نقد و بررسی
نقد Warrior Nun | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه اثر «Warrior Nun» از همان عنوانش وعدهای نامتعارف میدهد: راهبههایی که بهجای آنکه تنها در قلمرو نیایش و آیین بمانند، به میدان نبرد با شیاطین قدم میگذارند. سریال این ترکیب را در قالب فانتزی فراطبیعی و ماجرایی بلوغمحور میپروراند؛ قصهی آوا، دختر یتیمی که پس از بیدارشدن در سردخانه درمییابد هالهای اسرارآمیز و تواناییهایی تازه دارد.
این قدرت او را به فرقهای پنهان پیوند میدهد؛ فرقهای که وظیفهاش مقابله با نیروهای اهریمنی است. جذابیت آغازین اثر در برخورد دو جهان نهفته است: نهادی مذهبی با قواعد کهن، و قهرمانی جوان که نه برای پذیرش نقش برگزیده شتاب دارد و نه میخواهد آزادی تازهیافتهاش را آسان از دست بدهد. سریال از یک الگوی آشنا، یعنی قهرمانِ ناخواسته و مأموریتی بزرگتر از خواست فردی، بهره میگیرد؛ اما آن را با فضایی مذهبی، نبردهای فراطبیعی و شخصیتهایی زنانه در مرکز روایت درمیآمیزد.
همین آمیزه به «Warrior Nun» هویتی متمایز میبخشد، هرچند همیشه از ظرفیتهای آن به بهترین شکل استفاده نمیکند. آوا؛ قهرمانی میان رهایی و مسئولیت محور عاطفی سریال آوا است؛ شخصیتی که بازگشتش به زندگی را نه با احساس رسالت، بلکه با حیرت و میل به جبران سالهای ازدسترفته تجربه میکند. این واکنش، او را از قهرمانانی که بیدرنگ مأموریت خود را میپذیرند جدا میسازد.
« این قدرت او را به فرقهای پنهان پیوند میدهد؛ فرقهای که وظیفهاش مقابله با نیروهای اهریمنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آوا نخست میخواهد بداند زندگی بیرون از محدودیتهای گذشته چه طعمی دارد؛ خواستهای انسانی که با فشار فرقه برای پذیرفتن وظیفهای خطیر در تعارض قرار میگیرد. از دل این کشمکش، پرسش اصلی شخصیت شکل میگیرد: آیا توانایی ویژه، بهتنهایی برای تحمیل مسئولیت کافی است؟ Alba Baptista در نقش آوا نقطهی اتکای مهم سریال است.
بازی او میان سرزندگی، شوخطبعی و آسیبپذیری تعادل برقرار میکند و اجازه نمیدهد شخصیت به نمادی صرف از «برگزیده» بودن فروکاسته شود. در لحظاتی که آوا از خطر میگریزد یا با قواعد گروه سر ناسازگاری دارد، میتوان هم ترس و تردید او را دید و هم میلش به انتخاب مستقل را. این کیفیت، مسیر تبدیلشدن او به جنگجویی کارآزموده را باورپذیرتر میکند؛ مسیری که بیش از آنکه فقط به آموختن فنون مبارزه وابسته باشد، به فهمیدن معنای اختیار و تعهد مربوط است.
جهانسازی و آمیزهی ایمان و علم یکی از جذابیتهای «Warrior Nun» جهانی است که میان افسانه، مذهب، علم و توطئه حرکت میکند. هاله و شیاطین، عناصر فانتزی ماجرا هستند، اما روایت میکوشد آنها را در کنار سازمانی پنهانی و منازعاتی زمینی قرار دهد. نتیجه، جهانی است که در آن باورهای سنتی و توضیحهای عقلانی بهسادگی از هم جدا نمیشوند.
« از دل این کشمکش، پرسش اصلی شخصیت شکل میگیرد: آیا توانایی ویژه، بهتنهایی برای تحمیل مسئولیت کافی است؟ »
شخصیتها و اجرا
این همنشینی میتواند پرسشهای جذابی دربارهی قدرت، حقیقت و اقتدار برانگیزد: چه کسی حق دارد امر مقدس را تفسیر کند؟ آیا نهادی که برای خیر میجنگد، از خطا و منفعتطلبی مصون است؟ سریال به این پرسشها اشاره میکند، اما پاسخهایش همیشه به یک اندازه منسجم نیستند. گاه نهاد مذهبی موضوع تردید و انتقاد قرار میگیرد و گاه همان نهاد بهعنوان پناهگاهی ضروری در برابر شر تصویر میشود.
چنین دوگانگیای بالقوه ثمربخش است، زیرا واقعیت را پیچیدهتر میکند؛ بااینحال، گاهی بیشتر شبیه نوسان لحن به نظر میرسد تا جدلی که بهدقت بسط یافته باشد. با وجود این، پیوند باور دینی با نیروی فراطبیعی و پرسش از مرز میان ایمان و دانش، به داستان گسترهای فراتر از یک ماجرای سادهی شکار هیولا میدهد.
فضاسازی و تصویر شهرها چشماندازهای اسپانیا، بهویژه معماری سنگی، کلیساها و گذرگاههای کهن، سهم مهمی در هویت بصری اثر دارند. این فضاها پسزمینهای تزیینی نیستند؛ آنها حس قدمت و رازی را میسازند که با فعالیت یک فرقهی مخفی تناسب دارد. مکانهای مذهبی و بناهای تاریخی به سریال امکان میدهند تا میان شکوه معماری و خشونت نبردها تضادی دیدنی ایجاد کند.
