نقد و بررسی
نقد Eugenie | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای میان رؤیا و کابوس «Eugenie» که با نام «De Sade 70» نیز شناخته میشود، از آن دسته فیلمهایی است که بیش از آنکه بر قصهگویی متعارف تکیه کند، تماشاگر را در فضایی ناآرام و مهآلود فرو میبرد. فیلم به کارگردانی Jesús Franco، با الهام از اثر «Philosophy in the Bedroom» نوشتهٔ مارکی دو ساد ساخته شده است.
ماجرا با دعوت Eugenie، دختر جوان فیلم، به جزیرهای ظاهراً آرام آغاز میشود؛ اما این آسودگی دیری نمیپاید و او بهتدریج درمییابد که در محیطی گرفتار شده که لذت، سلطه و خشونت در آن به شکلی هولناک به هم گره خوردهاند. فیلم همین فاصلهٔ میان جلوهٔ دلفریب جزیره و حقیقت تاریک آن را به منبع اصلی تعلیق و ناآرامی خود بدل میکند.
زیبایی بصری و منطق کابوس مهمترین امتیاز فیلم، ساختن جهانی است که در آن مرز میان واقعیت، خیال و خواب چندان استوار نمیماند. Franco به جای آنکه همهچیز را با توضیحهای روشن و پیوندهای داستانی محکم پیش ببرد، بر ترکیب تصویر، رنگ و حالوهوا تکیه میکند. نماهای نرم و گاه محو، فضاهای داخلی با رنگهای تند و محیط طبیعی جزیره، تصویری میسازند که هم چشمنواز است و هم اندکی نگرانکننده.
انگار زیبایی مکان از همان ابتدا پوششی برای تهدیدی پنهان باشد. این انتخاب بصری، در بهترین لحظات فیلم، تماشاگر را به جای مشاهدهٔ صرف حوادث، در وضعیت روانی Eugenie شریک میکند: تجربهای که در آن فریب و سردرگمی از خود رخدادها مهمتر میشوند. از این نظر، ابهام ظاهری فیلم صرفاً نقصی روایی نیست؛ بخشی از شیوهٔ خلق کابوس آن است.
« فیلم به کارگردانی Jesús Franco، با الهام از اثر «Philosophy in the Bedroom» نوشتهٔ مارکی دو ساد ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این رویکرد همواره به نتیجهای یکدست نمیرسد. گاهی تصویرپردازی رازآلود بهجای آنکه معنا را عمیقتر کند، تنها بر فاصلهٔ تماشاگر با داستان میافزاید. ریتم آرام و کشش نابرابر «Eugenie» از شتاب یک تریلر متعارف برخوردار نیست. فیلم آهسته پیش میرود و برای مکث، نگاه و تکرار فضاها وقت میگذارد.
این ریتم آرام، اگر با انتظار دیدن اثری پرحادثه تماشا شود، ممکن است خستهکننده به نظر برسد؛ اما اگر آن را جزئی از طراحی مسحورکنندهٔ فیلم بدانیم، میتوان دریافت که کندی قرار است حس گرفتارشدن را تقویت کند. جزیره جایی نیست که شخصیتها بهسرعت از آن عبور کنند؛ محیطی است که زمان در آن کش میآید و فرصت خروج یا فهمیدن وضعیت، هر بار دورتر به نظر میرسد.
بااینحال، فیلم در حفظ تعادل میان سکون و پیشروی چندان کامیاب نیست. برخی بخشها آنقدر بر تکرار حالوهوا و صحنههای مشابه تکیه میکنند که تنش رو به کاهش میرود. بهجای آنکه هر مکث اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا مناسبات قدرت آشکار کند، گاهی تنها همان حس پیشین را بازتولید میکند.
نتیجه اثری است که میتواند تماشاگر مشتاق فضاهای نامتعارف را مجذوب کند، اما برای مخاطبی که پیوندهای روایی روشن و تحول مداوم میخواهد، کمکشش جلوه خواهد کرد. بازیها و شخصیتهایی با فاصلهٔ عاطفی Marie Liljedahl در نقش Eugenie حضوری دارد که شکنندگی و کنجکاوی شخصیت را به شکلی قابللمس منتقل میکند.
« بااینحال، این رویکرد همواره به نتیجهای یکدست نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
او در فضایی بازی میکند که بخش مهمی از آن بر واکنش و نگاه استوار است، نه بر گفتوگوی توضیحی؛ ازاینرو، کارکرد بازیاش بیشتر در نشاندادن سردرگمی و آسیبپذیری شخصیت دیده میشود. Maria Rohm نیز به نقش Madame Saint Ange گیرایی خاصی میبخشد. حضور او ترکیبی از جذابیت، خونسردی و تهدید میسازد و به فیلم نیرویی میدهد که در بسیاری از لحظات، از خود روایت مؤثرتر است.
باوجوداین، فیلم به شخصیتپردازی روانشناختی چندان عمیقی نمیرسد. Eugenie بیش از آنکه فردی با گذشته و انگیزههای چندوجهی باشد، در بخشهایی به نقطهٔ تمرکز تجربهای هولناک تبدیل میشود. دیگر شخصیتها نیز گاهی بیشتر کارکرد نمادین یا روایی دارند تا زندگی درونی مستقل. این محدودیت، از شدت تأثیر بازیها میکاهد: بازیگران میتوانند شخصیتها را بهیادماندنی کنند، اما متن همیشه مواد کافی برای پرداخت پیچیدگیهای آنان در اختیارشان نمیگذارد.
