نقد و بررسی
نقد Waiting to Exhale | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ نفسکشیدن دوباره «Waiting to Exhale» به کارگردانی Forest Whitaker، در ظاهر قصهای عاشقانه دربارهٔ چهار زن و روابط عاطفیشان است؛ اما در لایهٔ عمیقتر، داستان انتظار برای رهایی از وضعیتی فرساینده است: انتظار برای آنکه آدمی از دل ناامیدی، عادتهای ناسالم و امیدهای بیسرانجام عبور کند و سرانجام بتواند نفسی آسوده بکشد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم چهار دوست را دنبال میکند که هر یک به شکلی با خیانت، تنهایی یا انتخابهای دشوار روبهرو هستند. با این همه، مرکز ثقل اثر نه مردانی است که در زندگی آنان حضور دارند، بلکه پیوندی است که میان خود زنان شکل گرفته است. این جابهجایی کانون توجه، برای فیلم اهمیت ویژهای دارد. رابطهٔ عاشقانه در اینجا تنها معیار خوشبختی نیست؛ گاهی دوستی، خودشناسی و توان تصمیمگرفتن برای خویش، از یافتن شریک عاطفی مناسب بنیادیتر میشود.
« فیلم چهار دوست را دنبال میکند که هر یک به شکلی با خیانت، تنهایی یا انتخابهای دشوار روبهرو هستند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد از تجربهٔ زنان مستقل و موفقی سخن بگوید که با وجود دستاوردهای اجتماعی، در زندگی خصوصی با سردرگمی و آسیب مواجهاند. این نگاه، هنوز هم نیرویی انسانی و قابلدرک دارد. چهار زندگی، یک محفل صمیمی چهار شخصیت اصلی، با تفاوتهای آشکار در خلقوخو و موقعیت زندگی، مسیرهایی جداگانه دارند.
« این نگاه، هنوز هم نیرویی انسانی و قابلدرک دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Savannah زنی بلندپرواز است که باید میان آرزوهای عاطفی و واقعیت رابطهای ناکام تمایز بگذارد. Bernadine با زخمی عمیق و خشم انباشته دستوپنجه نرم میکند. Gloria در کنار مسئولیتهای خانوادگی، با تنهایی و دگرگونی زندگی روزمره مواجه است و Robin در انتخابهای عاشقانهاش بیش از دیگران گرفتار خوشبینی و تکرار خطاهاست.
« Savannah زنی بلندپرواز است که باید میان آرزوهای عاطفی و واقعیت رابطهای ناکام تمایز بگذارد. »
قوتها و کاستیها
این تقسیمبندی، زمینهای برای نمایش چند شکل از تجربهٔ عاطفی فراهم میکند: امیدواری، خشم، دلزدگی و انکار. فیلم در بهترین لحظههایش، شخصیتها را به نمونههایی ساده از «زن فریبخورده» یا «زن تنها» تقلیل نمیدهد؛ به هر یک خواستهها و آسیبپذیریهایی میبخشد که از دل
« این تقسیمبندی، زمینهای برای نمایش چند شکل از تجربهٔ عاطفی فراهم میکند: امیدواری، خشم، دلزدگی و انکار. »



ثبت دیدگاه