نقد و بررسی
نقد Wildling | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان افسانه و بلوغ «Wildling» با تصویری ساده اما ناآرام آغاز میشود: دختری به نام آنا سالهای کودکیاش را در انزوا و زیر نظر مردی میگذراند که او را «بابا» مینامد. مرد جهان بیرون را خطرناک جلوه میدهد و با قصههایی درباره موجودی رازآلود، ترس را به بخشی از زندگی روزمره او بدل میکند.
هنگامی که آنا سرانجام با دنیای بیرون روبهرو میشود، فیلم پرسشی را پیش میکشد که از همان ابتدا جذابیت اصلیاش است: آیا آنچه درباره جهان به او گفتهاند حقیقت دارد، یا حقیقت خود چیزی است که باید از نو کشف شود؟ فیلم ساخته فریتس بوم، در لایه نخست یک قصه ترسناک درباره موجودی افسانهای به نظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، داستانی درباره بلوغ، بدن، هویت و دشواری ورود به جامعه است.
همین ترکیب، «Wildling» را از یک روایت معمول درباره دختری گرفتار فراتر میبرد و به آن امکان میدهد در آغاز، هم رازآلود باشد و هم استعاری. بااینحال، فیلم در ادامه برای حفظ تعادل میان این دو وجه با دشواری روبهرو میشود؛ گویی ایدهاش از مسیر روایت جلوتر میرود و هرچه بیشتر توضیح داده میشود، بخشی از نیروی رازآمیز خود را از دست میدهد.
شروعی که کنجکاوی میسازد نقطه قوت اصلی فیلم، چگونگی معرفی جهان آناست. اطلاعات بهتدریج و از خلال ترسها، عادتها و برداشتهای او از زندگی روزمره به تماشاگر میرسد. بیرون از اتاق، چیزهایی که برای دیگران عادیاند، برای او ناشناخته و گاه تهدیدآمیز هستند. این جابهجایی زاویه دید، جهان آشنا را برای مدتی تازه و نامطمئن جلوه میدهد؛ بهویژه چون تماشاگر نیز همزمان با آنا میکوشد میان روایت «بابا» و نشانههایی که در محیط دیده میشود تمایز بگذارد.
« شروعی که کنجکاوی میسازد نقطه قوت اصلی فیلم، چگونگی معرفی جهان آناست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بخش آغازین از این ناآگاهی بهخوبی بهره میگیرد. فضای خانه، قصههای هشداردهنده و سکوتهای سنگین، حس محدودیتی را پدید میآورند که صرفاً جسمانی نیست: آنا از فهمیدن جهان نیز محروم شده است. از همینرو، رهایی او بهتنهایی به معنای آزادی نیست؛ ورود به جامعه مرحله تازهای از بیگانگی است.
این گذار ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد و به فیلم اجازه میدهد ترس را با شگفتی، کنجکاوی و اندوه درهم بیامیزد. شروع اثر بهدرستی این وعده را میدهد که با روایتی صرفاً متکی بر ترساندن مخاطب روبهرو نیستیم. آنا و معنای هویت شخصیت آنا در مرکز پرسشهای فیلم قرار دارد: هویت تا چه اندازه محصول تربیت و محیط است، و چه اندازه در پیوند با بدن و طبیعت شکل میگیرد؟
او باید در جهانی زندگی کند که برایش نامگذاری شده، اما فرصت فهمیدنش را نداشته است. تجربههای معمول نوجوانی، از ارتباط با دیگران تا شناخت تغییرات درونی، برای او ناگهان و بدون زمینهای امن رخ میدهند. همین موقعیت، وجه بلوغ داستان را از کلیشههای رایج آن متمایز میکند؛ زیرا آنا نهتنها در پی یافتن جایگاه خود میان همسالان است، بلکه باید بفهمد آیا اساساً قواعدی که جامعه به او عرضه میکند با سرشتش سازگارند یا نه.
فیلم میکوشد این دگرگونی را از منظر خود آنا روایت کند، نه فقط از نگاه کسانی که درباره او تصمیم میگیرند. این انتخاب، امکان همدلی بیشتری فراهم میآورد و مفهوم «دیگری» را پیچیدهتر میکند: چیزی که ترسناک یا ناهنجار خوانده میشود، شاید تنها به این دلیل بیگانه به نظر برسد که با معیارهای رایج جور درنمیآید.
« فیلم در بخش آغازین از این ناآگاهی بهخوبی بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، اثر در پرداخت همه این پرسشها یکسان موفق نیست. گاهی نمادهای بلوغ و خودشناسی روشن و قابلتوجهاند و گاهی زیر بار توضیحهای روایی یا نیاز به پیشبردن خط داستانی، سادگی و ظرافت خود را از دست میدهند. بازیها و شخصیتهای پیرامونی بل پاولی بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد و در نقش آنا میان معصومیت، آشفتگی و خشونتی که از کنترلش بیرون میرود رفتوآمد میکند.
اهمیت بازی او در این است که آنا را به مجموعهای از واکنشهای هراسآلود فرو نمیکاهد. کنجکاوی و ناآشنایی او با جهان، در کنار اضطراب و خشم، به شخصیت بافتی انسانی میدهد. این نقش به بازیگری نیاز دارد که بتواند تغییرات درونی را بدون تکیه دائمی بر گفتوگو منتقل کند؛ پاولی در بسیاری از لحظهها از پس این کار برمیآید و حضورش پیوند میان عناصر افسانهای و درام شخصی را حفظ میکند.
لیو تایلر در نقش الن، چهرهای از مراقبت و پذیرش را به جهان فیلم میآورد. حضور او در برابر شخصیت «بابا» نوع دیگری از رابطه را مطرح میکند: رابطهای که در آن حمایت میتواند راهی برای نزدیکشدن به حقیقت باشد، نه صرفاً وسیلهای برای کنترل. برد دوریف نیز با چهرهای که بهطور طبیعی میتواند همزمان آرامشبخش و نگرانکننده باشد، به بخشهای آغازین وزن میدهد.
بااینحال، برخی شخصیتهای پیرامونی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل. فیلم گاهی از آنها برای رساندن آنا به مرحله بعدی داستان استفاده میکند، بیآنکه فرصت کافی برای گسترش رابطه یا انگیزههایشان فراهم کند. در چنین لحظههایی، بازیها بهتر از خود فیلمنامه عمل میکنند. فضاسازی، تصویر و طراحی موجود «Wildling» در ساختن حالوهوای رازآلود، به تصویر و فضای پیرامونی تکیهای مؤثر دارد.
« بااینهمه، اثر در پرداخت همه این پرسشها یکسان موفق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانه و محیط طبیعی، در برابر جهان اجتماعی قرار میگیرند، اما این تقابل همیشه به معنای ساده «امنیت در برابر خطر» نیست. طبیعت هم میتواند هراسانگیز باشد و هم محل تعلق؛ جامعه نیز هم امکان حمایت دارد و هم میتواند با داوری و طرد همراه شود. همین دوگانگی به فضاها معنا میبخشد و از تبدیلشدن آنها به پسزمینهای خنثی جلوگیری میکند.
طراحی موجود فیلم از جنبههای چشمگیر آن است. ظاهرش بهگونهای شکل گرفته که هم با تصور آشنا از هیولا نسبت دارد و هم از آن فاصله میگیرد. این انتخاب، برای داستانی که درباره مرز میان انسان و غیرانسان است اهمیت دارد: موجود نباید تنها مایه ترس باشد، بلکه باید بتواند پرسشهایی درباره تفاوت، بدن و نگاه دیگران برانگیزد.
فیلم در نمایش بصری این وجه، در لحظههایی موفق است و طراحی موجود به اثر هویتی مشخص میدهد. اما جلوه بصری بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت روایی را بگیرد؛ هنگامی که داستان به سوی مسیرهای آشناتر میرود، تازگی طراحی نیز بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. افتوخیز روایت و محدودیتهای فیلمنامه مشکل مهم فیلم آن است که پس از شروعی کنجکاویبرانگیز، در حفظ تازگی و تعلیق خود پیوستگی ندارد.
هرچه روایت از فضای ناشناخته فاصله میگیرد و اطلاعات بیشتری درباره وضعیت آنا عرضه میکند، برخی مسیرها قابلپیشبینیتر میشوند. ایده آغازین ظرفیت آن را دارد که به بررسی پیچیدهتری از حقیقت و دروغ، تربیت و کنترل، یا طبیعت و جامعه برسد؛ اما فیلم گاهی بهجای گسترش این پرسشها، به عناصر آشنای قصههای ترسناک و درامهای بلوغ متوسل میشود.
