نقد و بررسی
نقد Sahara | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در پهنهای چشمنواز فیلم انیمیشنی «صحرا» با بهرهگیری از یک موقعیت آشنا ــ سفری برای نجات محبوبی گرفتار ــ ما را به جهانی میبرد که در آن مارها، عقربها و دیگر جانوران صحرا صاحب جامعهها، رقابتها و آرزوهای خود هستند. آجار، افعی جوانی که در جمع همنوعانش احساس بیگانگی میکند، با پیت، دوست عقربش، راهی مسیر پرمخاطرهای میشود تا اوا را از دست مارگیری نجات دهد.
پیر کورِه کارگردانی فیلم را بر عهده داشته و فضای قصه از همان ابتدا وعدهٔ ماجرایی پرتحرک و رنگارنگ میدهد؛ وعدهای که در تصویرپردازی بهتر از روایت به ثمر مینشیند. قصهای آشنا، مسیری ناپیوسته هستهٔ داستان بر مفاهیمی روشن و مناسب یک ماجرای خانوادگی بنا شده است: دوستی، دلبستگی، شجاعت و عبور از مرزهایی که جامعه پیش روی شخصیتها میگذارد.
بااینحال، این عناصر اغلب بهجای آنکه از دلِ تجربهٔ شخصیتها رشد کنند، بیشتر نقش ایستگاههایی را در مسیر حادثهها دارند. فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میجهد و گاهی گذار میان آنها چنان سریع است که فرصت نمیکنیم بفهمیم هر اتفاق چه تغییری در قهرمانان پدید آورده است. در نتیجه، سفر آجار و پیت بیشتر شبیه رشتهای از ماجراهای مقطعی به نظر میرسد تا مسیری که پیوندی محکم میان آغاز و ادامهاش برقرار باشد.
بعضی رخدادها برای پیشبردن قصه بهسرعت وارد میشوند و به همان سرعت کنار میروند. این شتاب، در لحظاتی که باید تعلیق یا عاطفه شکل بگیرد، به روایت لطمه میزند؛ زیرا فیلم برای مکث، پرداخت انگیزهها یا ساختن رابطهها کمتر از آنچه لازم است مجال میگذارد. آجار و پیت؛ دوستی در مرکز ماجرا رابطهٔ آجار و پیت از دوستداشتنیترین بخشهای فیلم است.
« بعضی رخدادها برای پیشبردن قصه بهسرعت وارد میشوند و به همان سرعت کنار میروند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت میان افعیِ مشتاق و عقربِ محتاط، زمینهای طبیعی برای شوخی و برخوردهای بامزه فراهم میآورد. پیت در برابر خطر سنجیدهتر است و آجار بیشتر به امید و هیجان تکیه میکند؛ تقابل این دو، اگرچه تازه و پیچیده نیست، دستکم به سفر ریتمی انسانی میدهد. حضور دوست همراه همچنین کمک میکند ماجراجویی فقط به تعقیب و گریز خلاصه نشود و اندکی از گرمای رفاقت در آن جریان یابد.
بااینهمه، فیلم این ظرفیت را بهتمامی به کار نمیگیرد. شخصیتها عمدتاً با چند ویژگی اصلی تعریف میشوند و کمتر مجال مییابند لایههای تازهای از خود نشان دهند. آجار قهرمانی قابلتشخیص است، اما کشمکش درونی او به اندازهای بسط نمییابد که دگرگونیاش در طول سفر عمیق و بهیادماندنی شود.
اوا نیز در روایت بیشتر به مقصد نجات بدل میشود تا شخصیتی که حضور و خواستههایش مستقلاً وزن داشته باشد. بنابراین، قصهای که میتوانست دربارهٔ همراهی و استقلال همزمان باشد، بیشتر بر حرکت بیرونی قهرمانان تکیه میکند. ریتم و طنز؛ میان نشاط و فرسودگی «صحرا» پیوسته در تلاش است حالوهوایی شاد و پرجنبوجوش داشته باشد.
شوخیهای کلامی، برخوردهای ناگهانی و شخصیتهای فرعی، فضای فیلم را از سکون دور میکنند؛ اما همهٔ این شوخیها به یک اندازه کارآمد نیستند. گاهی طنز از موقعیت و شخصیت سرچشمه میگیرد و به جریان ماجرا کمک میکند، ولی در بخشهایی دیگر صرفاً میان اتفاقها قرار میگیرد و پیوندی ارگانیک با آنها پیدا نمیکند.
« تفاوت میان افعیِ مشتاق و عقربِ محتاط، زمینهای طبیعی برای شوخی و برخوردهای بامزه فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
چنین نوسانی میتواند هم ریتم را ناهموار کند و هم برخی لحظهها را طولانیتر از نیازشان جلوه دهد. فیلم همچنین میان مخاطب کمسنوسال و تماشاگر بزرگسال در نوسان است. بعضی شوخیها و رفتارهای شخصیتها حالوهوایی دارند که ممکن است برای کودکان ساده و سرگرمکننده باشد، اما برای مخاطب بزرگسال بیش از اندازه آشنا یا سطحی به نظر برسد.
