نقد و بررسی
نقد The Night Comes For Us | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از دل تاریکی «The Night Comes for Us» فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را به جهانی بیرحم و بیقرار پرتاب میکند؛ جهانی که در آن خشونت نه حادثهای ناگهانی، بلکه زبان رایج قدرت است. محور روایت، آدمکشی زبده از دل یک سازمان تبهکار است که پس از نجاتدادن دختری از کشتار، در برابر همان دستگاهی میایستد که سالها به آن خدمت کرده است.
این انتخاب، موتور درام را روشن میکند: مردی که پیشتر بخشی از سازوکار خشونت بوده، ناگهان باید از کسی محافظت کند و با پیامدهای گذشتهاش روبهرو شود. فیلم در این طرح آشنا، ادعای پیچیدگی داستانی ندارد. کشمکش اصلی روشن است و مسیر کلی روایت نیز عمدتاً حول فرار، تعقیب و مقابله میگردد.
نقطهٔ قوت، بیش از آنکه در غافلگیریهای روایی باشد، در تبدیل این موقعیت ساده به بستری برای نمایش وفاداری، گسست و بازگشت اخلاقی است. نقطهٔ ضعف نیز از همینجا پدیدار میشود: وقتی قصه بیش از اندازه بهانهای برای رسیدن به نبرد بعدی باشد، شخصیتها و انگیزههایشان مجال کافی برای عمقیافتن پیدا نمیکنند.
خشونت بهمثابه زبان سینمایی خشونت در این اثر صرفاً ابزاری برای افزایش هیجان نیست؛ شکل اصلی بیان سینمایی آن است. ضربهها، زخمها و فرسودگی جسمانی شخصیتها در مرکز تجربهٔ تماشاگر قرار میگیرند و فیلم با پنهانکردن پیامدهای نبرد، از شدت آن نمیکاهد. این انتخاب، اثری دوگانه دارد. از یک سو، فضای کابوسوار و تنش دائمی فیلم را میسازد و نشان میدهد که شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که خروج از آن تقریباً ناممکن است.
« فیلم در این طرح آشنا، ادعای پیچیدگی داستانی ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از سوی دیگر، اصرار بر نمایش خونریزی میتواند بهتدریج اثر خود را از دست بدهد؛ زیرا آنچه در آغاز شوکآور است، پس از تکرارهای پیاپی ممکن است به یکنواختی و خستگی بینجامد. فیلم گاه مرز میان اکشن رزمی و سینمای وحشت بدنی را عمداً محو میکند. بدن در اینجا سپری مقاوم نیست، بلکه سطحی آسیبپذیر است که هر برخورد، اثری آشکار بر آن میگذارد.
این رویکرد برای مخاطبی که به اکشن خشن و بیپرده علاقه دارد، بخشی از جذابیت اثر است؛ اما تماشاگرانی که خشونت را تنها در حدی محدود و ضمنی میپذیرند، احتمالاً با تجربهای آزارنده روبهرو خواهند شد. فیلم از این واکنش آگاه است و به نظر میرسد افراط را نه لغزش، بلکه بخشی از هویت خود میداند.
طراحی مبارزهها و حرکت دوربین مهمترین دستاورد فیلم در صحنههای مبارزه آشکار میشود. نبردها فقط مجموعهای از ضربههای سریع و پراکنده نیستند؛ در اغلب موارد، حرکت بدنها، فاصلهٔ میان مبارزان و استفاده از محیط بهگونهای تنظیم شده که هر درگیری کیفیتی مستقل پیدا کند. فضاهای محدود به میدانهایی پرتنش بدل میشوند و اشیا و چیدمان محیط در شکلگیری کنش سهم میگیرند.
همین توجه به مکان، به نبردها وضوح و تنوع میبخشد و اجازه نمیدهد همهٔ صحنهها در یک الگوی بصری ثابت حل شوند. تیمو تجانتو، کارگردان و نویسندهٔ فیلم، بر نیروی فیزیکی برخوردها تأکید میکند و به تماشاگر فرصت میدهد حرکتها را دنبال کند. در بهترین لحظات، این صحنهها همچون رقصهایی خشن و پرآشوب به نظر میرسند؛ رقصهایی که ضرباهنگ، مکث و انفجار دارند.
