نقد و بررسی
نقد کالکشن فیلم (Mortal World) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوگانگیِ زندگی روزمره و جهان جنایت «Mortal World» کمدیـاکشنی ترکی به کارگردانی Ali Atay است که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد. نقطهٔ آغاز فیلم، خانوادهٔ مرمر است: جمعی پرشمار که نسلهاست رستورانی در ایستگاه قطار حیدرپاشا میگردانند و در نگاه نخست، زندگیشان به مناسبات معمول یک خانوادهٔ بزرگ محدود میشود.
اما این نظم ظاهری، پوششی برای رازی هولناک است؛ اعضای خانواده آدمکشانی مخفیاند که برای سازمانی جنایی فعالیت میکنند. هنگامی که هویت پنهانشان در معرض خطر قرار میگیرد، مناسبات خانوادگی از حاشیه به مرکز داستان میآیند و اعضای خانواده باید برای بقا به یکدیگر تکیه کنند. فیلم از همین برخورد نامتجانس نیرو میگیرد: شغل روزمره در برابر حرفهای مرگبار، و صمیمیت خانوادگی در برابر خشونتی سازمانیافته.
این ترکیب، بهخودیخود ظرفیت فراوانی برای طنز دارد. آدمهایی که در ظاهر باید مشتریان رستوران را راضی نگه دارند، در باطن با قواعد جهانی روبهرو هستند که کوچکترین لغزش در آن میتواند پیامدهایی جدی داشته باشد. تضاد میان این دو وجه، موقعیتهایی میسازد که هم مضحکاند و هم بالقوه خطرناک.
فیلم، بهجای آنکه فضای جنایی را کاملاً جدی بگیرد، آن را به بستری برای نمایش واکنشهای نامتناسب، اختلافهای خانوادگی و آشفتگیهای روزمره تبدیل میکند. خانواده بهمثابه موتور روایت مرمرها فقط مجموعهای از شخصیتهای جداگانه نیستند؛ فیلم آنها را همچون یک سازوکار خانوادگی نشان میدهد که اعضایش، با همهٔ تفاوتها و دلخوریها، در موقعیتی بحرانی ناگزیرند کنار هم بمانند.
« این ترکیب، بهخودیخود ظرفیت فراوانی برای طنز دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین اجبار، هم سرچشمهٔ تعارض است و هم زمینهٔ همبستگی. هر یک از افراد خانواده به بحران واکنشی ویژه نشان میدهد، اما هیچکدام بهتنهایی نمیتواند از پس آن برآید. از این رو، قصه در کنار تعقیب و گریز و خطر، دربارهٔ دشواریِ زیستن در جمعی است که پیوندهای خونیاش هم مایهٔ حمایتاند و هم منشأ اصطکاک.
فیلم از خانواده تصویری آرمانی نمیسازد. نزدیکان همدیگر را میشناسند، اما این شناخت الزاماً به تفاهم نمیانجامد؛ گاه به سوءتفاهم، رقابت و جدل ختم میشود. بااینحال، هنگام تهدید بیرونی، همین آدمهای پراکنده باید دوباره به یک واحد تبدیل شوند. این کشاکش میان فردیت و تعلق، به داستان بُعدی عاطفی میدهد؛ هرچند فیلم معمولاً فرصت نمییابد این وجه را با مکثی کافی بپروراند.
کمدیِ برخوردها و لحن نامتوازن بخش مهمی از شوخیهای فیلم از فاصلهٔ میان بزرگیِ خطر و کوچکیِ واکنشهای انسانی پدید میآید. شخصیتها در موقعیتهایی مرگبار گرفتار میشوند، اما گفتوگوها و رفتارشان همچنان رنگوبوی دعواهای معمولی، خودنمایی یا سردرگمی دارد. این تضاد، در لحظات موفق، کمدیای ابزورد و پرجنبوجوش ایجاد میکند؛ گویی خشونتِ جهان بیرون هرگز نمیتواند آشفتگیهای درونی خانواده را خاموش کند.
