نقد و بررسی
نقد بادگیر 2024 Windcatcher
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای درباره دویدن و رهاکردن فیلم استرالیایی «بادگیر» ساختهٔ Tanith Glynn-Maloney، در ظاهر ماجرای پسربچهای است که میخواهد در مسابقهٔ دو مدرسه پیروز شود؛ اما دویدن در اینجا فقط یک رقابت ورزشی نیست. برای پرسی، دویدن راهی است برای سنجیدن توان خود، ایستادن در برابر زورگویی و یافتن جایگاهش در جهانی که هم سرشار از مهر است و هم با فقدان و نگرانی گره خورده.
فیلم از همین نقطهٔ آشنا به سوی خیال و امر فراطبیعی میرود: پرسی درمییابد که میتواند ارواح را ببیند، موهبتی که با پیشینهٔ خانوادگیاش پیوند دارد. این دو مسیر ــ تلاش برای مسابقه و مواجهه با جهان ارواح ــ در بهترین لحظات فیلم به هم نزدیک میشوند. هر دو از ترس آغاز میشوند و به نوعی شناخت میرسند: شناخت تواناییهای خویش و نیز پذیرفتن آنچه نمیتوان تغییر داد.
بااینحال، فیلم گاه بیش از آنکه این پیوند را دراماتیک کند، آن را بهعنوان پیامی امیدبخش عرضه میکند. «بادگیر» بیش از آنکه قصهای پیچیده باشد، حکایتی گرم و قابلفهم دربارهٔ رشد است؛ حکایتی که مقصدش را از همان ابتدا پنهان نمیکند. پرسی و نیروی بازیگری جوان قلب فیلم، پرسی است؛ پسری پرجنبوجوش که شور کودکانهاش را با اندوهی پنهان حمل میکند.
« این دو مسیر ــ تلاش برای مسابقه و مواجهه با جهان ارواح ــ در بهترین لحظات فیلم به هم نزدیک میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Lennox Monaghan در نقش او حضوری طبیعی و پرانرژی دارد و از افتادن شخصیت به دام شیرینکاریهای تصنعی جلوگیری میکند. پرسی گاه شوخ و سرزنده است و گاه در برابر خاطرهها و ترسهایش آسیبپذیر؛ بازیگر جوان این تغییرها را با ظرافتی چشمگیر به هم پیوند میزند. او قهرمانی بینقص نیست، بلکه کودکی است که باید بفهمد شجاعت همیشه به معنای نترسیدن نیست.
دو دوست پرسی نیز صرفاً همراهان فرعی او نیستند. کیثی و دیزی، هر یک با ویژگیها و دشواریهای خود، به گروه دوستی رنگ و تعادل میبخشند. رابطهٔ این سه کودک از دل همدلی شکل میگیرد، نه از شباهت کامل؛ و همین تفاوتها به همکاریشان معنا میدهد. بازی گروهی جوانان فیلم، بهویژه در لحظات تمرین و رویارویی با زورگویان، سرزندگی دلپذیری دارد.
در سوی دیگر، Kelton Pell در نقش پدربزرگ حضوری آرام و محکم میآفریند؛ حضوری که پشتوانهٔ عاطفی پرسی است، بیآنکه تمام بار داستان را از دوش او بردارد. Jessica Mauboy نیز به فضای خانوادگی فیلم گرما میدهد. خانوادهای بیرون از الگوی معمول یکی از جنبههای دلنشین «بادگیر» تصویری است که از خانواده ارائه میکند.
« او قهرمانی بینقص نیست، بلکه کودکی است که باید بفهمد شجاعت همیشه به معنای نترسیدن نیست. »
شخصیتها و اجرا
خانهٔ پرسی نه بر اساس تعریف ساده و متعارف خانواده، بلکه بر پایهٔ مراقبت، وابستگی و حضور آدمهایی ساخته شده که بار زندگی را با هم تقسیم میکنند. پدربزرگ، خالهها و دیگر نزدیکان، هر یک به شکلی در امنیت عاطفی پرسی سهم دارند. فیلم از این راه نشان میدهد که خانواده را میتوان در پیوندهایی جستوجو کرد که عملاً از یکدیگر مراقبت میکنند.
اما این تصویر گرم، بهسادگی از دشواریهای زندگی جدا نیست. کمبودهای مالی و مسئولیت مراقبت از خویشاوند بیمار، در پسزمینهٔ ماجرا حضور دارند و یادآوری میکنند که شادی این خانه به معنای آسودگی کامل نیست. پرسی نیز با جای خالی والدینش و اندوهی که به آن گره خورده دستوپنجه نرم میکند. فیلم در ترسیم محبت خانوادگی موفق است؛ در پرداختن به پیچیدگیهای رنج، اما محتاطتر عمل میکند.
گویی میخواهد تلخی را به اندازهای نشان دهد که قصه صمیمیت خود را از دست ندهد. خیال، ارواح و حافظه توانایی پرسی در دیدن ارواح، عنصر فانتزیای است که به داستان بُعدی رازآمیز میدهد. ارواح در فیلم تنها ابزار ترساندن یا پیشبرد ماجرا نیستند؛ آنها پژواکی از گذشته و اندوهیاند که هنوز در ذهن پرسی زنده است.
