نقد و بررسی
نقد As We Were Dreaming | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیاهایی در خلأِ پس از دیوار فیلم «As We Were Dreaming» ساختهٔ Andreas Dresen، به جای آنکه سقوط دیوار برلین را چون لحظهای پیروزمندانه و سرشار از امید تصویر کند، به سراغ روزهای نامطمئن پس از آن میرود؛ زمانی که نظم پیشین فروپاشیده، اما نظم تازه هنوز شکل نگرفته است. داستان در لایپزیگ میگذرد و بر گروهی از پسران تمرکز دارد که میان نوجوانی و جوانی، آزادی را با بیقیدی اشتباه میگیرند و در پی تجربهکردن مرزهای تازهاند.
فیلم از همان آغاز فضایی ناآرام میسازد: جهانی که در آن هیجان و خطر چنان به هم نزدیکاند که گاه تشخیص یکی از دیگری دشوار میشود. اثر نه بازسازی تاریخیِ مفصل است و نه روایت سیاسیِ مستقیم. دگرگونی آلمان شرقی بیشتر در زندگی روزمرهٔ شخصیتها حضور دارد: در خیابانهایی که چهرهشان عوض میشود، در نهادهایی که اقتدار سابق خود را از دست دادهاند و در نوجوانانی که ناگهان با گزینههایی روبهرو میشوند که نمیدانند چگونه باید از آنها استفاده کنند.
آزادی در این فیلم وعدهای روشن نیست؛ وضعیتی تازه است که هم امکان میدهد و هم آدمی را بیپناهتر میکند. آزادی بهمثابه بیجهتی دنی، ریکو، مارک و دوستانشان با دزدی خودرو، مصرف مواد، دعوا و راهاندازی کلوب تکنو، میکوشند برای خود قلمرویی بسازند. آنان از جهان بزرگتر جدا نیستند، اما هنوز زبانی برای فهمیدن آن ندارند.
رفتارهایشان گاهی سرخوشانه و کودکانه است و گاهی به خشونتی تلخ میرسد؛ همین نوسان، تصویر فیلم از نوجوانی را پیچیده میکند. شورش آنان در برابر قواعد گذشته، لزوماً به معنای داشتن آرمانی روشن نیست. بیشتر اوقات، تخریب جای مقصد را میگیرد. فیلم در این زمینه از داوری سادهانگارانه پرهیز میکند.
« اثر نه بازسازی تاریخیِ مفصل است و نه روایت سیاسیِ مستقیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها نه قهرمانانی رمانتیکاند که قانونشکنیشان ستایش شود و نه نمونههایی یکدست از تباهی. آنها ترکیبی از شوخی، خشونت، ترس و نیاز به تعلقاند. رفتارهای مخربشان پیامد دارد، اما فیلم تلاش میکند آن را در بستر اجتماعی و عاطفی شکلگیریشان ببیند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است هم از آنان فاصله بگیرد و هم لحظههایی از آسیبپذیریشان را تشخیص دهد.
ساختار گسسته و حافظهٔ ناپیوسته روایت میان دورههای مختلف زندگی پسران رفتوآمد میکند و با فصلبندیهای کوتاه و میاننویسها، به جای خط داستانی پیوسته، مجموعهای از قطعهها را کنار هم میگذارد. بازگشت به خاطرات مدرسه و کودکی، گذشتهای را نشان میدهد که در آن هنوز رؤیاهای شخصیتر و سادهتری وجود دارد؛ رؤیاهایی که با تجربهٔ بزرگشدن در جهان پس از فروپاشی نظام سیاسی بهتدریج رنگ میبازند.
این شیوه با موضوع فیلم تناسبی معنادار دارد. زندگی شخصیتها نیز از لحظههای پیوسته و تحولهای مرتب ساخته نشده است؛ بیشتر به گسستهایی شباهت دارد که میانشان فرصت فهمیدن آنچه رخ داده از دست میرود. بااینحال، تناسب مضمونی همیشه به انسجام روایی نمیانجامد. جابهجاییهای زمانی و پراکندگی رویدادها گاهی پیگیری مسیر شخصیتها را دشوار میکند.
