نقد و بررسی
نقد Get Married or Not | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی که ازدواج را نپذیرفته، نه زنی که از آن محروم مانده است «Get Married or Not» با پرسشی ساده اما پُرطنین آغاز میشود: آیا زن مجردِ بالای سیسال واقعاً از ازدواج «ناتوان» است، یا فقط زندگیاش را بر اساس انتخابی دیگر پیش میبرد؟ عنوان چینی مجموعه، که معنایی نزدیک به «چه کسی گفته نمیتوانم ازدواج کنم؟» دارد، از همان ابتدا انگشت بر تفاوت میان خواست شخصی و داوری اجتماعی میگذارد.
در کانون روایت، سه زن مستقل و موفق قرار دارند که هر یک به شکلی متفاوت با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و عاطفی پیرامون ازدواج روبهرو میشوند. مجموعه به جای آنکه مجردماندن را مسئلهای صرفاً فردی یا نشانهای از شکست عاطفی جلوه دهد، آن را در پیوند با هنجارهایی بررسی میکند که برای زنان سن، زمانبندی و مسیر مطلوب زندگی تعیین میکنند.
همین نگاه، به قصه وجهی فراتر از رمانس معمول میبخشد؛ هر آشنایی و هر گفتوگوی عاطفی، پرسشی نیز درباره استقلال، میل و حق انتخاب به همراه دارد. البته اثر همیشه از پاسخهای ساده و آشنا فاصله نمیگیرد، اما در بهترین لحظاتش نشان میدهد که انتخاب ازدواج یا پرهیز از آن، تصمیمی نیست که دیگران بتوانند به جای شخصیتها بگیرند.
سه زندگی، سه صورت از انتخاب محورهای روایی مجموعه از زندگی سه زن شکل میگیرد: چنگ لو، نویسندهٔ فیلمنامه؛ تیان لی، وکیل؛ و دینگ شیا، زنی که تجربهٔ عشق و انتظار را به شیوهای متفاوت از دو دوستش از سر میگذراند. تفاوت حرفه و منش این شخصیتها، به روایت امکان میدهد که موضوع ازدواج را از یک زاویهٔ محدود بیرون بیاورد.
« تفاوت حرفه و منش این شخصیتها، به روایت امکان میدهد که موضوع ازدواج را از یک زاویهٔ محدود بیرون بیاورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنان نه نمونههای یکسان از «زن مستقل» هستند و نه برای رسیدن به پاسخ واحدی درباره عشق و زندگی در کنار هم قرار گرفتهاند. دوستی میان این زنان یکی از ستونهای عاطفی مجموعه است. درام هنگامی که آنان را در کنار یکدیگر قرار میدهد، از مسابقهٔ معمول برای یافتن شریک عاطفی فاصله میگیرد و به رابطهای میپردازد که بر شنیدن، شوخیکردن، اختلافنظر و همراهی استوار است.
این لحظات نشان میدهند که حمایت عاطفی الزاماً از مسیر رابطهٔ عاشقانه نمیگذرد. گاه دوستی، پناهگاهی است که شخصیتها در آن میتوانند بیآنکه دربارهٔ ارزش یا آیندهشان داوری شود، خود واقعیشان باشند. چنگ لو و فاصلهٔ میان نظریه و تجربه رابطهٔ چنگ لو و وی شو، یکی از مسیرهای اصلی سریال است.
وی شو، استاد روانشناسی و پژوهشگرِ موضوع ازدواج، در آغاز با نگاهی تحلیلی به مسئله نزدیک میشود؛ گویی میتوان رفتار و انتخابهای عاطفی را با مجموعهای از قواعد توضیح داد. چنگ لو، در برابر این رویکرد، شخصیتی است که تردیدها و تناقضهایش را پنهان نمیکند. همین تضاد، زمینهای برای طنز و گفتوگوهای جذاب فراهم میآورد و به رابطهشان رنگی فراتر از آشنایی سادهٔ دو شخصیت میدهد.
جذابیت این خط داستانی در فاصلهٔ میان دانستن و زیستن است. وی شو دربارهٔ عشق نظریه دارد، اما نظریهپردازی لزوماً او را از سردرگمی مصون نمیکند؛ چنگ لو نیز با وجود تجربه و استقلال، پاسخ آمادهای برای خواستههایش ندارد. سریال در این تقابل، نکتهای انسانی مییابد: شناختن سازوکارهای عاطفی، جای تجربهکردن و پذیرفتن آسیبپذیری را نمیگیرد.
« دوستی میان این زنان یکی از ستونهای عاطفی مجموعه است. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، مسیر رابطه گاهی طولانیتر از ظرفیت دراماتیکش پیش میرود و برخی رفتوبرگشتها، بهجای آنکه لایهٔ تازهای بسازند، همان تردیدهای پیشین را دوباره بازمیگویند. تیان لی و عاطفه در جهان حرفهای تیان لی وجه دیگری از جهان اثر را نمایندگی میکند: زنی جدی و توانمند که در محیط کاری با مسئولیت و پیامدهای واقعی تصمیمهایش سروکار دارد.
