نقد و بررسی
نقد Ride Along 2 | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به همان فرمول «Ride Along 2» دنبالهای است که بیش از آنکه بخواهد جهان تازهای برای شخصیتهایش بسازد، به فرمول آشنای قسمت نخست تکیه میکند: جیمز، پلیس جدی و کمحرف، در کنار بن، همکار پرهیاهو و کمتجربه، به مأموریتی تازه میروند و اختلاف خلقوخویشان موتور اصلی شوخیها و دردسرها میشود.
این بار نزدیک شدن روز عروسی بن و سفر به میامی، موقعیتی فراهم میکند تا او هم تواناییاش را در مقام مأمور پلیس ثابت کند و هم رابطهاش با جیمز را از نو بیازماید. فیلم در آغاز وعدهی سرگرمی بیدردسری میدهد: زوجی نامتجانس، شهری تازه، پروندهای جنایی و مجموعهای از موقعیتهای پرتحرک.
بااینحال، آشنایی بیش از اندازهی این عناصر به سود فیلم تمام نمیشود. قصه خیلی زود در مسیری قابلپیشبینی قرار میگیرد و بهجای آنکه از ظرفیتهای دنباله برای گسترش شخصیتها استفاده کند، بار دیگر همان تضادهای قبلی را به صحنه میآورد. نتیجه، اثری است که گاه با انرژی بازیگران خود سرپا میماند، اما کمتر به هویتی مستقل دست مییابد.
بن؛ نیروی محرک کمدی مهمترین سرمایهی فیلم، کوین هارت در نقش بن است. او با حرکات بدنی، تغییرات سریع لحن و واکنشهای اغراقشدهاش، برای موقعیتهای ساده نیز ضرباهنگ طنز میسازد. بن دوست دارد جدی گرفته شود، اما شتابزدگی و میلش به اثبات خود معمولاً او را به مرکز آشوب میکشاند. هارت این فاصلهی میان اعتمادبهنفس و نابلدی را بهخوبی به نمایش میگذارد و در چند لحظه، حتی هنگامی که خود شوخی چندان تازه نیست، با اجرای پرتحرکش خنده میآفریند.
« بااینحال، آشنایی بیش از اندازهی این عناصر به سود فیلم تمام نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، فیلم بیش از اندازه به حضور او وابسته است. بخش مهمی از کمدی بر فریاد، دستپاچگی و بزرگنمایی واکنشها بنا شده و وقتی این ابزارها پشت سر هم تکرار میشوند، طراوتشان را از دست میدهند. بن در لحظاتی میتواند دوستداشتنی باشد، اما فیلمنامه فرصت چندانی به او نمیدهد تا از نقش «مأمور تازهکاری که مدام خرابکاری میکند» فراتر برود.
طنز فیلم بنابراین بیشتر از آنکه از تحول شخصیت یا ظرافت موقعیت برخیزد، بر انرژی لحظهای بازیگر متکی است. جیمز و دینامیک دو نفره آیس کیوب در نقش جیمز نقطهی مقابل بن است: خونسرد، سختگیر و عموماً کمحرف. حضور او قرار است تعادلی در برابر پرگویی و بیقراری بن ایجاد کند؛ تضادی که پایهی بسیاری از کمدیهای رفاقتی و پلیسی است.
این تقابل هنوز قابلیت سرگرمکننده دارد، بهخصوص وقتی جیمز ناچار میشود میان حفظ ظاهر حرفهای و مهار همسفرش یکی را انتخاب کند. اما رابطهی این دو در قسمت دوم چندان رشد نمیکند. فیلم از آشنایی مخاطب با اختلافهایشان سود میبرد، ولی برای تبدیل این اختلافها به مرحلهای تازه از رابطه، تلاش محدودی میکند.
جیمز همچنان سختگیر است و بن همچنان میکوشد تأیید او را به دست آورد. از آنجا که فیلمنامه بارها به همین الگو بازمیگردد، لحظات همراهی و همدلی میان آن دو اثر عاطفی چندانی ندارند. شیمی بازیگران در سطحی کارکردی باقی میماند: برای پیش بردن شوخیها کافی است، اما برای ساختن رابطهای بهیادماندنی نه.
« بااینهمه، فیلم بیش از اندازه به حضور او وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
قصهی جنایی در سایهی کمدی پروندهای که بن و جیمز را به میامی میکشاند، قرار است ستون جدیتر داستان باشد؛ ماجرایی دربارهی قاچاق مواد، یک هکر و تاجری بانفوذ که ممکن است چهرهای پنهان داشته باشد. این خط داستانی به فیلم اجازه میدهد تعقیبوگریز، درگیری و موقعیتهای پلیسی را وارد روایت کند، اما از همان آغاز چندان غافلگیرکننده نیست.
گرههای پرونده بیشتر نقش پلهایی میان صحنههای کمدی و اکشن را دارند تا آنکه به معمایی مستقل و پرکشش بدل شوند. در نتیجه، بخش جنایی فیلم نه بهاندازهی کافی پیچیده است که مخاطب را درگیر کشف حقیقت کند و نه چنان جدی پرداخت میشود که تعلیق پایداری بسازد. فیلم از الگوهای آشنای داستانهای پلیسی بهره میگیرد، اما کمتر آنها را وارونه یا تازه میکند.
هرگاه روایت به مسیر تحقیق و پیگیری میرود، میتوان حدس زد که قرار است چه نوع مانعی در برابر شخصیتها قرار گیرد. این آشنایی لزوماً برای یک کمدی سبک ایراد قاطعی نیست، اما وقتی شوخیها نیز همواره موفق نیستند، ضعف قصه بیشتر به چشم میآید. اکشن، ریتم و جغرافیای میامی سفر از آتلانتا به میامی فرصتی برای تغییر بافت بصری فیلم فراهم میکند.
