نقد و بررسی
نقد Viva l'Italia! | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که تاریخ را به حرکت درمیآورد «Viva l’Italia!» ساختهٔ روبرتو روسلینی، بازسازی سینمایی لشکرکشی گاریبالدی در سال ۱۸۶۰ و یکی از گامهای سرنوشتساز در وحدت ایتالیاست. فیلم از دل یک رویداد بزرگ ملی، روایتی دربارهٔ حرکت تاریخ میسازد: نیرویی که از تصمیم یک رهبر فراتر میرود و در عزم گروهی از مبارزان، مردم و هواداران شکل میگیرد.
مسیر سپاه هزار نفره از سیسیل تا ناپل، هم کنش نظامی است و هم لحظهای از دگرگونی سیاسی؛ لحظهای که نظم کهن رو به زوال میرود و تصور کشوری یکپارچه امکان تحقق مییابد. بااینحال، روسلینی رویدادها را به شکل داستانی پرپیچوخم و شخصیتمحور پیش نمیبرد. او بیشتر میکوشد فرایند تاریخی را روشن کند و اجزای آن را در کنار یکدیگر بنشاند.
حاصل، فیلمی است که تماشاگر را بیش از آنکه به درون ذهن یک قهرمان ببرد، در برابر چشماندازی گسترده از کنش جمعی و پیامدهای سیاسی قرار میدهد. همین انتخاب به اثر صبغهای آموزشی میدهد، اما آن را به گزارشی بیجان فرو نمیکاهد. قهرمان و تصویر ملی گاریبالدی در فیلم چهرهای استوار و پرصلابت دارد؛ مردی که حضورش به حرکت نیروها جهت میدهد و به آرمان وحدت، صورتی انسانی میبخشد.
« بااینحال، روسلینی رویدادها را به شکل داستانی پرپیچوخم و شخصیتمحور پیش نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی رنزو ریچی بر وقار و اقتدار شخصیت تکیه دارد و از اغراقهای پرهیاهو فاصله میگیرد. او قهرمان را نه صرفاً جنگاوری افسانهای، بلکه رهبر جنبشی تاریخی تصویر میکند که باید میان آرمان سیاسی و واقعیتهای میدان عمل پیوند برقرار کند. پاولو استوپا و دیگر بازیگران نیز در ساختن فضای جمعی فیلم سهم دارند؛ شخصیتها در دل ماجرا جای میگیرند، نه آنکه هرکدام به روایتی مستقل و مفصل تبدیل شوند.
اما همین تمرکز بر چهرهٔ ملی، محدودیتی نیز به همراه دارد. گاریبالدی اغلب در قالبی قهرمانانه دیده میشود و فیلم کمتر مجال میدهد تناقضها، تردیدها یا هزینههای شخصی تصمیمهای او با همان عمقی بررسی شوند که اهمیت تاریخیاش را شرح میدهد. فاصلهای میان شکوه آرمان و پیچیدگی انسان پدید میآید؛ فاصلهای که از یک سو به استحکام اسطورهٔ ملی کمک میکند و از سوی دیگر، شخصیت را گاه به نمادی کمچالش بدل میسازد.
روسلینی و نگاه مستندگونه امضای اصلی فیلم در شیوهٔ نگاه روسلینی آشکار است. او به جای آنکه تاریخ را با آرایش پرزرقوبرق و نمایش دائمی هیجان بازسازی کند، دوربین را در موضع مشاهدهگر قرار میدهد. منظرهها، حرکت نیروها و فاصلههای میان آدمها اهمیت مییابند؛ گویی دوربین میخواهد از موقعیتی بیرون از رویداد، روند آن را ثبت کند.
« بازی رنزو ریچی بر وقار و اقتدار شخصیت تکیه دارد و از اغراقهای پرهیاهو فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد به فیلم کیفیتی مستندگونه میدهد و با علاقهٔ روسلینی به تاریخ بهمثابه فرایندی زنده و در حال دگرگونی تناسب دارد. کارگردان گفته بود که از میان آثارش بیش از همه به این فیلم افتخار میکند و آن را حاصل پژوهشی دقیق میدانست؛ همچنین از تمایلش برای نزدیک شدن به رویدادها همچون مستندسازی که همراه کارزار گاریبالدی بوده سخن گفته بود.
این نگاه در فرم فیلم دیده میشود: تاریخ نه فقط در گفتار شخصیتها، بلکه در سازماندهی فضا و در رفتوآمد نیروها جریان دارد. در نتیجه، تماشاگر گاه به جای آنکه در مرکز حادثه قرار گیرد، شاهد شکلگیری آن از فاصلهای سنجیده است. چشمانداز، نبرد و فاصله چشماندازهای طبیعی از عناصر برجستهٔ فیلماند.
زمین، راهها و پهنهٔ محیط صرفاً پسزمینهای برای نبرد نیستند؛ خود به نیرویی در روایت تبدیل میشوند. قابهای باز، گسترهٔ جغرافیایی کارزار را نمایان میکنند و یادآور میشوند که وحدت سیاسی در خلأ پدید نمیآید، بلکه از عبور آدمها از سرزمینها و درگیری با واقعیت مادی آنها شکل میگیرد.
