نقد و بررسی
نقد The Watermelon Woman | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جستوجوی گذشته، جستوجوی خویشتن «The Watermelon Woman» از دل پرسشی ساده و درعینحال دردناک آغاز میشود: چه بر سر زنانی میآید که در تصاویر سینما حضور دارند، اما نام و زندگیشان از حافظهٔ رسمی پاک شده است؟ چریل، فیلمساز جوانی در فیلادلفیا، در پی بازیگری سیاهپوست از دههٔ ۱۹۳۰ میرود که در تیتراژ فیلمی قدیمی تنها با عنوانی تحقیرآمیز و نژادزده شناخته میشود.
او میخواهد نام واقعی این زن، فی ریچاردز، را پیدا کند و از زندگیاش تصویری فراتر از نقشهای کلیشهای بسازد. اما جستوجوی چریل صرفاً تحقیق دربارهٔ یک بازیگر نیست. هر سرنخی که از گذشته به دست میآورد، او را به پرسشهایی دربارهٔ زمان حال میرساند: چه کسی حق دارد داستان دیگری را روایت کند؟
وقتی اسناد رسمی خاموشاند، چگونه میتوان به حقیقت نزدیک شد؟ و آیا میشود خلأهای تاریخ را با روایت، تصویر و تخیل پر کرد؟ فیلم، پاسخهای قطعی را به تعویق میاندازد و بهجای آن، تماشاگر را در مسیر کنجکاوی چریل شریک میکند. تاریخ سینما و سیاستِ دیدهشدن هستهٔ جدی فیلم، مواجهه با حذف تاریخی زنان سیاهپوست از روایت سینماست.
بازیگرانی که در فیلمهای قدیمی حضور داشتند، اغلب به نقشهایی محدود میشدند که انسانیت و فردیتشان را زیر سایهٔ کلیشههای نژادی میبرد. عنوان «زن هندوانهای» نیز همین تقلیل را به شکلی فشرده نشان میدهد: زنی که باید در قاب باشد، اما نه با نام خودش؛ حضوری که دیده میشود، ولی به رسمیت شناخته نمیشود.
« او میخواهد نام واقعی این زن، فی ریچاردز، را پیدا کند و از زندگیاش تصویری فراتر از نقشهای کلیشهای بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چریل دانای با ظرافت نشان میدهد که آرشیو صرفاً انبار بیطرف اسناد نیست. آنچه ثبت شده و آنچه جا مانده، هر دو تحتتأثیر قدرت، نهادها و نگاه مسلطاند. کمبود مدرک در اینجا فقط یک مانع داستانی نیست؛ خودِ موضوع فیلم است. جستوجو برای یافتن یک زندگی گمشده، به کاوشی دربارهٔ شیوهٔ ساختهشدن تاریخ بدل میشود؛ تاریخی که گاهی نه بهدلیل نبودن آدمها، بلکه بهدلیل بیاهمیت شمردن آنان ناقص مانده است.
پژوهشهای دانای دربارهٔ بازیگران سیاهپوست سینمای اولیه و دشواری دسترسی به اسناد، در شکلگیری این دغدغه نقش داشتند. روایت مستندگونه و مرزهای حقیقت فیلم با بهرهگیری از قالب مستند، مصاحبه، جستوجوی آرشیوی و ثبت روزمرگیها، حس مشاهدهای بیواسطه میسازد. دوربین دستی و کیفیت تصویری ساده، گاه یادآور ویدئویی است که از دل یک حلقهٔ دوستانه بیرون آمده؛ نه اثری که میخواهد با صیقل فنی خود فاصلهای رسمی میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد کند.
همین ظاهر خام، بهخوبی با وضعیت چریل جور درمیآید: او فیلمسازی است که هنوز در حال یافتن زبان خودش است و مسیر ساختن فیلم را همزمان با ماجرا تجربه میکند. این شیوه، مرز میان زندگی روزمره و کار هنری را عمداً نرم میکند. گفتوگوها ممکن است ناگهان از موضوعی شخصی به مسئلهای تاریخی برسند و برعکس.
