نقد و بررسی
نقد Enys Men | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای که به ذهن بدل میشود «Enys Men» اثر مارک جنکین، بیش از آنکه قصهای متعارف با مسیر روشن و نقطهعطفهای آشکار باشد، تجربهای سینمایی است؛ سفری در سکوت و تکرار که تماشاگر را به جزیرهای دورافتاده در ساحل کورنوال میبرد و بهتدریج، همان انزوای جغرافیایی را به حالتی روانی تبدیل میکند.
عنوان فیلم در زبان کورنی به معنای «جزیرهٔ سنگی» است؛ نامی که هم به منظر سنگی و کهن جزیره اشاره دارد و هم بر حس ماندگاری، خاموشی و پیوند با گذشته سایه میاندازد. داستان در سال ۱۹۷۳ میگذرد و زنی داوطلب را دنبال میکند که هر روز برای مشاهدهٔ گلهایی کمیاب به صخرهها سر میزند و یافتههایش را ثبت میکند.
اما نظم آرام و ظاهراً بیحادثهٔ روزمره، کمکم در معرض رخنهٔ تصاویری قرار میگیرد که توضیحشان ساده نیست. روایت در مدار تکرار جنکین روایت را بر پایهٔ تکرار بنا میکند: رفتن به محل گلها، مشاهده، بازگشت به کلبه و نوشتن در دفتر. این چرخه در آغاز ممکن است چنان یکنواخت به نظر برسد که گویی فیلم قصد دارد حوصلهٔ تماشاگر را بیازماید؛ اما یکنواختی صرفاً مانعی برای پیشبرد قصه نیست، بلکه خودِ موضوع فیلم است.
با هر بار تکرار، جزئیات آشنا اندکی بیگانهتر جلوه میکنند و کوچکترین تغییر در محیط وزنی نامعمول پیدا میکند. رویدادهای بهظاهر حاشیهای، چون تأخیر در پاسخ یک صدا یا تفاوتی ناچیز در منظره، در این ساختار اهمیت مییابند؛ نه به این دلیل که فوراً معنایشان روشن میشود، بلکه چون انتظار تماشاگر را نسبت به آنچه قرار است رخ دهد دگرگون میکنند.
« اما نظم آرام و ظاهراً بیحادثهٔ روزمره، کمکم در معرض رخنهٔ تصاویری قرار میگیرد که توضیحشان ساده نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهجای آنکه اطلاعات را با گفتوگو و توضیح در اختیار مخاطب بگذارد، او را وادار میکند از راه نگاهکردن، شنیدن و مقایسهکردن جزئیات، در تجربهٔ شخصیت شریک شود. این انتخاب گاهی به تعلیقی ماندگار میانجامد و گاهی به احساس ایستایی؛ مرز میان این دو واکنش، وابسته به میزان همراهی مخاطب با ریتم اثر است.
«Enys Men» چندان علاقهای ندارد که معماهایش را به پاسخهای مرتب و قابلجمعبندی تبدیل کند. ابهام در اینجا نه فقط پوششی بر داستان، بلکه یکی از مصالح اصلی روایت است. بازی خویشتندارانهٔ مریم وودواین مریم وودواین در نقش زنی که در عنوانبندی «داوطلب» نامیده میشود، اجرایی کمکلام و کنترلشده ارائه میدهد.
شخصیت او را بیش از آنکه از طریق شرح گذشته یا گفتوگو بشناسیم، در کنشهای کوچک و تکرارشوندهاش میبینیم: شیوهٔ ثبت مشاهدات، انضباط روزانه و واکنشهای ظاهراً مختصرش به تغییرات پیرامون. همین محدودیت، بازیگر را وامیدارد تا بخش مهمی از کار را با مکث، حالت چهره و حضور جسمانی پیش ببرد.
