نقد و بررسی
نقد بهار می آید (Spring Turns to Spring) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای فانتزی با ریشهای انسانی «بهار از راه میرسد» از فرضیهای آشنا در کمدیهای فانتزی آغاز میکند: دو زن ناگهان جای یکدیگر قرار میگیرند و باید زندگی را از چشم دیگری تجربه کنند. اما جذابیت سریال تنها به موقعیتهای ناشی از جابهجایی روح محدود نمیشود؛ این تمهید بهانهای است برای رویارویی دو شخصیت با انتخابها، آرزوها و محدودیتهایی که پیشتر از کنارشان گذشتهاند.
کیم بو می، مجری جاهطلبی که توجهش بیشتر به موفقیت فردی معطوف است، و لی بوم، بازیگر پیشینی که زندگیاش در مدار خانواده میچرخد، دو قطب متفاوت این روایتاند. برخورد این دو جهان، امکان میدهد سریال پرسشی ساده اما مؤثر طرح کند: اگر ناچار شویم با بدن و موقعیت دیگری زندگی کنیم، چه چیزهایی را درباره او و درباره خودمان خواهیم فهمید؟
جابهجایی بدن، جابهجایی نگاه این جابهجایی در بهترین لحظاتش صرفاً سازوکار یک کمدی موقعیت نیست؛ دستگاهی روایی است برای دیدن فاصله میان ظاهر زندگی و تجربه درونی آدمها. هر زن با پیامدهایی روبهرو میشود که پیشتر از دور قضاوتشان میکرد: مسئولیتهای خانوادگی، فشارهای شغلی و روابطی که از بیرون ساده به نظر میرسند، اما در عمل پیچیده و فرسایندهاند.
سریال از همین تضاد نیرو میگیرد و شخصیتها را وادار میکند از عادتهای خود فاصله بگیرند. بااینحال، «بهار از راه میرسد» همیشه از ظرفیت تمثیلی ایدهاش بهرهبرداری یکسانی نمیکند. گاهی موقعیت فانتزی به فرصتی برای شناخت متقابل بدل میشود و گاهی فقط بهانهای است تا زنجیرهای از سوءتفاهمها و واکنشهای اغراقآمیز شکل بگیرد.
« سریال از همین تضاد نیرو میگیرد و شخصیتها را وادار میکند از عادتهای خود فاصله بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نوسان، هم بخشی از سرشت سرگرمکننده اثر است و هم نشانه محدودیت آن: سریال میخواهد هم قصهای درباره همدلی باشد و هم کمدیای پرتحرک، اما این دو وجه همیشه بهنرمی در هم نمیآمیزند. دو بازیگر و یک بازی دوگانه مهمترین سرمایه اجرایی سریال، بازی دو بازیگر اصلی، لی یو ری و اوم جی وون، است.
نقشآفرینی آنان باید بیش از نمایش دو شخصیت مستقل عمل کند؛ هرکدام باید در بدن خود و دیگری، کیفیتی قابلتشخیص از شخصیت مقابل را بازآفرینی کند. این کار به تقلیدی سطحی از حرکات یا لحن محدود نمیماند: تغییر حالت چهره، آهنگ صدا، شیوه واکنش و زبان بدن به تماشاگر کمک میکند بفهمد کدام شخصیت در کدام بدن حضور دارد.
این تمایزگذاری، هم به وضوح روایت کمک میکند و هم منبع اصلی بخشی از طنز آن است. تماشاگر از فاصله میان ظاهر آشنا و رفتار نامنتظر لذت میبرد؛ بازیگران نیز این فاصله را با دقت و انرژی نگه میدارند. شیمی میان دو شخصیت، که گاه در قالب همکاری و گاه در قالب تقابل شکل میگیرد، رابطهای را میسازد که از دل موقعیت نامعقول، به تدریج باورپذیر میشود.
اگر اجرای بازیگران به این اندازه روشن و پرجزئیات نبود، ایده مرکزی احتمالاً زودتر فرسوده میشد. کمدی؛ میان شیرینی و اغراق طنز سریال بر برخورد نقشهای اجتماعی و شخصیتهای متضاد بنا شده است. سوءتفاهمها، واکنشهای نامتناسب و دشواری پنهانکردن حقیقت، موقعیتهایی میآفرینند که میتوانند شیرین و خندهآور باشند.
« دو بازیگر و یک بازی دوگانه مهمترین سرمایه اجرایی سریال، بازی دو بازیگر اصلی، لی یو ری و اوم جی وون، است. »
شخصیتها و اجرا
در صحنههایی که کمدی از خود شخصیتها و اختلاف نگاهشان سرچشمه میگیرد، شوخیها طبیعیتر به نظر میرسند؛ خنده از آنجا میآید که دو زن جهان را به شیوههایی متفاوت میخوانند، نه صرفاً از آنجا که اتفاقی عجیب رخ داده است. اما کیفیت شوخیها یکدست نیست. گاهی سریال بر اغراق تکیه میکند و موقعیتی را بیش از اندازه میکشد؛ در نتیجه، آنچه باید خندهدار باشد به تکرار نزدیک میشود.
بخشی از شوخیها نیز به سلیقه مخاطب وابسته است: کسی که با کمدی پرجنبوجوش و واکنشهای نمایشی همراه شود، احتمالاً از آن لذت میبرد؛ اما تماشاگر علاقهمند به طنزی ظریفتر ممکن است لحظاتی را کماثر یا حتی بیمزه بیابد. دوگانگی واکنشها به کمدی اثر، ضعف سادهای نیست که بتوان نادیدهاش گرفت؛ این ویژگی نشان میدهد که سریال بیش از آنکه بر ظرافت موقعیت بنا شود، به انرژی اجرا و حضور بازیگران متکی است.
