نقد و بررسی
نقد 8MM 2 | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و مسئلهٔ دنبالهبودن «۸ میلیمتر ۲» ساختهٔ جی. اس. کاردون، در ظاهر وعدهٔ بازگشت به جهان تیره و جنایی فیلم پیشین را میدهد؛ اما این پیوند بیش از آنکه در خود اثر ریشه داشته باشد، در عنوان آن خلاصه میشود. فیلم در آغاز با نام «سوی مخملی جهنم» ساخته میشد و در روایت، شخصیتها و مضمون، ارتباط معناداری با فیلم نخست ندارد.
بنابراین بهتر است آن را نه دنبالهای واقعی، بلکه تریلری مستقل دانست که نامی آشنا بر خود دارد؛ نامی که انتظاری از جنس معمای جنایی خشن و کاوش در سوی تاریک جامعه ایجاد میکند، اما فیلم مسیر دیگری را پیش میگیرد. این فاصله میان وعده و حاصل، نخستین و شاید مهمترین مانع در برابر تماشاگر است.
داستانی دربارهٔ رسوایی و باجخواهی هستهٔ داستان بر موقعیتی نسبتاً روشن بنا شده است: دیوید هاکسلی، سیاستمداری جوان و بلندپرواز، و نامزدش تیش درگیر باجخواهی میشوند؛ تصویری پنهانی از خلوت خصوصی آنها میتواند آیندهٔ سیاسی دیوید و جایگاه خانوادهٔ تیش را به خطر اندازد. جستوجوی آنها برای یافتن عامل اخاذی، پایشان را به فضاهای زیرزمینی بوداپست میکشاند؛ جایی که نمایشهای جنسی، باشگاهها و چهرههای مشکوک، مسیر داستان را شکل میدهند.
با قتل و ربودهشدن دیوید، ماجرا از یک تهدید حیثیتی به بحرانی برای بقا بدل میشود و تیش ناچار است برای نجات نامزدش باج فراهم کند. این طرح، ظرفیت یک تریلر دربارهٔ قدرت، میل، شهرت و شکنندگی تصویر عمومی را دارد. اما فیلم در تبدیل ظرفیت به درامی پرکشش چندان موفق نیست. روایت بیش از آنکه از تصمیمهای شخصیتها و پیامدهای اخلاقیشان نیرو بگیرد، به رشتهای از موقعیتهای خطرناک و مواجهههای تازه متکی است.
« جایگاه فیلم و مسئلهٔ دنبالهبودن «۸ میلیمتر ۲» ساختهٔ جی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، قصه گاهی پیش میرود، اما بهندرت حس میشود که پیشرفتش از دل یک منطق دراماتیک محکم برآمده باشد. شخصیتهایی که در سطح میمانند دیوید و تیش در مرکز ماجرا قرار دارند، اما فیلم فرصت چندانی برای شناخت عمیق آنها فراهم نمیکند. بلندپروازی سیاسی دیوید و پیوند او با خانوادهٔ بانفوذ تیش میتوانست تضادی جذاب بسازد: انسانی که برای حفظ آیندهٔ عمومیاش ناچار است با پیامدهای انتخابهای خصوصی روبهرو شود.
تیش نیز میتوانست از چهرهٔ همراه و نامزدِ نگران فراتر برود و به شخصیتی با اراده، تناقضها و خواستههای مستقل بدل شود. بااینحال، پرداخت روانشناختی هر دو کممایه میماند و واکنشهایشان بیشتر در خدمت حرکت قصه است تا آشکارکردن لایههای درونیشان. بازی جاناتان شیک و لوری هورینگ برای حفظ خط اصلی داستان کفایت میکند، اما از آنها نمیتوان انتظار داشت خلأهای فیلمنامه را کاملاً پر کنند.
شخصیتهای فرعی هم غالباً با کارکردی فوری وارد میشوند: ایجاد سوءظن، افزودن تهدید یا رساندن سرنخی تازه. چنین حضوری برای یک فیلم معمایی کوتاه شاید کافی باشد، اما وقتی تماشاگر به انگیزهها و پیوندهای میان آدمها دسترسی ندارد، تعلیق نیز آسانتر به محاسبهای روایی تبدیل میشود تا تجربهای عاطفی.
فضای بوداپست و حالوهوای تریلر یکی از امتیازهای نسبی فیلم، استفاده از فضاهای بسته، محلههای شبانه و محیطهای فرسوده برای ساختن نوعی تیرگی تصویری است. بوداپست در اینجا بیش از آنکه شهری با زندگی و بافت فرهنگی مستقل باشد، به پسزمینهای غریب و ناشناخته بدل میشود؛ مکانی که شخصیتها را از محیط امن و آشنایشان جدا میکند و آنها را در هزارتویی از باشگاهها و فضاهای زیرزمینی میاندازد.
« در نتیجه، قصه گاهی پیش میرود، اما بهندرت حس میشود که پیشرفتش از دل یک منطق دراماتیک محکم برآمده باشد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، به فیلم حالوهوایی مناسب برای تماشای شبانه میدهد و گاه همان حس آثار کمهزینهای را زنده میکند که جذابیتشان نه در ظرافت، بلکه در فضای خشن و اندکی اغراقآمیزشان است. بااینحال، فضاسازی بهتنهایی نمیتواند جای تعلیق را بگیرد. دوربین و لوکیشنها نشانههایی از خطر را عرضه میکنند، اما فیلم کمتر از دل آنها تنشی ماندگار میسازد.