این خویشتنداری با فضای فیلم تناسب دارد. اگر شخصیت مدام احساساتش را آشکار میکرد یا در پی توضیحدادن تجربههایش بود، رازآلودگی اثر احتمالاً زودتر فرو میریخت. بااینحال، این انتخاب هزینهای هم دارد: مخاطب ممکن است از شخصیت فاصله بگیرد و در پایان، بیش از آنکه شناختی عمیق از زندگی درونی او به دست آورده باشد، فقط در کنار او ناظرِ رویدادها مانده باشد.
« Enys Men» چندان علاقهای ندارد که معماهایش را به پاسخهای مرتب و قابلجمعبندی تبدیل کند. »
شخصیتها و اجرا
این فاصله، برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است و برای برخی دیگر مانعی در برابر پیوند عاطفی. تصویر؛ خاطرهای دانهدار از سینما فیلمبرداری دانهدار و رنگپردازی اثر، فقط نشانههایی تزئینی برای بازسازی یک دوره نیستند؛ آنها بخشی از منطق حسی فیلماند. بافت تصویر، جزیره را همچون مکانی بهجامانده از زمان دیگر میسازد؛ جایی که طبیعت و تاریخ در برابر نگاه انسان بیاعتنا به نظر میرسند.
فیلم با استفاده از نگاتیو شانزدهمیلیمتری ساخته شده و جنکین در مقام فیلمبردار، تدوینگر و آهنگساز نیز در شکلدادن به زبان آن نقش داشته است. رنگها گاه زنده و چشمگیرند، اما این زیبایی آسودگی نمیآورد. چشماندازهای ساحلی و سنگی چنان قاب گرفته میشوند که هم میتوان آنها را تماشایی دانست و هم از آنها احساس تهدید گرفت.
فاصلهٔ میان تصویر آرام و معنای ناآرام، یکی از مؤثرترین ابزارهای فیلم است. ظاهر اثر یادآور سینمای ترسناک دههٔ هفتاد است، اما جنکین به بازسازی بیواسطهٔ یک سبک بسنده نمیکند؛ کیفیت بصری قدیمی را به شیوهای به کار میگیرد که خودِ تصویر گویی حافظهای ناقص و آسیبپذیر دارد. صدا و معماری وهم در جهانی که گفتوگو در آن کمرنگ است، صدا اهمیت ویژهای پیدا میکند.
سکوتهای طولانی، صدای باد و دریا، و آواهایی که از منشأشان اطمینانی نداریم، فضای فیلم را از سطح منظره به سطح تجربهای روانی میبرند. صدا بهندرت صرفاً پسزمینه است؛ گاه چیزی را به ذهن میآورد، گاه حضور نامرئی را تداعی میکند و گاه با خاموشی خود، انتظار را کش میدهد. موسیقی نیز بهجای هدایت آشکار احساسات تماشاگر، در خدمت ساختن حالتی ناآرام و نامطمئن قرار میگیرد.
« این فاصله، برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است و برای برخی دیگر مانعی در برابر پیوند عاطفی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نمیخواهد در هر لحظه به ما بگوید از چه چیزی بترسیم؛ بیشتر میکوشد حسِ آمادهباشی را حفظ کند که در آن حتی امر عادی میتواند ناگهان غریب شود. در این شیوه، وحشت از نمایش مستقیم خطر سرچشمه نمیگیرد، بلکه از فرسایش تدریجی مرز میان محیط بیرونی و ذهن شخصیت شکل میگیرد. طبیعت، زمان و بدن جزیره در «Enys Men» صرفاً محل وقوع ماجرا نیست.
صخرهها، گیاهان و دریا حضوری مستقل دارند و گویی با زمان انسانی رابطهای متفاوت برقرار میکنند. کاری که داوطلب انجام میدهد ــ سنجیدن و ثبت تغییرات ــ تلاشی برای فهم طبیعت از راه اندازهگیری است؛ بااینحال، فیلم نشان میدهد که نظم دفتر و مشاهده نمیتواند همهٔ تجربه را مهار کند. آنچه اندازهگیریپذیر به نظر میرسد، بهتدریج از چارچوب امن خود بیرون میزند.
