نقد و بررسی
نقد آپارتمان بی گناهان (The Innocents) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و افق داستانی «The Innocents» که عنوان اصلیاش «Masumlar Apartmanı» است، مجموعهای ترکیهای است که در سال ۲۰۲۰ آغاز شد و داستان خانوادهای را پی میگیرد که زندگی روزمرهاش زیر فشار بیماری، خاطرات تلخ و وابستگیهای عاطفی شکل گرفته است. هان، پسر خانواده، بیشتر عمر خود را صرف مراقبت از پدر و خواهرانش کرده؛ صفیه و گلبن نیز هر یک به شیوهای متفاوت در بند ترسها و وسواسهای خود هستند.
ورود اینجی به زندگی هان، نظم شکنندهای را که او برای خود ساخته بر هم میزند و پرسشی بنیادین پیش میکشد: آیا کسی که تمام عمر را در خدمت دیگران گذرانده، حق دارد برای خوشبختی خودش تصمیم بگیرد؟ این مجموعه را نباید با فیلم فراطبیعی همنامی که در سالی نزدیک ساخته شده اشتباه گرفت. محور «The Innocents» مورد بحث، درام خانوادگی و روانشناختی است؛ نه داستان کودکان دارای تواناییهای خارقالعاده.
نیروی اصلی اثر از روابط انسانی، زخمهای گذشته و تکرار الگوهای آسیبزا میآید. همین تمایز برای تماشاگر مهم است، زیرا انتظار ژانری نادرست میتواند دریافت او از ریتم و فضای سریال را مخدوش کند. خانه بهمثابه جهان بسته یکی از مؤثرترین انتخابهای مجموعه، تبدیل خانه به تصویری از وضعیت روانی ساکنان آن است.
فضای آپارتمان صرفاً محل وقوع حوادث نیست؛ نوعی مرز میان جهان بیرون و جهانی بسته، پرتنش و گرفتار در گذشته است. نظم خانه، اشیاء و عادتهای روزمره بار عاطفی پیدا میکنند و هر تغییر کوچک میتواند نشانهای از اضطراب یا مقاومت باشد. از همین رو، دلهره اثر معمولاً با حادثهای ناگهانی ساخته نمیشود، بلکه از دل سکوت، انتظار و تکرار بیرون میآید.
« این مجموعه را نباید با فیلم فراطبیعی همنامی که در سالی نزدیک ساخته شده اشتباه گرفت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فضاسازی بهویژه در برخورد با وسواس صفیه و گلبن کارکرد دارد. خانه برای آنان هم پناهگاه است و هم زندان؛ نظافت و مراقبت، که در ظاهر نشانه نظماند، به تدریج به سازوکارهایی برای مهار ترس بدل میشوند. مجموعه با نمایش جزئیات محیطی، حس خفگی و بیقراری را منتقل میکند، بیآنکه همواره به توضیح مستقیم متوسل شود.
این انتخاب، جهان سریال را بهلحاظ حسی باورپذیر میسازد، اما گاه نیز بر سنگینی و کندی آن میافزاید. شخصیتها و زخمهای پنهان صفیه و گلبن در نگاه نخست ممکن است صرفاً با رفتارهای وسواسیشان تعریف شوند، اما جذابیت درام در این است که بهتدریج انسانهایی فراتر از نشانههای بیماری از آنان میسازد.
هر دو به محبت نیاز دارند، اما ترس از طردشدن و ناتوانی در اعتماد، راه رسیدن به آن را دشوار میکند. صفیه میکوشد با کنترلکردن اطرافیان، از فروپاشی جهان محدودش جلوگیری کند؛ گلبن نیز میان نیاز به تأیید و میل به استقلال گرفتار است. رابطه این دو، آمیزهای از وابستگی، رقابت، دلسوزی و رنجش است و به همین دلیل بهسادگی در قالب تقابل خیر و شر جا نمیگیرد.
