نقد و بررسی
نقد Kinetta | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فضای حاشیهای و رخوتِ خارج از فصل «Kinetta» فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را از مسیر آشنای روایت داستانی دور میکند. ماجرا در اقامتگاهی ساحلی در یونان میگذرد؛ جایی که بیرون از فصل گردشگری، فضاهای تفریحی و راهروهای هتل بیش از آنکه پذیرای زندگی باشند، به محوطههایی متروک و بیمصرف میمانند.
این خلوتی صرفاً پسزمینهای برای قصه نیست؛ نیرویی است که به فیلم شکل میدهد و هر اتفاق را در برزخی میان روزمرگی و کابوس نگه میدارد. سه شخصیتِ بینام در این محیط به هم نزدیک میشوند: خدمتکار هتل، مردی شیفتهٔ خودروهای بیامو و کارمند مغازهٔ عکاسی. سرگرمی غریبشان بازسازی و ثبت صحنههای خشونتآمیز است؛ کاری که در نگاه نخست تمرینی نمایشی یا بازیای نامتعارف جلوه میکند، اما کمکم پرسشهایی دربارهٔ تقلید، تماشاگری و مرز میان نقش و زندگی واقعی پدید میآورد.
فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و بهجای آنکه راز خود را با توضیحهای روشن بگشاید، تماشاگر را در فضای مبهم و ناآسودهاش رها میسازد. بازسازی خشونت؛ بازیای بیپایان ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت چشمگیری دارد: چند آدم، صحنههایی از جنایت را بازسازی میکنند، بیآنکه این بازسازی به اجرای نمایشی متعارف بدل شود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حرکتها گاه خام و ناهماهنگاند؛ دستورها و واکنشها حالتی مکانیکی دارند و تکرار، جای پیشرفت داستانی را میگیرد. همین ناتمامی، از یک سو جذاب است، چون نشان میدهد بازسازی هرگز خودِ واقعه نیست؛ از سوی دیگر، میتواند فرساینده شود، زیرا فیلم مدام به موقعیتی بازمیگردد که ظاهراً قرار نیست به نتیجهای روشن برسد.
خشونت در اینجا نه با هیجانِ یک معمای جنایی عرضه میشود و نه با منطقِ یک دلهرهنامهٔ معمول. بازسازیها بیشتر همچون آیینهایی سرد و ناراحتکنندهاند؛ اعمالی که تکرار میشوند، اما معنایشان هر بار از دسترس میگریزد. فیلم از تماشاگر میخواهد به خودِ فرایند نگاه کند: چه کسی صحنه را هدایت میکند، چه کسی آن را اجرا میکند، چه کسی ثبتش میکند و چه کسی با دیدنش در جایگاه امنِ ناظر مینشیند؟
این پرسشها به اثر عمقی مفهومی میبخشند، هرچند پاسخهای صریحی دریافت نمیکنند. شخصیتهای دور از دسترس شخصیتها بهجای آنکه با پیشینهپردازی مفصل یا گفتوگوهای روشنگر شناسانده شوند، از راه رفتارهای پراکنده و عادتهایشان شکل میگیرند. خواستهها و وابستگیهایشان بیشتر در کنشهای کوچک نمود پیدا میکند تا در توضیحهای کلامی.
« حرکتها گاه خام و ناهماهنگاند؛ دستورها و واکنشها حالتی مکانیکی دارند و تکرار، جای پیشرفت داستانی را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه با جهان سرد فیلم سازگار است، اما بهای خود را نیز دارد: همدلی با آدمهایی که احساساتشان را پنهان میکنند و بهندرت از حصار سکوت بیرون میآیند، دشوار میشود. مردِ شیفتهٔ خودرو و زنِ خدمتکار، هر یک بهنوعی درگیر نقشهایی هستند که دیگران یا خودشان برایشان تعیین کردهاند. عکاس نیز در جایگاه ثبتکننده، هم تماشاگر است و هم بخشی از سازوکار بازسازی.
رابطهٔ این سه نفر از صمیمیت متعارف فاصله دارد؛ نزدیکیشان بیشتر از راه همکاری در عملی تکراری پدید میآید تا از راه اعتماد یا گفتوگوی روشن. گاهی لحظهای انسانی و آرام در میان این سردی سربرمیآورد، اما فیلم نمیکوشد آن را به نقطهٔ عاطفیِ آشکاری تبدیل کند. همین خویشتنداری، هم به اثر اصالت میدهد و هم امکان پیوند عاطفی را محدود میسازد.
تصویر ناآرام و جهان خاموش زبان بصری «Kinetta» از مهمترین عوامل شکلگیری تجربهٔ آن است. قابها غالباً آرامش و اطمینان نمیبخشند؛ دوربین گاهی متحرک و ناآرام است و گویی بهجای هدایت چشم، نظم ادراکی آن را مختل میکند. در چنین وضعی، تماشاگر همیشه مطمئن نیست باید به کدام جزئیات توجه کند.