فضای گرم و پرزرقوبرق شهر، خودروها و تعقیبوگریزها به روایت تنوعی سطحی میبخشند و کمک میکنند فیلم از یک فضای محدود بیرون بیاید. صحنههای اکشن نیز در خدمت همان هدف سرگرمی قرار دارند: ایجاد حرکت و شکستن یکنواختی گفتوگوها. بااینحال، این صحنهها معمولاً بیش از آنکه هیجان واقعی بسازند، میانبُری برای رساندن داستان به موقعیت بعدیاند.
« گرههای پرونده بیشتر نقش پلهایی میان صحنههای کمدی و اکشن را دارند تا آنکه به معمایی مستقل و پرکشش بدل شوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و طراحی آنها بهندرت حس خطر یا شتابی ماندگار ایجاد میکند. گاهی فیلم با ورود به یک صحنهی پرتحرک جان میگیرد، اما این انرژی دوام زیادی ندارد و پس از پایان تعقیب یا درگیری، روایت دوباره به شوخیهای تکراری بازمیگردد. ریتم کلی نیز از همین نوسان آسیب میبیند: بخشهایی پرجنبوجوشاند، اما میان آنها وقفههایی وجود دارد که قصه را کند و پراکنده میکند.
شوخیهایی با میزان موفقیت متفاوت «Ride Along 2» کمدیای است که موفقیتش بهوضوح به سلیقهی مخاطب بستگی دارد. گروهی از تماشاگران ممکن است با اجرای پرانرژی هارت و موقعیتهای آشفتهی فیلم همراه شوند و در سالن بخندند؛ گروهی دیگر احتمالاً احساس میکنند فیلم برای رسیدن به خنده، بیش از حد بر صدای بلند و واکنشهای نمایشی تکیه کرده است.
هر دو واکنش با جنس اثر سازگارند: این فیلم در پی طنز ظریف یا کنایهی اجتماعی نیست، بلکه سرگرمی فوری و آسان را هدف میگیرد. مشکل اصلی آن است که شوخیها همیشه از موقعیت بیرون نمیآیند. گاهی صحنهای زمینهای برای یک لطیفه میسازد، اما پرداخت آن به اندازهی انتظار بامزه یا غافلگیرکننده نیست.
همین ناهمواری سبب میشود لحظات موفق پراکنده به نظر برسند. فیلم میتواند در یک صحنه خندهای ناگهانی برانگیزد، اما بهسختی آن کیفیت را در سراسر روایت حفظ میکند. در مقایسه با قسمت نخست نیز بخشی از تازگی تضاد میان دو شخصیت از میان رفته و تکرار همان سازوکارها، خندهها را کماثرتر کرده است.
« تدوین و طراحی آنها بهندرت حس خطر یا شتابی ماندگار ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
بازیگران مکمل و فرصتهای ازدسترفته بازیگران مکمل به فیلم چهرههای تازهای میبخشند، اما نقشهایشان همیشه به اندازهی ظرفیتشان پرداخت نمیشود. اولیویا مان در نقش مأمور پلیس میامی، حضوری جدیتر و توانمندتر از فضای آشفتهی دو شخصیت اصلی دارد؛ بااینحال، فیلم به او مجال کافی نمیدهد تا فراتر از کارکردی محدود در پیشبرد ماجرا ظاهر شود.
بنیامین برت نیز باوقار و اعتمادبهنفس نقش خود را پیش میبرد و در میان شخصیتهای فرعی، حضوری قابلتوجه دارد. کن جونگ در نقش هکر، به جهان کمدی فیلم نزدیکتر است و میتواند به برخی صحنهها رنگی نامتعارف بدهد. اما حتی این بازیها هم نمیتوانند کمبود پرداخت را بهطور کامل جبران کنند. شخصیتهای مکمل بیشتر در خدمت واکنش نشان دادن به بن و جیمز هستند تا آنکه داستان یا رابطهای مستقل برای خود داشته باشند.
این مسئله، جهان فیلم را کوچکتر از آنچه موقعیت جناییاش وعده میدهد جلوه میدهد. جمعبندی «Ride Along 2» دنبالهای سبک و پرتحرک است که میتواند برای تماشاگرانی که کمدی پرسروصدا و بازی پرانرژی کوین هارت را دوست دارند، لحظاتی سرگرمکننده فراهم کند. جابهجایی ماجرا به میامی، ترکیب اکشن با شوخی و تضاد میان بن و جیمز به فیلم تحرک میدهد؛ اما داستان پلیسی آن کلیشهای باقی میماند و رابطهی دو شخصیت اصلی نیز بهاندازهی کافی بسط پیدا نمیکند.
فیلم در بهترین لحظاتش همان چیزی است که از یک کمدی رفاقتی سبک انتظار میرود: شوخیای سریع، آشوبی کوتاه و فاصله گرفتن از جدیت روزمره. اما این لحظات در میان تکرارها و افتوخیزهای ریتم پراکندهاند. حاصل، اثری است که شاید در تماشای یکباره سرگرم کند، اما کمتر چیزی برای تأمل یا بازگشت دوباره باقی میگذارد.
« بنیامین برت نیز باوقار و اعتمادبهنفس نقش خود را پیش میبرد و در میان شخصیتهای فرعی، حضوری قابلتوجه دارد. »



ثبت دیدگاه