بااینهمه، فیلم همیشه در مهار لحن خود موفق نیست. شوخیها گاه بهجای آنکه از موقعیت یا شخصیت بجوشند، با تأکید و تکرار به تماشاگر عرضه میشوند. در چنین لحظاتی، فاصلهگذاری طنزآمیز جای خود را به اصرار میدهد و خندهای که باید از دل غافلگیری پدید آید، به واکنشی تحمیلی نزدیک میشود. استفادهٔ فراوان از دشنام نیز بخشی از این نوسان است: برای بعضی مخاطبان ممکن است نشانهٔ بیپروایی و انرژی زبانی باشد، اما برای برخی دیگر به تکراری آزارنده تبدیل میشود و از تنوع شوخیها میکاهد.
« همین اجبار، هم سرچشمهٔ تعارض است و هم زمینهٔ همبستگی. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و هماهنگی گروهی یکی از امتیازهای اصلی فیلم، حضور گروهی بازیگر است که انرژی صحنهها را حفظ میکنند. نقشآفرینیهای جمعی در چنین اثری اهمیت ویژهای دارند، زیرا طنز نه فقط به بازی یک چهره، بلکه به واکنش دیگران، مکثها و تضاد میان خلقوخوها وابسته است. بازیگران در بسیاری از موقعیتها به یکدیگر مجال میدهند و همین هماهنگی، گفتوگوهای پرتنش را زنده نگه میدارد.
بازیگران اصلی از جمله Ahmet Mümtaz Taylan، Alper Kul، Sarp Apak و İrem Sak در جمعی حضور دارند که فیلم بر پویایی آن تکیه میکند. بااینحال، پرشمار بودن شخصیتها همیشه به معنای پرورش برابر آنها نیست. گاه بعضی چهرهها بیشتر کارکردی کمیک یا روایی پیدا میکنند تا آنکه فرصت یابند از سطح تیپ فراتر بروند.
این مسئله بهویژه هنگامی آشکار میشود که فیلم برای پیش بردن ماجرا به سرعت نیاز دارد: شخصیتها باید در زمان کوتاهی وارد موقعیت شوند، واکنش نشان دهند و صحنه را به حرکت درآورند. نتیجه، گروهی پرانرژی است که در مجموع جذابیت دارد، اما گاهی عمق فردی اعضایش زیر فشار شتاب روایت کمرنگ میشود.
ریتم، کنش و آشفتگی روایی فضای پرتحرک فیلم مانع از ایستایی کامل آن میشود. جابهجایی میان رستوران، خانواده و جهان جنایی، قصه را پیوسته در معرض تغییر قرار میدهد و کنشها اغلب با گفتوگوهای شلوغ و واکنشهای ناگهانی همراهاند. فیلم از انرژی جمعی خانواده برای پیشبرد ماجرا بهره میگیرد و در لحظاتی که طنز و خطر بهدرستی در هم میآمیزند، سرگرمیِ خوشریتمی میسازد.
« بازیگران و هماهنگی گروهی یکی از امتیازهای اصلی فیلم، حضور گروهی بازیگر است که انرژی صحنهها را حفظ میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زمان فیلم حدود یک ساعت و چهلوهفت دقیقه است؛ بااینحال، صرف این مدت بهتنهایی تضمین نمیکند که همهٔ خطهای داستانی به یک اندازه مجال رشد پیدا کنند. مشکل آنجاست که انباشت شخصیتها، شوخیها، تعقیبها و موقعیتهای بحرانی گاهی به آشفتگی میانجامد. تماشاگر ممکن است بهجای آنکه در مسیر داستان احساس تعلیق کند، در ازدحام جزئیات گم شود.
برخی گذرها چنان سریع اتفاق میافتند که فرصت شکلگیری پیوند میان یک موقعیت و پیامدهایش کم میشود. این شتاب، بهخصوص در جمعبندی، میتواند حس عجله ایجاد کند؛ گویی فیلم برای رسیدن به نقطهٔ پایان، برخی گرهها را با سرعتی بیش از حد میبندد. بدون اشاره به جزئیات روایی، میتوان گفت پایانبندی از نظر ضرباهنگ به اندازهٔ ایدهٔ آغازین فرصت تنفس ندارد.