« فیلم گاه مرز میان اکشن رزمی و سینمای وحشت بدنی را عمداً محو میکند. »
شخصیتها و اجرا
مهارت جو تسلیم و ایکو اویس در اجرای نقشهای محوری نیز به باورپذیری این درگیریها کمک میکند. حضور چهرههایی آشنا برای دوستداران سینمای رزمی اندونزی، انتظاری از نبردهای چشمگیر میسازد و فیلم در بسیاری از صحنهها از پاسخدادن به آن انتظار برمیآید. با این همه، کیفیت اجرا در سراسر فیلم یکدست نیست.
برخی برخوردها بهاندازهای منظم و خوانا طراحی شدهاند که میتوان جزئیاتشان را دنبال کرد، اما در بخشهایی، آشفتگی بصری یا شدت تدوین از شفافیت حرکت میکاهد. نتیجه آن است که فیلم گاهی از نمایش مهارت رزمی فاصله میگیرد و بیشتر بر شوک و آشوب تکیه میکند. این نوسان، یکی از علتهای احساس ناهمواری در تجربهٔ کلی است.
شخصیتها، وفاداری و بار اخلاقی روایت در زیر لایهٔ تعقیب و خشونت، داستان دربارهٔ وفاداری و مسئولیت است. تصمیم قهرمان برای نجات دختر، نقطهٔ گسست او از گذشته محسوب میشود، اما فیلم این تصمیم را به رستگاری آسان تبدیل نمیکند. نجات یک انسان، کردارهای پیشین او را پاک نمیسازد؛ فقط او را وادار میکند در برابر نظامی که از آن تغذیه کرده، موضعی تازه بگیرد.
از این جهت، قهرمان نه نمونهای بینقص از فضیلت، بلکه شخصیتی گرفتار در تناقض است: مردی که باید از آیندهای شکننده حفاظت کند، در حالی که گذشتهٔ خودش آن آینده را تهدید میکند. رابطهٔ میان او و دشمنانش نیز بر همین تناقض بنا شده است. پیوندهای قدیمی، دوستی و همرزمی در جهان فیلم پایدار نیستند؛ هر رابطه زیر فشار قدرت، ترس و منفعت دوباره تعریف میشود.
« مهارت جو تسلیم و ایکو اویس در اجرای نقشهای محوری نیز به باورپذیری این درگیریها کمک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تقابل دو مردی که گذشتهای مشترک دارند، به روایت فرصتی میدهد تا وفاداری را از مفهومی ساده به پرسشی دشوار تبدیل کند: آیا تعلق به گروه، همواره مهمتر از قضاوت اخلاقی فرد است؟ فیلم پاسخ مفصل و فلسفی نمیدهد، اما این پرسش در پسِ بسیاری از درگیریها حضور دارد. با وجود این زمینه، شخصیتپردازی اغلب فشرده و کارکردی باقی میماند.
قهرمان و همراهانش بیش از آنکه در گفتوگوهای طولانی آشکار شوند، از راه کنش و واکنش شناخته میشوند. این انتخاب با ریتم پرشتاب اثر سازگار است، اما فرصت شکلگیری پیوند عاطفی عمیقتر را محدود میکند. دختر نجاتیافته نیز بار اخلاقی روایت را حمل میکند، ولی حضورش گاه بیشتر نمادین به نظر میرسد تا برخوردار از جهانی درونی مستقل.
ریتم، تنش و فرسودگی فیلم انرژی خود را با شتابی چشمگیر حفظ میکند. لحظههای آرام و مکثهای روایی اندکاند و هر توقف معمولاً برای آمادهکردن موج تازهای از خطر به کار میرود. این ضرباهنگ، حس محاصره را تقویت میکند: شخصیتها فرصتی برای آسودن ندارند و تماشاگر نیز بهندرت از فشار صحنهها فاصله میگیرد.
