نقد و بررسی
نقد Adama: The World of Wind | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که از دل باد میگذرد «آداما: جهان باد» با فاصلهگرفتن از الگوی آشنای ماجراجوییهای کودکانه، سفری را پیش میگیرد که هم در جغرافیای بیرونی رخ میدهد و هم در ذهن پسری که ناگهان با جهانی بزرگتر و خشنتر از تجربههایش روبهرو شده است. آداما، پسری دوازدهساله در روستایی دورافتاده در غرب آفریقا، با رفتن برادر بزرگترش، سامبا، از پناهگاه صخرهها بیرون میزند تا او را بیابد.
جستوجویی که در نگاه نخست میتواند ساده و خانوادگی به نظر برسد، بهتدریج با تاریخ جنگ و مناسبات استعماری گره میخورد؛ جهان بیرون، که در تصور روستاییان قلمرو نیروهای پلید است، صورت زمینی و هولناکتری پیدا میکند: اروپای گرفتار جنگ جهانی اول. فیلم را Simon Rouby کارگردانی کرده و مدت آن حدود هشتادودو دقیقه است.
سفر از دل باور یکی از پایههای روایی فیلم، تقابل میان جهانبینی روستا و واقعیت بیرون از آن است. در روستا، «جهان باد» نامی است برای قلمرویی ناشناخته و خطرناک؛ نامی که نهفقط ترس از دوردستها، بلکه شیوهای برای معنا دادن به آنها را نشان میدهد. آداما با عبور از مرز آشنای صخرهها، قدم در مکانی میگذارد که برای او قابلفهم نیست و برای تماشاگر نیز از همان آغاز بهتمامی توضیح داده نمیشود.
« فیلم را Simon Rouby کارگردانی کرده و مدت آن حدود هشتادودو دقیقه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ناآشنایی، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است: ما هم مانند قهرمان نوجوان، باید به تصویرها و نشانههایی تکیه کنیم که معنایشان همیشه روشن نیست. با این حال، فیلم سفر را فقط در قالب آزمونی شجاعانه عرضه نمیکند. تصمیم آداما برای یافتن برادرش از دلبستگی خانوادگی سرچشمه میگیرد، اما سن کم او و شناخت محدودش از جهان، به این تصمیم وجهی آسیبپذیر میدهد.
پایداری او هم تحسینبرانگیز است و هم نگرانکننده؛ تماشاگر میتواند هم از عزمش اثر بگیرد و هم پیوسته بپرسد آیا این کودک میداند چه چیزی در انتظار اوست؟ همین دوگانگی، ماجراجویی را از قهرمانی سادهدلانه دور میکند و به آن تنشی عاطفی میبخشد. کودکی در برابر تاریخ فیلم، روایت جنگ را از جایگاهی غیرمعمول مینگرد: نه از چشم فرماندهان یا سربازان بزرگسال، بلکه از منظر کودکی که مناسبات قدرت را نمیشناسد و ناچار است پیامدهای آن را با حواس خود دریابد.
در این نگاه، جنگ جهانی اول صرفاً پسزمینهٔ تاریخی نیست؛ نیرویی است که زندگی آدمها را از هم میگسلد و معنای خانه، سفر و امنیت را دگرگون میکند. ورود آداما به اروپا، برخورد دو جهان را پیش چشم میآورد: جهان روستایی که در آن روایتها و باورهای جمعی راهی برای فهم نادانستهها هستند، و جهانی که خشونت سازمانیافتهاش در لباس نظم و تمدن ظاهر میشود.
« با این حال، فیلم سفر را فقط در قالب آزمونی شجاعانه عرضه نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
اهمیت این برخورد در آن است که فیلم از کودک آفریقایی بهعنوان وسیلهای برای تزئین یک ماجرای اروپایی استفاده نمیکند. تجربهٔ او مرکز ثقل روایت میماند؛ رویدادهای تاریخی از خلال حیرت، ترس و پرسشهای او معنا پیدا میکنند. از این راه، داستان به سوی پرسشی اخلاقی حرکت میکند: وقتی کودک با جهانی ساختهشده بهدست بزرگسالان روبهرو میشود، چه چیزی از آن جهان را میتواند بفهمد و چه چیزی را فقط باید از سر بگذراند؟
فیلم پاسخ یکدست و خطابهوار نمیدهد، اما همین ناتمامی به فضای آن کمک میکند. تصویرهایی میان افسانه و واقعیت هویت بصری «آداما» از مهمترین ویژگیهای آن است. فیلم به ظاهر آشنای پویانمایی رایانهای بسنده نمیکند و تصویری میسازد که گاه زمخت، گاه شاعرانه و گاه عمداً ناآرام است. چهرهها و حرکتها همیشه صیقلی و طبیعی به نظر نمیرسند؛ در عوض، ناهمواری تصویر با تجربهٔ آداما از جهان پیوند پیدا میکند.
آنچه میبینیم، لزوماً بازنمایی بیطرفانهٔ واقعیت نیست، بلکه واقعیتی است که از چشم پسری ناآشنا با آن عبور کرده است. تغییر حالوهوای تصویر در طول سفر نیز به این معنا کمک میکند. فضای آغازین، با پیوندش به طبیعت و زندگی روستایی، حسی اسطورهای و دور از جهان صنعتی دارد؛ هرچه آداما پیشتر میرود، جهان پیرامونش صورتهایی تازه و دشوارتر پیدا میکند.
