نقد و بررسی
نقد The Love by Hypnotic | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای بر پایهٔ تضاد «The Love by Hypnotic» سریالی چینی از سال ۲۰۱۹ است که هستهٔ داستانیاش بر ازدواجی سیاسی و رویارویی دو شخصیت ناهمگون بنا شده است: لی مینگیوه، شاهزادهخانمی سرزنده و خودرأی، و لی چیان، شاهزادهای خویشتندار و جدی. پیوند این دو نه از انتخابی عاشقانه، بلکه از مصلحت دربار شکل میگیرد؛ بنابراین رابطه از همان آغاز میدان چانهزنی، مقاومت و سوءتفاهم است.
آنچه این شروع را برای مخاطب جذاب میکند، نه پیچیدگی سیاسی جهان داستان، بلکه فاصلهٔ روشن میان منش دو شخصیت است: یکی نظم و سکوت را ترجیح میدهد و دیگری با کنجکاوی و بیپروایی به استقبال هر موقعیتی میرود. سریال از این تقابل برای ساختن کمدی و کشش عاطفی بهره میگیرد. برخوردهای اولیهٔ زوج اصلی، با وجود آشنایی با الگوی آشنای «دشمنی که به عشق میرسد»، اغلب ریتمی دلپذیر دارند.
هر یک میکوشد طرف مقابل را وادار کند از این ازدواج دست بکشد، اما همین کوششها آنها را بیشتر در مدار یکدیگر نگه میدارد. نتیجه، عاشقانهای سبک و بازیگوش است که قرار نیست پیچیدگی روانشناختی عمیقی عرضه کند؛ نیروی اصلیاش از تماشای تغییر تدریجی رابطه میآید. هیپنوتیزم؛ ابزار داستان و مسئلهٔ اخلاقی عنصر هیپنوتیزم، سازوکار ویژهٔ این رابطه و وجه متمایز سریال است.
لی مینگیوه با این توانایی به خاطرات فراموششدهٔ لی چیان دسترسی پیدا میکند و مسیر تازهای برای شناخت گذشتهٔ او میگشاید. این ایده از یک سو به داستان راز و تعلیق میبخشد و از سوی دیگر وسیلهای برای نزدیککردن دو شخصیت است: آنچه ابتدا مداخلهای غیرمعمول به نظر میرسد، کمکم به تجربهای مشترک و زمینهای برای اعتماد تبدیل میشود.
« سریال از این تقابل برای ساختن کمدی و کشش عاطفی بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، سریال همیشه به پیامدهای اخلاقی این قدرت به اندازهٔ کافی توجه نمیکند. هیپنوتیزم میتواند مرز اراده و اختیار را مخدوش کند، بهویژه وقتی یکی از دو طرف از آنچه بر او میگذرد آگاهی کامل ندارد. این ظرفیت درامپردازی مهمی دارد: آیا نزدیکی حاصل از مداخله در ذهن دیگری واقعی است؟
آیا شناختن گذشتهٔ کسی، بدون رضایت او، به معنای کمک به اوست؟ اثر گاه این پرسشها را مطرح میکند، اما بهجای پیگیری دقیقشان، اغلب به سوی موقعیتهای بامزه و لحظات رمانتیک میرود. در نتیجه، ایدهای که میتوانست لایهای جدیتر به قصه ببخشد، گاهی بیشتر به تمهیدی برای پیشبردن رابطه تبدیل میشود.
دو شخصیت اصلی و نیروی بازیگری جذابیت عاطفی سریال بیش از هر چیز به رابطهٔ لی مینگیوه و لی چیان وابسته است. مینگیوه بهسبب سرزندگی و ابتکارش از قالب شاهزادهخانم منفعل فاصله میگیرد؛ او در موقعیتهای مختلف خود دست به عمل میزند و حضورش فضای خشک و رسمی قصر را به هم میریزد. البته این سرزندگی همیشه به شخصیتی چندلایه بدل نمیشود.
