نقد و بررسی
نقد The Devil's Bath | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فضایی که پیش از روایت، حکم خود را صادر میکند «The Devil’s Bath» فیلمی تاریخی و روانشناختی از Veronika Franz و Severin Fiala است؛ اثری که از همان آغاز روشن میکند با وحشتی متعارف، متکی بر غافلگیریهای پیاپی یا تهدیدی فراطبیعی روبهرو نیستیم. وحشت اینجا در زندگی روزمره رسوب کرده است: در خانهای که کارش پایان ندارد، در جامعهای که برای اندوه واژگانی جز گناه و تسخیر ندارد، و در نظمی که رنج را میبیند اما راهی برای فهمیدن آن پیدا نمیکند.
داستان در اتریشِ سال ۱۷۵۰ میگذرد و مسیر آگنس، زنی تازهازدواجکرده، را دنبال میکند؛ زنی که میان تمنای یک زندگی صمیمی و واقعیت سخت و خاموش پیرامونش گرفتار میشود. فیلم از پروندههای تاریخی الهام گرفته، اما بهجای آنکه صرفاً بازسازی واقعهای گذشتهنگر باشد، میکوشد تجربهٔ محصورماندن را به تماشاگر منتقل کند.
ازدواج بهمثابه ورود به نظمی بسته ازدواج آگنس در ظاهر باید آغاز فصلی تازه باشد؛ بااینحال، فیلم بهتدریج نشان میدهد که این آغاز بیش از آنکه نویدبخش باشد، انتقال او از نظمی آشنا به جهانی بیگانه است. خانهٔ تازه، خانوادهٔ شوهر و مناسبات روستا برای او جایگاه روشنی فراهم نمیکنند. از آگنس انتظار میرود همسر و عروسی شایسته باشد، اما کمتر کسی میپرسد خودش چه میخواهد یا چگونه میتواند در این زندگی جایی برای خویش بسازد.
نکتهٔ مهم آن است که فشار فیلم تنها از یک شخصیت بدسرشت سرچشمه نمیگیرد. روابط سرد و فرسایندهاند، اما مسئله به یک دشمن مشخص خلاصه نمیشود. آنچه آگنس را محدود میکند، شبکهای از نقشها، عادتها و باورهای جمعی است؛ نظمی که میتواند بدون خشونت آشکار هم انسان را از امکان انتخاب تهی کند.
« خانهٔ تازه، خانوادهٔ شوهر و مناسبات روستا برای او جایگاه روشنی فراهم نمیکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب روایی، فیلم را از ملودرامی ساده دربارهٔ زن ستمدیده دور میکند و به تصویری گستردهتر از مناسبات قدرت میرساند. روانِ فرسوده و دشواریِ همدلی مرکز ثقل اثر، نه حادثهای بیرونی، بلکه دگرگونی تدریجی حال آگنس است. او در محیطی زندگی میکند که رنج روانیاش را بهدرستی تشخیص نمیدهد؛ اندوه و آشفتگیاش با زبان مذهبی و تعبیرهای خرافی فهمیده میشوند و پاسخها نیز بهجای حمایت، میتوانند به فشار بیشتری بینجامند.
این برخورد، تضادی تلخ میسازد: اطرافیان ممکن است گمان کنند در پی کمکاند، اما ابزار و تصوری که در اختیار دارند، برای تسکین رنج او کفایت نمیکند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد همهٔ تصمیمهای آگنس را بیدرنگ بپذیرد. برعکس، بخشی از تجربهٔ تماشای آن در همین فاصله نهفته است: میتوان وضعیت او را فهمید، بیآنکه هر انتخابش کاملاً روشن یا قانعکننده جلوه کند.
برای بعضی مخاطبان، این ابهام بخشی از واقعگرایی روانی اثر است؛ برای برخی دیگر، مانعی عاطفی خواهد بود. فیلم گاهی بیش از آنکه انگیزهها را با کلام توضیح دهد، آنها را در تکرار رفتارها، سکوتها و جزئیات محیط جای میدهد. این روش به فضای اثر عمق میدهد، اما اگر تماشاگر با ریتم و زبان تصویری آن همراه نشود، ممکن است شخصیت اصلی دور از دسترس بماند.
