نقد و بررسی
نقد BLACKPINK: The Movie | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جشنِ پنجسالگی در قالب سینمایی «BLACKPINK: The Movie» بیش از آنکه مستندی روایی دربارهٔ شکلگیری و مسیر حرفهای یک گروه باشد، یادبودی تصویری برای پنج سال فعالیت بلکپینک است؛ یادبودی که اجراهای زنده، گفتوگوهای اعضا و لحظههایی از پشتصحنه را در کنار هم قرار میدهد. فیلم از همان آغاز روشن میکند که مخاطب با چه نوع تجربهای روبهروست: نه پژوهشی ژرف دربارهٔ صنعت کیپاپ و نه روایتی خطی از فراز و نشیبهای چهار هنرمند، بلکه بستهای جشنگونه برای بازگشت به موسیقی، تصویر و انرژی گروه.
این انتخاب، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. فیلم برای طرفداران پرشور، فرصتی فراهم میآورد تا خاطرهٔ اجراها و پیوند عاطفیشان با گروه را در فضای سینما از نو تجربه کنند؛ اما برای تماشاگرانی که به دنبال کشف لایههای تازه یا شناختی جامع از تاریخچهٔ گروه هستند، ممکن است کممایه به نظر برسد.
اثر وعدهٔ یک زندگینامهٔ کامل نمیدهد، بااینحال گاه چنان به شکل مستند نزدیک میشود که انتظار عمق بیشتری ایجاد میکند. کنسرتی که به سالن سینما میآید قلب تپندهٔ فیلم، اجراهای زنده است. طراحی صحنه، رقص هماهنگ، لباسهای چشمگیر و حضور مسلط اعضا، روی پردهٔ بزرگ جلوهای پرقدرت مییابد.
« این انتخاب، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تدوین میان نماهای نزدیک و نماهای گسترده جابهجا میشود تا هم جزئیات چهره و حرکتها را ثبت کند و هم مقیاس صحنه و واکنش جمعیت را نشان دهد. موسیقی در این بخشها فقط همراه تصویر نیست؛ نیرویی است که ریتم فیلم را تعیین میکند و تماشاگر را از حالت مشاهدهگر صرف بیرون میآورد. همین ویژگی توضیح میدهد که چرا فیلم برای کسانی که امکان حضور در کنسرت را نداشتهاند، جذابیت ویژهای دارد.
دوربین، تماشاگر را به جایگاهی ممتاز میبرد؛ گویی فاصلهٔ معمول میان صحنه و سالن برای مدتی کنار میرود. البته تجربهٔ سینمایی جایگزین کامل کنسرت نیست: صدای جمعیت و حضور فیزیکی دیگر هواداران بخشی از شور اجرای زندهاند که بهسادگی به پرده منتقل نمیشوند. بااینهمه، مقیاس تصویر و تمرکز بر جزئیات اجرا، حس مشارکت را بهخوبی برمیانگیزد.
بدن، حرکت و تصویر بلکپینک در این فیلم نهفقط بهعنوان گروهی موسیقایی، بلکه بهمثابه یک پدیدهٔ دیداری عرضه میشود. لباسها، نورپردازی، طراحی صحنه و حرکات رقص، همگی در ساختن هویتی مشخص نقش دارند: ترکیبی از جسارت، ظرافت و نمایش حسابشده. دوربین با تأکید بر این عناصر، جذابیت بصری اجرا را برجسته میکند؛ گاه آنقدر که تصویر به بخشی از موسیقی بدل میشود و حرکتها مانند ضربآهنگ دیگری در کنار ملودی عمل میکنند.
« همین ویژگی توضیح میدهد که چرا فیلم برای کسانی که امکان حضور در کنسرت را نداشتهاند، جذابیت ویژهای دارد. »
شخصیتها و اجرا
این تمرکز با منطق پاپ معاصر سازگار است؛ در آن، اجرا صرفاً خواندن ترانه نیست، بلکه مجموعهای از صدا، بدن، لباس و نور است. فیلم در ثبت این مجموعه موفق است، اما گاهی زیباییشناسی صیقلیاش فرصت مکث یا نگاه غیرمنتظره را از تماشاگر میگیرد. همهچیز در خدمت ارائهٔ تصویری پرزرقوبرق و منسجم قرار دارد و کمتر لحظهای دیده میشود که این تصویر را به پرسش بکشد یا از قالب معمول فیلمهای کنسرتی فراتر ببرد.
صمیمیتهای کوتاه و مرزهای مستند در میان اجراها، گفتوگوها و بخشهای شخصی اعضا قرار گرفتهاند؛ لحظههایی که قرار است چهرهای نزدیکتر و انسانیتر از گروه نشان دهند. اشاره به سالهای فعالیت، سپاسگزاری از طرفداران و مرور خاطرات، به مناسبت سالگرد بار عاطفی میبخشد. این بخشها در بهترین لحظات، فاصلهٔ میان ستاره و مخاطب را اندکی کاهش میدهند و روشن میکنند که رابطهٔ گروه با هواداران، جزئی حاشیهای از موفقیتش نیست، بلکه یکی از عناصر اصلی آن است.
