نقد و بررسی
نقد Boneyard | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جنایی با نیروی آغازین «Boneyard» با تصویری هولناک و پرسشی ساده اما نیرومند آغاز میشود: چه کسی یازده زن را کشته و بقایای آنان را در بیابان پنهان کرده است؟ کشف گور دستهجمعی، پروندهای را پیش میکشد که هم ظرفیت یک معمای جنایی را دارد و هم میتواند به تأملی درباره خشونت، نادیدهماندن قربانیان و ناکامی نهادهای مسئول بدل شود.
داستان از رخدادی واقعی الهام گرفته است؛ قتلهایی که بقایای قربانیانشان در منطقهٔ وست مسا در نیومکزیکو کشف شد، اما هویت قاتل آنها روشن نشد. این زمینه، از همان ابتدا به فیلم باری فراتر از سرگرمی میدهد: ماجرا تنها درباره پیدا کردن یک مظنون نیست، بلکه درباره پروندهای است که در واقعیت نیز پاسخ قطعی نیافته است.
فیلم در آغاز خوب از این ظرفیت استفاده میکند. ورود مأموران گوناگون، اختلاف در شیوهٔ رسیدگی و شکلگیری سوءظن میان افراد، فضایی میسازد که در آن هر شاهد و هر مقام ممکن است چیزی را پنهان کرده باشد. جذابیت اولیه از همین ناپایداری میآید: تماشاگر نمیداند به کدام روایت اعتماد کند و هر سرنخ میتواند مسیر پرونده را تغییر دهد.
« فیلم در آغاز خوب از این ظرفیت استفاده میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما طرح کنجکاویبرانگیز، بهتنهایی نمیتواند یک فیلم را پیش ببرد؛ «Boneyard» خیلی زود نشان میدهد که میان ایدهٔ مناسب و اجرای منسجم فاصلهای جدی وجود دارد. روایت میان پرونده و حاشیهها فیلم میکوشد همزمان چند مسیر را دنبال کند: روند تحقیقات، رقابت و اصطکاک میان نهادها، گذشتهٔ برخی شخصیتها و مجموعهای از مظنونان و احتمالهای نگرانکننده.
این تراکم، در نگاه نخست میتواند به سود داستان باشد؛ پروندهای پیچیده به روایتی چندلایه نیاز دارد. مشکل آنجاست که پیوند میان این لایهها همیشه روشن و روان نیست. اطلاعات گاه با شتاب و از راه گفتوگوهای توضیحی عرضه میشود و گاه صحنهها بدون آنکه سرنخی را به اندازهٔ کافی بپرورانند، به موضوع دیگری میپرند.
نتیجه، روایتی است که بیش از آنکه پیچیدگی معما را به شکلی سنجیده بازتاب دهد، گاهی پراکندگی خود را به نمایش میگذارد. تماشاگر ممکن است در تشخیص اینکه کدام اطلاعات اهمیت دارند و کدام شخصیتها در مرکز ماجرا قرار گرفتهاند، دچار سردرگمی شود. حتی وقتی فیلم عمداً فضای بدگمانی میسازد، باید مسیر ذهنی مخاطب را حفظ کند؛ ابهامِ ثمربخش با آشفتگی یکی نیست.
« این تراکم، در نگاه نخست میتواند به سود داستان باشد؛ پروندهای پیچیده به روایتی چندلایه نیاز دارد. »
شخصیتها و اجرا
«Boneyard» در بهترین لحظههایش اولی را میسازد، اما در بخشهایی از روایت به دومی نزدیک میشود. ریتمی که از نفس میافتد شروع فیلم وعدهٔ یک تریلر پرکشش را میدهد. کشف اجساد و شکلگیری گروه تحقیق، زمینهای مناسب برای افزایش تدریجی تنش فراهم میکند. بااینحال، پس از این شروع، ضرباهنگ بهتدریج کند میشود و فیلم در بازگشتها و توضیحهای روایی بیش از اندازه مکث میکند.
این کندی نه همیشه فرصتی برای تعمیق شخصیتهاست و نه به شکلگیری تعلیقی پایدار میانجامد؛ گاهی فقط احساس کشآمدن را تقویت میکند. مسئله آن نیست که هر فیلم جنایی باید پیوسته حادثهای تازه عرضه کند. سکوت، مکث و کندی میتوانند در خدمت اضطراب باشند، بهخصوص در داستانی درباره جنایتی حلنشده.
اما برای آنکه این انتخاب اثرگذار باشد، باید درون صحنهها تنش یا معنایی انباشته شود. در «Boneyard»، برخی مکثها چنین نتیجهای ندارند و فاصله میان سرنخها و پیشرفت پرونده طولانی به نظر میرسد. فیلم از این رو، میان شتاب آغازین و ایستایی بخشهایی از میانه تعادل کاملی پیدا نمیکند. شخصیتها و بازیها پتروویک، مأمور افبیآی با بازی مل گیبسون، در ظاهر باید نیرویی باشد که تجربه و نگاه تحلیلیاش به پرونده جهت میدهد.
« Boneyard» در بهترین لحظههایش اولی را میسازد، اما در بخشهایی از روایت به دومی نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گیبسون به شخصیت نوعی خونسردی و وزن میبخشد، اما فیلمنامه فرصت کافی برای تبدیل این حضور به نقشی عمیق و پرتحول فراهم نمیکند. کاراکتر او بیشتر بهعنوان قطبی در میان نیروهای تحقیقاتی عمل میکند تا شخصیتی که لایههای درونیاش بهتدریج آشکار شود. کارتِر، رئیس پلیس با بازی فیفتی سنت، نیز جایگاهی مهم در ساختار داستان دارد، اما بازی او در بخشهایی کمفروغ و بیانرژی به نظر میرسد.