مشکل اصلی نه وجود طنز سبک، بلکه نبود تعادلی پایدار میان شوخی، هیجان و عاطفه است؛ بخشهایی که باید ما را درگیر قصه کنند گاهی زیر فشار شوخیهای پراکنده کماثر میشوند. تصویر و رنگ؛ قدرت اصلی فیلم از نظر بصری، فیلم دلنشینی دارد که گاه بهتر از داستان به یاد میماند. پسزمینهها با رنگهای گرم و پرطراوت، محیطی قابلتماشا برای سفر در صحرا میسازند.
شنها، سایهها و فضاهای گوناگون به جهان فیلم تنوع میدهند و نمیگذارند بیابان به گسترهای یکرنگ و بیروح تبدیل شود. طراحی جانوران نیز با تأکید بر شکلهای ساده و خوانا، به شناسایی سریع شخصیتها کمک میکند. البته زیبایی تصویر همیشه به معنای انسجام هنری کامل نیست. طراحی و حرکتها به زبان آشنای انیمیشن رایانهای نزدیکاند و کمتر به سبکی کاملاً متمایز دست مییابند.
بااینحال، فیلم در ساختن لحظههای دیداری جذاب موفقتر از ساختن موقعیتهای دراماتیک است. رقص مارها نمونهٔ روشن این امتیاز به شمار میآید: حرکت، موسیقی و رنگ در آن به هم میرسند و برای مدتی توجه را از کاستیهای روایت جدا میکنند. رقص؛ لحظهای که فیلم جان میگیرد رقص مارا از برجستهترین لحظههای فیلم است؛ نه فقط بهسبب انرژی حرکات، بلکه بهخاطر هماهنگی آن با فضای صحرا و نور آفتاب.
« چنین نوسانی میتواند هم ریتم را ناهموار کند و هم برخی لحظهها را طولانیتر از نیازشان جلوه دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این صحنه از آن بخشهایی است که تصویر بهتنهایی بار سرگرمی را بر دوش میکشد: بدنهای مارپیچ، ضرباهنگ اجرا و درخشش محیط، ترکیبی میسازند که هم چشمنواز است و هم هیجانانگیز. سکانس، اندکی از تازگی و شخصیت بصریای را نشان میدهد که روایت در بخشهای دیگر کمتر به آن دست پیدا میکند. اهمیت این لحظه در ساختار کلی فیلم نیز قابل توجه است.
رقص، برخلاف بسیاری از شوخیهای گذرا، کیفیتی مستقل دارد و در ذهن میماند. تماشاگر میتواند از آن لذت ببرد حتی اگر از پیوستگی قصه یا پرداخت شخصیتها رضایت کامل نداشته باشد. این جدایی میان جذابیت یک صحنه و استحکام کلی اثر، بهخوبی نشان میدهد که «صحرا» در لحظههای نمایشی توانمندتر از معماری روایی بلندمدت خود است.
صداپیشگی و شخصیتپردازی فرعی صداپیشگی در نسخهٔ اصلی فرانسوی با گروهی از بازیگران شناختهشده انجام شده است؛ از جمله عمر سی در نقش آجار، لوآن امرا در نقش اوا و فرانک گاستامبید در نقش پیت. حضور صداپیشگان پرانرژی به شخصیتها جنبوجوش میبخشد، هرچند کیفیت اجرا نمیتواند بهتنهایی کمبودهای متن را جبران کند.
وقتی شخصیت فرعی بیشتر بر یک خصلت یا شوخی تکیه دارد، حتی اجرای پرشور نیز بهسختی میتواند او را از کلیشه دور کند. شخصیتهای فرعی در مجموع رنگوبویی به دنیای فیلم میدهند، اما برخی از آنها بیش از آنکه به مسیر اصلی عمق ببخشند، برای ایجاد موقعیتهای طنز یا توقفی کوتاه در جریان ماجرا حضور دارند.
« سکانس، اندکی از تازگی و شخصیت بصریای را نشان میدهد که روایت در بخشهای دیگر کمتر به آن دست پیدا میکند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، جهانی نسبتاً پرجمعیت اما نه همیشه بهیادماندنی است. این نکته بهویژه در مقایسه با جزئیات تصویری بیشتر به چشم میآید: دنیای «صحرا» از نظر ظاهر پُر از نشانه و جنبوجوش است، اما آدمها و جانورانش همیشه به همان اندازه شخصیتمند نیستند. جمعبندی «صحرا» فیلمی است که نقاط قوت و ضعفش آشکارا کنار یکدیگر قرار میگیرند.
پسزمینههای رنگارنگ، طراحی دلنشین، دوستی میان آجار و پیت و بهویژه رقص پرانرژی مارها، لحظههایی سرگرمکننده و بهیادماندنی میسازند. در سوی دیگر، داستانی ناپیوسته، شخصیتهایی کمپرداخت و طنزی با کیفیت نابرابر، مانع از آن میشوند که ماجراجویی به تجربهای یکدست و عمیق بدل شود. بااینهمه، فیلم برای تماشاگرانی که بیش از پیچیدگی روایی به تصویرهای پرتحرک و فضای فانتزی اهمیت میدهند، میتواند لحظات خوشایندی داشته باشد.
«صحرا» درخشان و بینقص نیست، اما در دلِ سفری معمولی، چند قاب و صحنهٔ پرنشاط دارد که تواناییاش را در سرگرمکردن به یاد میآورند.
« نتیجه، جهانی نسبتاً پرجمعیت اما نه همیشه بهیادماندنی است. »



ثبت دیدگاه