نقد و بررسی
نقد Sijjin 4 | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که پذیرای هیچکس نیست «Sijjin 4» ترس را از جایی آشنا آغاز میکند: از تنگنای مالی و ناگزیریِ بازگشت به خانهای خانوادگی. خانوادهٔ ییلماز به خانهٔ سعدت، مادربزرگ سالخورده، پناه میبرند؛ خانهای که قرار است سرپناهی موقت باشد، اما خیلی زود به فضایی بدل میشود که هر گوشهاش نشانی از تهدید دارد.
در این میان، سعدت تنها کسی است که حضور پنهان و ناآرام ساکنان دیگر خانه را میشناسد. این premise ساده، دروازهای است به داستانی دربارهٔ ترس از ناشناخته، پیوندهای خانوادگیِ زیر فشار و گذشتهای که گویا از دیوارهای خانه بیرون نمیرود. «Sijjin 4» را Alper Mestçi نوشته و کارگردانی کرده است؛ فیلمی ترکی که در سال ۲۰۱۷ اکران شد.
قدرت اولیهٔ فیلم در همین تضاد نهفته است: خانواده به امید امنیت وارد خانه میشود، اما خودِ پناهگاه به کانون ناامنی تبدیل میگردد. خانهٔ سعدت فقط محل وقوع حوادث نیست؛ حضوری زنده و سنگین دارد، با اتاقهای تاریک، گوشههای مشکوک و سکوتی که همواره گویی چیزی را پنهان میکند. قرار گرفتن آرامگاه همسر درگذشتهٔ سعدت در پیوند با این مکان، بر حس ماندگاری گذشته میافزاید.
فیلم از همان ابتدا میکوشد خانه را از یک فضای روزمره به قلمرویی میان جهان زندگان و نیروهای ناشناخته بدل کند، بیآنکه راز اصلی را بیدرنگ آشکار سازد. معماری دلهره و جغرافیای خانه در فیلمهای ترسناکِ خانهمحور، مکان هنگامی مؤثر است که تنها پسزمینهٔ رویدادها نباشد، بلکه بر رفتار شخصیتها و احساس تماشاگر اثر بگذارد.
« در این میان، سعدت تنها کسی است که حضور پنهان و ناآرام ساکنان دیگر خانه را میشناسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Sijjin 4» در این زمینه دستکم در بخشهایی موفق است. خانهٔ قدیمی با تیرگی، فرسودگی و فضای بستهاش، حس محصورشدن را تقویت میکند. حتی زمانی که شخصیتها در حال گفتوگو یا انجام کارهای عادیاند، دکور و میزانسن یادآور میشوند که محیط به آنان تعلق ندارد. خانه گویا از پیش برای ساکنان تازهوارد حد و مرزهایی تعیین کرده است.
این رویکرد به فیلم امکان میدهد از ترسِ آشکار فاصله بگیرد و از انتظار بهره ببرد. تماشاگر، مانند اعضای خانواده، نمیداند از کدام اتاق یا راهرو قرار است تهدید سر برآورد. البته این تعلیق همیشه با ظرافت حفظ نمیشود؛ گاه فیلم بهجای آنکه از خود فضا برای ساختن اضطراب استفاده کند، به جهشی ناگهانی یا تصویری تکاندهنده متوسل میشود.
بااینحال، خانه همچنان مهمترین دستاورد فضاسازانهٔ اثر است: مکانی که هم خاطره در آن رسوب کرده و هم امکان آسودگی از میان رفته است. تصویرهای پوسیدگی و کابوس طراحی صحنه و جلوههای ترسناک فیلم، بهویژه در تصویرهای مرتبط با پوسیدگی و کابوس، به ساختن جهان بصریِ ناخوشایند آن کمک میکنند.
این تصویرها صرفاً برای شوکهکردن نیستند؛ در بهترین لحظات، حس فساد و تباهی را به درون بافت داستان میآورند. آنچه باید پناه و آرامش باشد، کمکم کیفیتی بیمارگون پیدا میکند و مرز میان واقعیت روزمره و کابوس را سست میسازد. فیلم همچنین از حضور موجودات فراطبیعی بهعنوان عاملی برای برهمزدن نظم خانه استفاده میکند.
« Sijjin 4» در این زمینه دستکم در بخشهایی موفق است. »
شخصیتها و اجرا
نیروی تهدیدکننده همیشه به شکل کامل و روشن حاضر نیست؛ گاهی تنها اثرش دیده میشود: تغییری در فضا، تصویری هراسانگیز یا نشانهای که شخصیتها را به تردید میاندازد. همین ناپیدایی میتواند از نمایش مستقیم مؤثرتر باشد، زیرا ذهن تماشاگر خلأها را با ترسهای خودش پر میکند. بااینحال، هرگاه فیلم تصویر را بیش از اندازه توضیح میدهد یا معنای آن را با تأکید روشن میسازد، از رازآلودگیاش میکاهد.
در این لحظهها، ابهامِ مولد جای خود را به شرحی مستقیم میدهد. صدا، موسیقی و نگاه دوربین موسیقی و فیلمبرداری تاریک، در ایجاد حالوهوای شوم فیلم نقش اساسی دارند. نور محدود، قابهای سنگین و تأکید بر سایهها، خانه را به فضایی تبدیل میکنند که چشم در آن بهراحتی آسوده نمیشود. دوربین با برجستهکردن عمق راهروها و گوشههای تاریک، گاه بیش از خودِ موجودات فراطبیعی، احتمال حضورشان را هراسآور میسازد.
تماشاگر نهفقط آنچه را میبیند، بلکه آنچه را ممکن است در قاب پنهان مانده باشد نیز تصور میکند. موسیقی نیز با افزایش فشار در لحظات حساس، به سازوکار ترس فیلم یاری میرساند. این ابزارها در مجموع فضای اثر را منسجم میکنند و به آن رنگی تیره و تهدیدآمیز میبخشند. بااینهمه، فیلم در بهرهگیری از صدا گاه به شیوهای آشنا و قابل پیشبینی متوسل میشود: سکوتی طولانی، سپس ضربهای صوتی و واکنشی ناگهانی.
این الگو ممکن است در تماشای نخست اثرگذار باشد، اما وقتی بیش از اندازه تکرار شود، تماشاگر بهجای غرقشدن در ترس، منتظر لحظهٔ جامپاسکر میماند. دلهرهای که میتوانست آرامآرام انباشته شود، به واکنشهای کوتاه و لحظهای تقلیل مییابد. خانواده، راز و فشار روانی کانون انسانی داستان، خانوادهای است که در وضعیتی آسیبپذیر وارد خانه میشود.
« همین ناپیدایی میتواند از نمایش مستقیم مؤثرتر باشد، زیرا ذهن تماشاگر خلأها را با ترسهای خودش پر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکلات مالی آنان را وادار به نقل مکان کرده است و همین اجبار، درام را از همان ابتدا با حس بیاختیاری همراه میکند. شخصیتها انتخابی آزادانه و آرام ندارند؛ آنها ناچارند در مکانی سکونت کنند که قواعدش را نمیشناسند و خطرهایش را نیز بهدرستی درک نمیکنند. از این نظر، وضع خانواده بازتابی از منطق وحشت فیلم است: ورود به قلمرویی که امکان خروج از آن به سادگی فراهم نیست.
سعدت نیز شخصیتی مهم در این کشمکش است، زیرا نسبت او با خانه و آنچه در آن میگذرد، با تجربهٔ دیگر اعضای خانواده تفاوت دارد. او صرفاً میزبان سالمندی نیست که پذیرای فرزندان شده باشد؛ پیوندش با خانه، گذشته و حضورهای پنهان، به او جایگاهی دوپهلو میدهد. فیلم از این ابهام برای زنده نگهداشتن پرسشهایی دربارهٔ دانستههای سعدت و معنای ماندن او در آن مکان بهره میگیرد.
بااینحال، پرداخت رابطهها در همهٔ بخشها به یک اندازه قانعکننده نیست. بعضی رفتارها بیش از آنکه از شخصیتپردازی روشن و تحول درونی برآیند، به نیازهای لحظهای روایت پاسخ میدهند. فیلمنامه میان تعلیق و توضیح مهمترین لغزش «Sijjin 4» در نابرابری میان فضاسازی و فیلمنامه دیده میشود. فیلم در ساختن حس خطر و آفرینش لحظههای تصویریِ نگرانکننده توانایی دارد، اما گاه در پیوند دادن این لحظهها به روایتی منسجمتر با دشواری روبهرو میشود.
برخی صحنهها بیش از اندازه توضیحیاند؛ گویی فیلم به برداشت تماشاگر اعتماد ندارد و ترجیح میدهد معنای موقعیتها را روشنتر از نیاز روایت بیان کند. این توضیحگویی، نهتنها ریتم را کند میکند، بلکه از فضای رازآلودی میکاهد که فیلم پیشتر با زحمت ساخته است. در سوی دیگر، اتکای مکرر به جامپاسکرها باعث میشود بخشی از ترسها کیفیتی آشنا پیدا کنند.
« بااینحال، پرداخت رابطهها در همهٔ بخشها به یک اندازه قانعکننده نیست. »
قوتها و کاستیها
ژانر وحشت، طبعاً به غافلگیری و شوک نیاز دارد، اما زمانی موفقتر است که این لحظهها بر پایهٔ شخصیتها و قواعد جهان داستان بنا شده باشند. در این فیلم گاه احساس میشود که سازوکار ترساندن از پیش بر داستان سوار شده است، نه اینکه از دل آن بجوشد. نتیجه، تجربهای ناهموار است: سکانسهایی که واقعاً فضای خانه را هراسآور میکنند، در کنار لحظاتی که به فرمولهای شناختهشدهٔ ژانر تکیه دارند.
جمعبندی «Sijjin 4» بیش از هر چیز در خلق فضا موفق است. خانهٔ قدیمی، حضور ساکنان فراطبیعی، تصویرهای پوسیدگی، کابوسها و همراهی موسیقی با فیلمبرداری تاریک، مجموعهای از عناصر میسازند که حالوهوای شوم داستان را بهخوبی منتقل میکنند. فیلم در بهترین لحظههایش، از سکوت و تاریکی برای ایجاد انتظار بهره میگیرد و خانه را به موجودیتی تهدیدآمیز بدل میسازد؛ مکانی که گذشتهاش هنوز پایان نیافته و ساکنان تازه را بهآسانی نمیپذیرد.
در مقابل، اتکای زیاد به جامپاسکر، حضور برخی کلیشههای ژانری، توضیحگویی در بخشهایی از روایت و ضعف نسبی پرداخت فیلمنامه، مانع از آن میشود که فضاسازی در سراسر فیلم به تجربهای یکدست و عمیق بدل شود. حلوفصل ماجرا نیز ممکن است برای بخشی از تماشاگران به اندازهٔ کافی باورپذیر یا روشن احساس نشود؛ ازاینرو، بدون آشکارکردن جزئیات پایانی میتوان گفت که فیلم در گرهگشایی به اندازهٔ فضاسازیاش اطمینانبخش نیست.
بااینهمه، اثر برای علاقهمندان به وحشت فراطبیعیِ خانهمحور، لحظههایی دیدنی و ناخوشایند فراهم میکند. ارزش اصلی آن نه در تازگی کامل داستان، بلکه در تواناییاش برای جانبخشیدن به محیطی است که قرار بود مأمن باشد و بهتدریج به قلمرویی خصمانه تبدیل میشود. «Sijjin 4» فیلمی نابرابر، اما از نظر بصری و فضاسازانه قابلتوجه است؛ اثری که ترس را به دیوارهای خانه میسپارد، هرچند همیشه نمیتواند آن را در منطق روایت نیز به همان اندازه محکم نگه دارد.
« در این فیلم گاه احساس میشود که سازوکار ترساندن از پیش بر داستان سوار شده است، نه اینکه از دل آن بجوشد. »



ثبت دیدگاه