این کمجانی، از آنجا که فیلم برای روابط میان مسئولان و کشمکش بر سر ادارهٔ پرونده اهمیت قائل است، به صحنهها لطمه میزند. در مقابل، برایان ون هولت و نورا زیتنر در نقش کارآگاهان محلی، حضور عملیتری در جریان تحقیقات دارند و برخی از بار دراماتیک فیلم را بر دوش میکشند. بااینحال، گذشته و انگیزههای شخصی شخصیتها بیشتر با تکههایی از اطلاعات و بازگشتهای کوتاه بیان میشود تا با تحول پیوسته؛ در نتیجه، شناخت ما از آنان همیشه به اندازهٔ لازم عمیق نمیشود.
تصویر قربانیان و اخلاق روایت مهمترین فرصت ازدسترفتهٔ فیلم شاید در نحوهٔ پرداختن به قربانیان باشد. پروندهای که محور آن قتل یازده زن است، فقط به قاتل، مظنونان و مأموران تعلق ندارد. جایگاه انسانی زنانی که به قتل رسیدهاند، زندگی و هویتشان و این واقعیت که چگونه از مرکز توجه عمومی کنار گذاشته شدهاند، میتوانست به اثر عمق اخلاقی بیشتری ببخشد.
« تصویر قربانیان و اخلاق روایت مهمترین فرصت ازدسترفتهٔ فیلم شاید در نحوهٔ پرداختن به قربانیان باشد. »
قوتها و کاستیها
اما روایت بیشتر به سازوکار تحقیق و جابهجایی سوءظن میان شخصیتهای حاضر توجه دارد؛ قربانیان اغلب در حد نشانههایی از جرم باقی میمانند. این انتخاب، بهویژه در داستانی الهامگرفته از رخدادی واقعی، پیامد مهمی دارد. فیلم میخواهد جدیت و هولناکی پرونده را منتقل کند، ولی اگر قربانیان بهدرستی دیده نشوند، خشونت ممکن است به ابزاری برای تولید تعلیق بدل شود.
در اینجا تنشی میان موضوع واقعی و شیوهٔ بهرهگیری سینمایی از آن شکل میگیرد: اثر از یک سو بر سنگینی ماجرا تکیه میکند و از سوی دیگر، کمتر مجال میدهد که این سنگینی در زندگی کسانی که آسیب دیدهاند ریشه بدواند. اجرا و فضای بصری از نظر بصری، فیلم میکوشد با تدوین قطعهقطعه و تغییر مسیرهای مکرر، آشفتگی و بدگمانی حاکم بر پرونده را بازتاب دهد.
چنین رویکردی میتوانست با موضوع سازگار باشد، اما وقتی تدوین و ساختار روایت همزمان پراکندهاند، نتیجه گاهی به جای اضطراب، گسست ایجاد میکند. برخی جابهجاییها میان موقعیتها و اطلاعات، چنان که باید به تعلیق کمک نمیکنند و دنبالکردن مسیر داستان را دشوارتر میسازند. همچنین، فیلمبرداری در بعضی بخشها حس ناهمواری دارد و با ساختاری که نیازمند دقت و پیوستگی است، کاملاً هماهنگ نمیشود.
« این انتخاب، بهویژه در داستانی الهامگرفته از رخدادی واقعی، پیامد مهمی دارد. »
جمعبندی
این ضعفها بهتنهایی تعیینکننده نیستند؛ تریلری کمهزینه نیز میتواند با میزانسن دقیق، انتخاب درست جزئیات و بازیهای کنترلشده اثر بگذارد. اما «Boneyard» بهندرت از عناصر فنی خود برای ساختن امضایی متمایز بهره میگیرد. فضای بیابانی و تهدید نهفته در آن، ظرفیت بصری زیادی دارد، ولی فیلم بیشتر از آنکه این فضا را به عنصری فعال در روایت تبدیل کند، از آن بهعنوان پسزمینه استفاده میکند.
جمعبندی «Boneyard» فیلمی است که جذابیت اصلیاش را از موضوعی کنجکاویبرانگیز و پروندهای واقعی میگیرد؛ پروندهای که ماهیت حلنشدهاش به داستان سایهای از ناامنی و بیپاسخی میبخشد. شروع مؤثر، تعدد مظنونان و کشمکش میان نیروهای تحقیقاتی، تماشاگر را برای مدتی با خود همراه میکند. اما این امتیازها در برابر افت ریتم، روایت پراکنده، شخصیتپردازی محدود و بازی کمرمق فیفتی سنت دوام کافی نمیآورند.
فیلم همچنین فرصتی مهم را از دست میدهد: بهجای آنکه قربانیان را به مرکز عاطفی و اخلاقی روایت بیاورد، بخش زیادی از توجهش را به مظنونان و دسیسههای پیرامونی معطوف میکند. ازاینرو، «Boneyard» بیش از آنکه کاوشی عمیق در یک پروندهٔ تکاندهنده باشد، تریلری است با ایدهای قویتر از اجرای خود؛ اثری که میتواند کنجکاوی برانگیزد، اما در تبدیل آن کنجکاوی به تجربهای منسجم و ماندگار موفقیت کامل ندارد.
« اما «Boneyard» بهندرت از عناصر فنی خود برای ساختن امضایی متمایز بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه