نقد و بررسی
نقد حرارت کلام (The Temperature of Language: Our Nineteen) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در آستانهٔ شمارش معکوس «The Temperature of Language: Our Nineteen» از نقطهای آغاز میشود که برای بسیاری از نوجوانان آشناست: صد روز مانده به آزمون ورودی دانشگاه، دانشآموز ممتاز مدرسه ناپدید میشود و غیبت او تعادل زندگی همکلاسیهایش را برهم میزند. این موقعیت در ظاهر وعدهٔ روایتی معمایی میدهد؛ گویی قرار است جستوجوی دانشآموز غایب، ستون اصلی داستان باشد.
اما سریال خیلی زود مسیر خود را به سوی دغدغههای روزمرهٔ گروهی از دانشآموزان سال یازدهمی میبرد: رفاقت، فشار خانواده، رقابت تحصیلی، رؤیاهای ناکام و دشواریِ فهمیدن خود و دیگران. این جابهجایی، هم ویژگی اصلی اثر است و هم نخستین محدودیت آن. ناپدیدشدن، بیشتر نقش جرقهای برای برهمزدن نظم جمعی را دارد تا معمایی که در سراسر روایت پیگیری شود.
اگر بیننده در آغاز انتظار داشته باشد که این پرسش در مرکز همهٔ قسمتها بماند، احتمالاً از کمرنگشدن آن دلسرد خواهد شد. در عوض، سریال از همان موقعیت اولیه پلی میسازد به زندگی چند نوجوان که هر یک به شکلی زیر بار آیندهای نامعلوم و انتظارات بزرگترها خم شدهاند. اثر در دستهٔ درامهای جوانانه و عاشقانه قرار میگیرد و در قالب شانزده قسمت کوتاه روایت میشود؛ قالبی که به آن مجال میدهد بیآنکه بیش از اندازه در یک موقعیت بماند، میان شخصیتها حرکت کند.
رفاقت بهمثابه قلب تپندهٔ روایت مهمترین سرمایهٔ سریال، نه معما و نه خط عاشقانه، بلکه جمع دوستانهای است که داستان پیرامون آن شکل میگیرد. رابطهٔ میان نوجوانها از جنس صمیمیتی است که در آن حمایت و دلخوری، شوخی و رنجش، و میل به نزدیکماندن در کنار ترس از آشکارشدن ضعفها حضور دارند.
« این موقعیت در ظاهر وعدهٔ روایتی معمایی میدهد؛ گویی قرار است جستوجوی دانشآموز غایب، ستون اصلی داستان باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیوندها بهدلیل بینقصبودن شخصیتها باورپذیر نمیشوند؛ برعکس، گاه درست از جایی جان میگیرند که یکی از آنان اشتباه میکند، دیگری از واکنشش آسیب میبیند و گروه ناچار میشود با پیامدهای رفتار خود روبهرو شود. سریال بهخوبی نشان میدهد که رفاقت نوجوانانه الزاماً رابطهای آرام و بیدردسر نیست.
در این سن، دوستان میتوانند هم پناهگاه باشند و هم سرچشمهٔ اضطراب؛ آدمهایی که بهتر از خانواده از حال یکدیگر باخبرند، اما گاهی به دلیل ترس، رقابت یا میل به پذیرفتهشدن، همان کسانی را میرنجانند که برایشان مهماند. همین دوگانگی، روابط را از حالت تزئینی بیرون میآورد و به آنها وزن عاطفی میدهد.
بااینحال، گرمای جمع دوستانه گاهی باعث میشود بعضی تنشها زودتر از حد انتظار فروکش کنند. بیننده میتواند حس کند که صمیمیت گروه، پیش از آنکه همهٔ زخمها واقعاً بررسی شوند، دوباره بر فضای داستان سایه میاندازد. این انتخاب از لطافت کلی اثر محافظت میکند، اما در برخی لحظهها فرصت پرداختن عمیقتر به رنجش و مسئولیتپذیری را محدود میسازد.
نوجوانانی زیر فشار موفقیت فشار مدرسه و خانواده در این مجموعه صرفاً پسزمینهای برای روایت عاشقانه نیست. آزمون ورودی و آیندهٔ تحصیلی، معیاری دائمی برای سنجیدن ارزش نوجوانهاست؛ معیاری که گاهی از بیرون به آنان تحمیل میشود و گاهی خودشان آن را به بخشی از نگاهشان به خویش تبدیل میکنند.