« در نتیجه، تماشاگر گاه به جای آنکه در مرکز حادثه قرار گیرد، شاهد شکلگیری آن از فاصلهای سنجیده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این لحظهها شکوهی آرام و تأملبرانگیز دارد؛ شکوهی که بیش از نمایش قهرمانی فردی، از پیوند میان انسان و سرزمین نیرو میگیرد. در سوی دیگر، همین فاصلهگذاری در صحنههای نبرد ممکن است از هیجان مستقیم بکاهد. دوربین همیشه تماشاگر را به دل آشوب میدان نمیکشاند و گاه ترجیح میدهد حرکت کلی را ثبت کند.
این انتخاب از نظر اندیشهٔ بصری قابلدفاع است، زیرا نبرد را جزئی از فرایندی تاریخی میبیند، نه صحنهای برای نمایش قهرمانیهای منفرد؛ بااینحال، کسانی که انتظار تنش حسی و نزدیکی بدنی بیشتری دارند، ممکن است این شیوه را سرد یا دور از تجربهٔ عاطفی بیابند. تاریخ بهمثابه کنش جمعی یکی از امتیازهای فیلم آن است که مسیر وحدت ایتالیا را تنها به تصمیم گاریبالدی تقلیل نمیدهد.
لشکرکشی با حضور گروهی از مبارزان و نیروهایی پیش میرود که هر یک در مقیاس خود در ساختن رخداد سهم دارند. فیلم همچنین پیوند میان سرنگونی اقتدار بوربون در جنوب و حمایت گاریبالدی از ویکتور امانوئل دوم را بهعنوان بخشی از روند سیاسی وحدت برجسته میکند. بدینترتیب، پیروزی نظامی پایان معنا نیست؛ مسئلهٔ اصلی، سرنوشت قدرت و امکان پدید آمدن نظمی پایدار است.
« در سوی دیگر، همین فاصلهگذاری در صحنههای نبرد ممکن است از هیجان مستقیم بکاهد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، روایت تاریخیِ روشن و پرشتاب، فرصت محدودی برای پرداخت درونی شخصیتها باقی میگذارد. فیلم بیشتر به این میپردازد که چه رخ میدهد و چگونه رخدادها به یکدیگر متصل میشوند تا اینکه هر شخصیت در برابر آنها چه کشمکش روانی مفصلی را تجربه میکند. این فشردگی به وضوح تاریخی کمک میکند، اما گاهی از وزن عاطفی تصمیمها میکاهد.
تماشاگر ممکن است اهمیت کنش را بهخوبی دریابد، بیآنکه همیشه با اضطرابها و تردیدهای فردیِ نهفته در پس آن همراه شود. لحن حماسی و محدودیتهای ستایش «Viva l’Italia!» شور آشکاری نسبت به آرمان وحدت و رهایی از حکومت پیشین دارد. لحن حماسی فیلم از همین باور سرچشمه میگیرد و به آن انرژی میبخشد.
گاه سرودها، گفتارهای آرمانی و تأکید بر قهرمانی جمعی، روایت را به سوی ستایش میبرند. این ویژگی ممکن است برای تماشاگر امروز سادهانگارانه به نظر برسد، بهویژه هنگامی که تاریخ به زنجیرهای از کنشهای درست و پیروزیهای معنادار تبدیل میشود و بهای انسانی یا تناقضهای سیاسی در حاشیه میمانند.
« بااینهمه، روایت تاریخیِ روشن و پرشتاب، فرصت محدودی برای پرداخت درونی شخصیتها باقی میگذارد. »
جمعبندی
بااینحال، ارزش فیلم تنها در بیطرفی یا فاصلهگیری انتقادی خلاصه نمیشود. روسلینی آشکارا با نیروی عاطفی جنبش همراه است، اما همزمان میکوشد سازوکار تاریخی آن را نیز بنمایاند. فیلم از این منظر سندی دربارهٔ تصور یک ملت از گذشتهٔ خویش است: روایتی که هم رخدادهای تاریخی را بازسازی میکند و هم نشان میدهد چگونه قهرمانان و آرمانها در حافظهٔ جمعی شکل میگیرند.
جمعبندی «Viva l’Italia!» بیش از آنکه در پی ساختن درامی پرکشمکش و خصوصی باشد، به تماشای تاریخ در مقیاس وسیع علاقه دارد. نگاه مستندگونهٔ روسلینی، استفادهٔ مؤثر از چشماندازها و توجه به حرکت جمعی، فیلم را به اثری متمایز در میان بازسازیهای تاریخی بدل میکند. در عین حال، ستایش قهرمانانه از گاریبالدی، فاصلهٔ دوربین در نبردها و کمبود پرداخت عاطفیِ عمیق، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه تأثیرگذار باشند.
این اثر برای تماشاگرانی جذابتر است که تاریخ را نه صرفاً مادهٔ خام یک ماجرای پرهیجان، بلکه موضوعی برای مشاهده و اندیشیدن میدانند. فیلم گاه سرد، گاه ستایشگر و گاه شکوهمند است؛ اما در بهترین لحظههایش، سرزمین و آدمها را چنان در یک قاب گرد میآورد که وحدت ملی نه شعاری انتزاعی، بلکه حرکتی دشوار و جمعی به نظر میرسد.
« بااینحال، ارزش فیلم تنها در بیطرفی یا فاصلهگیری انتقادی خلاصه نمیشود. »



ثبت دیدگاه