نقد و بررسی
نقد The Odd Couple II | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت دو ناسازگار «The Odd Couple II» دنبالهای است که بیش از آنکه بخواهد جهان تازهای برای شخصیتهایش بسازد، لذت بازگشت به یک زوج آشنا را پیش میکشد: اسکار مدیسونِ بیقید و فلیکس آنگرِ وسواسی. سالها پس از جدایی، آن دو در فرودگاه لسآنجلس یکدیگر را میبینند و برای رسیدن به مراسم ازدواج فرزندانشان، راهی سفری جادهای میشوند.
همین موقعیت ساده، چارچوبی برای رویارویی دوبارهٔ دو منش متضاد فراهم میکند؛ یکی بینظم و تندزبان، دیگری حساس و مقید به جزئیات. فیلم در آغاز به این امید تکیه دارد که تماشاگر، پیش از هر چیز، از دیدن دوبارهٔ این دو لذت ببرد. این امید در لحظههایی نتیجه میدهد، اما بهتنهایی برای ساختن دنبالهای همسنگ اثر نخست کافی نیست.
کمدیِ شخصیتمحور هستهٔ کمدی فیلم نه در پیچیدگی پیرنگ، بلکه در برخورد اسکار و فلیکس شکل میگیرد. اسکار با بیاعتنایی به نظم و قواعد، هر موقعیت را به فرصتی برای طعنه بدل میکند؛ فلیکس نیز با حساسیت، دقت و واکنشهای گاه افراطیاش ناخواسته سوخت این شوخیها میشود. در بهترین لحظهها، خنده از همین اختلاف بنیادین برمیخیزد: دو نفر که حتی در سادهترین تصمیمها هم زبان مشترکی ندارند، ناچارند ساعتها در فضای محدود خودرو کنار هم بمانند.
« فیلم در آغاز به این امید تکیه دارد که تماشاگر، پیش از هر چیز، از دیدن دوبارهٔ این دو لذت ببرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقابل هنوز ظرفیت کمیک دارد، بهخصوص وقتی اسکار با بداههگویی و بیخیالیاش صحنه را تصاحب میکند. اما فیلم گاهی به جای آنکه از تفاوت شخصیتها موقعیتی تازه بسازد، صرفاً همان تضادهای شناختهشده را دوباره عرضه میکند. در نتیجه، برخی شوخیها پیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، قابلپیشبینیاند؛ تماشاگر میداند فلیکس از چه چیزی خواهد رنجید و اسکار چگونه آن رنجش را دستمایهٔ کنایه قرار خواهد داد.
بازیگری و شیمی دو بازیگر نقطهٔ قوت اصلی فیلم، حضور Jack Lemmon و Walter Matthau است. هماهنگی میان آنها حاصل صرفاً اجرای چند شوخی نیست؛ نوعی آشنایی و ریتم مشترک در نگاهها، مکثها و پاسخهایشان دیده میشود. Lemmon فلیکس را با ظرافتی عصبی و گاه آسیبپذیر بازی میکند و Matthau در نقش اسکار، با خونسردی و بدبینیِ بازیگوشانه، نیروی مخالف او را میسازد.
همین تفاوت در شیوهٔ اجرا باعث میشود حتی گفتوگوهای معمولی نیز گاهی جانی بیش از آنچه در متن دارند پیدا کنند. با این حال، بازیگران نمیتوانند همیشه خلأهای فیلمنامه را جبران کنند. هرگاه صحنه بر حضور و واکنش آن دو تکیه دارد، فیلم جان میگیرد؛ اما وقتی از آنها خواسته میشود صرفاً از یک دردسر داستانی به دردسر بعدی بروند، انرژی اجرا نیز فروکش میکند.
« این تقابل هنوز ظرفیت کمیک دارد، بهخصوص وقتی اسکار با بداههگویی و بیخیالیاش صحنه را تصاحب میکند. »
شخصیتها و اجرا
تماشای دو بازیگر در کنار هم همچنان دلنشین است، ولی این دلنشینی بیشتر به سرمایهٔ دیرپای همکاری آنها وابسته است تا به کشفی تازه در شخصیتپردازی. سفر جادهای؛ فرصت و بهانه ساختار سفر جادهای بهخوبی با ایدهٔ زوج ناسازگار جور درمیآید. راه، خودرو و ضرورت رسیدن به مقصد، شخصیتها را در کنار یکدیگر نگه میدارد و اجازه نمیدهد اختلافشان بهسادگی پایان یابد.
هر توقف و مانع میتواند فشار تازهای بر رابطهشان وارد کند و زمینهٔ شوخی بسازد. از این نظر، فیلم ریتمی سبک و خوشگذران دارد و پیدرپی موقعیتهایی فراهم میکند که در آنها نظمطلبی فلیکس و بیمبالاتی اسکار با واقعیت بیرونی برخورد میکند. مشکل آنجاست که سفر بیش از آنکه مسیر تحول باشد، بهانهای برای کنار هم قرار دادن دو شخصیت به نظر میرسد.
