نقد و بررسی
نقد وزنه بردار افسانه ای (Weightlifting Fairy Kim Bok-joo) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی دربارهٔ بزرگشدن، نه فقط عاشقشدن «Weightlifting Fairy Kim Bok-joo» در ظاهر قصهای عاشقانه میان دو ورزشکار جوان است؛ اما نیروی اصلی آن از کنار هم نشاندن عشق، دوستی و دشواریِ ساختن هویت شخصی میآید. کیم بوکجو وزنهبرداری مستعد و پرانرژی است که مسیر زندگیاش را با هدفی روشن دنبال میکند.
بازگشت جون جونهیونگ، شناگری که از کودکی میشناسد، این مسیر را به رابطهای تازه پیوند میزند. طرح آشنای دوستانی که به عشقی آرام و تدریجی میرسند، در اینجا بهانهای است برای پرداختن به پرسشهایی ساده اما مهم: چگونه میتوان با بدن و تواناییهای خود آشتی کرد؟ چگونه میشود از دیگری حمایت کرد، بیآنکه رؤیای خود را کنار گذاشت؟
عاشقانهای که با رفاقت جان میگیرد امتیاز عاطفی رابطهٔ بوکجو و جونهیونگ در آن است که سریال برای شکلگیری آن شتاب نمیکند. نزدیکیشان از شوخی، آشنایی قدیمی و همراهیهای روزمره آغاز میشود؛ سپس، کمکم، صمیمیتی پدید میآید که پیش از آنکه نام عشق بگیرد، در رفتارهای کوچک دیده میشود.
« کیم بوکجو وزنهبرداری مستعد و پرانرژی است که مسیر زندگیاش را با هدفی روشن دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها همواره سخنان بزرگ و اعترافهای پرشور بر زبان نمیآورند؛ گاهی یک نگاه، همراهی در لحظهای دشوار یا توجهی ساده، بیش از گفتوگوی مفصل احساس را منتقل میکند. این تدریج، رابطه را باورپذیر میسازد. جونهیونگ در نقش کسی ظاهر نمیشود که با چند حرکت نمایشی دل بوکجو را میرباید؛ جذابیت او بیشتر در حضور مداوم و تواناییاش برای دیدن سوی آسیبپذیر دوست قدیمیاش است.
بوکجو نیز صرفاً موضوع علاقهٔ او نیست: خواستهها، تردیدها و تصمیمهای خودش را دارد. همین توازن سبب میشود عشق میان آن دو نه راهحلی جادویی برای مشکلات، بلکه بخشی از فرایند رشدشان باشد. بوکجو و مسئلهٔ تصویر بدن یکی از محورهای متمایز سریال، قرار دادن یک قهرمان زن در مرکز داستانی است که بدنش در درجهٔ نخست برای توان، مهارت و ورزش معنا پیدا میکند.
بوکجو قرار نیست مطابق الگوی رایج قهرمانان رمانتیک، ظریف و همیشه آراسته باشد. قدرت جسمانیاش در کار و رؤیای ورزشی او ریشه دارد و بخشی جداییناپذیر از شخصیتش است. سریال از این راه میکوشد ارزش را از ظاهر جدا کند و نشان دهد که عزتنفس میتواند در پذیرش تواناییها و ویژگیهای فردی شکل بگیرد.
« بوکجو نیز صرفاً موضوع علاقهٔ او نیست: خواستهها، تردیدها و تصمیمهای خودش را دارد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، این پیام همیشه بیتناقض پیش نمیرود. گاه پرداخت تصویری بوکجو و تأکید بر دلرباییاش، با ایدهٔ پذیرش تفاوتهای ظاهری کاملاً همجهت نیست؛ گویی سریال در کنار دعوت به خودپذیری، برای دوستداشتنیبودن او نیز به معیارهای آشنای زیبایی تکیه میکند. این دوگانگی از ارزش تلاشش نمیکاهد، اما نشان میدهد که اثر در گسستن کامل از قراردادهای ژانر رمانتیک موفق نیست.
حاصل، تصویری دلگرمکننده اما نه یکسره رها از کلیشههاست. ورزش؛ انضباط، فشار و رؤیا ورزش در این مجموعه فقط پسزمینهای رنگارنگ برای عاشقانه نیست. تمرینهای سخت، رقابت، فشار مربیان و ترس از ناکامی، بخشی از زندگی روزمرهٔ شخصیتها را میسازند. سریال بهجای آنکه ورزشکاربودن را با پیروزیهای پیاپی تعریف کند، بر بهای این مسیر نیز مکث میکند: خستگی، تردید، آسیبپذیری و نیاز به ادامهدادن، حتی زمانی که نتیجه تضمینشده نیست.
این بُعد به رابطهٔ شخصیتها عمق میدهد. هرکدام باید با دشواریهای مخصوص رشته و گذشتهٔ خود روبهرو شوند و در عین حال، راهی برای پشتیبانی از دیگران پیدا کنند. دوستیهای میان ورزشکاران نیز از همین زمینه نیرو میگیرد؛ همراهی در تمرین و رقابت، رابطههایی میسازد که فقط به شوخی و سرگرمی محدود نمیمانند.