« سریال بهخوبی نشان میدهد که رفاقت نوجوانانه الزاماً رابطهای آرام و بیدردسر نیست. »
شخصیتها و اجرا
در چنین فضایی، موفقیت فقط نمره یا پذیرش دانشگاه نیست؛ راهی برای جلب رضایت خانواده، اثبات توانایی و گاه رهایی از احساس عقبماندگی است. وجه انسانی روایت آن است که فشار را برای همه یکسان تصویر نمیکند. نوجوانها در موقعیتهای متفاوتی ایستادهاند و هرکدام به شیوهٔ خود با انتظارات اطرافیان کنار میآیند.
گاهی آنچه از بیرون امتیاز به نظر میرسد، درون شخصیت به شکل محدودیت تجربه میشود؛ و آنکه ظاهراً فرصت کمتری دارد، ممکن است با مسئلهای کاملاً متفاوت دستوپنجه نرم کند. این تفاوتها به سریال امکان میدهد از قضاوت سادهٔ «خوشاقبال» و «بداقبال» فاصله بگیرد و نشان دهد که فشار روانی را نمیتوان تنها با مقایسهٔ شرایط ظاهری اندازه گرفت.
با این همه، موضوعات پرشماری که داستان دربرمیگیرد ــ از جاهطلبی تحصیلی و مناسبات خانوادگی تا دوستی و خشونت در مدرسه ــ گاه برای پرداختی عمیقتر از زمان موجود فراتر میروند. نتیجه، مجموعهای از موقعیتهای ملموس است که همیشه به همان اندازه که طرح میشوند، فرصت بسط پیدا نمیکنند. سریال در برانگیختن همدلی موفقتر از واکاوی کامل همهٔ ریشههای اجتماعی و روانی این فشارهاست.
عشق، در حاشیهٔ دوستی عنوان و برچسب عاشقانه ممکن است این تصور را ایجاد کند که داستان قرار است پیرامون یک رابطهٔ عاطفی پیش برود، اما نیروی اصلی مجموعه در جای دیگری قرار دارد. عشق در اینجا بخشی از تجربهٔ نوجوانی است، نه موضوعی که تمام روابط دیگر را کنار بزند. کششها و دلبستگیها در کنار رفاقت، سردرگمی و نیاز به پذیرفتهشدن رشد میکنند؛ به همین دلیل، لحظات عاطفی بیش از آنکه به یک داستان عاشقانهٔ بزرگسالانه شباهت داشته باشند، با دستپاچگی و ناپختگیِ احساسی این دوره پیوند دارند.
« وجه انسانی روایت آن است که فشار را برای همه یکسان تصویر نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب، برای سریال امتیازی مهم است. احساسات عاشقانه بیش از اندازه کش داده نمیشوند و اثر برای حفظ توجه مخاطب به سوءتفاهمهای طولانی یا موانع ساختگی وابسته نمیماند. در عوض، عشق گاهی در نگاهها، مکثها و نزدیکیهای نامطمئن خود را نشان میدهد؛ همان جزئیاتی که برای نوجوانها میتوانند بسیار پرمعنا باشند، حتی اگر از دید بیرونی کوچک به نظر برسند.
البته همین کممرکزبودن عشق ممکن است برای کسی که به امید تماشای یک عاشقانهٔ پررنگ سراغ مجموعه میرود، رضایتبخش نباشد. روابط گاه بیشتر بهمنزلهٔ بخشی از شبکهٔ عاطفی گروه عمل میکنند تا خطی مستقل با فراز و فرود کامل. این اثر در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ انتخاب یک معشوق باشد، دربارهٔ یافتن جایگاه فرد در میان دوستان و شناخت احساسات خویش است.
خشونت خاموش و مسئولیتهای ناتمام در کنار لحظات گرم و صمیمی، سریال از آزار و قلدری روانی نیز غافل نمیماند. اهمیت این انتخاب در آن است که خشونت مدرسه را تنها به درگیری آشکار یا حادثهای استثنایی محدود نمیکند؛ گاهی تحقیر، طردشدن و بازی با اعتماد دیگران، آرام و تدریجی اثر میگذارند.
همین وجه میتواند تجربهٔ تماشای اثر را از یک داستان صرفاً شیرین دربارهٔ دوستی دور کند و یادآور شود که جمعهای نوجوانانه همیشه امن و بیخطر نیستند. اما پرداخت این خط داستانی در همهٔ لحظات به اندازهٔ طرح مسئله قانعکننده نیست. هنگامی که آسیب واردشده جدی به نظر میرسد، انتظار میرود داستان پیامدهای آن را با دقت بیشتری دنبال کند و مسئولیت افراد درگیر را روشنتر نشان دهد.