دردسرها پشت سر هم میآیند، اما همیشه از دل انتخابها یا تغییرات درونی شخصیتها زاده نمیشوند. بنابراین، ماجراها گاه حالتی تصنعی پیدا میکنند: انگار داستان برای آنکه دو مرد را در مسیر نگه دارد، موانعی بیرونی میچیند، نه اینکه موانع را از منطق رابطهٔ آنها بیرون بکشد. سفر سرگرمکننده است، اما انسجام دراماتیک آن به اندازهٔ انرژی کمدیاش قانعکننده نیست.
« سفر جادهای؛ فرصت و بهانه ساختار سفر جادهای بهخوبی با ایدهٔ زوج ناسازگار جور درمیآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلمنامه و تکرار فیلمنامه از بنیادی آشنا بهره میبرد: دو شخصیت با خلقوخوهای متضاد، مأموریتی مشترک دارند و باید اختلافهایشان را تا رسیدن به مقصد تحمل کنند. چنین الگویی برای کمدیِ موقعیت بسیار کارآمد است، اما فیلم کمتر میکوشد آن را از مسیرهای پیشبینینشده عبور دهد. رابطهٔ اسکار و فلیکس همان کشمکش همیشگی را حفظ میکند، بیآنکه در همهٔ لحظهها معنای تازهای به آن افزوده شود.
به همین سبب، دنباله گاهی به بازگوییِ دیرهنگامِ یک فرمول موفق شباهت پیدا میکند. با این همه، تکرار همیشه به معنای بیاثری نیست. بخشی از مخاطبان ممکن است دقیقاً برای همین بازگشت آشنا به فیلم رو بیاورند: برای شنیدن دوبارهٔ جدلها، دیدن درماندگی فلیکس در برابر شلختگی اسکار و لذت بردن از واکنشهای متقابلشان.
فیلم در لحظات موفق، از آشنایی بهعنوان منبع آسودگی و سرگرمی استفاده میکند؛ در لحظات ضعیفتر، همان آشنایی به رکود بدل میشود. تفاوت میان این دو حالت، بیش از هر چیز به کیفیت شوخی و حضور بازیگران وابسته است. مقایسه با فیلم نخست مقایسه با فیلم نخست ناگزیر است، اما بهتر است آن را نه صرفاً سنجش دو روایت، بلکه مقایسهٔ دو شیوهٔ استفاده از شخصیتها بدانیم.
« چنین الگویی برای کمدیِ موقعیت بسیار کارآمد است، اما فیلم کمتر میکوشد آن را از مسیرهای پیشبینینشده عبور دهد. »
قوتها و کاستیها
اثر نخست تضاد اسکار و فلیکس را در فضایی محدود و روزمره متمرکز میکرد و از همین محدودیت، تنش پیوسته میساخت. دنباله با گسترش فضا به جاده، امکان موقعیتهای متنوعتری به دست میآورد؛ در عوض، بخشی از تمرکز و فشردگی آن رابطه را از دست میدهد. اختلافها همچنان حاضرند، اما گاه زیر بار حوادث پراکنده کمرنگ میشوند.
از این رو، «The Odd Couple II» نه بازآفرینیِ کاملِ نیروی قسمت نخست است و نه تجربهای مستقل و کاملاً تازه. فیلم بیشتر به دیداری دوباره با دو چهرهٔ دوستداشتنی شباهت دارد؛ دیداری که لحظههایی خندهدار و صمیمی در خود دارد، اما نمیتواند بهطور مداوم همان تازگی پیشین را زنده کند. برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز به شیمی Lemmon و Matthau اهمیت میدهند، این بازگشت ارزشمند است؛ برای کسانی که انتظار گسترش جدی شخصیتها یا داستانی تازه دارند، احتمالاً کمرمقتر خواهد بود.
جمعبندی «The Odd Couple II» کمدیای دلپذیر اما نابرابر است؛ فیلمی که بهترین داراییاش را در کنار هم قرار دادن دوبارهٔ دو بازیگر اصلی مییابد. کلکلهای اسکار و فلیکس هنوز میتوانند خندهدار باشند و ساختار سفر جادهای نیز زمینهای مناسب برای برخورد مداوم دو منش ناسازگار فراهم میکند.
« اثر نخست تضاد اسکار و فلیکس را در فضایی محدود و روزمره متمرکز میکرد و از همین محدودیت، تنش پیوسته میساخت. »
جمعبندی
با این حال، فیلمنامه بیش از اندازه به الگوی آشنای دعوا و آشتی تکیه دارد و بعضی از شوخیها و موانع داستانی را با اصرار پیش میبرد. حاصل، دنبالهای است که گاه واقعاً سرگرمکننده میشود و گاه حس میدهد نیروی اصلیاش را از خاطرهٔ رابطهای میگیرد که پیشتر شکل کاملتری یافته بود. تماشای آن برای لذت بردن از حضور مشترک این دو بازیگر و لحظههای موفق کمدیاش میارزد، هرچند در مجموع به پای اثر نخست نمیرسد.



ثبت دیدگاه