نقد و بررسی
نقد The Lady | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان زندگی خصوصی و تاریخ سیاسی «The Lady» ساختهٔ Luc Besson، زندگی آونگ سان سوچی را در نقطهای به تصویر میکشد که سرنوشت شخصی با بحران سیاسی درهم میآمیزد. فیلم از بازگشت او به برمه برای دیدار مادر بیمار آغاز میکند؛ بازگشتی که بهتدریج او را از جایگاه همسر و مادری دور از سیاست، به چهرهای محوری در جنبش دموکراسیخواهی کشورش میکشاند.
در سوی دیگر روایت، زندگی خانوادگی او با مایکل آریس و دو فرزندشان در انگلستان قرار دارد؛ خانوادهای که رابطهاش با سوچی زیر فشار فاصله، سرکوب و انتخابهای دشوار قرار میگیرد. بنابراین فیلم تنها شرح صعود یک رهبر سیاسی نیست؛ میکوشد نشان دهد تصمیمهای تاریخی چه بهایی در زندگی خصوصی آدمها دارند.
روایت میان دو جهان ساختار فیلم بر رفتوآمد میان دو فضا بنا شده است: برمهای که فضای عمومیاش زیر سایهٔ ارتش و محدودیت سیاسی قرار دارد، و خانهای در انگلستان که آرامش آن نیز از پیامدهای همان بحران مصون نیست. این جابهجایی بهخوبی تضاد میان آزادی روزمرهٔ خانواده و محدودیتهایی را برجسته میکند که سوچی در وطن با آن روبهرو میشود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در مقاطع مؤثر، این دو خط داستانی همدیگر را روشن میکنند: آنچه در عرصهٔ سیاسی میگذرد، در قالب تماسهای دشوار، انتظار و دوری خانوادگی بازتاب مییابد. از سوی دیگر، فیلمنامه میکوشد بخشهای گستردهای از زندگی سیاسی و عاطفی سوچی را در قالب یک روایت واحد گرد آورد. این انتخاب به فیلم نیروی روایی میدهد، اما گاهی به زیان تمرکز تمام میشود.
رویدادها و توضیحات تاریخی با سرعتی دنبال هم میآیند که فرصت کافی برای پرداخت تدریجی بعضی موقعیتها باقی نمیگذارد. در نتیجه، بیننده گاه بیش از آنکه در پیچیدگی یک لحظه مکث کند، با مرحلهٔ بعدی از زندگی قهرمان روبهرو میشود. بازیها و چهرهپردازی شخصیتها میشل یئو در نقش سوچی، مهمترین تکیهگاه عاطفی و تصویری فیلم است.
او برای نزدیکشدن به شخصیت، بیش از هر چیز بر خویشتنداری، آرامش ظاهری و انضباط بدنی تکیه میکند؛ کیفیتهایی که با تصویری که فیلم از رهبر سیاسیاش میسازد، هماهنگاند. حضور او اغلب کمصداست، اما همین سکون در موقعیتهایی که پیرامونش خشونت و تهدید جریان دارد، به شخصیت نوعی استواری میبخشد.
« از سوی دیگر، فیلمنامه میکوشد بخشهای گستردهای از زندگی سیاسی و عاطفی سوچی را در قالب یک روایت واحد گرد آورد. »
شخصیتها و اجرا
شباهت ظاهری و نشانههای شناختهشدهٔ ظاهر سوچی نیز در ساختن این تصویر مؤثرند. دیوید تولیس در نقش مایکل آریس، سوی انسانیتر و آسیبپذیرتر قصه را نمایندگی میکند. رابطهٔ او با سوچی فقط در حد پیوندی عاشقانه باقی نمیماند؛ فیلم آن را عرصهای برای نشاندادن تفاوت میان همراهی عاطفی و امکان واقعیِ حضور در کنار یکدیگر قرار میدهد.
بااینحال، شخصیتهای پیرامونی فرصت چندانی برای استقلال نمییابند. برخی از آنان بیشتر کارکردی توضیحی دارند: اطلاعاتی منتقل میکنند یا واکنش سوچی و آریس را برجسته میسازند، بیآنکه به همان اندازه از زندگی درونیشان پرده برداشته شود. تصویری ستایشآمیز از قهرمان یکی از آشکارترین محدودیتهای فیلم در نحوهٔ ساختن شخصیت اصلی پدیدار میشود.
«The Lady» به شجاعت، انضباط و پایبندی سوچی به مبارزهٔ مدنی توجهی جدی دارد؛ اما این توجه غالباً به تصویری یکدست و ستایشآمیز میانجامد. قهرمان فیلم بیش از آنکه انسانی در معرض تردید، خطا یا تناقض باشد، همچون نمادی اخلاقی ظاهر میشود که تصمیمهایش از پیش معنایی روشن و والا دارند. این رویکرد از نظر احساسی قابلفهم است، زیرا فیلم میخواهد مخاطب را با هزینههای ایستادگی در برابر یک حکومت سرکوبگر همراه کند.
