نقد و بررسی
نقد The Thinning | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهی مرکزی و جهان فیلم «The Thinning» از ایدهای هولناک و بهسرعت قابلفهم آغاز میشود: در آیندهای گرفتار بحران جمعیت، آزمونی در مدرسه نه برای سنجش توانایی، بلکه برای تعیین حق ادامهدادن زندگی برگزار میشود. دانشآموزانی که پایینترین نتیجه را میگیرند، قربانی سیاستی میشوند که خود را راهحل کمبود منابع و تهدیدهای زیستمحیطی معرفی میکند.
همین جابهجاییِ معنای امتحان، از ابزار آموزش به سازوکار حذف، هستهی نیرومند فیلم را شکل میدهد. این طرح در نگاه نخست ظرفیت آن را دارد که دربارهی ارزش انسان، اقتدار نهادها و تبدیل سنجش به ابزار سرکوب پرسشهایی جدی پیش بکشد. مدرسه، جایی که معمولاً با رشد و آینده پیوند دارد، در این جهان به محل داوری دربارهی مرگ و زندگی بدل میشود.
از این منظر، فیلم از فضایی آشنا و روزمره برای ساختن اضطراب بهره میگیرد: ترس نه در میدان جنگی دوردست، بلکه در راهروها و کلاسهایی پدید میآید که نوجوانان هر روز در آن حضور دارند. روایت و پیشروی تعلیق روایت از سرنوشت دانشآموزانی میگوید که بهتدریج درمییابند نتیجهی آزمونها لزوماً بازتاب توانایی واقعی آنان نیست.
هنگامی که دستکاری در نمرهها و فساد در سازوکار این نظام آشکار میشود، مسئله از بقای فردی فراتر میرود و به تلاش برای افشای حقیقت تبدیل میشود. فیلم با تکیه بر تعقیب، گریز و محدودیت زمانی میکوشد مخاطب را در وضعیت اضطراری نگه دارد؛ هر در بسته یا تصمیم شتابزده میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.
« همین جابهجاییِ معنای امتحان، از ابزار آموزش به سازوکار حذف، هستهی نیرومند فیلم را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه برای ایجاد کشش مؤثر است، بهویژه در بخشهایی که شخصیتها باید میان پنهانماندن و اقدامکردن انتخاب کنند. بااینحال، تعلیق همیشه از دل منطق موقعیتها برنمیخیزد. گاه روایت برای طولانیکردن مسیر خطر، موانعی میچیند که بیش از آنکه از شخصیتها یا ساختار داستان ناشی شوند، کارکردی مکانیکی دارند.
در نتیجه، ریتم فیلم یکدست نیست: لحظاتی پرتنش و پرتحرک با بخشهایی همراه میشوند که حرکت قصه در آنها کندتر و کماثرتر است. مضمونهای اجتماعی و اخلاقی مهمترین پرسش فیلم این است که چه کسی حق دارد دربارهی ارزش جان انسانها تصمیم بگیرد. نظام حاکم، حذف را با زبان ضرورت و منفعت عمومی توجیه میکند؛ اما همین منطق، امکان سوءاستفاده را در دل خود میپرورد.
وقتی یک آزمون ظاهراً بیطرف به ابزار قدرت بدل میشود، عدالت آماری جای عدالت انسانی را میگیرد و سرنوشت افراد به عددی وابسته میشود که میتوان آن را دستکاری کرد. فیلم در این نقطه به مسئلهای فراتر از آیندهی خیالی خود نزدیک میشود: اعتماد به نهادهایی که ادعا میکنند تصمیمهایشان علمی و منصفانه است.
باوجوداین، اثر بیشتر به طرح این پرسشها بسنده میکند تا پیگیری عمیق آنها. دربارهی شکلگیری چنین سیاستی، پذیرش اجتماعی آن و سازوکارهای اخلاقی یا سیاسیِ پشتیبانش اطلاعات محدودی به دست میآید. بنابراین، جهان فیلم بیشتر همچون بستری برای تعقیب و افشاگری عمل میکند تا جامعهای کامل و باورپذیر با تاریخ، تضادها و منطق درونی روشن.
