نقد و بررسی
نقد Badrinath Ki Dulhania | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عنوان و جایگاه فیلم «Badrinath Ki Dulhania» ساختهٔ شاشانک خایتان، کمدیـرمانتیکی هندی است که رابطهای عاشقانه را در دل پرسشی اجتماعی مینشاند: آیا عشق میتواند از مرزهای تعیینشدهٔ خانواده و نقشهای جنسیتی فراتر برود، بیآنکه استقلال یکی از دو طرف قربانی شود؟ فیلم با تکیه بر قالب آشنای عاشقانهٔ عامهپسند، از همان ابتدا وعدهٔ سرگرمی، شوخی و کشمکش عاطفی میدهد؛ اما در لایهٔ زیرین میکوشد دربارهٔ اختیار زنان، انتظارهای خانوادگی و مناسبات نابرابر قدرت سخن بگوید.
نتیجه اثری است پرانرژی و خوشتماشا که بلندپروازی اجتماعیاش هم نقطهٔ قوت آن است و هم سرچشمهٔ بخشی از ناهمواریهایش. داستان عاشقانه و تضاد جهانبینیها بَدرینات بانسال جوانی از جهَنسِی است که عشق و ازدواج را در چارچوبی سنتی تصور میکند. وایدِهی تریوِدی، زنی از کوتا، در برابر چنین تصوری میایستد و برای آیندهٔ خود هدفهایی مستقل دارد.
تفاوت اصلی این دو نه در شهر و پیشینهٔ اجتماعیشان، بلکه در نگاهشان به انتخاب و اختیار است. فیلم از برخورد این دو جهانبینی موقعیتهای طنزآمیز میسازد و سپس میکوشد آنها را به بستری برای تغییر شخصیتها تبدیل کند. این تضاد در بخشهای آغازین جانمایهٔ دراماتیک روشنی دارد: بَدرینات میخواهد جهان را با معیارهای آشنای خود بفهمد، درحالیکه وایدِهی حاضر نیست آرزوهایش را به خواستهٔ دیگران تقلیل دهد.
« وایدِهی تریوِدی، زنی از کوتا، در برابر چنین تصوری میایستد و برای آیندهٔ خود هدفهایی مستقل دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاهی تفاوت دیدگاهها را بیش از آنکه از راه گفتوگو و تحول تدریجی بپروراند، به رشتهای از موقعیتهای نمایشی بدل میکند. در نتیجه، برخی برخوردها برای پیشبرد قصه کارآمدند، اما از پیچیدگی روانیای که موضوع اقتضا میکند، فاصله میگیرند. شخصیتپردازی و مسئلهٔ رضایت مهمترین چالش فیلم در پرداخت شخصیت بَدرینات پدیدار میشود.
او در آغاز، رفتارهایی کنترلگرانه و آزارگرانه دارد؛ رفتارهایی که در یک روایت واقعگرا باید با پیامدهای عاطفی و اخلاقی جدی روبهرو شوند. فیلم میخواهد مسیر او را مسیری به سوی شناخت و احترام بداند، اما در بخشهایی این رفتارها را با شوخی و جذابیت قهرمانانه نرم میکند. همین انتخاب، مرز میان نمایش یک نقص و عادیسازی آن را مبهم میسازد.
وایدِهی در برابر این لغزش، نیروی اخلاقی و فکری فیلم است. او صرفاً موضوع دلبستگی قهرمان نیست؛ خواستهها، برنامهها و معیارهای خودش را دارد و تصمیمهایش از میل به ساختن زندگیای مستقل سرچشمه میگیرند. بااینحال، شخصیتپردازی او نیز همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم بسط نمییابد. اثر از استقلال او دفاع میکند، ولی گاه برای بازگرداندن قصه به مسیر عاشقانه، به همان قراردادهایی تکیه میکند که پیشتر زیر سؤال برده است.
« شخصیتپردازی و مسئلهٔ رضایت مهمترین چالش فیلم در پرداخت شخصیت بَدرینات پدیدار میشود. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانگی، هم قابلتأمل است و هم مانع انسجام کامل فیلم. بازیها و شیمی میان بازیگران وارون داوان در نقش بَدرینات، انرژی و سرزندگی فراوانی به فیلم میآورد. بازی او در لحظههای کمدی بر زمانبندی و واکنشهای پرتحرک استوار است و به شخصیت جوانی خام و شتابزده میبخشد. او میتواند جذابیت و ناپختگی بَدرینات را همزمان نشان دهد، هرچند لحن شوخ بازیاش گاهی از جدیتی که رفتار شخصیت میطلبد میکاهد.
آلیا بات در نقش وایدِهی حضوری محکمتر و سنجیدهتر دارد. او استقلال شخصیت را بیآنکه آن را به شعار صرف تبدیل کند، در نگاهها، مکثها و واکنشهایش برجسته میسازد. هماهنگی دو بازیگر اصلی، بهویژه در صحنههایی که شوخی و تنش عاطفی در هم میآمیزند، از سرمایههای اصلی فیلم است. بازیگران مکمل نیز به فضای خانوادگی و جمعی اثر گرما میدهند، گرچه بسیاری از آنان فرصت چندانی برای فراتر رفتن از نقشهای کارکردی خود پیدا نمیکنند.
طنز، موسیقی و ریتم روایت فیلم بهواسطهٔ ریتم تند، موقعیتهای کمیک و موسیقی پررنگش، در بخش زیادی از زمان خود سرزنده باقی میماند. طنز اغلب از تفاوت شخصیتها و تضاد میان خواستههای فردی و انتظارهای اجتماعی برمیخیزد؛ بنابراین فقط آرایهای برای سبککردن فضا نیست و گاه به شناخت بهتر شخصیتها کمک میکند.
