نقد و بررسی
نقد بیشه 2024 (The Thicket) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در محاصرهٔ برف و خشونت «The Thicket» فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را به جهانی سرد، خشن و بیپناه میبرد؛ جهانی که در آن قانون نیرویی دوردست و کماثر است و بقا بیش از هر چیز به توانایی خواندن آدمها و تشخیص لحظهٔ خطر وابسته است. فیلم به کارگردانی الیوت لستر و بر پایهٔ رمانی از جو آر.
لنسدیل ساخته شده است. داستان، سفر جک برای یافتن خواهر ربودهشدهاش را به محور روایی خود بدل میکند؛ سفری که او را به گروهی از آدمهای حاشیهنشین و ناسازگار میرساند و سرانجام به قلمرویی مرگبار به نام «بیشه» میکشاند. این مسیر، هم ماجرایی برای نجات یک عزیز است و هم برخوردی با جهانی که مرز میان عدالت و انتقام در آن پیوسته لرزان میشود.
جغرافیایی که به شخصیت بدل میشود مهمترین دستاورد فیلم، فضاسازی آن است. برف و سرما در اینجا صرفاً آرایهای تصویری یا پسزمینهای زیبا نیستند؛ نیرویی دائمیاند که حرکت شخصیتها را دشوار میکنند، تنهاییشان را برجسته میسازند و از هر توقفی احتمال تهدید میآفرینند. چشماندازهای باز و سفید، برخلاف آنچه ممکن است انتظار رود، حس رهایی نمیدهند.
افق وسیع است، اما آدمها در آن کوچک و بیپناه به نظر میرسند. در چنین فضایی، بیابانِ وسترن جای خود را به سرزمین یخزدهای میدهد که طبیعتش به همان اندازهٔ خلافکاران بیرحم است. فیلمبرداری گیلرمو گارزا در انتقال این حس نقش تعیینکنندهای دارد. قابها گاه از فاصلهای باز، کوچکی گروه را در برابر زمین خشن نشان میدهند و گاه با نزدیکشدن به چهرهها، آثار فرسودگی، ترس و خشونت را به تماشاگر تحمیل میکنند.
« فیلم به کارگردانی الیوت لستر و بر پایهٔ رمانی از جو آر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ترکیب این دو مقیاس، هم به روایت بُعدی حماسی میدهد و هم آن را به تجربهای جسمانی نزدیک میکند: گویی سرمای محیط تا داخل قاب نفوذ کرده است. تصویرها خوشساخت و چشمنوازند، بیآنکه خشونت جهان فیلم را به منظرهای صرفاً تزئینی تبدیل کنند. سفری متکی بر گروهی ناهمگون جک در این سفر قهرمانی کامل و کارآزموده نیست؛ جوانی است که ناگهان با مسئولیتی سنگین روبهرو میشود و ناچار است برای انجامش به کسانی اعتماد کند که هر یک گذشته، انگیزه و منش خاص خود را دارند.
حضور شکارچی جایزهبگیر زیرک، گورکنِ آزادشده و زن خیاباندیده، الگوی آشنای گروهی از غریبهها را به داستان میآورد؛ الگویی که از دل تفاوتها، تنش و گاه همکاری پدید میآورد. این ترکیب ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، زیرا اعضای گروه نه همپیمانانی بیاختلاف، بلکه آدمهایی هستند که در شرایطی اضطراری ناچار به همراهی شدهاند.
بااینحال، فیلم همیشه فرصت نمییابد رابطهٔ میان آنان را به اندازهٔ کافی بپروراند. برخی پیوندها بیشتر به کارکرد رواییشان وابسته میمانند تا به فرایندی تدریجی از شناخت و اعتماد. ازاینرو گروه گاهی اندکی ازهمگسیخته به نظر میرسد؛ انگار فیلم میخواهد همزمان از هر شخصیت بهره ببرد و مسیر اصلی را نیز با شتاب پیش ببرد.