« بااینحال، تعلیق همیشه از دل منطق موقعیتها برنمیخیزد. »
شخصیتها و اجرا
ایدهی اصلی نیرومند است، اما لایههای فکریای که میتوانستند آن را پیچیدهتر کنند، چندان گسترش نمییابند. شخصیتها و بازیها شخصیتهای نوجوان داستان در موقعیتی قرار دارند که میتوانست زمینهساز تحولهای روانی پرمایهای باشد. مواجهه با آزمونی مرگبار، کشف فساد و انتخاب میان نجات خود یا دیگران، ظرفیت خلق شخصیتهایی متزلزل، چندوجهی و درگیر تعارضهای اخلاقی را دارد.
بااینحال، فیلم معمولاً بیش از آنکه درنگ کند و ترس، تردید یا تغییر درونی آنها را بکاود، آنان را در مسیر حادثه به حرکت درمیآورد. ازاینرو، بعضی تصمیمها بیشتر به اقتضای پیشبرد روایت گرفته میشوند تا بهعنوان نتیجهی شخصیتی که بهخوبی شناختهایم. بازی Peyton List در نقش لِینا، باهوشی و عزم شخصیت را در مرکز کنش قرار میدهد، اما متن فرصت محدودی برای آشکارکردن لایههای شخصی او فراهم میکند.
حضور Logan Paul در نقش بلیک نیز میان انرژی فیزیکی و دشواریهای اجرای دراماتیک نوسان دارد؛ او در صحنههای پرتحرک طبیعیتر به نظر میرسد، اما در بخشهایی که به ظرافت عاطفی بیشتری نیاز دارند، باورپذیری اجرا کاهش مییابد. در مجموع، بازیگران به حفظ حرکت داستان کمک میکنند، ولی پرداخت کمعمق شخصیتها اجازه نمیدهد رابطهی مخاطب با آنان به اندازهی خطرهای پیشِ رو عمیق شود.
فضا، تصویر و طراحی جهان یکی از موفقیتهای فیلم، بهرهگیری از فضای سرد و کنترلشدهی مدرسه است. معماری منظم، نظارت دائمی و حضور نیروهای امنیتی، محیطی میسازند که در آن دانشآموزان نه صاحبان فضای آموزشی، بلکه موضوع بازرسی و کنترلاند. این نظم ظاهری، در تقابل با خشونت پنهان نظام قرار میگیرد و حس تهدید را تقویت میکند.
« ایدهی اصلی نیرومند است، اما لایههای فکریای که میتوانستند آن را پیچیدهتر کنند، چندان گسترش نمییابند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مدرسه در اینجا صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ تجسم نهادی است که با وعدهی ارزیابی منصفانه، قدرتی گسترده بر بدن و آیندهی افراد اعمال میکند. بااینهمه، جهان بصری فیلم همیشه به اندازهی ایدهاش خاص و متمایز نیست. برخی عناصر آن به تصویرهای آشنای آثار پادآرمانشهری تکیه دارند: حکومت فاسد، نیروهای سرکوبگر و نوجوانانی که علیه سازوکار مسلط میشورند.
این نشانهها بهسرعت فضای ژانری را برای مخاطب روشن میکنند، اما تازگی چندانی به آن نمیبخشند. فیلم بیشتر از آنکه جهانی مستقل و دقیق بسازد، از رمزگان شناختهشدهی این گونه بهره میگیرد. ریتم و ساختار دراماتیک ریتم «The Thinning» در بهترین لحظاتش بر پایهی یک پرسش ساده و مؤثر پیش میرود: شخصیتها تا چه اندازه میتوانند پیش از آنکه گرفتار شوند، حقیقت را آشکار کنند؟
این تعلیق، مسیر داستان را پرتحرک میکند و مانع از آن میشود که فیلم به گفتوگویی طولانی دربارهی سیاستهای جمعیتی فروکاسته شود. اما شتاب روایی همیشه با تشدید واقعی خطر همراه نیست. بعضی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند یا برای عبور از مانعی جزئی، مسیر فرعی و طولانیتری میسازند؛ حاصل آن لحظاتی است که تنش، بهجای انباشتهشدن، فرسوده میشود.