خط عاطفی او و شو هایفنگ، رابطهٔ شخصی را با فضای حرفهای و مسئلهٔ اعتماد پیوند میزند. این پیوند، دستکم در طرح کلی، ظرفیت خوبی دارد؛ زیرا احساسات شخصیتها در خلأ شکل نمیگیرند و انتخابهایشان میتواند بر کار، اعتبار و جایگاه اجتماعی آنان اثر بگذارد. مجموعه در این بخش میکوشد نشان دهد که زندگی عاشقانهٔ زنان شاغل، بخشی جداافتاده از هویت حرفهایشان نیست.
بااینهمه، این رابطه به اندازهٔ خط چنگ لو و وی شو متقاعدکننده از کار درنمیآید. بخشی از این کاستی به پرداخت شو هایفنگ بازمیگردد: او گاهی بیش از اندازه فداکار و کمنقص به نظر میرسد و همین کمال، از پیچیدگی و اصطکاکی میکاهد که برای شکلگیری یک رابطهٔ باورپذیر لازم است. هنگامی که یکی از دو سوی رابطه بیش از حد آرمانی تصویر شود، مخاطب دشوارتر میتواند کشش، اختلاف و آسیبپذیری میان آن دو را همچون تجربهای زنده بپذیرد.
بازیها، لحن و ظرافت کلام از امتیازهای مهم مجموعه، بازیهای طبیعی و لحن نسبتاً صمیمی آن است. شخصیتها در بسیاری از صحنهها به جای آنکه فقط حامل پیامهای نویسنده باشند، با عادتها، مکثها و واکنشهای کوچکشان جان میگیرند. بازیگران اصلی نیز در لحظات طنز، از اغراق پرهیز میکنند؛ شوخیها بیشتر از برخورد نگاهها و تفاوت خلقوخوها حاصل میشوند تا از موقعیتهای ساختگی.
« خط عاطفی او و شو هایفنگ، رابطهٔ شخصی را با فضای حرفهای و مسئلهٔ اعتماد پیوند میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ظرافت کمک میکند فضای اثر، با وجود پرداختن به فشارهای جدی، تلخ و سنگین نشود. دیالوگها نیز در بخشهای موفق، هوشمندانهاند؛ بهویژه وقتی طنز، وسیلهای برای آشکارکردن تناقضهای شخصیتها میشود. بااینحال، گفتوگوهای پرنکته گاهی به صورت جملههایی بیش از اندازه صیقلی و آماده جلوه میکنند؛ گویی شخصیتها پیش از بیان احساسشان فرصت یافتهاند آن را به عبارتی کامل و نقلکردنی تبدیل کنند.
این ویژگی، برای مخاطبی که از گفتوگوی روشن و بامزه لذت میبرد دلنشین است، اما گهگاه از بیواسطگی تجربهٔ انسانی میکاهد. ریتم و کلیشههای عاشقانه «Get Married or Not» مجموعهای چهلقسمتی است و وسعت روایی آن، هم امکان پرداخت چند مسیر زندگی را فراهم میکند و هم خطر پراکندگی و تکرار را به همراه دارد.
در بخشهایی، کشمکشهای عاطفی بیش از اندازه امتداد مییابند و روایت برای رسیدن به نقطهای که از پیش قابل حدس است، مکثهای فراوان میکند. این کندی، بهخصوص هنگامی محسوس میشود که شخصیتها به جای حرکت به سوی شناختی تازه، بار دیگر همان ترسها و سوءتفاهمها را مرور میکنند. همچنین برخی موقعیتهای عاشقانه بر الگوهای آشنای ملودرام تکیه دارند؛ سوءتفاهم، تعلل در بیان احساس و لحظههای رمانتیکی که پیشتر بارها در آثار مشابه دیدهایم.
این عناصر بهخودیخود مانع لذتبردن از اثر نیستند، اما از تازگی آن میکاهند. در نتیجه، مجموعه در پرداخت مسئلهٔ اجتماعیِ ازدواج و استقلال زنان، جسورتر و زندهتر از بخشهایی است که به پیشبرد رمانس اختصاص دارد. جمعبندی «Get Married or Not» در بهترین لحظاتش دربارهٔ یافتن همسر نیست؛ دربارهٔ حق تعریفکردن زندگی است.
« این ظرافت کمک میکند فضای اثر، با وجود پرداختن به فشارهای جدی، تلخ و سنگین نشود. »
قوتها و کاستیها
سه زنِ داستان، هر یک با انتخابها و تردیدهای خاص خود، تصویری چندوجهی از استقلال و نیاز عاطفی به دست میدهند؛ تصویری که نه تجرد را فضیلت مطلق میکند و نه ازدواج را مقصدی ناگزیر میداند. دوستی گرم شخصیتها، طنز ظریف و بازیهای باورپذیر، به مجموعه صمیمیت میبخشند و آن را از ملودرامی صرفاً عاشقانه فراتر میبرند.
در مقابل، کندی برخی بخشها، تکرار کشمکشها، کلیشههای رمانتیک و نابرابری در باورپذیری روابط، مانع آن میشود که اثر در تمام مسیر همسطح و یکدست بماند. با وجود این، ارزش اصلی مجموعه در پرسشی است که پیگیرانه پیش میکشد: آیا زندگی را باید با معیارهای ازپیشتعیینشده سنجید، یا با صداقتی که هر فرد در انتخاب مسیر خودش نشان میدهد؟
پاسخ اثر، نه در یک پایانبندی موعظهگر، بلکه در تفاوت زندگی این زنان و در حق آنان برای انتخابکردن شکل میگیرد.
ثبت دیدگاه