ریتم کند؛ انتخابی معنادار با بهایی واقعی کندی «The Devil’s Bath» صرفاً نتیجهٔ مکثهای طولانی نیست؛ ساختار فیلم آگاهانه بر تکرار کارهای روزانه و استمرار روزمرگی تکیه دارد. کار خانه، رفتوآمد، مناسبات جمعی و فرسایش تدریجی روح، چنان در روایت جای میگیرند که زمان به تجربهای سنگین بدل میشود.
« روانِ فرسوده و دشواریِ همدلی مرکز ثقل اثر، نه حادثهای بیرونی، بلکه دگرگونی تدریجی حال آگنس است. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر فقط از دشواری آگنس باخبر نمیشود؛ باید تا اندازهای در همان چرخهٔ بسته بماند. بااینهمه، میان بازنمایی ملال و دچارشدن خود فیلم به ملال، مرزی ظریف وجود دارد. اثر در بخشهایی از آن مرز عبور میکند. تکرار میتواند حس زندان را تشدید کند، اما گاه نیز اطلاعات تازهای دربارهٔ وضعیت شخصیت یا دگرگونی درونی او به دست نمیدهد.
از همین رو، برخی صحنهها ممکن است کشدار و کمپیشبرنده به نظر برسند. ریتم آرام برای مخاطبی که به وحشت پرحادثه یا روایت پرپیچوخم چشم دارد، بهاحتمال زیاد دشوار خواهد بود؛ درحالیکه بینندهٔ پذیرای سینمای تأملی میتواند این کندی را بخشی از مضمون فیلم بداند. تصویرپردازی و طبیعتِ بیپناه تصاویر فیلم از برجستهترین دستاوردهای آناند.
مناظر روستایی و زیبایی طبیعی محیط، برخلاف انتظار، پناهگاهی آرامشبخش نمیسازند. طبیعت چشمنواز است، اما فاصله و سردی آن با زندگی آدمها، به حس انزوا میافزاید. قابها اغلب بهجای آنکه شخصیتها را از فشار محیط رها کنند، آنها را درون فضا محصور میسازند؛ خانه، روستا و چشماندازهای پیرامون به بخشهایی از همان جهان بسته تبدیل میشوند.
رنگها و نورپردازی نیز در خدمت همین نگرشاند. تیرگی تصویر تنها نشانهای تزئینی برای القای وحشت نیست؛ با زندگیای پیوند میخورد که شادی در آن بهسختی مجال ظهور مییابد. زیبایی بصری فیلم از این جهت کارکردی دوگانه دارد: تماشایی است، اما آرامشبخش نیست. این تضاد، تجربهای بهجا میگذارد؛ منظرهای میتواند دلانگیز باشد و در همان حال بر بیپناهی انسان در دل آن تأکید کند.
« تماشاگر فقط از دشواری آگنس باخبر نمیشود؛ باید تا اندازهای در همان چرخهٔ بسته بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی صحنه و پوشش نیز کمک میکنند دورهٔ تاریخی ملموس بماند، بیآنکه جهان فیلم به نمایشگاهی پرزرقوبرق بدل شود. بازیها و بدنِ زیر فشار Anja Plaschg در نقش آگنس، اجرایی کمتکیه بر توضیح و پرمتکی بر حضور بدنی ارائه میدهد. نگاه، سکوت و کیفیت حرکت او اهمیت دارند؛ گویی شخصیت بهتدریج از توان بیان خواستههایش محروم میشود و بدنش ناچار است بار آنچه گفته نمیشود به دوش بکشد.