« تجربهٔ او مرکز ثقل روایت میماند؛ رویدادهای تاریخی از خلال حیرت، ترس و پرسشهای او معنا پیدا میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی بصری در اینجا فقط آرایش صحنه نیست؛ زبان روایت است. فیلم میکوشد فاصلهٔ میان افسانهای که آداما با آن جهان را توضیح میدهد و واقعیت تاریخیای را که با آن مواجه میشود، به تجربهای دیداری تبدیل کند. نتیجه همیشه یکدست نیست، اما در لحظات موفق، تصویرها بیش از گفتوگوها سخن میگویند.
ریتم، مکث و مسیر روایت آغاز فیلم با شتابی محتاطانه پیش میرود و برای ساختن زمینهٔ فرهنگی و عاطفی داستان زمان میگذارد. این مکثها به فهم دلبستگی آداما به خانه و برادرش کمک میکنند، اما گاهی آنقدر طولانی میشوند که ورود به بخش ماجراجویانهٔ قصه دیرتر از انتظار رخ میدهد. تماشاگرانی که از همان دقایق نخست منتظر حرکت پیوسته و خطرهای آشکارند، ممکن است شروع فیلم را کند بیابند.
در مقابل، همین آرامش اولیه سبب میشود عبور از مرز روستا معنای بیشتری پیدا کند: سفر از جایی آغاز میشود که واقعاً برای قهرمان، خانه است. پس از شروع سفر نیز ریتم همواره یکنواخت نیست. روایت گاهی با تصویر و فضا پیش میرود و اطلاعات را بهجای توضیح روشن، در برخوردها و موقعیتها میگنجاند.
« طراحی بصری در اینجا فقط آرایش صحنه نیست؛ زبان روایت است. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با نگاه کودکانهٔ فیلم سازگار است، اما بهای خود را دارد: بعضی انگیزهها یا رویدادها مبهم میمانند و برخی صحنهها پیوند روشنی با مسیر اصلی پیدا نمیکنند. پایانبندی نیز در همان حالوهوای تأویلی باقی میماند؛ بهتر است آن را نه معمایی با یک پاسخ قطعی، بلکه جمعبندیای دانست که بخشی از معنایش را به تماشاگر واگذار میکند.
این ابهام برای برخی ثمربخش و برای برخی ناخرسندکننده خواهد بود. صدا و جانبخشی به شخصیتها از آنجا که بخش بزرگی از تجربهٔ فیلم به نگاه و تنهایی آداما وابسته است، صداپیشگی باید همزمان معصومیت و سرسختی او را منتقل کند. صدای شخصیتها جهان اجتماعی داستان را شکل میدهد: خانواده، بزرگان روستا و کسانی که آداما در مسیر میبیند، هر یک امکان متفاوتی برای فهم خطر و بازگشت پیش روی او میگذارند.
این صداها جهان بیرونی را توضیح نمیدهند، بلکه نشان میدهند آدمها چگونه در برابر آن واکنش نشان میدهند. حرکتهای گاهبریده و ناهماهنگ شخصیتها ممکن است برای بعضی مخاطبان از پیوند عاطفی با آنها بکاهد. با اینهمه، این نقص را باید در نسبت با انتخاب کلی فیلم سنجید: «آداما» دنبال تقلید کامل از حرکت طبیعی نیست، بلکه میخواهد تصویری ناهموار و غریب بسازد.
« این ابهام برای برخی ثمربخش و برای برخی ناخرسندکننده خواهد بود. »
جمعبندی
چنین رویکردی در نماهای خاص و لحظههای خیالانگیز مؤثر است، اما در صحنههایی که نیازمند ظرافت احساسیاند، گاهی فاصلهای میان شخصیت و تماشاگر ایجاد میکند. این کشاکش میان جذابیت بصری و محدودیت اجرایی، بخشی از تجربهٔ دوگانهٔ فیلم است. جمعبندی «آداما: جهان باد» اثری است که ارزش خود را بیش از هر چیز در پیوند میان داستان بلوغ، حافظهٔ تاریخی و زبان تصویری نامتعارفش مییابد.
سفر آداما برای یافتن برادر، هستهای ساده و عاطفی به روایت میدهد؛ اما فیلم از این هسته برای مواجهه با جنگ، استعمار و برخورد میان افسانه و واقعیت بهره میگیرد. ریتم آغازین کند، حرکتهای ناپیوسته و ابهام برخی صحنهها مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای اثر با قدرتی برابر عمل کنند. بااینحال، همین جسارت در ساختن جهانی دیداری متفاوت و در انتخاب کودکی بهعنوان راهنمای تماشاگر، فیلم را از ماجراجوییهای متعارف جدا میکند.
این اثری برای مخاطبی است که از تصویرهای ناآرام و روایتهای کاملاً توضیحندادهشده گریزان نیست و میپذیرد گاهی سفر، بیش از آنکه پاسخ بدهد، نگاه آدمی را دگرگون کند.
« این کشاکش میان جذابیت بصری و محدودیت اجرایی، بخشی از تجربهٔ دوگانهٔ فیلم است. »



ثبت دیدگاه