« بااینهمه، این پیام همیشه بیتناقض پیش نمیرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی سریال در ترسیم جزئیات ورزشی به اندازهٔ کافی ژرف نمیشود، اما اهمیت رؤیاها را برای جوانانی که در آستانهٔ بزرگسالیاند بهخوبی حفظ میکند. بازیها و شخصیتهای پیرامونی بازی لی سونگکیونگ در نقش بوکجو، سرزندگی و نیروی بدنی شخصیت را با لحظههایی از شرم، دودلی و حساسیت همراه میکند.
این ترکیب مانع میشود بوکجو به قهرمانی تکبُعدی تبدیل شود: او میتواند پرجنبوجوش و خندهدار باشد، اما همزمان از دیدهشدن یا پذیرفتهنشدن نیز نگران بماند. نام جوهیوک نیز برای جونهیونگ لحنی بازیگوش و گاه آسیبپذیر میآفریند؛ حضوری که در صحنههای مشترک با بوکجو، بهویژه به لطف مکثها و واکنشهای کوچک، به رابطه گرما میبخشد.
شخصیتهای فرعی نیز به ساختن فضای جمعی سریال کمک میکنند. دوستان بوکجو، همتیمیها و خانواده، جهان او را از محدودهٔ عشق بیرون میآورند و به آن بافتی اجتماعی میدهند. شوخیها و لحظههای پرانرژی این گروه، نیروی اصلی حالوهوای دلنشین مجموعهاند؛ در عین حال، برخی شخصیتهای فرعی گاهی کارکردی بیش از آنکه مستقل و کامل باشد، در خدمت پیشبرد ماجرای دیگران پیدا میکنند.
« شخصیتهای فرعی نیز به ساختن فضای جمعی سریال کمک میکنند. »
قوتها و کاستیها
طنز و گرمای روزمره طنز سریال بیشتر از برخورد شخصیتها و موقعیتهای روزمره برمیخیزد تا از شوخیهای پیچیده یا هجوآمیز. شرارت دوستانه، دستپاچگیهای عاطفی و تضاد میان اعتمادبهنفس ورزشی و خجالت عاشقانه، لحظههایی میسازند که سبک و سرزندهاند، بیآنکه پیوسته به لودگی برسند. همین لحن گرم، سبب میشود تماشاگر به جمع شخصیتها احساس نزدیکی کند و فضای دانشگاه و تمرینگاه برایش به محیطی آشنا بدل شود.
بااینحال، این سبک در سراسر مجموعه یکدست نیست. بعضی شوخیها بیش از اندازه کش مییابند و برخی موقعیتها چند بار با تغییر اندک تکرار میشوند. تکیه بر شیرینی و شادابی گاه جای پیشروی دراماتیک را میگیرد؛ بنابراین تماشاگرانی که انتظار روایتی فشرده و پرحادثه دارند، ممکن است بخشهایی را کمشتاب بیابند.
ریتم و پراکندگی روایت گسترش داستان در میان چند شخصیت، از یک سو به مجموعه حس زندگی و تنوع میبخشد و از سوی دیگر، تمرکز آن را متزلزل میکند. پرداخت نسبتاً طولانی به رابطهٔ قبلی یکی از شخصیتها، توجه را برای مدتی از محور اصلی دور میسازد و ضرباهنگ عاشقانهٔ مرکزی را کند میکند. این انحرافها گاهی به غنای جهان داستان میافزایند، اما همیشه به یک اندازه ضروری یا متناسب با مسیر اصلی به نظر نمیرسند.
« بااینحال، این سبک در سراسر مجموعه یکدست نیست. »
جمعبندی
از آنجا که سریال بر رشد تدریجی شخصیتها تکیه دارد، کندی آن را نمیتوان صرفاً نقص دانست؛ بخشی از لذت تماشایش در مکثها و جزئیات روزمره است. با این حال، میان تأمل و کشدارشدن مرزی وجود دارد و مجموعه در بخشهایی از این مرز عبور میکند. فشردهترشدن برخی خردهروایتها میتوانست رابطهٔ مرکزی و مضمون ورزشی را منسجمتر کند.
جمعبندی «Weightlifting Fairy Kim Bok-joo» اثری است که جذابیتش را بیش از پیچیدگی پیرنگ، از صمیمیت شخصیتها و گرمای روابطشان میگیرد. عاشقانهٔ آرام و باورپذیر، رفاقتهای پرنشاط و توجه به رؤیاهای ورزشی، مجموعهای میسازند که در بهترین لحظههایش سادهبودن را به نقطهٔ قوت بدل میکند.
کندی ریتم، پراکندگی بعضی خردهروایتها و ناهمخوانی گاهبهگاه پیام خودپذیری با تصویرپردازی شخصیت اصلی، از کاستیهای آناند؛ اما نیروی عاطفی و بازیهای دلنشین، این ضعفها را تا اندازهای جبران میکنند. نتیجه، داستانی گرم دربارهٔ عشق و ورزش نیست فقط، بلکه روایتی دربارهٔ آموختنِ پذیرش خویشتن و یافتن کسانی است که در مسیر دشوار رشد، کنار آدم میمانند.
« با این حال، میان تأمل و کشدارشدن مرزی وجود دارد و مجموعه در بخشهایی از این مرز عبور میکند. »



ثبت دیدگاه