« پدربزرگ، خالهها و دیگر نزدیکان، هر یک به شکلی در امنیت عاطفی پرسی سهم دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند میان ترس او از ارواح و دشواریاش در کنارآمدن با خاطرهها، یکی از ایدههای احساسی مهم فیلم به شمار میرود. فانتزی در اینجا زبان کودکانهای برای سخنگفتن از موضوعاتی است که بیان مستقیمشان ممکن است دشوار باشد. بااینهمه، این جنبه همیشه به یک اندازه پرورده نمیشود. فیلم گاه از ظرفیت استعاری ارواح بهره میگیرد و گاه از کنار آن میگذرد تا به ماجرای مسابقه و دوستی بازگردد.
در نتیجه، وجه فراطبیعی بیش از آنکه به ساختاری رازآلود و چندلایه تبدیل شود، حالوهوایی خیالانگیز به روایت میبخشد. این انتخاب برای مخاطب کمسنوسال میتواند جذاب باشد، اما تماشاگرانی که انتظار کاوشی عمیقتر در سوگ و خاطره دارند، احتمالاً با پرداختی فشرده و کمتأمل روبهرو میشوند.
رنگ، موسیقی و ریتم جهان بصری فیلم روشن، رنگارنگ و پرتحرک است. محیط روستایی و فضاهای باز، به قصه حس آزادی و ماجراجویی میبخشند؛ گویی کودکان هنوز میتوانند در گوشهوکنار شهر، برای خود جهانی مستقل بسازند. موسیقی شاد و ضرباهنگ تند نیز به این کیفیت کمک میکند. رنگ و حرکت در «بادگیر» صرفاً تزئین نیستند: آنها بخشی از نگاه فیلم به کودکیاند؛ نگاهی که بازی و خیال را راههایی برای تابآوردن در برابر دشواریها میداند.
« فانتزی در اینجا زبان کودکانهای برای سخنگفتن از موضوعاتی است که بیان مستقیمشان ممکن است دشوار باشد. »
قوتها و کاستیها
این سرزندگی، در عین حال، محدودیتی هم ایجاد میکند. لحن فیلم چنان به سوی امید و دلگرمی گرایش دارد که لحظات تلخ گاهی فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا نمیکنند. داستان آتشسوزی و سوگ، با پیامدهای عاطفی سنگینی همراه است، اما فضای خوشایند اثر بخشی از آن سنگینی را نرم میکند. این تضاد ممکن است برای برخی تماشاگران نشانهٔ لطافت و مهربانی فیلم باشد و برای برخی دیگر، فاصلهگرفتن از واقعیتی که خود روایت طرح کرده است.
زورگویی و معنای پیروزی رقابت ورزشی، چارچوبی ساده و قابلفهم برای نمایش کشمکش پرسی و دوستانش فراهم میکند. زورگویی مدرسه نیروی مخالف روشنی میسازد و مسابقه به هدفی مشترک برای سه کودک تبدیل میشود. ارزش این خط داستانی در خود نتیجهٔ مسابقه خلاصه نمیشود؛ تمرین، همکاری و ایستادگی در برابر تحقیر، به پرسی کمک میکند تصویری تازه از تواناییهایش به دست آورد.
فیلم بهدرستی بر این نکته تأکید دارد که قدرت همیشه در شکستدادن دیگران نیست و گاه در حفظ دوستی و ادامهدادن راه معنا پیدا میکند. بااینحال، تقابل میان قهرمانان کوچک و زورگویان تا حدی سادهسازی شده است. زورگویی بیش از آنکه به مسئلهای اجتماعی با زمینهها و پیامدهای گسترده بدل شود، مانعی داستانی برای آزمودن شجاعت پرسی باقی میماند.
« این سرزندگی، در عین حال، محدودیتی هم ایجاد میکند. »
جمعبندی
چنین رویکردی با قالب خانوادگی فیلم سازگار است، اما از ظرفیت موضوع برای پرداختی دقیقتر میکاهد. همچنین، حضور ارواح و بعضی موقعیتهای تهدیدآمیز ممکن است برای کودکان بسیار کمسنوسال نگرانکننده باشد؛ هرچند فیلم در مجموع قصد ترساندن طولانیمدت مخاطب را ندارد. جمعبندی «بادگیر» فیلمی صمیمی و خوشنیت دربارهٔ دوستی، خانواده و پیدا کردن شجاعت در دل ترس است.
بازی گیرا و بیتکلف Lennox Monaghan، همراهی پرانرژی گروه جوان و فضای خیالانگیز اثر، به آن گرمایی میبخشد که تماشاگر را با پرسی همراه میکند. فیلم در بهترین لحظاتش یادآور میشود که پشتکار و محبت میتوانند به کودک کمک کنند با اندوه و دشواری روبهرو شود، حتی اگر راهحل همهٔ زخمها را در اختیار نداشته باشد.
محدودیت اصلی اثر، سطحیماندن برخی موضوعات جدی و شتاب آن در بازگشت به لحن دلگرمکننده است. با وجود این، «بادگیر» در مقام یک ماجرای خانوادگی، جذابیت خود را حفظ میکند: قصهای روشن و سرزنده که به کودکان میدان میدهد تا قهرمان داستان خود باشند و به بزرگترها یادآوری میکند که شجاعت، اغلب، از تنها نماندن آغاز میشود.
« چنین رویکردی با قالب خانوادگی فیلم سازگار است، اما از ظرفیت موضوع برای پرداختی دقیقتر میکاهد. »
ثبت دیدگاه