« آیا نهادی که برای خیر میجنگد، از خطا و منفعتطلبی مصون است؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، «Warrior Nun» از بسیاری از آثار فانتزی شهری که در فضایی بیچهره میگذرند، حالوهوایی متمایزتر پیدا میکند. طراحی صحنه و لباس نیز عموماً به سود همین جهان عمل میکند. ظاهر راهبههای جنگجو نه کاملاً روزمره است و نه چنان خیالپردازانه که پیوندش با جهان واقعی از میان برود. صحنههای نبرد با جلوههای فراطبیعی و سلاحهای خاص، انرژی مناسبی دارند و گاه تصویرهای گیرایی میآفرینند.
بااینهمه، کیفیت بصری بهتنهایی نمیتواند همهی خلأهای روایی را پر کند؛ برخی رویاروییها زمانی اثرگذارند که پیامد عاطفی یا داستانی داشته باشند، نه آنکه صرفاً به نمایش قدرتهای ویژه بسنده کنند. ریتم روایت و کاستیهای فیلمنامه ضعف آشکار فصل نخست، ناهماهنگی ریتم است. آغاز داستان با موقعیتی غریب و پرکشش توجه مخاطب را جلب میکند، اما بخش میانی در پیشبردن خطوط اصلی گاهی بیش از اندازه مکث میکند.
روایت میان آموزش جهان، آشنایی با شخصیتها و تعویق رویاروییهای مهم رفتوآمد دارد؛ این جابهجاییها میتوانند تعلیق بسازند، اما در مواردی احساس کشآمدن ایجاد میکنند. سریال ایدههای فراوانی دارد، ولی همیشه نمیداند کدامیک را باید زودتر به نقطهی اوج برساند. فیلمنامه همچنین در توضیح قواعد جهان خود دستودلباز است.
« طراحی صحنه و لباس نیز عموماً به سود همین جهان عمل میکند. »
قوتها و کاستیها
اطلاعاتی که میشد از کنش، تصویر یا اختلافنظر شخصیتها دریافت کرد، گاه در قالب گفتوگوهایی مستقیم عرضه میشود. این شیوه، فهم مقدمات را آسان میکند، اما از رازآلودگی میکاهد و دیالوگها را کموبیش کارکردی میسازد. شوخیهای آوا در بعضی لحظات به شخصیتپردازی او کمک میکنند، ولی همهی آنها از نظر زمانبندی و اثرگذاری یکسان نیستند؛ گاهی لحن سبکسرانهی آنها با سنگینی موقعیت پیرامونشان جور درنمیآید.
شخصیتهای فرعی و نیروهای تهدیدکننده گروه راهبهها ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، زیرا اعضای آن فقط همراهانی برای قهرمان نیستند؛ هر یک میتوانند برداشتی متفاوت از وظیفه، اطاعت و ایمان داشته باشند. رابطهی میان زنان گروه و حس همبستگیای که میان آنها شکل میگیرد، از جنبههای دلپذیر سریال است.
بااینحال، همهی شخصیتهای فرعی فرصت برابر برای عمقیافتن پیدا نمیکنند. برخی بیشتر با یک ویژگی یا نقش روایی شناخته میشوند تا مجموعهای از تناقضها، خاطرهها و انتخابهای شخصی. به همین دلیل، گاه دشوار است واکنشهایشان را فراتر از نیاز همان صحنه دنبال کنیم. شیاطین نیز بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل و پیچیده باشند، عمدتاً کارکرد تهدید دارند.
« اطلاعاتی که میشد از کنش، تصویر یا اختلافنظر شخصیتها دریافت کرد، گاه در قالب گفتوگوهایی مستقیم عرضه میشود. »
جمعبندی
حضور آنها به صحنههای اکشن فوریت میبخشد، اما کمپرداختبودنشان از وزن مواجههها میکاهد. وقتی نیروی مخالف فقط خطر جسمانی ایجاد کند و منطق یا معنای مشخصی در جهان داستان نداشته باشد، نبرد با آن ممکن است تکراری شود. اثر هرجا دشمنان را به پرسشهای مرکزی خود، مانند ماهیت قدرت و سوءاستفاده از باور، پیوند میدهد، غنیتر میشود؛ هرجا این پیوند کمرنگ است، هیجان بیشتر بر ظاهر و شدت مبارزه تکیه میکند.
جمعبندی «Warrior Nun» سریالی است با هستهای جذاب و تصویری متمایز: قهرمانی جوان که پس از بازگشت به زندگی باید میان آزادی شخصی و مأموریتی سنگین انتخاب کند، در جهانی که راهبههای جنگجو، شیاطین و نیروهای مذهبی و علمی در آن به هم میرسند. بازی Alba Baptista، سرزندگی آوا و فضاسازی اسپانیایی، مهمترین امتیازهای اثرند؛ در مقابل، ریتم کند بخشهایی از فصل نخست، گفتوگوهای گاه توضیحی و پرداخت نابرابر شخصیتهای فرعی مانع از آن میشوند که همهی ایدههای سریال به یک اندازه شکوفا شوند.
بااینحال، اثر برای مخاطبی که از فانتزی فراطبیعی، قهرمانان زن و ترکیب ماجرای اکشن با پرسشهای ایمانی و اخلاقی لذت میبرد، تجربهای گیرا فراهم میکند. ارزش «Warrior Nun» بیش از آنکه در بینقصبودنش باشد، در ترکیب نامتعارفی است که میآزماید و در قهرمانی که هویت خود را نه با پذیرش فوری تقدیر، بلکه با مقاومت، تردید و انتخاب تدریجی میسازد.
« حضور آنها به صحنههای اکشن فوریت میبخشد، اما کمپرداختبودنشان از وزن مواجههها میکاهد. »



ثبت دیدگاه