نقد و بررسی
نقد Starter for 10 | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سالهای جوانی «Starter for 10» کمدیدرامی بریتانیایی به کارگردانی تام وان است که ما را به سال ۱۹۸۵ و نخستین سال دانشگاه برایان جکسون میبرد؛ جوانی از خانوادهای کمدرآمد که از کودکی مجذوب دانش و مسابقهٔ تلویزیونی «چالش دانشگاهی» بوده است. ورود او به دانشگاه بریستول، در نگاه نخست، وعدهٔ آغاز فصل تازهای از زندگی را میدهد: فرصت آموختن، یافتن دوستان تازه و نزدیکشدن به رؤیایی که سالها در ذهن داشته.
اما فیلم بهجای آنکه مسیر موفقیت را به شکل روایتی ساده و پیروزمندانه ترسیم کند، برایان را در میان آرزوهای بزرگ، تردیدهای کوچک، شیفتگیهای عاشقانه و تصمیمهایی قرار میدهد که همیشه سنجیده نیستند. عنوان فیلم، برگرفته از عبارت آغازین مسابقه و اشاره به پرسشی است که ده امتیاز دارد، بهخوبی با جهان داستان پیوند میخورد.
برایان به دنبال پاسخهایی قطعی است؛ گویی اگر اطلاعات کافی جمع کند، میتواند جهان را مهار کند. بااینحال، زندگی دانشگاهی به پرسشهای چندگزینهای محدود نمیشود و پاسخ درست همیشه از میان گزینههای روشن پیدا نمیشود. فیلم از همین فاصله میان دانستن و فهمیدن، میان انباشت اطلاعات و بلوغ عاطفی، مصالح اصلی خود را میسازد.
روایتی دربارهٔ جاهطلبی و ناپختگی برایان شخصیتی است که میل به پیشرفت در او با ناامنی و نیاز به پذیرفتهشدن درهم آمیخته است. او میخواهد در محیط تازهٔ دانشگاه جایگاهی برای خود پیدا کند و عضویت در تیم مسابقه برایش چیزی بیش از یک سرگرمی است: راهی برای اثبات تواناییهایش و نزدیکشدن به تصویری که از آیندهٔ مطلوب خود ساخته است.
« برایان به دنبال پاسخهایی قطعی است؛ گویی اگر اطلاعات کافی جمع کند، میتواند جهان را مهار کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انگیزه، او را دوستداشتنی و در عین حال گاهی دشوار میکند. برایان باهوش است، اما هوش بهتنهایی از او انسانی پخته نمیسازد؛ او بارها از درک پیامدهای رفتار خود بازمیماند و میان میل لحظهای و مسئولیت در قبال دیگران، انتخابهایی میکند که میتوانند تماشاگر را کلافه کنند. این وجه از شخصیتپردازی، یکی از صادقانهترین جنبههای فیلم است.
روایت نمیکوشد برایان را به قهرمانی بینقص بدل کند. او در بسیاری از موقعیتها خودمحور، خام و گرفتار خیالپردازیهای نوجوانانه است؛ اما فیلم نیز او را بهسادگی محکوم نمیکند. اشتباههایش بخشی از روند رشد او هستند، هرچند این رشد همیشه با سرعت یا ظرافتی یکسان پیش نمیرود. تماشاگر ممکن است از بعضی تصمیمهای او برنجد، اما همین واکنش نشان میدهد که فیلم شخصیت اصلی را نه بهعنوان الگویی بیعیب، بلکه بهعنوان جوانی در حال شکلگیری عرضه میکند.
مثلث عاطفی و مسئلهٔ انتخاب رابطههای عاطفی در فیلم، موتور اصلی بخش رمانتیک داستاناند. آلیس، با جذابیت و روحیهٔ ماجراجویانهاش، برایان را به سوی تصویری پرزرقوبرق از زندگی میکشاند؛ ربکا، در سوی دیگر، باهوش، سیاسی و از نظر فکری جدیتر است. تفاوت این دو زن فقط در سلیقه یا ظاهر خلاصه نمیشود؛ هر یک راهی متفاوت برای نزدیکشدن به زندگی و جهان پیرامون خود پیش میگذارند.
برایان، بااینحال، بیش از آنکه در آغاز رابطهها را با دقت بشناسد، گرفتار تصوراتی است که از آنها ساخته است. از همینجا، فیلم به تناقضی انسانی میرسد: برایان میخواهد دوست داشته شود، اما همیشه آمادهٔ دیدن و شنیدن دیگری نیست. او گاهی احساسات ربکا را نادیده میگیرد و در برابر آلیس نیز بیشتر مجذوب هیجان و تصویر ذهنی خود است تا شناختی عمیق.