جهان زیرزمینی داستان، بیشتر مجموعهای از مکانهای تحریکآمیز و تهدیدکننده است تا سامانهای پیچیده با قواعد و مناسبات روشن. به همین دلیل، فضای تیره گاهی چشمگیر است، اما عمق چندانی پیدا نمیکند. اروتیسم، خشونت و هویت ناپایدار فیلم از موضوعات جنسی برای برانگیختن کنجکاوی و حفظ توجه مخاطب بهره میگیرد، اما این عناصر همیشه در خدمت گسترش مضمون یا شناخت شخصیتها نیستند.
برهنگی و نمایشهای جنسی در مواردی به نیروی محرک صحنه تبدیل میشوند، بیآنکه رابطهٔ روشنی با کشمکش اخلاقی یا روانی داستان برقرار کنند. همین مسئله باعث شده است که برخی لحظهها بیش از آنکه رازآلود یا هولناک باشند، حالتی نمایشی پیدا کنند؛ گویی فیلم میان تریلر جنایی و تریلر اروتیک مردد است و نمیتواند نسبت این دو را بهدرستی تعیین کند.
این تردید، در قیاس با فیلم نخست برجستهتر میشود. عنوان «۸ میلیمتر» تداعیگر جهانی است که در آن خشونت، voyeurism و بازار تاریک تصویر به مسئلهای جدی و هولناک بدل میشوند. اما فیلم دوم، بنا بر مسیر خود، بیشتر بر رسوایی و باجخواهی تکیه دارد و از آن جنس کاوش تیره و تکاندهنده فاصله میگیرد.
« بااینحال، فضاسازی بهتنهایی نمیتواند جای تعلیق را بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین نه دنبالهای همریشه است و نه بهعنوان اثری مستقل، هویت مضمونی کاملاً استواری پیدا میکند. ریتم و ساختار معمایی ریتم فیلم یکدست نیست. بخشهایی از داستان به جستوجو و مواجهههای پیدرپی اختصاص دارد، اما این حرکت همیشه با افزایش واقعی تعلیق همراه نمیشود. گاهی اطلاعات تازه بهجای آنکه پرسشهای معنادارتری بسازند، فقط مسیر را به شاخهای دیگر میکشانند؛ ازاینرو، قصه شلخته و کشدار به نظر میرسد.
نبودِ شخصیتهایی که بتوان به آنها دل بست نیز مشکل را تشدید میکند: وقتی تماشاگر با قهرمانان پیوند عاطفی ندارد، خطرهای تازه الزاماً اضطراب تازه نمیآفرینند. بااینهمه، فیلم تا پایان بخشی از کنجکاوی خود را حفظ میکند. ساختار معمایی، هرچند در طول مسیر ناپیوستگیهایی دارد، پرسشی را زنده نگه میدارد که ممکن است تماشاگر را به ادامهدادن ترغیب کند.
پایان فیلم برای بعضی مخاطبان غافلگیرکننده و برای برخی دیگر ناامیدکننده است؛ اما شرح آن، هم از تجربهٔ تماشای بیخبر میکاهد و هم از نظر ارزیابی، ضرورتی ندارد. کافی است گفت فیلم بخشی از اثرگذاریاش را به انتظار برای روشنشدن نسبت میان رخدادها و انگیزهها واگذار میکند. فیلمی برای چه نوع تماشاگری؟
«۸ میلیمتر ۲» بیش از آنکه تریلری دقیق و خوشساخت باشد، اثری مناسب تماشای تفننی است؛ فیلمی که با فضای نیمهشبپسند، ماجرای رسوایی و چند چرخش روایی میکوشد سرگرم کند. اگر مخاطب با انتظار یک معمای جنایی جدی، پرتنش و همسنگ فیلم نخست سراغش برود، احتمالاً از فاصلهٔ میان انتظار و اجرا ناامید خواهد شد.
« بنابراین نه دنبالهای همریشه است و نه بهعنوان اثری مستقل، هویت مضمونی کاملاً استواری پیدا میکند. »
قوتها و کاستیها
اما اگر آن را فیلمی مستقل و کمادعا بداند، ممکن است در شلختگی روایی و اغراقهایش نوعی سرگرمیِ خام و گاه ناخواسته بامزه پیدا کند. پیش از تماشا باید دانست که عنوان فیلم تصویری گمراهکننده از نسبت آن با اثر قبلی میسازد. همچنین، کسانی که به دنبال اکشن فراوان، معمایی منسجم یا شخصیتپردازی پرجزئیاتاند، احتمالاً آنچه میخواهند در این اثر نخواهند یافت.
جذابیت محدود فیلم بیشتر به حالوهوا و میل به دانستن سرانجام ماجرا وابسته است تا کیفیت پایدار روایت. جمعبندی «۸ میلیمتر ۲» فیلمی با هویتی دوپاره است: عنوانش میراث تریلری جنایی و تلخ را وعده میدهد، اما خود اثر به سوی رسوایی سیاسی، باجخواهی و اروتیسم نمایشی میرود. فضای تیره و امکان سرگرمیِ سبک، به آن امتیازی محدود میبخشد؛ ولی داستان کمانسجام، شخصیتهای کمعمق و تعلیقی که بهندرت به اوج میرسد، مانع از آن میشوند که فیلم به تریلری ماندگار بدل شود.
حاصل، اثری نامتوازن است که گاهی کنجکاوی برمیانگیزد و گاهی صبر تماشاگر را میآزماید. بهترین راه مواجهه با آن، کنارگذاشتن انتظارِ دنبالهای واقعی و تماشای آن بهعنوان تریلری مستقل، کمهزینه و صرفاً تفننی است.
« پیش از تماشا باید دانست که عنوان فیلم تصویری گمراهکننده از نسبت آن با اثر قبلی میسازد. »
ثبت دیدگاه