بعضی فصلها حالوهوای مستقل خود را دارند، اما ارتباطشان با خط عاطفی کلی به اندازهٔ کافی پررنگ نمیشود. میاننویسهای پرطمطراق نیز بیش از آنکه راهنمایی روشن فراهم کنند، بر حس تکهتکهبودن روایت میافزایند. گذارهایی که جای خالیشان حس میشود یکی از دشواریهای اصلی فیلم در نمایش رشد شخصیتهاست.
« شخصیتها نه قهرمانانی رمانتیکاند که قانونشکنیشان ستایش شود و نه نمونههایی یکدست از تباهی. »
شخصیتها و اجرا
کودکی و نوجوانیِ پسران در بخشهایی با جذابیت و جزئیات ملموس تصویر میشود، اما رسیدن آنان به جوانی گاه شتابزده به نظر میآید. میان لحظههایی که هنوز نشانی از معصومیت دارند و موقعیتهایی که خشونت و اعتیاد بر زندگیشان سایه انداخته، فاصلههایی وجود دارد که فیلم بهطور کامل پُرشان نمیکند.
نتیجه آن است که برخی دگرگونیها بیش از آنکه از مسیر علت و معلول روشن شکل بگیرند، ناگهان بر پرده ظاهر میشوند. این کاستی بر اثر عاطفی روایت نیز اثر میگذارد. فیلم آشکارا میخواهد نشان دهد چگونه رؤیاها، دوستیها و امکان انتخاب زیر فشار واقعیت تغییر میکنند؛ اما چون برای بخشی از این تغییرات زمان کافی نمیگذارد، تماشاگر گاهی به جای همراهشدن با فرایند تحول، صرفاً با نتیجهٔ آن مواجه میشود.
با وجود این، همین شکافها میتوانند بازتاب تجربهای باشند که در آن رشد نه آرام و قابلپیشبینی، بلکه آمیخته با گمگشتگی و ضربههای ناگهانی است. بازیها و صداهای ناهماهنگ بازیگران جوان، از جمله Merlin Rose، Julius Nitschkoff و Joel Basman، حضوری طبیعی و پرانرژی دارند. آنان به شخصیتها ویژگیهایی میبخشند که از کلیشهٔ «جوانان سرکش» فراتر میرود: شوخیها، لحظههای سکوت، نگاههای مردد و نیاز پنهان به پذیرفتهشدن، همگی در ساختن حس رفاقت گروه مؤثرند.
بازیها بهویژه در صحنههایی که خشونت ناگهان از دل بازی و شیطنت بیرون میزند، قدرت دارند؛ زیرا تغییر لحن را به تجربهای جسمانی و تکاندهنده بدل میکنند. در مقابل، برخی دیالوگهای احساسی چندان طبیعی از کار درنمیآیند و گاه چنان به نظر میرسند که شخصیتها به جای آنکه از دل تجربهٔ خود حرف بزنند، حامل پیامی از پیش تعیینشدهاند.
« نتیجه آن است که برخی دگرگونیها بیش از آنکه از مسیر علت و معلول روشن شکل بگیرند، ناگهان بر پرده ظاهر میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صدای روی تصویر نیز در بعضی لحظات با فضای صحنه هماهنگ نمیشود و انسجام عاطفی را مختل میکند. این ضعفها در فیلمی که بخش بزرگی از نیروی خود را از حس واقعگرایی و نزدیکی به زندگی روزمره میگیرد، بیش از حد معمول به چشم میآیند. لایپزیگ؛ شهرِ خاطره و زخم فضای شهری یکی از مهمترین عناصر فیلم است.