زبان بصری و جهان فیلم جایگاه رستوران در ایستگاه حیدرپاشا، برای داستان اهمیت نمادین دارد. ایستگاه مکانی برای رفتوآمد، انتظار و عبور است؛ فضایی که در آن آدمها میآیند و میروند، درحالیکه خانوادهٔ مرمر در دل آن ریشه دوانده است. این تضاد میان ثبات خانوادگی و حرکت بیوقفهٔ پیرامون، با وضعیت شخصیتها نیز همخوانی دارد: آنها میکوشند زندگی روزمرهای پایدار بسازند، اما گذشته و هویت پنهانشان مدام نظم موجود را بر هم میزند.
رستوران، هم محل معاش است و هم صحنهٔ نمایش زندگی معمولیای که دیگر بهسادگی نمیتوان حفظش کرد. جهان فیلم، بیش از آنکه بر واقعنمایی سختگیرانه تکیه کند، تابع منطق اغراق و شوخی است. خشونت و خطر حضور دارند، اما غالباً در خدمت حرکت سریعتر روایت و ایجاد تضاد کمیک قرار میگیرند. این انتخاب به فیلم اجازه میدهد از جدیت محض فاصله بگیرد، اما در عین حال ممکن است وزن خطرها را کاهش دهد.
« مشکل آنجاست که انباشت شخصیتها، شوخیها، تعقیبها و موقعیتهای بحرانی گاهی به آشفتگی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
هرگاه فیلم میان لحن جنایی و کمدی تعادل پیدا میکند، فضای خاص خودش را میسازد؛ هرگاه یکی بر دیگری غلبه میکند، پیوند میان دو گونه سستتر میشود. دستاوردها و محدودیتها بزرگترین دستاورد «Mortal World» را باید در ایدهٔ مرکزی و توانایی آن برای تبدیل یک خانوادهٔ نامتعارف به منبعی از موقعیتهای پرتحرک جستوجو کرد.
فیلم از رابطههای خانوادگی برای شکل دادن به طنز بهره میگیرد و گروه بازیگران نیز در بسیاری از صحنهها به این ایده جان میبخشند. ترکیب زندگی معمولی با حرفهای مخفی و مرگبار، بهسادگی قابل فهم است و از همان ابتدا نوید برخوردهایی پیشبینیناپذیر میدهد. در بهترین لحظات، فیلم موفق میشود خطر را جدی بگیرد و همزمان از رفتارهای انسانی در دل آن خنده بسازد.
محدودیتها نیز از دل همین انتخابها بیرون میآیند. اصرار بر شوخیهای کلامی، کاربرد مکرر دشنام، ازدحام شخصیتها و شتاب در پیشبرد وقایع، گاه مانع از آن میشود که ایدهٔ خوب فیلم به تجربهای منسجم تبدیل شود. از همین رو، اثر ممکن است برای مخاطبی که با طنز پرسروصدا و بیپرده همراه است سرگرمکننده باشد، اما برای کسی که کمدی ظریفتر یا روایت منظمتری میپسندد، خستهکننده و پراکنده جلوه کند.
جمعبندی «Mortal World» فیلمی است که از برخورد دو جهان متفاوت انرژی میگیرد: خانوادهای با گرفتاریهای آشنا، و حرفهای پنهان که هر لحظه میتواند زندگی عادی را به خطر بیندازد. اثر در خلق موقعیتهای طنزآمیز و استفاده از هماهنگی گروه بازیگران توانمند است، اما همیشه نمیتواند میان شوخی، کنش و روایت توازن برقرار کند.
« در بهترین لحظات، فیلم موفق میشود خطر را جدی بگیرد و همزمان از رفتارهای انسانی در دل آن خنده بسازد. »
جمعبندی
گاهی شلوغیاش به نشاط میانجامد و گاهی به سردرگمی؛ گاهی شوخیها از دل شخصیتها میجوشند و گاهی چنان بر آنها تأکید میشود که اثر خود را از دست میدهند. حاصل، کمدیـاکشنی پرانرژی و نامتوازن است که ایدهای جذاب و لحظاتی بهیادماندنی دارد، اما انسجام و ظرافتش به اندازهٔ نیروی آغازین آن پایدار نمیماند.



ثبت دیدگاه