« همین انگیزه، او را دوستداشتنی و در عین حال گاهی دشوار میکند. »
شخصیتها و اجرا
این الگو، زمینهٔ طنز و ناراحتی را همزمان فراهم میکند. بااینهمه، خط عاشقانهٔ فیلم از تازگی چندانی برخوردار نیست و بسیاری از موقعیتهایش برای تماشاگر آشنا به نظر میرسند. حتی وقتی اجرای بازیگران به صحنهها جان میدهد، مسیر کلی این بخش چندان دور از انتظار نیست. بازیها و جذابیت گروه بازیگری جیمز مکآووی مرکز ثقل فیلم است.
او برایان را با ترکیبی از شور، دستپاچگی و خودآگاهیِ ناکامل بازی میکند؛ جوانی که میکوشد باهوش و مطمئن به نظر برسد، اما بارها از رفتارش پیداست که هنوز نمیداند با احساسات و موقعیتهای تازه چگونه روبهرو شود. اجرای مکآووی، نقش را از تیپِ دانشجوی خجالتی و کتابخوان فراتر میبرد و برایان را به شخصیتی پرجنبوجوش، گاه دلنشین و گاه آزاردهنده تبدیل میکند.
در لحظههای کمدی، بازی او بهویژه از تواناییاش در نمایش فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس ظاهری و آشفتگی درونی بهره میگیرد. بازیگران مکمل نیز به شکلگیری فضای فیلم کمک میکنند. ربکا هال به ربکا استقلال و تیزهوشی میبخشد و اجازه نمیدهد نقش او صرفاً به جایگاه یکی از دو سوی یک مثلث عاطفی فروکاسته شود.
آلیس ایو نیز با حضوری گیرا، جذابیت اجتماعی شخصیت آلیس را برجسته میکند. بنجامین کامبربچ در نقش کاپیتان جدی و مقرراتمدار تیم، نقطهٔ مقابل آشفتگی برایان است و همین تضاد، موقعیتهای کمیک خوشساختی پدید میآورد. حضور این بازیگران، حتی در جاهایی که فیلمنامه به مسیرهای آشنا بازمیگردد، به فیلم کیفیتی زندهتر میدهد.
« این الگو، زمینهٔ طنز و ناراحتی را همزمان فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و بازسازی فضای دههٔ هشتاد موسیقی متن از برجستهترین امتیازهای «Starter for 10» است. قطعات گروههایی چون The Cure و The Smiths، همراه با آثار دیگر آن دوره، نهفقط پسزمینهای خوشآهنگ برای تصاویر میسازند، بلکه به تجربهٔ نسلی فیلم نیز شکل میدهند. موسیقی، شور جوانی، میل به تعلق و نوعی اندوه پنهان را به فضای داستان تزریق میکند؛ گاهی حتی حسی را منتقل میکند که خود گفتوگوها یا موقعیتها بهتنهایی از پس آن برنمیآیند.
این حضور پررنگ میتواند برای دوستداران موسیقی آن دوره جذاب باشد و حالوهوایی نوستالژیک به فیلم ببخشد. در عین حال، اتکای فراوان فیلم به موسیقی برای القای دورهٔ تاریخی، گاه پرسشی دربارهٔ ظرافت بازسازی فضا پیش میکشد. شنیدن ترانههای شاخص، بهتنهایی برای جانبخشیدن به یک دهه کافی نیست؛ جزئیات محیط، پوشش، رفتار اجتماعی و بافت روزمره نیز باید در کنار موسیقی کار کنند.
فیلم در مجموع از طریق آهنگها و نشانههای فرهنگی، تصویری خوشایند از دههٔ هشتاد میسازد، اما این تصویر بیشتر بر حس و خاطره تکیه دارد تا بازآفرینی موشکافانهٔ تاریخی. موسیقی گاهی چنان به چشم میآید که انگار بار عاطفی صحنه را به دوش میکشد؛ بااینحال، همین ویژگی از لذت تماشای فیلم نمیکاهد و برای بسیاری از مخاطبان به یکی از دلایل اصلی جذابیت آن تبدیل میشود.