این شیوه با فرم فیلم سازگار است، زیرا روایت نیز بهندرت احساسات را به سخنرانیهای توضیحی تبدیل میکند. بازی او قرار نیست همواره دلسوزی آسانی برانگیزد؛ گاهی فاصله و ابهام را حفظ میکند و همین ویژگی میتواند هم نقطهٔ قوت اجرا باشد و هم مانعی برای همذاتپنداری بخشی از تماشاگران. بازیگران پیرامونی نیز در ساختن جامعهای باورپذیر نقش دارند؛ جامعهای که در آن افراد ممکن است در روابط خصوصی خود سرد یا ناتوان باشند، بیآنکه به چهرههایی یکبعدی تبدیل شوند.
این پرهیز از سادهسازی، به فضای تاریخی فیلم اعتبار میبخشد و توجه را از مقصرجویی فردی به ساختاری جلب میکند که همگان در آن زندگی میکنند، اما همه به یک اندازه از آن آسیب نمیبینند. وحشتِ جسمانی، خشونت و محدودیت تماشا عنوان فیلم و برخی تصاویرش ممکن است انتظار اثری فراطبیعی یا وحشتی پرهیجان را ایجاد کند، اما سرچشمهٔ ترس در اینجا عمدتاً روانی و اجتماعی است.
فیلم از خشونت و تصاویر آزاردهنده نیز بهره میگیرد، اما این عناصر بهجای آنکه صرفاً برای شوکآفرینی به کار روند، بخشی از جهان بیرحم و فهمناپذیر داستاناند. بااینحال، تأثیر آنها بر تماشاگر سبک نیست؛ فضای تلخ و پیوستهٔ فیلم، همراه با لحظات جسمانیِ ناخوشایند، ممکن است تجربهٔ تماشا را فرساینده کند.
« طراحی صحنه و پوشش نیز کمک میکنند دورهٔ تاریخی ملموس بماند، بیآنکه جهان فیلم به نمایشگاهی پرزرقوبرق بدل شود. »
قوتها و کاستیها
از این نظر، «The Devil’s Bath» برای همهٔ موقعیتها و همهٔ مخاطبان فیلمی آسان نیست. تماشاگرانی که به فضای سنگین حساساند یا انتظار دارند وحشت با تنوع و تعلیق روایی همراه باشد، ممکن است بیش از آنکه درگیر شوند، خسته شوند. اما برای کسانی که سینمای تاریخی را راهی برای مواجهه با رنجهای فراموششده میدانند، این سختی بخشی از صداقت اثر است؛ فیلم نمیخواهد تجربهای دلپذیر بسازد، بلکه اصرار دارد وزن جهان خود را حفظ کند.
جمعبندی «The Devil’s Bath» اثری خوشتصویر، خفه و تلخ است که وحشت را در فاصلهٔ میان زندگی روزانه و فروریختن روان جستوجو میکند. قوت اصلیاش در فضاسازی، تصویرهای چشمنوازِ بیآرامش و نمایش فشار تدریجی جامعهای بسته نهفته است. فیلم بهدرستی نشان میدهد که چگونه کار، تنهایی، انتظارات زناشویی و تفسیرهای ناتوان از رنج روانی میتوانند دستبهدست هم دهند و فرد را به بنبستی هولناک نزدیک کنند.
در مقابل، ریتم کند و تکرارشونده گاه بیش از اندازه امتداد مییابد؛ افزون بر آن، تصمیمها و انگیزههای آگنس برای هر مخاطبی بهیکسان قانعکننده نخواهند بود. تندی و تلخی تصاویر نیز مجال چندانی برای فاصلهگرفتن از فضای داستان باقی نمیگذارد. بنابراین، ارزش فیلم را باید نه در سرگرمکنندگی یا شتاب روایت، بلکه در توان آن برای ساختن تجربهای سنگین و ماندگار سنجید.
این اثری است برای تماشاگر صبور؛ فیلمی که ممکن است در حین تماشا فرسودهکننده باشد، اما تصویرش از گرفتاری انسانی و زیبایی سرد جهانش، پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند.
« از این نظر، «The Devil’s Bath» برای همهٔ موقعیتها و همهٔ مخاطبان فیلمی آسان نیست. »



ثبت دیدگاه