نقد و بررسی
نقد The Big Risk | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از حاشیه «مخاطرهٔ بزرگ» ساختهٔ کلود سوته، در ظاهر فیلمی دربارهٔ سرقت و گریز است؛ اما موتور اصلی آن نه هیجانِ نقشهای پیچیده، بلکه فرسودگی مردی است که میکوشد از زندگیای که خود ساخته بگریزد. آبل داووس، تبهکاری که سالها بیرون از فرانسه زیسته، در پی بازگشت به وطن و آغاز زندگی تازه با خانوادهاش است.
نیاز مالی او را به سرقتی در میلان میکشاند و از همان ابتدا روشن میشود که راه خانه، برای کسی با چنین گذشتهای، مسیری ساده و بیهزینه نخواهد بود. فیلم بهجای آنکه بازگشت را فرصتی برای رهایی تصویر کند، آن را رویارویی دوباره با پیامدهای انتخابهای پیشین میداند. تعقیبوگریز بهمثابه سرنوشت آغاز پرتحرک فیلم، با سرقت روزانه و فرار شتابزده، انتظاری آشنا میسازد: گریزهای پیاپی، تعقیب پلیس و مانورهای پرخطر.
سوته از این عناصر بهره میگیرد، اما آنها را صرفاً به نمایش مهارت و هیجان فرو نمیکاهد. هر جابهجایی و هر پناهگاه موقت، یادآور آن است که زندگی آبل از مدتها پیش به زنجیرهای از فرارها بدل شده است. گریز در اینجا راهی به سوی آزادی نیست؛ بیشتر نوعی تعویق است، فاصله انداختن میان مرد و لحظهای که باید با گذشته و بهای آن روبهرو شود.
« آبل داووس، تبهکاری که سالها بیرون از فرانسه زیسته، در پی بازگشت به وطن و آغاز زندگی تازه با خانوادهاش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ازاینرو، تنش فیلم فقط به این پرسش وابسته نیست که آبل چگونه از مهلکهای بیرون میآید؛ پرسش عمیقتر این است که آیا اساساً میتواند از زندگی مجرمانهای که در آن ریشه دوانده جدا شود. روایت با دنبالکردن مسیر او، مفهوم «خانه» را نیز پیچیده میکند: مقصدی جغرافیایی که قرار است آرامش بیاورد، اما خاطرات، دشمنیها و پیوندهای فرسوده را با خود به همراه دارد.
قهرمانی بیتجمل لینو ونتورا در نقش آبل، حضوری سنگین و کمادا دارد. بازی او از نمایش احساسات آشکار پرهیز میکند و شخصیت را از خلال سکوت، نگاه و واکنشهای کوتاه میسازد. آبل نه قهرمانی آرمانی است و نه شروری یکدست؛ مردی است که در همان حال که برای خانوادهاش آیندهای بهتر میخواهد، از ابزارها و عاداتی جدا نشده که زندگی آنان را ناامن کرده است.
همین تناقض به شخصیت عمق میبخشد و اجازه نمیدهد تماشاگر بهسادگی او را تبرئه یا محکوم کند. در برابر او، ژانپل بلموندو در نقش اریک استارک کیفیتی متفاوت میآورد: جوانتر، سبکبالتر و در ظاهر کمتر گرفتار سنگینی گذشته. برخورد این دو، یکی از جاذبههای انسانی فیلم است. اریک صرفاً همراهی برای پیشبردن مسیر نیست؛ حضورش امکان سنجش دو نسل و دو صورت از زندگی خلافکارانه را فراهم میکند.
« قهرمانی بیتجمل لینو ونتورا در نقش آبل، حضوری سنگین و کمادا دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها، بهویژه در همین تقابل، بدون تکیه بر گفتوگوهای توضیحی، رابطهای میان احتیاط، اعتماد و بیاعتمادی میسازند. رفاقتهایی که دوام نمیآورند فیلم تصویری تلخ از وفاداری در جهان زیرزمینی ارائه میدهد. دوستان قدیمی آبل، هر یک به شکلی از گذشته فاصله گرفتهاند و اکنون بیش از آنکه آمادهٔ خطرکردن باشند، در پی حفظ زندگی تازه و موقعیت خود هستند.
سوته این فاصله را با خطابه یا داوری اخلاقی توضیح نمیدهد؛ آن را در رفتارهای کوچک، مکثها و پاسخهای سرد آشکار میکند. رفاقتهایی که زمانی پشتوانهٔ آبل بودهاند، زیر فشار خطر، شکننده و مشروط از آب درمیآیند. این نگاه، فیلم را از داستانی ساده دربارهٔ «رفیق خوب» و «رفیق بد» دور میکند.
هر شخصیت در نسبت با ترس و مصلحت خود معنا پیدا میکند. حاصل، جهانی است که در آن اعتماد نه امری بدیهی، بلکه سرمایهای کمیاب و پرهزینه است. سرمای عاطفی این جهان گاهی فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند، اما همین فاصله با منطق اخلاقی اثر نیز پیوند دارد: در زندگیای که خشونت و خودحفاظتی به عادت بدل شده، صمیمیت آسان به دست نمیآید.