بااینحال، اثر صرفاً وانمود نمیکند که حقیقت را میتوان با گردآوری چند سند بهدست آورد. هر شاهدی زاویهٔ دید خود را دارد؛ هر خاطرهای چیزی را روشن میکند و چیزی دیگر را در تاریکی میگذارد. فیلم از همین ناتمامی بهره میبرد و تماشاگر را به تأمل دربارهٔ تفاوت میان سند، خاطره و روایت فرامیخواند.
« چریل دانای با ظرافت نشان میدهد که آرشیو صرفاً انبار بیطرف اسناد نیست. »
شخصیتها و اجرا
چریل، دایانا و تامارا قدرت فیلم فقط در ایدهٔ تاریخیاش نیست؛ چریل نیز شخصیتی زنده و متناقض است. او با شور و پشتکار دنبال گذشته میرود، اما در زندگی روزمره گاهی دستپاچه، خودمحور یا کمتجربه به نظر میرسد. این فاصله میان آرمانهای هنری و خامی شخصی، شخصیت را باورپذیر میکند. چریل قرار نیست از همان ابتدا صدایی کاملاً پخته و بیخطا داشته باشد؛ او در حال آزمودن خود است، و همین آزمونوخطا بخشی از جذابیت فیلم میشود.
رابطهٔ تازهاش با دایانا و دوستیاش با تامارا نیز در کنار جستوجوی تاریخی پیش میروند، بیآنکه به خطوط فرعی بیاهمیت تبدیل شوند. این رابطهها پرسشهایی دربارهٔ صمیمیت، تفاوت تجربهها و سوءتفاهمهای درون یک جمع را وارد فیلم میکنند. شوخیهای میان شخصیتها معمولاً از همین نزدیکی برمیآیند: خندهدارند، اما همیشه بیدردسر نیستند و گاه مرزهای حساس هویت، میل و تعلق را آشکار میکنند.
فیلم در این بخشها از خطابه فاصله میگیرد و اجازه میدهد تناقضها از دل رفتار و گفتوگو بیرون بیایند. طنز، صمیمیت و صدای مستقل طنز «The Watermelon Woman» یکی از مهمترین راههای دسترسی آن به موضوعات دشوار است. فیلم از شوخی برای کماهمیت جلوهدادن تبعیض استفاده نمیکند؛ برعکس، شوخیها گاهی نشان میدهند شخصیتها چگونه در موقعیتهای نابرابر زندگی میکنند و با زبان خودشان از پس آن برمیآیند.
لحن اثر، از جدیت تاریخی به شوخی روزمره رفتوآمد میکند و همین نوسان مانع میشود فیلم به بیانیهای خشک تبدیل شود. صدای چریل نیز به فیلم هویتی خاص میدهد. او نه ناظر بیرونی است و نه پژوهشگری که زندگیاش را از موضوع جدا نگه دارد؛ شخصاً درگیر پرسشهایی است که مطرح میکند. حضور دانای در نقش چریل، فیلم را به تجربهای خودبازتابنده بدل میسازد: دوربین هم داستان یک جستوجو را ثبت میکند و هم دربارهٔ امکان فیلمساختن از این جستوجو میاندیشد.
« چریل، دایانا و تامارا قدرت فیلم فقط در ایدهٔ تاریخیاش نیست؛ چریل نیز شخصیتی زنده و متناقض است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خودآگاهی به اثر نیرو میدهد، هرچند گاهی نیز سبب میشود بعضی صحنهها بیشتر در خدمت رساندن ایده باشند تا ساختن درامی کاملاً پرداختشده. امکانات محدود، انتخابهای پُردلالت محدودیتهای تولید در ظاهر فیلم آشکارند. کیفیت تصویر، نورپردازی و بعضی جزئیات اجرایی به استانداردهای تولیدهای پرهزینه نمیرسند؛ بازیها نیز در لحظاتی ناهماهنگ یا ناپختهاند.