« روابط گاه بیشتر بهمنزلهٔ بخشی از شبکهٔ عاطفی گروه عمل میکنند تا خطی مستقل با فراز و فرود کامل. »
قوتها و کاستیها
اگر فرد آزارگر با پیامد متناسبی روبهرو نشود، یا آشتی و بخشایش پیش از آنکه اعتماد دوباره ساخته شود از راه برسد، بیننده ممکن است احساس کند روایت برای حفظ حالوهوای ملایم خود از مواجههٔ کامل با مسئله عقب نشسته است. این کاستی بهویژه از آن جهت برجسته میشود که سریال خود زمینهٔ طرح پرسش دربارهٔ مرزهای دوستی، وفاداری و مسئولیت را فراهم میکند.
ریتم، بازیها و شکل روایت ساختار کوتاه و جمعوجور سریال به نفع تماشای آن عمل میکند. هر قسمت فرصت میدهد بخشی از زندگی شخصیتها پیش برود، بیآنکه روایت در مکثهای طولانی گرفتار شود. این شتاب، برای اثری که چند شخصیت و چند دغدغه را دنبال میکند، کارکردی دوگانه دارد: از یک سو تماشا را روان و دلنشین نگه میدارد؛ از سوی دیگر گاهی باعث میشود بعضی تعارضها یا تغییرات شخصیتی با سرعتی بیش از اندازه از مرحلهٔ طرح به مرحلهٔ حل برسند.
بازی بازیگران نیز در باورپذیرشدن فضای گروهی سهم دارد. آنچه بیش از همه به چشم میآید، توانایی جمع بازیگران در ساختن حس هممدرسهایبودن و آشنایی دیرینه است؛ رابطههایی که قرار نیست با توضیحهای مکرر برای بیننده تعریف شوند، بلکه از رفتار و واکنش شخصیتها فهمیده میشوند. اجرای مناسب، بهخصوص در لحظات عاطفی، کمک میکند احساسات بزرگ نوجوانانه به اغراق و تصنع نلغزند.
از نظر ساختار، نقطهٔ ضعف اصلی همان فاصلهٔ میان وعدهٔ آغازین و مسیر واقعی داستان است. ناپدیدشدن دانشآموز ممتاز در ابتدا نیروی تعلیق ایجاد میکند، اما بعد از قسمت نخست، آن پیگیری منسجم و مداومی را که این طرح نوید میدهد به دست نمیآورد. در نتیجه، شروع سریال به خطی بدل میشود که بیشتر نقش زمینهساز دارد تا موتور پیشبرنده.
« ریتم، بازیها و شکل روایت ساختار کوتاه و جمعوجور سریال به نفع تماشای آن عمل میکند. »
جمعبندی
اگر این عنصر در بخشهای بعدی بازگشت و اثرگذاری بیشتری پیدا میکرد، پیوند میان تعلیق آغازین و روایت شخصیتمحور منسجمتر میشد. جمعبندی «The Temperature of Language: Our Nineteen» در بهترین لحظاتش تصویری گرم و قابللمس از نوجوانانی میسازد که میان خواستههای دیگران و نیازهای خود سرگرداناند.
نقطهٔ قوتش رفاقتی است که هم پناه میدهد و هم گاه آسیب میزند؛ در کنار آن، پرداخت به فشار خانواده و مدرسه و حضور متعادلترِ عشق، حالوهوایی آشنا و عاطفی به داستان میبخشد. قالب کوتاه و ریتم تند نیز تماشای مجموعه را آسان میکند، هرچند همین فشردگی گاهی به بهای سادهگذشتن از تعارضها تمام میشود.
کاستی مهم اثر، رهاشدن نسبیِ ماجرای صدروزه پس از آغاز است؛ کاستیای که میان وعدهٔ معمایی قسمت نخست و مسیر واقعی مجموعه فاصله میاندازد. همچنین پرداخت قلدری و پیامدهای آن میتوانست مسئولانهتر و کاملتر باشد. با وجود این لغزشها، سریال در آنچه بیش از همه به آن علاقه دارد ــ نشاندادن دوستی، سردرگمی و فشارهای روزهای نزدیک به بزرگشدن ــ اثری دلنشین و همدلانه بر جای میگذارد.
تماشاگرانی که بیش از معمایی پیوسته یا عاشقانهای پررنگ، در جستوجوی قصهای دربارهٔ جمع دوستان و تجربههای گوناگون نوجوا
« همچنین پرداخت قلدری و پیامدهای آن میتوانست مسئولانهتر و کاملتر باشد. »


ثبت دیدگاه