« این دوگانگی، هم قابلتأمل است و هم مانع انسجام کامل فیلم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی نیز در ساختن حالوهوای رمانتیک و پرشور فیلم نقش دارد و به آن کیفیتی آشنا و محبوب در سنت کمدیـرمانتیک هندی میبخشد. بااینهمه، طول فیلم و گسترش قصه در نیمهٔ دوم، به افت ریتم میانجامد. برخی موقعیتها بیش از اندازه کش پیدا میکنند و کشمکشهایی که میتوانستند فشردهتر و اثرگذارتر باشند، در تکرار یا توضیح اضافی فرومیروند.
فیلم در لحظههایی که باید به پیامدهای جدی انتخابها بپردازد، میان درام اجتماعی و سرگرمی سبکبالانه معلق میماند؛ نه همیشه آنقدر جدی میشود که مسئله را عمیق کند و نه همواره آنقدر موجز میماند که شتاب کمدیاش حفظ شود. مضمون اجتماعی و محدودیتهای آن موضوع استقلال زنان و نقشهای جنسیتی، ظرفیت اصلی فیلم برای فراتر رفتن از یک عاشقانهٔ معمولی است.
اثر نشان میدهد که فشارهای اجتماعی فقط در قالب فرمانهای آشکار ظاهر نمیشوند؛ گاه در عادتها، تصمیمهای خانوادگی و تعریف محدود از آیندهٔ زنان ریشه دارند. طرح این مضمون در قالبی سرگرمکننده میتواند دسترسی مخاطبان گستردهتری به آن فراهم کند و فیلم نیز در بهترین لحظاتش از همین امکان بهره میبرد.
« بااینهمه، طول فیلم و گسترش قصه در نیمهٔ دوم، به افت ریتم میانجامد. »
قوتها و کاستیها
اما پرداخت اجتماعی فیلم یکنواخت نیست. مسائل مهم گاهی با شتاب وارد روایت میشوند و پیش از آنکه از زاویههای گوناگون بررسی شوند، به بخشی از کشمکش عاشقانه تبدیل میگردند. در چنین لحظاتی، پیچیدگی تجربهٔ زنان و پیامدهای رفتارهای مردانه بیش از اندازه سادهسازی میشود. فیلم قصد دارد تغییری اخلاقی را به نمایش بگذارد، ولی میان نقد مردسالاری و حفظ جذابیت قهرمان مرد همیشه توازن برقرار نمیکند.
این ناهماهنگی بهویژه زمانی اهمیت مییابد که شوخی، رفتار آزارگرانه را کمخطر یا دوستداشتنی جلوه میدهد. کارگردانی و هویت بصری شاشانک خایتان جهان فیلم را با رنگوبویی پرتحرک و عامهپسند سامان میدهد. فضاهای شهری و خانوادگی در خدمت تضاد میان سنت و خواستههای فردی قرار میگیرند و فیلم از قراردادهای آشنای ژانر برای حفظ پیوند با تماشاگر بهره میگیرد.
کارگردانی در صحنههای کمدی و عاشقانه روان و مطمئن است؛ اما وقتی روایت به مسائل سنگینتر نزدیک میشود، گذار میان لحنها همیشه نرم و طبیعی نیست. این فاصلهٔ لحنی، ویژگی تعیینکنندهٔ اثر است. فیلم میخواهد هم کمدیای دلنشین باشد و هم موضعی روشن دربارهٔ برابری و اختیار داشته باشد. گاه این دو هدف بهخوبی در کنار هم قرار میگیرند، اما گاه یکی دیگری را خنثی میکند: شوخی، تلخی موضوع را میپوشاند یا تأکید اجتماعی، ظرافت کمدی را از میان میبرد.
« در چنین لحظاتی، پیچیدگی تجربهٔ زنان و پیامدهای رفتارهای مردانه بیش از اندازه سادهسازی میشود. »
جمعبندی
با وجود این، فیلم از نظر اجرایی هویتی روشن دارد و میداند چگونه انرژی صحنهها را حفظ کند، حتی اگر در ساماندادن تمام لایههای مضمونی خود موفق نباشد. جمعبندی «Badrinath Ki Dulhania» اثری خوشانرژی و سرگرمکننده است که جذابیت اصلیاش را از شیمی بازیگران، طنز موقعیت و طرح پرسشهایی دربارهٔ استقلال زنان و قدرت سنتهای خانوادگی میگیرد.
فیلم در بهترین لحظات، عاشقانه را به رابطهای میان دو فرد با خواستههای مستقل تبدیل میکند؛ اما در لحظات ضعیفتر، با شتابزدگی روایی و نرمکردن رفتارهای آزارگرانه، از جسارت مضمون خود عقب مینشیند. نیمهٔ دوم طولانیتر از نیاز داستان است و نگاه اجتماعی اثر نیز به اندازهٔ ظرفیت موضوع، پیوسته و عمیق نمیماند.
بااینحال، همین کشمکش میان سرگرمی و نقد اجتماعی سبب میشود فیلم پس از پایان نیز پرسشی مهم برجای بگذارد: آیا عشق، بدون پذیرش آزادی و اختیار طرف مقابل، واقعاً میتواند به رابطهای برابر تبدیل شود؟
« نیمهٔ دوم طولانیتر از نیاز داستان است و نگاه اجتماعی اثر نیز به اندازهٔ ظرفیت موضوع، پیوسته و عمیق نمیماند. »



ثبت دیدگاه