« عکاس نیز در جایگاه ثبتکننده، هم تماشاگر است و هم بخشی از سازوکار بازسازی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این آشفتگیِ دیداری با فضای روانی اثر هماهنگ است: چیزی در قابها ناپایدار میماند، حتی وقتی اتفاق مهمی روی نمیدهد. رنگهای خاموش و محیطهای کمرمق نیز حس مکانی بیجان و تعلیقزده را تقویت میکنند. هتل، ساحل و فضاهای روزمره نه به چشماندازهایی زیبا بدل میشوند و نه صرفاً محل وقوع حوادثاند؛ انگار همهچیز در انتظاری بیسرانجام متوقف شده است.
تصویر از تزیین کردن واقعیت پرهیز میکند و بهجای آن، نوعی نزدیکی ناخوشایند به اجسام و بدنها میسازد. گاهی همین انتخابها تأثیری خیرهکننده دارند؛ گاهی نیز دوربینِ پرتلاطم و قاببندیهای نامتعارف بیش از آنکه معنا بسازند، فاصلهای خستهکننده میان فیلم و تماشاگر ایجاد میکنند. سکوت، ریتم و مخاطرهٔ کندی ریتم فیلم عمداً کمشتاب است.
مکثها طولانی میشوند، کنشها به تکرار میافتند و گفتوگوها نمیتوانند بهتنهایی بار روایت را بر دوش بکشند. «Kinetta» از الگوی کلاسیکی پیروی نمیکند که در آن هر صحنه اطلاعات تازهای به داستان میافزاید و ما را به سوی نقطهٔ عطف بعدی میراند. در عوض، اثر با انباشتِ جزئیات، انتظار و سکوت پیش میرود.
« رنگهای خاموش و محیطهای کمرمق نیز حس مکانی بیجان و تعلیقزده را تقویت میکنند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب برای تماشاگرِ آمادهٔ پذیرش سینمایی تأملی میتواند ثمربخش باشد؛ جزئیاتی که در روایتی پرشتاب حاشیهای میمانند، در اینجا به موضوع اصلی تبدیل میشوند. بااینحال، کندی همیشه به کشف تازه نمیانجامد. بعضی موقعیتها طولانیتر از آن میمانند که نیروی اولیهشان حفظ شود و بازگشت به الگوی بازسازی ممکن است حس ایستایی ایجاد کند.
اگر تماشاگر در پی پیرنگی پرحادثه، تحول روشن شخصیتها یا تعلیقی با پاسخهای مشخص باشد، احتمالاً با فیلمی روبهرو خواهد شد که بیش از اندازه پراکنده و دشوارفهم به نظر میرسد. جایگاه فیلم در مسیر لانتیموس «Kinetta» را میتوان اثری آغازین و آزمایشگاهی در کارنامهٔ Yorgos Lanthimos دانست؛ فیلمی که برخی مؤلفههای آشنای سینمای او را در مرحلهای خام و ناپالوده نشان میدهد: آدمهای منزوی، رفتارهای آیینی، خشونتِ ناآرامکننده، طنزی خشک و جهانی که قواعد ارتباط انسانی در آن اندکی کج شده است.
اینجا هنوز آن مهار فرمی و معماری دقیقتری که در آثار بعدی او برجستهتر میشود، به همان اندازه یکپارچه نیست؛ اما علاقهٔ فیلمساز به موقعیتهای نامتعارف و مناسبات سرد انسانی آشکار است. از این رو، ارزش فیلم فقط به موفقیت یا ناکامیاش در مقام یک روایت مستقل محدود نمیشود. «Kinetta» سندی از جستوجوی زبانی سینمایی است: اثری که گاه در همان آزمایشهایش به ایدهای زنده دست مییابد و گاه زیر بار افراط در ابهام و تکرار از حرکت بازمیماند.
« بااینحال، کندی همیشه به کشف تازه نمیانجامد. »
جمعبندی
تماشای آن برای آشنایی با شکلگیری جهان لانتیموس جالب است، اما بهتر است آن را نه نسخهای کوچکشده از آثار پختهتر او، بلکه تجربهای مستقل و ناهموار در نظر گرفت. جمعبندی «Kinetta» فیلمی سرد، رازآلود و کمحادثه است که از بازسازی خشونت، تکرار و سکوت برای ساختن جهانی بیگانه بهره میگیرد.
نیروی اصلیاش در فضای وهمآلود، تصویر ناآرام و پرسشهایی نهفته است که دربارهٔ تماشاگری، نمایش و تبدیل تجربه به اجرا پیش میکشد. در مقابل، روایت پراکنده، شخصیتهای کمواکنش و ریتم کشدار ممکن است مخاطب را از اثر دور کند. فیلم نه در پی آن است که همهچیز را توضیح دهد و نه میکوشد همدلی آسانی به دست آورد؛ ارزشش بیشتر در حالوهوای ماندگار و جسارت فرمی آن است.
تجربهای چالشبرانگیز که برای علاقهمندان به سینمای تجربی و جهان نامتعارف لانتیموس دیدنی است، اما برای تماشاگرِ خواهان داستانی روشن و پرکشش، احتمالاً دشوار و کمحاصل خواهد بود.
« در مقابل، روایت پراکنده، شخصیتهای کمواکنش و ریتم کشدار ممکن است مخاطب را از اثر دور کند. »



ثبت دیدگاه