نقد و بررسی
نقد The Last Days of Disco | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پایان یک عصر، نه فقط یک باشگاه «The Last Days of Disco» ساختهٔ Whit Stillman، بیش از آنکه داستانی پرحادثه دربارهٔ زندگی شبانه باشد، مطالعهای ظریف دربارهٔ نسلی است که در آستانهٔ بزرگسالی ایستاده و هنوز نمیداند با آزادی تازهیافتهاش چه کند. فیلم در نیویورکِ اوایل دههٔ ۱۹۸۰ میگذرد؛ زمانی که دیسکو، با همهٔ زرقوبرق و نیروی رهاییبخشش، به پایان دوران اوج خود نزدیک شده است.
آلیس و شارلوت، دو دانشآموختهٔ جوان که در یک انتشاراتی کار میکنند، شبها به باشگاهی شیک میروند و در میان موسیقی، معاشرت و کشاکشهای عاشقانه، میکوشند جایگاه خود را در جهان بیابند. عنوان فیلم هم به یک دورهٔ موسیقایی اشاره دارد و هم به نوعی پایانِ جوانیِ بیدغدغه. دیسکو اینجا صرفاً پسزمینه نیست؛ فضایی است که شخصیتها در آن خود را میآزمایند، نقش بازی میکنند و برای دیدهشدن رقابت دارند.
بااینحال، فیلم از تبدیل این فضا به افسانهای نوستالژیک پرهیز میکند. شبهای پرنورش جذاباند، اما زیر آن نور، اضطرابِ آینده و ناپایداریِ روابط همواره حضور دارد. شخصیتها و مناسبات نابرابر رابطهٔ آلیس و شارلوت هستهٔ عاطفی فیلم است. این دو نه دوستی بیتنش دارند و نه دشمنی آشکار؛ نزدیکیشان آمیزهای از وابستگی، صمیمیت و رقابت است.
« عنوان فیلم هم به یک دورهٔ موسیقایی اشاره دارد و هم به نوعی پایانِ جوانیِ بیدغدغه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شارلوت اعتمادبهنفس بیشتری دارد و اغلب میکوشد برای زندگی دیگران نسخه بپیچد. آلیس آرامتر و محتاطتر است، اما سکوت و تردیدش به معنای نداشتن اراده نیست. تفاوتهایشان به فیلم امکان میدهد دو شیوهٔ متفاوت مواجهه با عشق، منزلت اجتماعی و استقلال را کنار هم بگذارد. Stillman شخصیتها را با داوری شتابزده محکوم نمیکند.
آنان خودخواه، سطحی یا متظاهر به نظر میرسند، اما فیلم از آنان چهرههایی کاملاً منفور نمیسازد. بیشترشان جوانانیاند که با ابزارهای محدود خود میکوشند در جامعهای رقابتی پیش بروند؛ گاهی با زیرکی، گاهی با خودفریبی و گاهی با خطا. همین فاصله میان تصویری که از خود دارند و واقعیتی که رفتارشان آشکار میکند، منبع مهم طنز فیلم است.
گفتوگو؛ موتور اصلی فیلم مهمترین نیروی «آخرین روزهای دیسکو» نه تعلیق روایی، بلکه گفتوگوست. شخصیتها با لحنی دقیق و حسابشده دربارهٔ عشق، کار، سلیقه، اخلاق و دیگران سخن میگویند؛ گویی هر مکالمه فرصتی است برای تثبیت برتری فکری یا اجتماعی. شوخیها اغلب در کنایههای کوتاه و برخورد میان اعتمادبهنفس گوینده و محدودیت فهم او شکل میگیرند.
« شارلوت اعتمادبهنفس بیشتری دارد و اغلب میکوشد برای زندگی دیگران نسخه بپیچد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از همین شکاف، طنزی خشک و هوشمندانه میسازد. این سبک، هم امتیاز فیلم است و هم خطر آن. گفتوگوها سرزنده و متمایزند، اما کم پیش میآید که شخصیتها خاموش بمانند یا احساسات خود را بیواسطه نشان دهند. گاه چنان در بازیهای لفظی غرق میشوند که صمیمیت واقعی پشت جملههای هوشمندانه پنهان میماند.
برای تماشاگرانی که انتظار پیشروی سریع داستان یا کنش پررنگ دارند، این مکالمههای طولانی ممکن است خودنما یا فرساینده جلوه کند. بااینحال، پرگویی فیلم بخشی از طراحی آن است: شخصیتها با حرفزدن میکوشند بر زندگیای مسلط شوند که هنوز از فهم آن ناتواناند. بازیها و ظرافت اجرایی بازیگران بهخوبی با لحن خاص فیلم هماهنگاند.
Chloë Sevigny در نقش آلیس، آسیبپذیری و احتیاط را بدون اغراق منتقل میکند. او شخصیتی را میسازد که ممکن است در جمع کمحرفتر از دیگران باشد، اما واکنشهایش نشان میدهد که جهان پیرامون را با دقت میسنجد. Kate Beckinsale در نقش شارلوت، انرژی و جسارتی دارد که گاه دلفریب و گاه آزارنده میشود؛ او شخصیت را به مجموعهای از صفات تکبعدی فرو نمیکاهد و زیر قاطعیتش، ناامنی و نیاز به تأیید را نیز آشکار میکند.