این نوسان بر تأثیر عاطفی داستان نیز اثر میگذارد. وقتی فیلم میان فرار و کشف حقیقت جابهجا میشود، انرژی آن افزایش مییابد؛ اما هرگاه حرکت شخصیتها به مجموعهای از موانع پیاپی و کمپیامد محدود شود، مخاطب فرصت مییابد از فضای اضطراب فاصله بگیرد. تدوین و موسیقی گاه میکوشند فوریت را حفظ کنند، ولی شدت صوتی بهتنهایی نمیتواند جایگزین پیشرفت دراماتیک شود.
« بااینهمه، جهان بصری فیلم همیشه به اندازهی ایدهاش خاص و متمایز نیست. »
قوتها و کاستیها
نسبت فیلم با ژانر پادآرمانشهری اثر آشکارا در قلمرو داستانهای نوجوانانهی پادآرمانشهری حرکت میکند؛ جهانی که در آن قدرت سیاسی با آزمون، رقابت یا آیینهای عمومی سرنوشت افراد را تعیین میکند. این آشنایی میتواند امتیاز باشد: مخاطب بیدرنگ قواعد کلی بازی را درمییابد و فیلم مجال پیدا میکند تا بر بحران شخصیتها متمرکز شود.
اما همین تکیه بر الگوهای جاافتاده، خطر قابلپیشبینیشدن را نیز به همراه دارد. شورش علیه حکومت، تعقیب نوجوانان و کشف حقیقت، بهتنهایی کافی نیستند؛ تازگی اثر وابسته است به اینکه آنها را با جزئیات تازه و پیامدهای اخلاقی پیچیده همراه کند. «The Thinning» در بهرهگیری از این الگوها بیش از آنکه آنها را دگرگون کند، بازتولیدشان میکند.
ایدهی امتحانی که مرگوزندگی را تعیین میکند، از بسیاری از عناصر پیرامونی فیلم قویتر است؛ همین فاصله میان ظرفیت مضمون و سادگی اجرای آن، به تجربه حالتی دوگانه میدهد. اثر میتواند سرگرمکننده و پرتعلیق باشد، اما به دشواری از محدودهی نمونهای آشنا در ژانر فراتر میرود. جمعبندی «The Thinning» بر پایهی ایدهای جذاب بنا شده است: آزمونی مدرسهای که به ابزار حذف انسانها بدل میشود و ادعای بیطرفیاش زیر فشار قدرت و منفعت سیاسی فرو میریزد.
فضای سرد مدرسه و تعلیق ناشی از تعقیب و تلاش برای افشای دستکاریها، به فیلم نیرویی قابلتوجه میبخشند. در سوی دیگر، کلیشههای ژانری، پرداخت محدود شخصیتها، نوسان ریتم و کمعمقیِ بحث اجتماعی مانع میشوند که این ظرفیت به اثری واقعاً ماندگار تبدیل شود. حاصل، فیلمی است که بیش از هر چیز با موقعیت مرکزی و پرسش اخلاقیاش در ذهن میماند، نه با ظرافت شخصیتپردازی یا تازگی جهانسازیاش.
« اما همین تکیه بر الگوهای جاافتاده، خطر قابلپیشبینیشدن را نیز به همراه دارد. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از تریلرهای نوجوانانه و دیستوپیایی لذت میبرند، احتمالاً در مسیر پرمخاطرهی داستان کششهایی خواهند یافت؛ اما کسانی که انتظار کاوشی دقیق و چندلایه دربارهی قدرت، عدالت و ارزش زندگی دارند، ممکن است احساس کنند فیلم تنها بخشی از وعدهی ایدهی خود را برآورده میکند.



ثبت دیدگاه