گاه رفتارهایش بیشتر برای ایجاد آشوب یا لحظهای کمیک طراحی شدهاند تا برای نشاندادن دگرگونی درونی. لی چیان در سوی دیگر، شخصیتی بستهتر و کنترلشدهتر دارد. فاصلهٔ میان ظاهر سرد او و عاطفهای که بهتدریج آشکار میشود، زمینهٔ مناسبی برای بازیگری فراهم میکند. بازیگر نقش شاهزاده، بهویژه در رفتوآمد میان صحنههای طنز و لحظات جدی، تنوع قابلتوجهی نشان میدهد.
« بااینحال، سریال همیشه به پیامدهای اخلاقی این قدرت به اندازهٔ کافی توجه نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
او میتواند خشکی و غرور لی چیان را با واکنشهای کوچک و کماغراق همراه کند و سپس در موقعیتهای عاطفی، آسیبپذیری شخصیت را نمایان سازد. همین انعطاف، یکی از نقاط قوت روشن مجموعه است و کمک میکند رابطهٔ مرکزی حتی در بخشهایی که روایت افت میکند، همچنان تماشایی بماند. لحن تاریخیِ سبک و جهان داستان فضای تاریخی سریال بیشتر کارکردی تزئینی و خیالانگیز دارد تا واقعگرایانه.
لباسها، قصرها و مناسبات شاهزادگان چارچوبی آشنا برای داستان فراهم میکنند، اما اثر در پی بازسازی دقیق یک دوره یا نظام سیاسی پیچیده نیست. جهان آن عمداً سبک و کمتنش طراحی شده تا مجال بیشتری برای شوخی، معاشقه و کشمکشهای شخصی باقی بماند. از همین رو، تماشاگر نباید انتظار درامی تاریخی با مناسبات درباری پرجزئیات داشته باشد؛ فضای تاریخی در اینجا بستری برای قصهٔ عاشقانه است.
این انتخاب در بخشهایی به سود سریال تمام میشود. حضور شخصیتهای مکمل دوستداشتنی و موقعیتهای ساده و بانشاط، حالوهوایی راحت و سرگرمکننده میسازد. اما گاهی فاصلهٔ میان ادعای زندگی دربار و آنچه روی پرده دیده میشود، محسوس است. قصر و مناسبات قدرت بیش از آنکه نظامی زنده و منضبط به نظر برسند، پسزمینهای انعطافپذیر برای ورود و خروج شخصیتها هستند.
ضعف در ساختن قواعد روشن جهان داستان، از اعتبار تهدیدها و کشمکشهای سیاسی میکاهد. ریتم روایت و ضعفهای فیلمنامه در آغاز، قصه با تضاد زوج اصلی و راز خاطرات گذشته نیروی محرکهٔ کافی دارد. اما در ادامه، این ظرفیت همیشه با روایتی منسجم و هدفمند همراه نمیشود. برخی صحنهها بیش از آنکه تحول مهمی در رابطه یا کشمکش اصلی ایجاد کنند، برای پرکردن مسیر داستان به نظر میرسند.
« لحن تاریخیِ سبک و جهان داستان فضای تاریخی سریال بیشتر کارکردی تزئینی و خیالانگیز دارد تا واقعگرایانه. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه حادثهای رخ میدهد تا زوج را دوباره به هم نزدیک کند یا فاصلهای موقت میانشان بیندازد، بیآنکه پیوند علت و معلولی آن بهاندازهٔ کافی محکم باشد. این پراکندگی، ریتم مجموعه را نابرابر میکند. لحظات شیرین و شوخطبعانه میتوانند در کنار هم خوشایند باشند، اما وقتی تکرار میشوند و مسیر داستان را جلو نمیبرند، اثر کشدار میشود.
در عین حال، بعضی تغییرهای رفتاری ناگهانیاند: شخصیتها گاه از موضعی روشن به تصمیمی متفاوت میرسند، بیآنکه فاصلهٔ میان این دو حالت بهخوبی دراماتیزه شود. چنین پرشهایی بهویژه برای شخصیتهای فرعی زیانبار است؛ بسیاری از آنان نشانههایی از ظرفیت دراماتیک دارند، اما فرصت نمییابند به شخصیتهایی با انگیزهها و تناقضهای مستقل بدل شوند.