« فیلم از همین شکاف، طنزی خشک و هوشمندانه میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Chris Eigeman و دیگر بازیگران مکمل نیز در ساخت فضای جمعی فیلم سهم دارند. شخصیتهای مرد، همچون زنان، با تصویر ذهنی خود از جذابیت و دانایی درگیرند و اغلب در همان لحظهای که میخواهند برتریشان را ثابت کنند، ناآگاهی خود را برملا میسازند. بازیها بهجای تکیه بر فورانهای نمایشی، بر مکث، آهنگ بیان و واکنشهای ظریف استوارند؛ رویکردی که با طنز سرد و مشاهدهگر فیلم تناسب دارد.
موسیقی، فضا و خاطره باشگاه دیسکو در فیلم مکانی برای رقص است، اما همچنین صحنهای اجتماعی که در آن ظاهر، آشناییها و دسترسی به جمعی خاص اهمیت پیدا میکند. موسیقی، لباسها و نورپردازی فضایی میسازند که در نگاه نخست سرشار از لذت و رهایی است؛ ولی این آزادی همیشه با نوعی گزینش و排除 اجتماعی همراه است.
هرکس پذیرفته نمیشود، هر رابطهای دوام نمیآورد و هر شبِ پرشوری الزاماً به تجربهای معنادار نمیانجامد. فیلم از حالوهوای دوره بهره میگیرد، بیآنکه صرفاً به بازسازی تزئینی دههٔ ۱۹۸۰ بسنده کند. گذشته در اینجا هم موضوع دلتنگی است و هم موضوع شوخی. شخصیتها به فرهنگ دیسکو دلبستگی دارند، اما خودشان نیز در معرض همان قضاوتهایی قرار میگیرند که دربارهٔ مدها و سلیقههای گذشته رواج مییابد.
« Chris Eigeman و دیگر بازیگران مکمل نیز در ساخت فضای جمعی فیلم سهم دارند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی به فیلم هویت حسی میبخشد و در عین حال، گذرا بودن آن جهان را یادآوری میکند: چیزی که زمانی بدیهی و جاودانه مینمود، ممکن است ناگهان از مد بیفتد. روایت کمرمق و محدودیتهای فیلم ضعف اصلی فیلم در انسجام داستانی آن است. رویدادها بیشتر به شکل مجموعهای از برخوردها، گفتوگوها و تغییرات کوچک در روابط کنار هم قرار میگیرند تا یک مسیر دراماتیک پرقدرت بسازند.
کشمکشهای مالی و جنایی نیز به روایت وزن چندانی نمیدهند و گاه چنان حاشیهای میمانند که انتظار گسترش بیشترشان بیپاسخ میماند. این پراکندگی با نگاه فیلم به زندگی روزمره سازگار است، اما از شدت اثرگذاری آن میکاهد. همچنین، تمرکز شخصیتها بر روابط عاشقانه و موقعیت اجتماعی میتواند محدودکننده به نظر برسد.
آنان اغلب جهان را از دریچهٔ معاشرتهای خود میبینند و دغدغههایشان از سطح حلقهٔ نزدیکشان فراتر نمیرود. فیلم این خودمحوری را تا حدی به موضوع طنز بدل میکند، اما همیشه فاصلهای روشن میان نقد و مشارکت در همان شیفتگی ایجاد نمیشود. در نتیجه، برخی شخصیتها ممکن است بیش از آنکه پیچیدگیای مستقل پیدا کنند، نمونههایی از یک طبقهٔ اجتماعی خاص باقی بمانند.
« روایت کمرمق و محدودیتهای فیلم ضعف اصلی فیلم در انسجام داستانی آن است. »
جمعبندی
جمعبندی «The Last Days of Disco» فیلمی دربارهٔ پایان یک موسیقی نیست؛ دربارهٔ لحظهای است که جوانی، با همهٔ ادعاها و امکانهایش، ناچار میشود با پیامد انتخابهای خود روبهرو شود. Whit Stillman با تکیه بر گفتوگوهای تیز، بازیهای کماغراق و فضاسازی نوستالژیک، تصویری همزمان مهربان و انتقادی از جوانانی میسازد که میخواهند بالغ به نظر برسند، اما هنوز در حال آزمودن خود و دیگراناند.
کندی روایت و پرگوییِ آگاهانه ممکن است برای بعضی تماشاگران فاصلهساز باشد؛ بااینحال، همین ویژگیها به فیلم شخصیت میدهند. ارزش آن در گرهگشاییهای پرهیجان یا تحولهای ناگهانی نیست، بلکه در جزئیات رفتار، تضاد میان گفتار و کردار، و حسی است که از پایان تدریجی یک جهان اجتماعی به جا میگذارد.
فیلم سرانجام به جای ستایش بیچونوچرای گذشته، آن را با محبت و بدگمانی توأمان به یاد میآورد.
« فیلم سرانجام به جای ستایش بیچونوچرای گذشته، آن را با محبت و بدگمانی توأمان به یاد میآورد. »



ثبت دیدگاه