پیوند میان رشد گیاهان، دگرگونی محیط و تجربهٔ جسمانی زن، لایهای از ناآرامی به روایت میافزاید. فیلم دربارهٔ این پیوند حکم قطعی صادر نمیکند و بهتر است تماشاگر نیز پیش از دیدن، برای آن معنایی واحد تعیین نکند. برداشتهای گوناگون میتوانند همزمان در ذهن حضور داشته باشند: از اضطراب روانی و حافظه گرفته تا زوال، تنهایی و رابطهٔ انسان با طبیعتی که تابع نیازهای او نیست.
مهمتر از انتخاب یک پاسخ نهایی، حسِ شکنندگی مرزهایی است که شخصیت میکوشد بر آنها تکیه کند. کندی و بهای ابهام بزرگترین مانع فیلم نیز همان ویژگیای است که به آن هویت میدهد. ریتم بسیار کند است و نماهای طولانی و چرخههای تکراری ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیشرفت داستانی پیوسته دارد، خستهکننده شوند.
« طبیعت، زمان و بدن جزیره در «Enys Men» صرفاً محل وقوع ماجرا نیست. »
قوتها و کاستیها
این کندی همیشه به کشف معنایی تازه یا افزایش محسوس تنش منجر نمیشود؛ گاه فیلم در همان حالوهوایی میماند که پیشتر ساخته است. ازاینرو، صبر تماشاگر نه فقط فضیلتی در تماشای اثر، بلکه شرطی برای تحمل آن است. ابهام نیز دو لبه دارد. از یک سو، اجازه میدهد فیلم در ذهن ادامه پیدا کند و تصاویرش پس از پایان همچنان پرسشبرانگیز بمانند.
از سوی دیگر، وقتی بسیاری از رخدادها توضیح روشنی نمییابند و شخصیتپردازی محدود باقی میماند، برخی مخاطبان ممکن است احساس کنند فیلم بهجای پرورش راز، از پاسخگویی به پرسشهای داستانی طفره میرود. این ایراد را نمیتوان صرفاً با ستایشِ «هنریبودن» نادیده گرفت: ابهام زمانی ثمربخش است که تماشاگر در برابر آن چیزی برای تفسیر داشته باشد، و «Enys Men» گاه این تعادل را بهسختی حفظ میکند.
جمعبندی «Enys Men» فیلمی برای تماشای شتابزده نیست؛ اثری است که از مخاطب میخواهد در سکوت و تکرار بماند و به تغییرات کوچک حساس شود. ارزش اصلی آن در ساختن جهانی رازآلود، در تصویرپردازی دانهدار، طراحی صوتی حسابشده و بازی کمگوی مریم وودواین نهفته است. در مقابل، کندی افراطی، ابهام فراگیر و شناخت محدود از شخصیت اصلی ممکن است تجربه را برای گروهی از تماشاگران سرد یا فرساینده کند.
بااینهمه، فیلم بهواسطهٔ جسارت فرمیاش در خاطر میماند. جنکین بهجای آنکه ترس را به رشتهای از توضیحها و افشاگریها تبدیل کند، آن را در ریتم روزمره، در منظره و در فاصلهٔ میان آنچه میبینیم و آنچه گمان میکنیم دیدهایم میپرورد. نتیجه، اثری نابرابر اما صاحبهویت است: تجربهای که بیش از آنکه پاسخ بدهد، تماشاگر را در برابر پرسشی معلق رها میکند؛ آیا جزیره واقعاً دگرگون شده، یا نگاهِ کسی که در آن تنها مانده است؟
« ازاینرو، صبر تماشاگر نه فقط فضیلتی در تماشای اثر، بلکه شرطی برای تحمل آن است. »



ثبت دیدگاه