کمدی، صمیمیت و شخصیتهای مکمل طنز سریال بر برخورد جدیت لی چیان با جسارت و بیقراری مینگیوه تکیه دارد. این تضاد، در بهترین لحظات، از واکنشها و مکثهای شخصیتها شکل میگیرد، نه صرفاً از شوخیهای کلامی. چنین کمدیای در کنار عاشقانهای که بهآرامی از بیاعتمادی به صمیمیت میرسد، به اثر لحنی دلنشین میدهد.
سریال همچنین به زندگی روزمرهٔ یک زوج پس از ازدواج توجه میکند؛ نه فقط به لحظهٔ رسیدن به عشق، بلکه به تفاوت عادتها و دشواری همزیستی دو انسان ناهمسان. شخصیتهای مکمل نیز به گرمی فضای اثر کمک میکنند، هرچند نقشهایشان همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرد. برخی از آنها بیشتر برای ایجاد سوءتفاهم، حسادت یا پیشبرد کشمکش زوج اصلی حضور دارند تا آنکه مسیر شخصی روشنی داشته باشند.
« این پراکندگی، ریتم مجموعه را نابرابر میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، جذابیتشان بیشتر از جنس حضور دلپذیر و کارکردشان در جمع است تا عمق شخصیتپردازی. این کمبود، بهویژه در خطوط فرعی آشکار میشود؛ داستانهایی که آغاز میشوند اما وزن و زمان کافی برای رسیدن به نتیجهای رضایتبخش پیدا نمیکنند. پایانبندی و هماهنگی لحن بدون ورود به جزئیات رخدادهای پایانی، میتوان گفت که جمعبندی سریال از نظر لحن کاملاً هموار نیست.
اثری که بخش عمدهٔ مسیرش را با سبکی رمانتیک و طنزآمیز پیموده، در واپسین بخشها میکوشد چندین خط دراماتیک را همزمان به نقطهٔ پایان برساند. اما این خطوط همیشه با یکدیگر و با حالوهوای پیشین مجموعه سازگار نمیشوند. برخی خردهداستانها کموبیش رها میمانند و بعضی تغییرات روایی، آنقدر مجال نمییابند که از نظر عاطفی به نتیجهای کامل برسند.
این مسئله از شیرینی رابطهٔ مرکزی نمیکاهد، اما احساس رضایت نهایی را محدود میکند. مخاطبی که عمدتاً برای کشمکش جذاب زوج و فضای سبک تاریخی به تماشای اثر نشسته است، همچنان لحظات خوشایندی خواهد یافت؛ بااینحال، ممکن است از جمعبندی ناهمگون و حلوفصل شتابزدهٔ بعضی مسیرها دلسرد شود. جمعبندی «The Love by Hypnotic» در مقام یک عاشقانهٔ تاریخیِ سبک، اثری سرگرمکننده و دوستداشتنی است که بهترین دستاوردش را در رابطهٔ دو شخصیت اصلی و تضاد میان خلقوخوهایشان پیدا میکند.
بازی روان بازیگر نقش شاهزاده، شوخیهای موقعیت، شخصیتهای مکمل خوشحضور و ایدهٔ هیپنوتیزم، به مجموعه هویتی مشخص میدهند. در مقابل، ضعف در پیوند رویدادها، کندشدن ریتم، سطحیماندن بعضی شخصیتها و پایانبندی ناهماهنگ مانع از آن میشود که اثر به درامی کاملاً منسجم بدل شود. این مجموعه بیش از آنکه برای مخاطبِ خواهان سیاست درباری دقیق یا روایت پیچیده مناسب باشد، برای تماشاگرانی جذاب است که یک عاشقانهٔ سرخوش، کمتنش و مبتنی بر کشمکش دلنشین میخواهند.
« در نتیجه، جذابیتشان بیشتر از جنس حضور دلپذیر و کارکردشان در جمع است تا عمق شخصیتپردازی. »
جمعبندی
«The Love by Hypnotic» در لحظات خوبش صمیمی و شیرین است؛ در لحظات ضعیفتر، بیش از حد به جذابیت زوج اصلی تکیه میکند.
ثبت دیدگاه