ریتم و ساختار روایی یکی از دشواریهای اصلی «بهار از راه میرسد» حفظ تازگی ایدهای است که از آغاز نیروی زیادی دارد. جابهجایی بدن، در ابتدا خودبهخود موقعیتهای تازه تولید میکند؛ اما با گذر زمان، تماشاگر الگوی اصلی را میشناسد و هر اتفاق تازه باید چیزی بیش از تکرار همان شوخیها به همراه بیاورد.
در بخشهایی، روایت موفق میشود پیامدهای تازهای از این وضعیت بیرون بکشد؛ در بخشهایی دیگر، پیشروی کندتر میشود و حس میکنیم قصه برای رسیدن به نقطه بعدی بیش از اندازه مکث کرده است. قالب پخش سریال نیز در تجربه ریتم اهمیت دارد: مجموعه در سیودو قسمت کوتاه عرضه شده و این ساختار میتواند تداوم روایت را برای برخی تماشاگران کشدار کند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی قسمتها از انرژی کافی برخوردارند، اما بعضی دیگر بیشتر نقش پل میان رخدادهای اصلی را دارند. در نتیجه، تماشاگرانی که به قصههای فشرده و پرشتاب خو گرفتهاند ممکن است در میانه راه احساس خستگی کنند. این کندی، بهویژه زمانی آشکار میشود که یک موقعیت کمدی پس از آنکه اثر اولیهاش را گذاشته، بار دیگر تکرار میشود.
لایههای اجتماعی و عاطفی در پسزمینه کمدی، سریال به فشارهایی هم نظر دارد که بر زنان در محیط کار و خانواده تحمیل میشود. تفاوت مسیر زندگی بو می و بوم، امکان میدهد مسئله جاهطلبی، مسئولیت و استقلال از دو زاویه طرح شود. اثر همچنین به موضوعاتی مانند فساد، خیانت و تبعیض جنسیتی سر میزند، اما غالباً آنها را از صافی لحن سرگرمکنندهاش عبور میدهد.
این انتخاب باعث میشود سنگینی موضوعات، تماشای سریال را به تجربهای تلخ بدل نکند؛ در عوض، گاه از عمق و پیچیدگیشان میکاهد. بخش عاطفی داستان نیز از رابطه میان دو زن نیرو میگیرد: رابطهای که بر پایه تفاوت آغاز میشود و به شناخت و همدلی نزدیک میشود. لحظههایی که شخصیتها از قضاوت سریع دست میکشند و به محدودیتهای یکدیگر توجه میکنند، از صادقانهترین بخشهای سریالاند.
در همین لحظههاست که فانتزی به مضمون انسانی خود میرسد؛ اینکه زندگی دیگری را نمیتوان تنها از بیرون فهمید و گاهی تجربهای ناخواسته، دریچهای به سوی مهربانی میگشاید. برای چه تماشاگری؟ «بهار از راه میرسد» برای کسی مناسب است که به کمدیهای فانتزی شخصیتمحور، بازیهای پرانرژی و روابطی با حالوهوای گرم علاقه دارد.
« بعضی قسمتها از انرژی کافی برخوردارند، اما بعضی دیگر بیشتر نقش پل میان رخدادهای اصلی را دارند. »
قوتها و کاستیها
جاذبه آغازین سریال واقعی است و دو بازیگر اصلی بهخوبی تفاوت نقشها را برجسته میکنند؛ بنابراین حتی زمانی که قصه کند میشود، تماشای واکنشها و بازی دوگانه آنان همچنان دلنشین میماند. در مقابل، کسی که از کمدی اغراقآمیز لذت نمیبرد یا انتظار دارد هر قسمت با ضرباهنگی فشرده پیش برود، ممکن است با تکرار موقعیتها و شوخیهای نابرابر آن همراه نشود.
این اثر بیش از آنکه بخواهد قواعد فانتزی خود را به شکلی سختگیرانه بسط دهد، به دنبال خلق سرگرمی و فراهمکردن زمینهای برای تغییر رابطه شخصیتهاست. بنابراین بهتر است آن را با معیار یک کمدی سبک سنجید: موفقیتش نه در بینقصبودن همه شوخیها، بلکه در تواناییاش برای ساختن لحظههایی گرم، بازیمحور و گاه واقعاً خندهآور است.
جمعبندی «بهار از راه میرسد» ایدهای جذاب را با دو نقشآفرینی متمایز و رابطهای دلپذیر به پیش میبرد. جابهجایی روحها، هم موتور کمدی است و هم راهی برای عبور از مرزهای ناآگاهی و داوری؛ اما سریال در حفظ شتاب و تنوع شوخیها همیشه موفق نیست و گاه بیش از اندازه به فرمول آغازین خود تکیه میکند.
همین نابرابری باعث میشود تجربه تماشایش برای مخاطبان متفاوت باشد: برای گروهی شیرین و سرگرمکننده، برای گروهی دیگر کشدار و کمخنده. با وجود این، حضور بازیگران اصلی و تواناییشان در جانبخشیدن به دو شخصیت متضاد، اثر را از یک خیالپردازی ساده فراتر میبرد و به آن گرمایی میدهد که تا پایان مسیر همراه تماشاگر میماند.
« جمعبندی «بهار از راه میرسد» ایدهای جذاب را با دو نقشآفرینی متمایز و رابطهای دلپذیر به پیش میبرد. »



ثبت دیدگاه