با وجود این، همین ناهمگونی به روایت طراوت میدهد و آن را از سفری کاملاً تکقهرمانه دور میکند. پیتر دینکلیج؛ مرکز ثقل روایت بازی پیتر دینکلیج از عناصر اصلی کشش فیلم است. او رجینالد جونز را نه صرفاً به شکل شکارچیای ماهر و خونسرد، بلکه به صورت شخصیتی میسازد که هوش و تجربهاش پشت رفتاری حسابشده پنهان شده است.
« تصویرها خوشساخت و چشمنوازند، بیآنکه خشونت جهان فیلم را به منظرهای صرفاً تزئینی تبدیل کنند. »
شخصیتها و اجرا
حضور او در قاب، به صحنهها وزن میدهد و معمولاً با تغییر لحن یا واکنشی سنجیده، مسیر توجه تماشاگر را به سوی خود میکشاند. نقشآفرینیاش متکی بر اغراق مداوم نیست؛ بخش مهمی از اثرگذاری آن از کنترل، مکث و اطمینانی میآید که شخصیت در موقعیتهای تهدیدآمیز نشان میدهد. بااینحال، این بازی بهتنهایی نمیتواند همهٔ فاصلههای فیلمنامه را پر کند.
جونز جذاب و دیدنی است، اما گاهی میتوان حس کرد که فیلم بیش از آنکه شخصیت را در لایههای متناقضش بکاود، از کاریزمای بازیگر برای پیشبرد صحنهها بهره میگیرد. در نتیجه، نقش بهیادماندنی میشود، اما الزاماً به یکی از عمیقترین شخصیتهای کارنامهٔ دینکلیج بدل نمیشود. بازی او بااینهمه، ستون محکمی برای روایت است و به داستانی که مسیرش آشناست، انرژی و تمرکز میبخشد.
جولیت لوئیس و تهدیدی که جای گسترش دارد جولیت لوئیس در نقش کاتثروت بیل حضوری پرقدرت و ناآرامکننده دارد. اجرای او به شخصیت کیفیتی غیرقابلپیشبینی میبخشد؛ تهدید از آنجا میآید که بیل نه فقط مجرمی خشن، بلکه انسانی است که رفتار و لحنش میتواند ناگهان از کنترل خارج شود. لوئیس برای ساختن این بیثباتی به صدای آرام یا رفتارهای نامعمول بسنده نمیکند؛ در حضور او نوعی بیاعتنایی سرد به رنج دیگران حس میشود که با آشوب درونی شخصیت پیوند میخورد.
با این همه، فیلم به اندازهٔ کافی در شخصیتپردازی بیل درنگ نمیکند. او تهدیدی مؤثر در ساختار ماجراست، اما زمینهٔ کافی برای فهم انگیزهها یا تناقضهایش فراهم نمیشود. همین کمبود، از یک سو به هالهٔ هولناک شخصیت کمک میکند و از سوی دیگر، ظرفیت دراماتیک او را محدود میسازد. بازی لوئیس از ماندگارترین وجوه فیلم است، اما شخصیت میتوانست با زمان و عمق بیشتری، فراتر از نقش یک نیروی شرور و خطرناک گسترش یابد.
« بااینحال، این بازی بهتنهایی نمیتواند همهٔ فاصلههای فیلمنامه را پر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت آشنا و ضرباهنگ کنترلشده در هستهٔ داستان، الگوی آشنای وسترن انتقامجویانه و سفر برای نجات قرار دارد. فیلم این الگو را کنار نمیگذارد و وانمود هم نمیکند که روایتی کاملاً بیسابقه پیش میکشد. مسیر جک، شکلگیری گروه و تعقیب دشمن، همگی در قلمرو داستانهایی قرار میگیرند که تماشاگر ژانر با آنها آشناست.