هان نیز شخصیتی یکبعدی نیست. فداکاری او از عشق به خانواده سرچشمه میگیرد، اما همین فداکاری میتواند بهانهای برای کنارگذاشتن خواستههای شخصیاش شود. آشنایی با اینجی نخستین فرصت جدی او برای تصور زندگیای متفاوت است؛ بااینحال، عشق در اینجا درمانی جادویی نیست که گذشته را پاک کند. اینجی نیز صرفاً ابزاری برای نجات هان نیست و زندگی، مسئولیتها و روابط خودش را دارد.
« این فضاسازی بهویژه در برخورد با وسواس صفیه و گلبن کارکرد دارد. »
شخصیتها و اجرا
تقابل میان خواست فردی و تعهد خانوادگی، در نتیجه، به مسئلهای اخلاقی و عاطفی بدل میشود. بازیها و کیفیت اجرا بازیگران نقشهای اصلی از مهمترین تکیهگاههای مجموعهاند. اجرای صفیه بهویژه باید میان رفتارهای سختگیرانه و شکنندگی درونی تعادل برقرار کند؛ نقشی که اگر تنها بر تندی و واکنشهای افراطی تکیه میکرد، بهسرعت تصنعی میشد.
بازی گلبن نیز از آن رو اثرگذار است که آسیبپذیری شخصیت را با لحظههایی از سرزندگی و میل به تغییر همراه میکند. هان، در سوی دیگر، بار سکوتها و مکثهای فراوانی را بر دوش دارد و بازی او باید نشان دهد که پشت ظاهر آرام و وظیفهشناس، چه اندازه تعارض انباشته شده است. هرچند در اطلاعات معرفی اثر گاه از بازیگران جوان خانواده یاد میشود، مرکز ثقل این روایت خواهران و برادر بزرگسال خانوادهاند.
نقطه قوت اجرایی مجموعه، باورپذیری واکنشها و توجه به جزئیات رفتاری است: مکث پیش از پاسخ، نگاه گریزپا یا تکرار عادتی کوچک میتواند بیش از یک توضیح طولانی درباره وضعیت روانی شخصیتها سخن بگوید. بااینحال، برخی لحظات احساسی به بازیهای پرشدت و تأکیدهای ملودراماتیک نزدیک میشوند و ممکن است برای تماشاگرانی که اجراهای کماغراق را ترجیح میدهند، کمی سنگین به نظر برسند.
روایت، ریتم و ساختار ملودرام روایت از برخورد چند خط داستانی نیرو میگیرد: رابطه هان و اینجی، کشمکشهای میان خواهران، و اثر ماندگار گذشته بر رفتار اعضای خانواده. این چندلایگی به مجموعه امکان میدهد از یک عاشقانه ساده فراتر برود و نشان دهد که تصمیم یک فرد چگونه در شبکهای از وابستگیها بازتاب پیدا میکند.
« تقابل میان خواست فردی و تعهد خانوادگی، در نتیجه، به مسئلهای اخلاقی و عاطفی بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقطه قوت این ساختار، پیوند دادن تجربههای شخصی با مسئلههای گستردهتری چون مراقبت، استقلال و مسئولیت است. در مقابل، ریتم کند و فضای مینیمال میتواند برای بخشی از مخاطبان فرساینده باشد. سریال گاهی برای تثبیت حالوهوای خود یا تشدید یک بحران، به تکرار موقعیتها و تأکیدهای عاطفی روی میآورد.
این تکرار در بعضی صحنهها به ساخت حس گرفتارشدن کمک میکند، اما در برخی دیگر از تازگی درام میکاهد. افزون بر این، شیوه روایتِ ملودراماتیک گاه به جای اعتماد به سکوت و زیرمتن، احساسات را آشکارا برجسته میکند. حاصل، اثری است که در بهترین لحظات تأثیر عاطفی عمیقی دارد، اما همیشه در مهار شدت خود موفق نیست.