ریتم، لحن و لحظههای ناهماهنگ لحن فیلم میان کمدی رمانتیک، داستان بلوغ و درام دانشگاهی حرکت میکند. این ترکیب در بهترین لحظهها تعادلی دلپذیر میسازد: شوخیها از موقعیتهای آشنای جوانی برمیآیند و در کنار آنها، نگرانیهای مربوط به هویت، جایگاه اجتماعی و پذیرفتهشدن حضور دارند. دانشگاه در این روایت فضایی صرفاً آرمانی نیست؛ محیطی است که در آن تفاوت طبقاتی، سلیقههای سیاسی و رقابت برای دیدهشدن، در کنار تجربههای تازه قرار میگیرند.
« موسیقی و بازسازی فضای دههٔ هشتاد موسیقی متن از برجستهترین امتیازهای «Starter for 10» است. »
قوتها و کاستیها
همین آمیختگی است که داستان را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد، بیآنکه فیلم به تحلیل اجتماعی عمیقی دست یابد. ضعف اصلی در اجرا، نوسان ریتم است. بعضی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند و پیش از آنکه معنای تازهای به شخصیت یا داستان اضافه کنند، مکث میکنند. در چنین لحظههایی، انرژی فیلم افت میکند و تماشاگر ممکن است احساس کند روایت درجا میزند.
برخی موقعیتهای خجالتآور نیز بیش از آنکه به طنز مؤثر بینجامند، بر ناپختگی برایان تأکید دوباره میکنند. این انتخابها گاهی جذاباند، اما تکرارشان باعث میشود فاصلهٔ میان همدلی با شخصیت و کلافگی از او باریکتر شود. فیلم در لحظههای پرتحرک و جمعی جان میگیرد، اما در پیوند دادن بخشهای مختلف داستان همیشه به همان اندازه روان نیست.
جایگاه فیلم در روایت بلوغ «Starter for 10» بیش از آنکه دربارهٔ پیروزی در یک مسابقه باشد، دربارهٔ دشواریِ رشدکردن است. مسابقهٔ تلویزیونی چارچوبی روشن و سرگرمکننده برای روایت فراهم میکند، اما پرسشهای مهمتر فیلم بیرون از آن شکل میگیرند: آیا دانش میتواند جای تجربه را بگیرد؟ آیا آرزوی تعلق داشتن، انسان را به شناخت دیگران نزدیک میکند یا فقط او را وادار میسازد نقش دلخواه خود را بازی کند؟
فیلم پاسخهایی پیچیده و فلسفی عرضه نمیکند، اما همین پرسشها در پشت شوخیها و آشفتگیهای سال نخست دانشگاه حضور دارند. به همین دلیل، اثر بیش از آنکه تجربهای ماندگار و تکاندهنده باشد، تماشایی گرم و خوشگذران است. مخاطبی که در پی روایتی کاملاً تازه یا دگرگونکننده باشد، احتمالاً با قصهای آشنا و گاه پیشبینیپذیر روبهرو میشود؛ اما کسی که از داستانهای جوانی، موسیقی نوستالژیک و شخصیتهای ناقص اما زنده لذت میبرد، میتواند با آن همراه شود.
« همین آمیختگی است که داستان را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد، بیآنکه فیلم به تحلیل اجتماعی عمیقی دست یابد. »
جمعبندی
فیلم بهترین کار خود را زمانی انجام میدهد که به جای اعلام درسهای بزرگ، اجازه میدهد دستپاچگی و خطاهای برایان خودشان از فاصلهٔ میان آرزو و بلوغ سخن بگویند. جمعبندی «Starter for 10» فیلمی دلنشین با موسیقی بهیادماندنی، بازی محوریِ جذاب جیمز مکآووی و فضایی گرم از نخستین سال دانشگاه است.
روایت آن دربارهٔ دانشجویی است که تصور میکند اگر به اندازهٔ کافی بداند و برای هدفش بجنگد، میتواند زندگی را به شکلی منظم پیش ببرد؛ اما رابطهها و انتخابهایش نشان میدهند که رشد عاطفی، برخلاف مسابقه، با پاسخهای کوتاه و روشن به دست نمیآید. ضعفهایی چون ریتم نامتوازن، قصهٔ عاشقانهٔ آشنا و لحظههایی که رفتار برایان را بیش از حد آزاردهنده میکنند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً متمایز بدل شود.
بااینحال، گرمای فضای دانشگاهی، موسیقی پرانرژی و بازیهای دوستداشتنی آن
« بااینحال، گرمای فضای دانشگاهی، موسیقی پرانرژی و بازیهای دوستداشتنی آن »



ثبت دیدگاه