردسر تکیه نمیکند؛ آنچه برجسته میشود، پشتکار و وفاداری به کاری است که شخصیتها دوست دارند. این وجه انگیزشی، هرچند تازه و پیچیده نیست، با دنیای فیلم سازگار است. پایان بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را با غافلگیری روبهرو کند، میکوشد او را با شورِ ادامهدادن و دوباره برخاستن همراه کند؛ بیآنکه لازم باشد نتیجهٔ دقیق ماجرا را پیشاپیش افشا کند.
« البته بخشهایی از روایت، بهجای آنکه رقابت را پیوسته پرتنشتر کنند، در جزئیات و مکثهای طولانی گرفتار میشوند. »
جمعبندی
جمعبندی «پگاسوس ۲» فیلمی سرگرمکننده دربارهٔ بازگشت به رؤیا، همکاری و مقاومت در برابر فرسودگی است. شوخیهای مؤثر، بازی سرزندهٔ شن تِنگ و صحنههای رانندگیِ پرانرژی، آن را به تجربهای خوشتماشا بدل میکنند؛ بهخصوص برای مخاطبی که از آمیزهٔ کمدی و هیجان ورزشی لذت میبرد. در مقابل، روایت بارها به الگوهای شناختهشده پناه میبرد، بعضی شوخیها و فلشبکها تصنعیاند و بخشهایی از نیمهٔ دوم بیش از اندازه کش میآیند.
ارزش فیلم نه در تازگی قصه، بلکه در شیوهٔ اجرای آشنای آن است: گروهی دوستداشتنی، لحظههایی واقعاً خندهدار و بازگشتهایی موفق به هیجان جاده. «پگاسوس ۲» اثری بینقص یا غافلگیرکننده نیست، اما وقتی موتور طنزش با ضرباهنگ مسابقه هماهنگ میشود، بهخوبی نشان میدهد چرا یک داستان کلیشهای هم میتواند تماشاگر را تا خط پایان با خود همراه کند.
« جمعبندی «پگاسوس ۲» فیلمی سرگرمکننده دربارهٔ بازگشت به رؤیا، همکاری و مقاومت در برابر فرسودگی است. »



ثبت دیدگاه