در نتیجه، فیلم در بخشهایی نیرویی غریزی و پرکشش دارد؛ گویی هر درگیری، سطح خشونت و خطر را یک پله بالاتر میبرد. اما تداوم همین راهبرد، به نقطهٔ ضعف بدل میشود. وقتی اکشن تقریباً بیوقفه باشد، اوجها دیگر بهآسانی از یکدیگر متمایز نمیشوند. تماشاگر ممکن است نه از سر ضعف صحنهها، بلکه بهسبب انباشت آنها خسته شود.
« فیلم پاسخ مفصل و فلسفی نمیدهد، اما این پرسش در پسِ بسیاری از درگیریها حضور دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم گاهی در میانهٔ راه حس میکند به مکثی برای بازتنظیم نیاز دارد؛ مکثی که میتوانست هم به شخصیتها عمق بیشتری بدهد و هم ضربههای بعدی را مؤثرتر سازد. در عوض، اثر غالباً به حرکت ادامه میدهد و همین اصرار، هم سرچشمهٔ هیجان آن است و هم عامل فرسایندگیاش. کارگردانی و هویت بصری جهان فیلم تیره، متراکم و آکنده از تهدید طراحی شده است.
فضاهای شهری و داخلی، بهجای آنکه صرفاً پسزمینهٔ کنش باشند، به محیطهایی بسته و خطرناک تبدیل میشوند که راه فرار را دشوار میکنند. کارگردانی از همین فضاها برای ساختن حس فشار استفاده میکند: شخصیتها نه فقط با دشمنان، بلکه با محیطی روبهرو هستند که پیوسته امکان محاصرهشدن را یادآوری میکند.
هویت بصری فیلم در پی زیبایی آرام و متوازن نیست؛ هدفش ایجاد ضربه و آشفتگی کنترلشده است. این انتخاب با مضمون اثر هماهنگی دارد، هرچند گاه به یکنواختی تیرگی و شدت میانجامد. موسیقی و تدوین نیز در خدمت بالا نگهداشتن تنشاند و کمتر اجازه میدهند فضای عاطفی مستقلی شکل بگیرد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را در تأملی آرام فرو ببرد، قصد دارد او را در دل حادثه نگه دارد.
جمعبندی «The Night Comes for Us» تجربهای افراطی و بیپرده از سینمای اکشن رزمی است؛ فیلمی که در طراحی بسیاری از مبارزهها، استفاده از فضا و حفظ تنش، نیرویی آشکار دارد، اما در روایت و شخصیتپردازی به اندازهٔ توان اجراییاش جاهطلب نیست. داستان، چارچوبی روشن برای تعقیب و درگیری فراهم میکند و موضوعاتی چون وفاداری، خشونت و امکان تغییر را در پسزمینه نگه میدارد، بیآنکه همیشه فرصت پرداختی عمیق به آنها بدهد.
« در عوض، اثر غالباً به حرکت ادامه میدهد و همین اصرار، هم سرچشمهٔ هیجان آن است و هم عامل فرسایندگیاش. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از اکشن خشن، مبارزههای پرجزئیات و فضای تیره استقبال میکنند، احتمالاً لحظههای چشمگیر فراوانی در فیلم خواهند یافت. در مقابل، کسانی که به روایت پرمایه، شخصیتهای چندلایه یا خشونت مهارشده علاقه دارند، ممکن است با تکرار صحنههای خونین و ریتم کموقفه فاصله بگیرند. ارزش فیلم در این نیست که همهٔ عناصرش متوازناند؛ بلکه در شدت و جسارتی است که با آن هویت خود را انتخاب میکند.
همین انتخاب، آن را گاه تماشایی و گاه خستهکننده میسازد، اما بهندرت بیاثر و فراموششدنی.
« ارزش فیلم در این نیست که همهٔ عناصرش متوازناند؛ بلکه در شدت و جسارتی است که با آن هویت خود را انتخاب میکند. »
ثبت دیدگاه