« همین دوگانگی به فضاها معنا میبخشد و از تبدیلشدن آنها به پسزمینهای خنثی جلوگیری میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، فاصلهای میان بلندپروازی مفهومی فیلم و آنچه در اجرا تحقق مییابد پدید میآید. ریتم نیز در بخشهایی از این نابرابری تأثیر میپذیرد. بعضی صحنهها برای رسیدن به نقطه بعدی بیش از اندازه کش میآیند، درحالیکه برخی تغییرهای مهم به فرصت بیشتری برای جاافتادن نیاز دارند. این تفاوت در سرعت، پیوند عاطفی تماشاگر با مسیر آنا را گاهی سست میکند.
دیالوگها نیز همیشه طبیعی نیستند؛ شماری از آنها بیش از آنکه از شخصیت و موقعیت زاده شوند، برای توضیح مضمون یا آمادهکردن رخداد بعدی به کار میروند. چنین لحظههایی بهویژه در فیلمی که بخش مهمی از جذابیتش به راز و ابهام وابسته است، از نیروی تعلیق میکاهند. پایانبندی و تحقق وعده فیلم این بخش از بحث، بدون ورود به رویدادهای پایانی، به همان پرسش کلی بسنده میکند که آیا فیلم میتواند ایدههای آغازین خود را در پایان به نتیجهای قانعکننده برساند.
پاسخ یکدست نیست. اثر از ابتدا وعده میدهد که قصهای درباره خودشناسی و رابطه فرد با جامعه روایت کند؛ اما در ادامه، برخی انتخابهای داستانی آن را به مسیری آشناتر میبرند. این تغییر لزوماً ناموفق نیست، ولی زمانی مسئلهساز میشود که پایان نتواند میان بخش افسانهای و معنای انسانی قصه پیوندی محکم برقرار کند.
از همین رو، پایانبندی برای بخشی از تماشاگران ممکن است شتابزده یا کمرضایتبخش جلوه کند. فیلم به نقطهای میرسد که انتظار میرود مجموعه پرسشهایش را در قالبی منسجمتر جمع کند، اما نتیجه همیشه به اندازه مقدمهاش تأثیرگذار نیست. این ضعف بیشتر از آنکه به خود ایده مربوط باشد، به چگونگی آمادهسازی و پرداخت آن بازمیگردد: اثر سرنخها و زمینههایی را میچیند که توقعی مشخص میسازند، ولی در لحظه نتیجهگیری، همه آنها را با قدرت برابر به هم متصل نمیکند.
« در نتیجه، فاصلهای میان بلندپروازی مفهومی فیلم و آنچه در اجرا تحقق مییابد پدید میآید. »
جمعبندی
جمعبندی «Wildling» فیلمی است با هستهای جذاب و فضایی که در آغاز بهخوبی کنجکاوی برمیانگیزد. داستان آنا، درهمتنیدگی ترس و بلوغ، بازی قابلتوجه بل پاولی و طراحی دیدنی موجود، به اثر شخصیت میبخشند. همچنین نگاه فیلم به بیگانگی و دشواری زیستن در قالبهایی که دیگران تعیین کردهاند، از آن ظرفیت میسازد تا فراتر از یک قصه هیولایی ساده برود.
اما این ظرفیت همیشه به پرداختی همسطح نمیرسد. روایت پس از شروع قدرتمندش به مسیرهایی آشناتر نزدیک میشود، ریتم در بخشهایی افت میکند، دیالوگها گاه تصنعی به گوش میرسند و پایان نیز برای برخی مخاطبان جمعبندی رضایتبخشی فراهم نمیکند. حاصل، فیلمی نابرابر اما بهیادماندنی در ایده و تصویر است: اثری که لحظههایی از تازگی و تأثیر دارد، ولی در تبدیل آن تازگی به روایتی کاملاً منسجم و ماندگار به دشواری برمیخورد.
« جمعبندی «Wildling» فیلمی است با هستهای جذاب و فضایی که در آغاز بهخوبی کنجکاوی برمیانگیزد. »



ثبت دیدگاه