اقتباس و مضمون قدرت الهام از مارکی دو ساد به فیلم امکان میدهد تا دربارهٔ میل، آزادی و سلطه پرسشهایی ناخوشایند پیش بکشد. در جهان داستان، رابطهها بر مبنای برابری شکل نمیگیرند؛ یک طرف میکوشد خواست خود را بر دیگری تحمیل کند و زبانِ لذت میتواند به پوششی برای خشونت تبدیل شود. این تناقض ظرفیت انتقادی مهمی دارد: آیا نمایش بیپردهٔ تمنا و افراط، واقعاً پرسشی دربارهٔ قدرت طرح میکند، یا صرفاً از همان مواد برای تحریک و شوک بهره میبرد؟
«Eugenie» پاسخی کاملاً روشن به این پرسش نمیدهد. فیلم نشانههایی از علاقه به نقد اخلاقیات متعارف و سازوکارهای سلطه دارد، اما گاه در نمایش همان خشونتی که میتوانست موضوع نقدش باشد، چنان غرق میشود که فاصلهٔ انتقادیاش کمرنگ میگردد. به این ترتیب، اثر میان تأمل و بهرهبرداری نمایشی از افراط در نوسان میماند.
« Maria Rohm نیز به نقش Madame Saint Ange گیرایی خاصی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین نوسان هم بخشی از جذابیت بحثبرانگیز آن است و هم یکی از محدودیتهای اصلیاش. موسیقی و فضاسازی شنیداری موسیقی Bruno Nicolai سهم مهمی در شکلدادن به تجربهٔ فیلم دارد. صدای موسیقی تنها پسزمینهای برای همراهی تصویر نیست؛ گاه با تکرار و کیفیت ناآرام خود، حالتی خلسهآور میآفریند که با کندی روایت هماهنگ است.
این موسیقی به تصویرها کمک میکند از سطح یک داستان ساده فراتر بروند و به فضایی ذهنی نزدیک شوند؛ فضایی که در آن تماشاگر همیشه مطمئن نیست با رخدادی واقعی روبهروست یا با بازتابی آشفته از ذهن شخصیتها. بااینحال، این هماهنگی همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. موسیقی و تصویرپردازی گاه آنقدر بر ایجاد حالت تأکید دارند که داستان در حاشیه قرار میگیرد.
فضاسازی، بهجای آنکه در خدمت پیشرفت روایت باشد، خود به مقصد تبدیل میشود. برای تماشاگرانی که با سینمای تجربهگرا و تصویرمحور همراهاند، این ویژگی میتواند امتیاز باشد؛ برای دیگران، نشانهای از آنکه فیلم بارها جوّ را جایگزین تحول دراماتیک میکند. خشونت، اروتیسم و مرزهای اثرگذاری یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، نسبت میان صحنههای اروتیک و خشونتآمیز با مضمون آن است.
این عناصر قرار است جهانی را نشان دهند که در آن میل از مناسبات قدرت جدا نیست؛ اما در بخشهایی، نمایش آنها چنان برجسته میشود که توجه از شخصیتها و معنای رویدادها منحرف میگردد. در نتیجه، شوک جای تأمل را میگیرد و تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن پرسشهای فیلم، صرفاً درگیر شدت تصاویر شود.
« همین نوسان هم بخشی از جذابیت بحثبرانگیز آن است و هم یکی از محدودیتهای اصلیاش. »
قوتها و کاستیها
این مسئله فقط به سلیقهٔ شخصی مربوط نیست، بلکه به شیوهٔ بیان فیلم پیوند دارد. اگر قرار است خشونت سازوکار سلطه را آشکار کند، لازم است پیامدهای انسانی آن نیز مجال بروز پیدا کنند. محدودبودن پرداخت روانشناختی شخصیتها سبب میشود این پیامدها همیشه به اندازهٔ کافی وزن عاطفی نیابند. از همین رو، فیلم در لحظاتی میان نقد افراط و تکرار نمایشی آن سرگردان میشود؛ کشمکشی که بهجای آنکه کاملاً حل شود، در خود اثر باقی میماند.
جمعبندی «Eugenie» تجربهای نامتعارف و نابرابر است؛ فیلمی که قدرتش بیش از هر چیز در تصویرپردازی رؤیاگون، فضای رازآلود و حضور گیرای Maria Rohm و Marie Liljedahl نهفته است. ریتم آرام و شیوهٔ وهمآلود روایت، آن را از آثار ژانری سرراست جدا میکند و به تماشاگرانی که با سینمای فضاساز و اغواگرانه همراهاند، تجربهای ماندگار میدهد.
در مقابل، کندی بخشهایی از داستان، شخصیتپردازی محدود و غلبهٔ گاهبهگاه صحنههای شوکآور بر مضمون، مانع از آن میشود که فیلم به اثری کاملاً منسجم و عمیق بدل شود. ارزش فیلم را باید در همین دوگانگی جستوجو کرد: هم میکوشد جهانی دربارهٔ میل و سلطه بسازد و هم گاهی در جاذبهٔ بصری و افراطهای همان جهان گرفتار میشود.
«Eugenie» بیش از آنکه روایتی دقیق و روانشناختی باشد، کابوسی تصویری است؛ اثری که ممکن است بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشهایی دربارهٔ مرز میان زیبایی، خشونت و بهرهکشی بر جای بگذارد.
« این مسئله فقط به سلیقهٔ شخصی مربوط نیست، بلکه به شیوهٔ بیان فیلم پیوند دارد. »



ثبت دیدگاه