برخی اجراها چنان طبیعی و رها هستند که با زندگی روزمره تناسب دارند، اما در صحنههای دیگر، مکثها و واکنشها کمی تصنعی به نظر میرسند. اگر تماشاگر انتظار بازیهای کاملاً صیقلی یا ساختاری کلاسیک داشته باشد، احتمال دارد این ناهمواریها حواسش را پرت کنند. بااینحال، سادگی بصری را نمیتوان تنها به کمبود امکانات فروکاست.
فیلم از ظاهر کمتکلف خود برای نزدیککردن دوربین به شخصیتها بهره میبرد. کیفیت ویدئویی، گفتوگوهای خودمانی و حضور محیطهای معمولی به حس ثبتشدن یک تجربهٔ زیسته کمک میکنند. این انتخاب همیشه بینقص نیست؛ گاه فیلم میتوانست ریتم یا ساختار صحنههایش را دقیقتر کند. اما خامی آن با موضوعش پیوند دارد: اینجا اثری دربارهٔ ساختن امکان روایت است، نه نمایش تسلط کامل بر قواعد سینمای متعارف.
میراث یک فیلم کوچک و جسور اهمیت «The Watermelon Woman» تنها در موضوعی نیست که انتخاب کرده، بلکه در اصرارش بر این است که چه کسی میتواند فیلم بسازد و چه کسی حق دارد موضوع فیلم باشد. اثر دانای، تاریخ سینما را از حاشیهای مینگرد که معمولاً در روایتهای غالب کمرنگ مانده است. این فیلم، نخستین فیلم بلند داستانی نوشته و کارگردانیشده بهدست یک زن سیاهپوست همجنسگرا معرفی شده و بعدها در مجموعهٔ ملی ثبت فیلم ایالات متحده نیز جای گرفت؛ جایگاهی که اهمیت فرهنگی و تاریخی آن را بازتاب میدهد.
« امکانات محدود، انتخابهای پُردلالت محدودیتهای تولید در ظاهر فیلم آشکارند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، ارزش فیلم به نشانههای بیرونی یا جایگاه تاریخیاش محدود نمیشود. جذابیتش از پیوند میان کنجکاوی، طنز، میل به کشف و صداقتی میآید که در ناتمامی اجرا نیز حضور دارد. فیلم میپذیرد که گذشته همیشه پاسخگوی پرسشهای امروز نیست؛ گاهی باید با تکههای پراکنده کار کرد و پذیرفت که هیچ روایت واحدی تمام حقیقت را در اختیار ندارد.
از همین رو، اثر نه فقط دربارهٔ زنی گمشده در تاریخ، بلکه دربارهٔ مسئولیت روایتکردن است. جمعبندی «The Watermelon Woman» فیلمی گرم، شوخطبع و از نظر فکری بلندپرواز است؛ اثری که از دل یک جستوجوی شخصی، به حذف تاریخی، کلیشههای سینمایی و دشواری بازسازی زندگیهای نادیدهگرفتهشده میرسد.
سادگی اجرا و ناپختگی برخی بازیها ممکن است برای تماشاگرانی که به سینمای صیقلی عادت دارند مانع ایجاد کند، اما همین بیتکلفی به صمیمیت و یگانگی فیلم کمک میکند. دستاورد اصلی آن، ارائهٔ پاسخی نهایی نیست؛ بلکه بازکردن فضایی است که در آن میتوان دربارهٔ تاریخ، هویت و حقِ روایتکردن دوباره پرسید.
« بااینهمه، ارزش فیلم به نشانههای بیرونی یا جایگاه تاریخیاش محدود نمیشود. »



ثبت دیدگاه