« رفاقتهایی که دوام نمیآورند فیلم تصویری تلخ از وفاداری در جهان زیرزمینی ارائه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
واقعگرایی و ریتم یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، لحن واقعگرایانه و بیزرقوبرق آن است. خشونت در اینجا جلوهای قهرمانانه ندارد و فرارها نیز شکوهِ ماجراجویی نمیسازند. جزئیات مسیر، توقفها و تغییر پناهگاهها به روایت حس ملموس میدهند؛ گویی شخصیتها در جهانی مادی و پرمانع حرکت میکنند، نه در فضای انتزاعی یک قصهٔ جنایی.
این انتخاب، فضای تیرهٔ فیلم را تقویت میکند و خطر را از سطح حادثه به تجربهای روزمره و خستهکننده میکشاند. بااینحال، همین تأکید بر جابهجایی و جزئیات گریز گاه به کندی میانجامد. در بخشهایی، پیشروی داستان بیش از آنکه از تحول شخصیتها نیرو بگیرد، به تکرار موانع و تدابیر فرار متکی میشود.
برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر صحنه مستقیماً مسیر درام را دگرگون کند، این مکثها ممکن است طولانی به نظر برسند. با وجود این، ریتم فشردهٔ کلی و حس دائمیِ تهدید، مانع از آن میشود که فیلم به روایتی بیرمق تبدیل شود. جهان بصری و جایگاه فیلم فضای بصری اثر با جهان اخلاقیاش همخوان است: شهری و جادهای که نه جلوهفروشی میکنند و نه به پسزمینهای بیاهمیت بدل میشوند.
« واقعگرایی و ریتم یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، لحن واقعگرایانه و بیزرقوبرق آن است. »
قوتها و کاستیها
مکانها بخشی از فشار داستاناند؛ هر گذر، ایست و پناهگاه موقت، بر ناامنی موقعیت آبل میافزاید. فیلمبرداری سیاهوسفید و ثبت جزئیات روزمره، حالوهوایی سرد و مستندگونه پدید میآورد؛ حسی که با تصویر اسطورهای و پرزرقوبرقِ خلافکاران فاصله دارد. «مخاطرهٔ بزرگ» در سالی ساخته شد که موج نوی فرانسه توجه فراوانی برانگیخته بود، اما فیلم مسیر خود را با روایتی کلاسیکتر و استوارتر دنبال میکند.
این تفاوت به معنای بیاعتنایی به زمانه نیست؛ اثر از انرژی و حضور چهرههایی چون بلموندو بهره میگیرد، اما در ساختار و لحن، به سینمای جناییِ موجز و سنجیده نزدیک میماند. نتیجه، فیلمی است که نه فقط برای تعقیبوگریزش، بلکه برای نگاه سرد و انسانیاش به زندگی مجرمانه اهمیت دارد. پایان و اثر عاطفی فیلم در پایان، از جمعبندی گسترده و آرامشبخش پرهیز میکند و همین انتخاب میتواند برای برخی تماشاگران ناگهانی یا ناکافی باشد.
مسیر شخصیتها به فرصتی طولانی برای توضیح، اعتراف یا آشتی تبدیل نمیشود؛ روایت بهجای آنکه همهٔ گرههای عاطفی را با مکثی مفصل باز کند، بر پیامدهای زندگی آبل و محدودیت گزینههای پیش روی او تأکید میگذارد. این فشردگی با جهان فیلم سازگار است، هرچند ممکن است حسِ ناتمامماندنِ بعضی مسیرها را برجای بگذارد.
« مکانها بخشی از فشار داستاناند؛ هر گذر، ایست و پناهگاه موقت، بر ناامنی موقعیت آبل میافزاید. »
جمعبندی
برای حفظ غافلگیری، جزئیات فرجام داستان را نمیتوان بازگو کرد؛ اما میتوان گفت اثر از مخاطب انتظار ندارد برای آبل راهحلی ساده یا رهاییِ بیهزینه تصور کند. پایانبندی، بهجای آنکه صرفاً پاسخ پرسشهای روایی باشد، بر تلخی و بیثباتی جهانی تأکید میکند که شخصیتها در آن زیستهاند. جمعبندی «مخاطرهٔ بزرگ» فیلمی جنایی است که هیجانِ گریز را به تأملی دربارهٔ فرسودگی، وفاداری و بهای انتخابهای گذشته پیوند میزند.
بازیهای کنترلشده، فضای سرد و واقعگرا و تنش پایدار، به آن هویتی متمایز میبخشند؛ در عین حال، کندشدن مقطعی روایت، تکیهٔ فراوان بر جزئیات جابهجایی و پایان نسبتاً ناگهانی ممکن است برای همه رضایتبخش نباشد. بااینهمه، فیلم در پرهیز از قهرمانسازی آسان و تصویرکردن زندگی خلافکارانه بهمثابه چرخهای فرساینده موفق است.
این اثر بیش از آنکه دربارهٔ سرقتی جسورانه باشد، دربارهٔ مردی است که میخواهد به خانه بازگردد، اما نمیتواند گذشتهاش را پشت سر بگذارد.
« بااینهمه، فیلم در پرهیز از قهرمانسازی آسان و تصویرکردن زندگی خلافکارانه بهمثابه چرخهای فرساینده موفق است. »



ثبت دیدگاه