اخلاق، معصومیت و مسئولیت عنوان اثر، پرسشی درباره معصومیت برمیانگیزد: آیا رنجکشیدن، انسان را از مسئولیت پیامدهای رفتارش معاف میکند؟ مجموعه پاسخ سادهای نمیدهد. شخصیتها در بسیاری از موارد قربانی شرایطی هستند که انتخاب نکردهاند، اما رفتارشان همچنان بر زندگی دیگران اثر میگذارد.
همین تمایز میان توضیحدادن یک رفتار و توجیهکردن آن، به درام عمق میدهد. تماشاگر میتواند منشأ ترسها و کنترلگریها را بفهمد، بیآنکه ناچار باشد همه پیامدهای آنها را بپذیرد. بااینهمه، پرداخت روانشناختی اثر گاهی بیش از اندازه بر رنج و آسیب تکیه میکند و فرصت کمتری برای نمایش زندگی بیرون از بحران باقی میگذارد.
« نقطه قوت این ساختار، پیوند دادن تجربههای شخصی با مسئلههای گستردهتری چون مراقبت، استقلال و مسئولیت است. »
قوتها و کاستیها
همچنین نمایش وسواس و مشکلات روانی، هرچند همدلانه است، ممکن است در بعضی لحظات به تصویرهایی شدید و آزارنده برسد. این شدت برای ساختن فضای دراماتیک مؤثر است، اما تماشای مجموعه را برای مخاطبانی که نسبت به خشونت روانی یا موقعیتهای خانوادگی دردناک حساساند، دشوار میکند. محدودیتها و تجربه تماشاگر «The Innocents» اثری برای تماشای شتابزده یا سرگرمیِ سبک نیست.
کشش آن از تعلیق روانی و انتظار برای تغییر در روابط میآید، نه از حرکت پیوسته داستانی یا رازهای پرشمار. این رویکرد، برای کسانی که به شخصیتپردازی تدریجی و فضای سنگین علاقه دارند، جذاب است؛ اما اگر انتظار روایتی پرحادثه و پاسخهای روشن درباره همه انگیزهها و ریشههای رفتار شخصیتها وجود داشته باشد، مجموعه ممکن است ناکام بگذارد.
از سوی دیگر، برخی رخدادها و واکنشهای پرتنش میتوانند آزارنده باشند و سریال همیشه میان نمایش رنج و مکثی انسانی برای پردازش آن تعادل برقرار نمیکند. مخاطب بهتر است اثر را با آمادگی برای مواجهه با موضوعاتی چون بیماری روانی، وابستگی خانوادگی و فرسودگی مراقبت دنبال کند. قوت آن در همدلی با شخصیتهاست، اما این همدلی گاه به بهای تجربهای سنگین و عاطفاً پرفشار تمام میشود.
جمعبندی «The Innocents» درامی روانشناختی و خانوادگی است که نیروی خود را از خانهای بسته، شخصیتهایی زخمخورده و پرسشی دشوار درباره حق انتخاب میگیرد. بازیهای طبیعی، فضاسازی پرتنش و توجه به مناسبات پیچیده خواهران و برادر، آن را به اثری تأملبرانگیز تبدیل میکنند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، تأکیدهای ملودراماتیک و لحظات عاطفی آزارنده قرار دارند؛ محدودیتهایی که ممکن است تجربه تماشاگر را دشوار سازند.
« همچنین نمایش وسواس و مشکلات روانی، هرچند همدلانه است، ممکن است در بعضی لحظات به تصویرهایی شدید و آزارنده برسد. »
جمعبندی
این مجموعه نه روایتی فراطبیعی است و نه داستانی درباره معصومیتی بیچونوچرا؛ بیش از هر چیز، مطالعهای درباره آدمهایی است که میکوشند در میان عشق، ترس و مسئولیت، راهی برای زندگی پیدا کنند.



ثبت دیدگاه