« شباهت ظاهری و نشانههای شناختهشدهٔ ظاهر سوچی نیز در ساختن این تصویر مؤثرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما درام سیاسی زمانی عمیقتر میشود که شخصیتهایش نه فقط برای آرمانهایشان، بلکه با ضعفها و محدودیتهای انسانی خود نیز دیده شوند. وقتی فیلم چنین پیچیدگیهایی را کمرنگ میکند، جسارت سوچی نیز paradoxically کمتر ملموس میشود: ایستادگی کسی که هیچگاه تردید نمیکند، ممکن است از نظر نمادین چشمگیر باشد، اما از نظر دراماتیک به اندازهٔ کشمکش انسانی باورپذیر و تأثیرگذار نیست.
دیالوگ، توضیح و ریتم فیلمنامهٔ ربکا فرین میخواهد زمینهٔ تاریخی و سیاسی را برای مخاطبی که شاید با جزئیات زندگی سوچی آشنا نباشد روشن کند. این هدف مفید است، اما شیوهٔ اجرای آن گاهی بیش از حد مستقیم میشود. شخصیتها در بعضی صحنهها اطلاعاتی را با زبان صریح بیان میکنند که میتوانست از دل کنش، سکوت، فضای خانه یا تضاد میان رفتارها بیرون بیاید.
در نتیجه، دیالوگها گاه بهجای آنکه گفتوگوی زندهٔ آدمها باشند، وظیفهٔ توضیح داستان را برعهده میگیرند. این صراحت، همراه با طول نسبتاً زیاد فیلم، بر ریتم آن اثر میگذارد. تأکید مکرر بر فداکاری خانوادگی، هرچند با موضوع فیلم پیوندی ناگسستنی دارد، در بعضی بخشها تکراری میشود. دوری از همسر و فرزندان، انتظار و هزینهٔ عاطفی انتخاب سیاسی بارها به شیوههایی نزدیک به هم بازمیگردند.
« این هدف مفید است، اما شیوهٔ اجرای آن گاهی بیش از حد مستقیم میشود. »
قوتها و کاستیها
آنچه در ابتدا ضربهای مؤثر دارد، با تکرار ممکن است بخشی از نیروی خود را از دست بدهد. فیلم در بهترین لحظهها اجازه میدهد تصویر و رفتار جای توضیح را بگیرند؛ در لحظههای ضعیفتر، احساس موردنظر را بیش از اندازه آشکار میکند. کارگردانی و فضای تصویری لوک بسون در صحنههایی که به گردهماییها، اعتراضها و مواجههٔ مردم با نیروهای نظامی میپردازند، انرژی و وضوح بیشتری از خود نشان میدهد.
خشونت و تهدید در این بخشها فقط پسزمینهای تاریخی نیستند؛ مستقیماً بر بدن و حرکت شخصیتها اثر میگذارند و فضای عمومی را به مکانی ناامن تبدیل میکنند. همین تقابل میان حضور آرام سوچی و آشفتگی محیط، در چند صحنه به فیلم نیرویی دیداری میدهد. در مقابل، صحنههای خانوادگی بیشتر به ملودرام نزدیک میشوند.
موسیقی و میزانسن گاهی احساسات را از پیش جهتدهی میکنند و مجال کمتری برای برداشت آزاد مخاطب باقی میگذارند. درام عاطفی فیلم بهاندازهای قدرتمند هست که بتواند بدون تأکید مکرر نیز اثر بگذارد؛ ازاینرو، هرجا کارگردانی به نگاه، مکث یا فاصلهٔ میان آدمها اعتماد میکند، نتیجه ظریفتر است.
« آنچه در ابتدا ضربهای مؤثر دارد، با تکرار ممکن است بخشی از نیروی خود را از دست بدهد. »
جمعبندی
فیلم همچنین در کنار بازسازی رخدادهای سیاسی، از منظره و فضای خانه برای یادآوری دو جهان جداافتاده بهره میگیرد؛ دو جهانی که از نظر جغرافیایی دورند، اما با رابطهٔ سوچی و آریس به هم متصل میمانند. جمعبندی «The Lady» اثری است که ارزش اصلیاش در پیوندزدن تاریخ سیاسی با بهای انسانی انتخابهای دشوار نهفته است.
بازی میشل یئو و حضور متین دیوید تولیس، روایت را از تبدیلشدن به گزارشی صرف دربارهٔ یک چهرهٔ تاریخی دور میکنند و سوی عاطفی آن را زنده نگه میدارند. در عین حال، نگاه ستایشگرانه به سوچی، دیالوگهای توضیحی و تکرار مضمون فداکاری خانوادگی مانع میشوند که فیلم به پرترهای کاملاً پیچیده و چندلایه بدل شود.
با وجود این کاستیها، فیلم در ترسیم شکاف میان آرمان سیاسی و زندگی خصوصی تأثیرگذار است. قوت آن نه در بیطرفی یا ظرافت همیشگی، بلکه در روشنکردن این پرسش است که پایداری در برابر سرکوب چه هزینهای بر نزدیکترین رابطههای انسان تحمیل میکند. «The Lady» گاه احساساتش را بیش از اندازه هدایت میکند، اما در لحظههایی که به سکوت، فاصله و انتظار مجال میدهد، تصویری ماندگار از عشق و مسئولیت در میانهٔ بحران میسازد.
« با وجود این کاستیها، فیلم در ترسیم شکاف میان آرمان سیاسی و زندگی خصوصی تأثیرگذار است. »



ثبت دیدگاه