لایپزیگ صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریزها و پرسههای شبانه نیست؛ شهر به سطحی تبدیل میشود که اثر تغییرات تاریخی بر آن دیده میشود. ساختمانهای فرسوده، فضاهای خالی و مکانهایی که به شکل موقت به پناهگاه یا محل گردهمایی بدل میشوند، تصویری از جامعهای میسازند که هنوز نمیداند قرار است چه صورتی پیدا کند.
فیلمبرداری Michael Hammon با حرکتهای پرشتاب و نگاه نزدیک به بدن شخصیتها، انرژی نوجوانی را به تصویر میکشد؛ بهخصوص در لحظههایی که آنان با سرعت در شهر میگردند و خطر را همچون بخشی از تفریح میپذیرند. در عین حال، رنگپردازی قهوهای و گرفتهٔ تصویر ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه آشکار و یکدست باشد.
این انتخاب به فضای فرسوده و خفهٔ اثر خدمت میکند، اما گاهی آن را از واقعگرایی زنده به تصنعی بصری نزدیک میسازد. خشونت، جنسیت و محدودیت نگاه خشونت در فیلم فقط عنصری برای افزایش هیجان نیست؛ نشان میدهد که چگونه فقدان امنیت و چشمانداز، در روابط روزمره نیز رسوخ میکند. بااینحال، تکرار کتککاریها و رفتارهای ویرانگر ممکن است بهتدریج تأثیر خود را از دست بدهد.
« صدای روی تصویر نیز در بعضی لحظات با فضای صحنه هماهنگ نمیشود و انسجام عاطفی را مختل میکند. »
قوتها و کاستیها
وقتی آشوب بارها با شدت مشابه بازمیگردد، فیلم خطر آن را میپذیرد که از مشاهدهٔ فرسایش به بازنماییِ یکنواخت آن برسد. محدودیت مهمتر، نحوهٔ پرداخت شخصیتهای زن است. زنان در بخشهایی از روایت به جای آنکه صاحب جهان درونی و مسیر مستقل باشند، بیشتر در نسبت با خواستهها و رقابتهای مردان تعریف میشوند.
این امر نهتنها دامنهٔ شخصیتپردازی را محدود میکند، بلکه نگاه فیلم به گروه نوجوانان را نیز یکسویهتر میسازد: گویی تجربهٔ آن دوران عمدتاً در مدار رفاقت و خشونت مردانه شکل میگیرد. حضور Ruby O. Fee در نقش استارلت ظرفیت ایجاد پیچیدگی بیشتری دارد، اما فیلم بهندرت از این ظرفیت استفاده میکند.
جمعبندی «As We Were Dreaming» تصویری تلخ و پرتنش از نسلی ارائه میدهد که در آستانهٔ نظمی تازه، با آزادیای روبهرو میشود که راه استفاده از آن را نمیشناسد. ارزش فیلم بیش از آنکه در روایت کاملاً منسجم یا تحولهای دقیق شخصیتها باشد، در فضاسازی، انرژی بازیگران جوان و حس تاریخیِ بیپناهی آن است.
لایپزیگِ فیلم شهری است که گذشتهاش هنوز محو نشده و آیندهاش هنوز شکل نگرفته؛ همانگونه که پسران داستان میان کودکی ازدسترفته و بزرگسالیِ ناخواسته معلق ماندهاند. پراکندگی روایی، گذارهای شتابزده و شخصیتپردازی کمرمق زنان مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً متوازن تبدیل شود.
« محدودیت مهمتر، نحوهٔ پرداخت شخصیتهای زن است. »
جمعبندی
بااینهمه، تغییر تدریجی لحن از شیطنت نوجوانانه به تراژدی، ضربهای واقعی دارد. فیلم یادآوری میکند که رؤیاهای جوانی همیشه به مقصد نمیرسند؛ گاهی پیش از آنکه فرصت تحقق پیدا کنند، در آشوب زمانه و ناتوانی آدمها برای ساختن آیندهای روشن فرسوده میشوند.
« بااینهمه، تغییر تدریجی لحن از شیطنت نوجوانانه به تراژدی، ضربهای واقعی دارد. »



ثبت دیدگاه