بااینحال، این صمیمیت اغلب کوتاه و کنترلشده باقی میماند. گفتوگوها بیشتر به بیان احساسات کلی و پیامهای قدردانی گرایش دارند تا بررسی تجربههای پیچیدهتر یا ناشناخته. در نتیجه، فیلم گاهی به جای آنکه دریچهای تازه به شخصیت اعضا بگشاید، تصویری آشنا را دوباره تأیید میکند. برای مخاطبی که صرفاً میخواهد دیداری نزدیکتر با گروه داشته باشد، همین اندازه ممکن است کافی باشد؛ اما تماشاگر مشتاق به پشتصحنهٔ واقعیتر و گفتوگویی عمیقتر، احتمالاً از کمبود جزئیات تازه ناامید میشود.
« اشاره به سالهای فعالیت، سپاسگزاری از طرفداران و مرور خاطرات، به مناسبت سالگرد بار عاطفی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و مسئلهٔ تکرار ساختار فیلم بیشتر بر کنار هم نشاندن اجراها، تصاویر آرشیوی و گفتوگوها تکیه دارد تا بر یک مسیر روایی روشن. این شیوه به اثر امکان میدهد میان لحظات پرتحرک و بخشهای آرامتر نوسان کند، اما پیوند میان اجزا همیشه محکم نیست. گاهی بخشها چنان سریع از یکدیگر فاصله میگیرند که فیلم به مجموعهای از قطعات خوشساخت اما نهچندان مرتبط شباهت پیدا میکند.
این پراکندگی بهویژه در جایی آشکار میشود که تصاویر اجرا و سخنان اعضا بهجای آنکه یکدیگر را گسترش دهند، صرفاً پشت سر هم قرار میگیرند. مسئلهٔ مهمتر، سهم محتوای آشناست. بخشی از فیلم به بازنمایی اجراهایی اختصاص دارد که طرفداران ممکن است پیشتر دیده باشند. تماشای دوبارهٔ آنها روی پردهٔ بزرگ همچنان میتواند لذتبخش باشد، اما خودِ بازنمایی لزوماً تجربهای تازه نمیسازد.
فیلم در استفاده از مواد موجود، بیشتر بر جذابیت ذاتی گروه تکیه میکند تا بر ایدهای سینمایی که این تصاویر را به معنایی تازه پیوند دهد. اگر بخشهای نادیده و پشتصحنه سهم پررنگتری داشتند، توازن میان خاطره و کشف میتوانست غنیتر شود. فیلمی برای هواداران، نه برای همه ارزش تجربهٔ «BLACKPINK: The Movie» بهشدت به نسبت تماشاگر با گروه وابسته است.
« بخشی از فیلم به بازنمایی اجراهایی اختصاص دارد که طرفداران ممکن است پیشتر دیده باشند. »
قوتها و کاستیها
برای بلینکها، فیلم میتواند هم جشن خاطرهها باشد و هم فرصتی برای شنیدن دوبارهٔ ترانهها در فضایی جمعی و بزرگمقیاس. حتی کسانی که برخی اجراها را پیشتر دیدهاند، ممکن است از دیدن آنها با کیفیت تصویری سینمایی لذت ببرند. شور جمعی سالن نیز میتواند به بخشی از خودِ اثر بدل شود؛ تجربهای که در تماشای خانگی بهسادگی بازسازی نمیشود.
اما برای مخاطبی که با موسیقی و جهان گروه آشنایی چندانی ندارد، فیلم احتمالاً کمتر قانعکننده خواهد بود. اثر کمتر میکوشد زمینهای گسترده فراهم کند یا مسیر هنری بلکپینک را برای تازهواردان توضیح دهد. انرژی و جلوهٔ بصری اجراها ممکن است همچنان سرگرمکننده باشد، اما خلأ روایی و تکرار بعضی مواد، بیش از پیش به چشم میآید.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد هوادار باشد، ولی پاداش اصلیاش را به کسانی میدهد که از پیش با گروه پیوندی عاطفی دارند. جمعبندی «BLACKPINK: The Movie» در مقام فیلم کنسرت، اثری سرزنده و دیدنی است که از تواناییهای اجرایی گروه و ظرفیت پردهٔ بزرگ بهره میگیرد. اجراها پرانرژیاند، تصویرپردازی و لباسها جذابیت بصری دارند و لحظههای شخصی، گرمایی احساسی به جشن سالگرد میافزایند.
« حتی کسانی که برخی اجراها را پیشتر دیدهاند، ممکن است از دیدن آنها با کیفیت تصویری سینمایی لذت ببرند. »
جمعبندی
بااینحال، فیلم در مقام مستند تحلیلی یا روایتی جامع از گروه، به اندازهٔ کافی پیش نمیرود: گفتوگوها اغلب حرف تازهای نمیگشایند، بخشهایی از محتوا تکراریاند و تدوین همیشه میان اجزا پیوندی معنادار برقرار نمیکند. حاصل کار، یادبودی خوشساخت اما محافظهکارانه است؛ فیلمی که بیشتر میخواهد مخاطب را به شور کنسرت بازگرداند تا آنکه تصویری تازه و پیچیده از چهار عضو گروه عرضه کند.
برای هواداران، همین شور و حس نزدیکی میتواند کافی و حتی بسیار لذتبخش باشد. برای دیگران، جذابیت اصلی در موسیقی و جلوهٔ زندهٔ اجراهاست، نه در کشف روایتی تازه دربارهٔ بلکپینک.
« برای هواداران، همین شور و حس نزدیکی میتواند کافی و حتی بسیار لذتبخش باشد. »



ثبت دیدگاه