نقد و بررسی
نقد Don't Give Up the Ship | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی ساده بر پایه معمایی نامحتمل «Don't Give Up the Ship» کمدی دریاییِ نورمن تاروگ، با ایدهای آغاز میشود که از همان ابتدا وعدهٔ آشوبی دلپذیر میدهد: نیروی دریایی برای بازگرداندن ناوشکنی که پس از جنگ جهانی دوم ناپدید شده، سراغ جان پل استکلر میرود؛ افسری که آخرین بار فرماندهی آن را بر عهده داشته است.
او تازه ازدواج کرده و در آستانهٔ ماهعسل است، اما اکنون باید بهجای آسودگی، پاسخگوی غیبت یک کشتی بزرگ باشد. تناقض میان این گرفتاری عظیم و موقعیت شخصیِ نسبتاً پیشپاافتادهٔ استکلر، موتور اصلی طنز فیلم را میسازد. فیلم بهجای آنکه معما را به تعلیقی جدی بدل کند، از نامعقولبودن وضعیتی که شخصیت در آن گرفتار شده نیرو میگیرد.
پرسشِ «چطور ممکن است یک کشتی کامل گم شود؟» هم نقطهٔ شروع ماجراست و هم شوخیِ مرکزی آن؛ پرسشی که هرچه بیشتر جدی گرفته میشود، خندهآورتر به نظر میرسد. داستان در این چارچوب عمداً سبک و بیتکلف باقی میماند، اما همین سادگی گاهی به سطحیبودن و پیشبردنِ زورکی حوادث نزدیک میشود. کمدیِ آشفتگی و اضطراب جری لوئیس در نقش استکلر، شخصیتِ گرفتار و دستپاچهای میسازد که واکنشهایش اغلب از اندازهٔ موقعیت بزرگتر است.
« او تازه ازدواج کرده و در آستانهٔ ماهعسل است، اما اکنون باید بهجای آسودگی، پاسخگوی غیبت یک کشتی بزرگ باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در برابر فشارهای اداری، سوءتفاهمها و مسئولیت سنگینی که بر دوشش گذاشتهاند، آرام نمیماند و همین بیقراری به فیلم انرژی میدهد. طنزِ او بیش از آنکه بر گفتوگوهای ظریف تکیه کند، از بدن، حرکت، مکثهای عصبی و تغییر ناگهانی حالوهوا سرچشمه میگیرد؛ رویکردی که با سنت کمدیهای پرتحرک آن دوره همخوان است.
بااینحال، نقطهٔ قوت بازی لوئیس همزمان سرچشمهٔ یکی از محدودیتهای فیلم است. هر حرکتِ شلوغ یا واکنشِ اغراقشدهای الزاماً به خنده نمیانجامد و گاه شور بازیگر از موقعیت جلو میزند. در لحظاتی، استکلر بهجای آنکه شخصیتی قابلباور در دل یک ماجرای مضحک باشد، به مجموعهای از اداها و واکنشهای تند تبدیل میشود.
فیلم زمانی مؤثرتر است که اجازه میدهد شوخی از دلِ موقعیت بیرون بیاید، نه آنگاه که برای تأکید بر خندهداربودن، همهچیز را بیش از اندازه پررنگ میکند. طنز اداری و هزینهٔ یک اشتباه یکی از بامزهترین جنبههای داستان، برخورد جهان نظامی با یک امر بهغایت نامحتمل است. گمشدن کشتی نه صرفاً یک اتفاق عجیب، بلکه مسئلهای اداری و مالی نیز هست؛ استکلر با این احتمال روبهروست که مسئولیت ماجرا را به گردن او بیندازند و از او پاسخ بخواهند.
« بااینحال، نقطهٔ قوت بازی لوئیس همزمان سرچشمهٔ یکی از محدودیتهای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، تشریفات، بازخواستها و نگاه خشک نهاد نظامی در برابر سردرگمی شخصیت اصلی قرار میگیرد. این تضاد به فیلم امکان میدهد از بوروکراسی و جدیتِ بیش از حد آن شوخی بسازد، بیآنکه کمدیاش به هجو تند سیاسی بدل شود. البته فیلم این ظرفیت را تا انتها بسط نمیدهد. موقعیت اولیه آنقدر غنی است که میتوانست سرچشمهٔ زنجیرهای دقیقتر و هوشمندانهتر از پیامدها باشد، اما روایت اغلب به راهحلهای ساده و گذرهای سریع بسنده میکند.
برخی اتفاقها بیشتر برای رساندن شخصیتها به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند تا نتیجهٔ طبیعی تصمیمها و ویژگیهایشان. بنابراین، طنز اداری گاه چشمکزن و دلنشین است و گاه تنها ابزاری برای نگهداشتن ماجرا در حرکت. جستوجویی پرماجرا با ریتم نابرابر ساختار فیلم بر جستوجوی کشتی گمشده استوار است؛ جستوجویی که استکلر را از آرامش زندگی تازهاش دور میکند و او را وارد سلسلهای از گرفتاریها میسازد.
همین حرکتِ پیوسته، امکان تغییر فضا و موقعیت را فراهم میآورد و نمیگذارد فیلم در یک محیط ثابت محصور بماند. بااینحال، ریتم آن یکدست نیست: بعضی بخشها با سرعت و سرزندگی پیش میروند، اما در بخشهایی دیگر، تکرارِ دستپاچگیها و واکنشهای مشابه از نیروی کمدی میکاهد. فشار ماجرا بر زندگی زناشویی استکلر نیز لایهای سبک و انسانی به داستان اضافه میکند.
« در نتیجه، تشریفات، بازخواستها و نگاه خشک نهاد نظامی در برابر سردرگمی شخصیت اصلی قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ماهعسلِ ازدسترفته و کشمکش میان تعهد شخصی و وظیفهٔ نظامی، زمینهای آشنا برای کمدی میسازد. همسر تازهعروس او، پرودنس، در برابر آشفتگی همسرش حضوری آرامتر دارد و همین تفاوت به تقابل شخصیتها کمک میکند. بااینهمه، رابطهٔ آن دو بیش از آنکه بهتفصیل پرداخته شود، در خدمت پیشبردن ماجرای اصلی قرار میگیرد؛ ازاینرو، فیلم فرصت چندانی برای تبدیل این پیوند به محور عاطفی مستقل پیدا نمیکند.
بازیگران مکمل و فضای جمعی فیلم به شخصیت اصلی محدود نمیماند و از برخورد او با اطرافیانش نیز بهره میگیرد. دینا مریل در نقش افسر بنسون، و دایانا اسپنسر در نقش پرودنس، دو حضور متفاوت در جهان آشفتهٔ استکلر دارند؛ یکی با پیوندی مستقیمتر به ماجرای نیروی دریایی و دیگری با زندگی خصوصی او.
رابرت میدلتون، میکی شاگنسی و گیل گوردون نیز به ساخت فضای جمعی و گاه جدینمای فیلم کمک میکنند. حضور مقامها و مأموران، موقعیت قهرمان را محدودتر و در عین حال مضحکتر جلوه میدهد. با وجود این، فیلم بیش از هر چیز بر جری لوئیس تکیه دارد و بازیگران دیگر اغلب نقشِ زمینهساز یا واکنشدهنده را بر عهده میگیرند.
« ماهعسلِ ازدسترفته و کشمکش میان تعهد شخصی و وظیفهٔ نظامی، زمینهای آشنا برای کمدی میسازد. »
قوتها و کاستیها
این تمرکز برای دوستداران کمدیِ شخصمحور میتواند خوشایند باشد، اما به بهای کمرنگشدن بعضی از روابط و شخصیتهای فرعی تمام میشود. جهان فیلم ظرفیت یک گروهبازی پررنگتر را دارد، ولی مرکز ثقل آن تقریباً همیشه به استکلر بازمیگردد. تصویر، فضا و صحنههای زیر آب سیاهوسفید بودن فیلم، حالوهوایی کلاسیک و بیتکلف به آن میدهد و با سبک کمدیِ میانهٔ قرن بیستم سازگار است.
در کنار فضای کشتی و موقعیتهای اداری، صحنههای زیر آب جلوهای متفاوت به فیلم میبخشند. این بخشها صرفاً تنوع بصری نیستند؛ برای لحظاتی، لحن اثر را از کمدیِ معمولِ موقعیت بیرون میبرند و فضایی اندکی غریب و رازآلود پدید میآورند. همین تفاوت، از نکات بهیادماندنی فیلم است، بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار دارند ماجرا فقط در اتاقهای بازخواست و روی عرشه بگذرد.
البته این تغییر فضا قرار نیست فیلم را به اثری ماجراجویانه یا دلهرهآور تبدیل کند. صحنههای زیر آب همچنان در خدمت لحن سرگرمکنندهٔ اثرند و گاه حالوهوایی نامتعارف پیدا میکنند؛ کیفیتی که ممکن است برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر کمی ناهماهنگ باشد. در هر حال، همین لحظات به فیلم رنگی میافزایند که روایتِ سادهاش بهتنهایی شاید قادر به ایجاد آن نبود.
« جهان فیلم ظرفیت یک گروهبازی پررنگتر را دارد، ولی مرکز ثقل آن تقریباً همیشه به استکلر بازمیگردد. »
جمعبندی
جمعبندی «Don't Give Up the Ship» کمدیای استوار بر ایدهای جذاب و نامحتمل، با بازیگری پرتحرک و چند لحظهٔ واقعاً بامزه. فیلم در بهترین لحظاتش از برخورد میان گرفتاری عظیم استکلر و نگاه روزمره و آشفتهٔ او خنده میسازد؛ همچنین جستوجوی کشتی و صحنههای زیر آب، تنوعی خوشایند به روایت میدهند.
اما داستان ساده میماند، برخی گذرهایش شتابزده یا تصنعیاند و شوخیها همیشه به نتیجه نمیرسند. بازی لوئیس نیز گاهی چنان پرهیاهو میشود که خودِ موقعیت را تحتالشعاع قرار میدهد. حاصل، اثری سبک و قابلتماشاست که بیش از آنکه با ظرافت روایی یا طنزی پیوسته بدرخشد، بر انرژی ستارهاش و جذابیتِ فرض اولیه تکیه میکند.
برای علاقهمندان به کمدیهای جری لوئیس، فیلم میتواند سرگرمیِ دلپذیری باشد؛ اما برای تماشاگرانی که به دنبال خندهای مداوم، داستانی منسجم یا شخصیتپردازی عمیقاند، احتمالاً اثری خوشمشرب اما نهچندان ماندگار خواهد بود.
« اما داستان ساده میماند، برخی گذرهایش شتابزده یا تصنعیاند و شوخیها همیشه به نتیجه نمیرسند. »



ثبت دیدگاه