بنابراین تازگی اثر بیشتر در بافت و حالوهوایش است تا در معماری کلی قصه. ضرباهنگ فیلم خوشتماشاست، اما همیشه مطابق انتظارِ تریلرهای پرتحرک پیش نمیرود. اکشن وجود دارد، ولی اثر بهجای آنکه پیوسته بر درگیریهای پرشتاب تکیه کند، بخشی از کشش خود را از تعقیب، گفتوگو، توقفهای پرتنش و انتظار برای برخورد بعدی میگیرد.
این انتخاب با فضای زمخت و سرد فیلم هماهنگ است، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار وسترنی بسیار پرحادثه دارند، کمتحرکتر از حد انتظار جلوه کند. گاهی نیز فشردگی روایت باعث میشود بعضی تحولات عاطفی زودتر از آنچه باید اتفاق بیفتند و فرصت کافی برای تهنشینشدن پیدا نکنند. جهان اخلاقی فیلم یکی از پرسشهای ضمنی «The Thicket» این است که در سرزمینی بیقانون، مرز میان آدمهای درستکار و آدمهای خطرناک تا چه اندازه روشن میماند.
فیلم پاسخ فلسفی مفصلی به این پرسش نمیدهد، اما آن را در موقعیتهای دشوار شخصیتها زنده نگه میدارد. جک با جهانی روبهرو میشود که در آن نیت خوب بهتنهایی برای حفاظت از دیگران کافی نیست. همراهانش نیز هر کدام به شکلی با گذشته، خشونت یا محدودیتهای خود دستوپنجه نرم میکنند. این تقابل، به داستان امکان میدهد از ماجرای تعقیب صرف فراتر رود و دربارهٔ بهای بقا و معنای انتخاب در شرایط ناگزیر تأمل کند.
« روایت آشنا و ضرباهنگ کنترلشده در هستهٔ داستان، الگوی آشنای وسترن انتقامجویانه و سفر برای نجات قرار دارد. »
قوتها و کاستیها
در این زمینه، فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگیهای نظری تکیه کند، از محیط و رفتار شخصیتها بهره میگیرد. سرما، خطر و فرسودگی، اخلاق را به مسئلهای عملی بدل میکنند: آدمها در لحظهٔ تهدید چه میکنند و چه چیزی را حاضرند برای نجات دیگری به خطر بیندازند؟ این پرسشها در فیلم حضور دارند، هرچند پرداخت آنها گاه زیر سایهٔ نیازهای ماجراجویانهٔ قصه قرار میگیرد.
جمعبندی «The Thicket» وسترنی برفی و خوشساخت است که بیش از هر چیز با فضای دیداری، سرمای ملموس جهانش و حضور بازیگران اصلی جذابیت میآفریند. پیتر دینکلیج به روایت نیروی مرکزی میدهد و جولیت لوئیس در مقام تهدیدی بیقرار، از برجستهترین عناصر فیلم است. فیلمبرداری چشمنواز و ضرباهنگ عمدتاً روان نیز تماشای آن را دلپذیر میکنند.
در مقابل، داستان بر بنیانی آشنا استوار است، شخصیت کاتثروت بیل مجال کافی برای گسترش نمییابد و میزان اکشن ممکن است با انتظار تماشاگر از یک تریلر وسترن پرهیجان فاصله داشته باشد. همچنین، گروه ناهمگون قهرمانان گاهی بیش از حد فشرده و کمپرداخت به نظر میرسد. بااینحال، فیلم در ساختن جهانی سرد، خشن و پرخطر موفق است و تجربهای تماشایی ارائه میدهد؛ اثری که نه ژانر وسترن را از نو تعریف میکند و نه میکوشد، بلکه با اتکا به تصویر، بازیها و حالوهوای متمایزش، روایتی آشنا را به سفری دیدنی بدل میسازد.
« در این زمینه، فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگیهای نظری تکیه کند، از محیط و رفتار شخصیتها بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه