نقد و بررسی
نقد Vicky Donor | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه در قالب کمدی رمانتیک «ویکی دونور» ساختهٔ شوجیت سیرکار، کمدی رمانتیکی است که از موضوعی کمسابقه و حساس در سینمای جریان اصلی هند آغاز میکند: اهدای اسپرم و ناباروری. فیلم این مضمون را نه با لحنی پزشکی و سنگین، بلکه در دل زندگی روزمرهٔ دهلی و میان شوخیهای خانوادگی، معاشرتهای محلی و ماجرای عاشقانهٔ ویکی و آشیمـا پیش میبرد.
همین انتخاب، به اثر هویتی متمایز میبخشد: موضوعی که معمولاً در سایهٔ شرم اجتماعی و سکوت قرار میگیرد، اینبار بهانهای برای خنده و گفتوگو میشود. اما فیلم صرفاً بر تازگی ایده تکیه ندارد؛ میکوشد نشان دهد که یک تصمیم ظاهراً خصوصی چگونه میتواند با تصویر فرد از خودش، اعتماد در زندگی مشترک و برداشت جامعه از خانواده گره بخورد.
داستان و نسبت آن با تابوهای اجتماعی ویکی آرورا جوانی آسودهخیال است که هنوز مسئولیتپذیری را جدی نگرفته و بخش بزرگی از روزگارش را به خوشگذرانی میگذراند. دکتر چادا، متخصص ناباروری، او را برای اهدای اسپرم متقاعد میکند و ویکی بهتدریج به اهداکنندهٔ اصلی کلینیک بدل میشود. در همین مسیر، او عاشق آشیمـا میشود و زندگی تازهای را آغاز میکند؛ اما گذشتهای که از آن سخنی نگفته، بر رابطهاش سایه میاندازد.
این طرح داستانی، ظرفیت طنز فراوانی دارد، ولی پرسشهای جدیتری هم در خود پنهان کرده است: راز تا چه زمانی میتواند در یک رابطه دوام بیاورد؟ جامعه چه چیزی را شایستهٔ شرم میداند، و این داوریها چه اثری بر کسانی میگذارند که با ناباروری روبهرو هستند؟ فیلم در مواجهه با این پرسشها، بیش از آنکه به تحلیل اجتماعی دقیق و چندلایه دست بزند، به سازش میان سرگرمی و پیام اخلاقی گرایش دارد.
« جامعه چه چیزی را شایستهٔ شرم میداند، و این داوریها چه اثری بر کسانی میگذارند که با ناباروری روبهرو هستند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین سازش به مخاطب امکان میدهد بیآنکه احساس کند در برابر خطابهای آموزشی نشسته است، با موضوعی کمتر دیدهشده روبهرو شود. «ویکی دونور» از اهدای اسپرم بهعنوان موقعیتی کمیک بهره میگیرد، اما در لحظههای جدیتر یادآوری میکند که پشت این موضوع، خواست عاطفی زوجهایی قرار دارد که آرزوی فرزند دارند.
شخصیتپردازی و کشمکش درونی ویکی در آغاز، بیش از آنکه قهرمانی با برنامهای روشن باشد، جوانی خوشمشرب و تا حدی بیخیال است. جذابیت او از همین فاصله میان بیمسئولیتی و میل به بهتر کردن وضع زندگی میآید. تصمیمش برای اهدای اسپرم ابتدا رنگوبوی منفعت شخصی دارد، اما پیامدهای آن بهتدریج معنایی فراتر از پول پیدا میکند.
فیلم در این مسیر، رشد شخصیتی او را با ظرافتی قابلقبول نشان میدهد؛ هرچند گاه برای پیشبرد قصه، تغییرات درونیاش سریعتر از آن رخ میدهند که کاملاً باورپذیر به نظر برسند. آشیمـا نیز تنها معشوقی نیست که برای ایجاد بحران وارد داستان شده باشد. شخصیت او با وقار، استقلال و حساسیت عاطفی شکل میگیرد و واکنشش به گذشتهٔ ویکی از معیارهای اصلی سنجش اعتماد میان آن دو میشود.
بااینهمه، سهم او در بعضی بخشهای روایت محدودتر از ظرفیت دراماتیک موقعیت است. فیلم میتوانست تجربهٔ آشیمـا را با عمق بیشتری دنبال کند؛ بهویژه آنجا که راز گذشته، نه فقط رابطهٔ عاشقانه، بلکه برداشت او از آیندهٔ مشترکشان را تحتتأثیر قرار میدهد. بازیها و شیمی میان بازیگران آیوشمان خورانا در نقش ویکی، حضوری طبیعی و پرانرژی دارد.
« جذابیت او از همین فاصله میان بیمسئولیتی و میل به بهتر کردن وضع زندگی میآید. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیت را به جوانی تصنعی یا بیشازحد دلفریب تبدیل نمیکند؛ شوخطبعی، خودخواهیهای کوچک و ناپختگی ویکی همزمان دیده میشوند. این بازی برای نقشآفرینی سینمایی نخست او چشمگیر است و به فیلم کمک میکند قهرمانش را از یک ابزار کمدی صرف فراتر ببرد. یامی گوتام نیز در نقش آشیمـا، آرامش و ظرافتی متناسب با شخصیت خود میآفریند و رابطهٔ میان این دو بازیگر از هماهنگی دلنشینی برخوردار است.
اما نیروی نمایشی برجستهٔ فیلم، آنو کاپور در نقش دکتر چادا است. او پزشک را با آمیزهای از سماجت، شور و شوخطبعی میسازد؛ شخصیتی که میتواند هم محرک اصلی ماجرا باشد و هم منبع بخش بزرگی از خندهها. حضور پرتحرک او صحنهها را زنده میکند و شوخیهایش معمولاً از شخصیتپردازی برمیآیند، نه صرفاً از بازی با موضوعی جسورانه.
بازیگران نقش خانوادهها نیز به گرمای جهان فیلم کمک میکنند و تقابل عادتها و خلقوخوهای خانوادگی، از بخشهای خوشنشین اثر است. کمدی، لحن و جزئیات فرهنگی یکی از امتیازهای اصلی فیلم، توانایی آن در حفظ لحنی سبک در برخورد با موضوعی بالقوه حساس است. شوخیها اغلب از موقعیت، سوءتفاهم و واکنش آدمها به تابوی اهدای اسپرم شکل میگیرند.
فیلم در بسیاری از لحظهها بهجای آنکه خودِ عمل را به موضوع تمسخر بدل کند، خنده را متوجه اضطرابها، خجالتها و قضاوتهای اجتماعی میسازد. این تفاوت مهم است: کمدی زمانی مؤثرتر میشود که آدمها و تناقضهای جامعه را هدف بگیرد، نه کسانی را که با ناباروری دستوپنجه نرم میکنند. فضای خانوادگی فیلم نیز در ساخت این لحن نقش دارد.
« اما نیروی نمایشی برجستهٔ فیلم، آنو کاپور در نقش دکتر چادا است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانهها، دیدارهای فامیلی و تفاوتهای فرهنگی میان خانوادههای ویکی و آشیمـا، محیطی ملموس میسازند که به داستان رنگ محلی میدهد. موسیقی هم در همراهی با این جهان، حالوهوای رمانتیک و سرزندهٔ اثر را تقویت میکند؛ قطعهٔ «پانی دا رنگ» از لحظههای بهیادماندنی فیلم است و با لطافت عاطفی داستان تناسب دارد.
البته برخی شوخیها و موقعیتها بیش از آنکه به پیشرفت روایت کمک کنند، برای حفظ انرژی کمدی در صحنه گنجانده شدهاند. ریتم و ساختار روایی شروع فیلم کمی آرام پیش میرود. معرفی ویکی، خانوادهاش و دکتر چادا زمینهای لازم برای ورود به ماجرای اصلی فراهم میکند، اما روایت در این بخش گاهی بیش از اندازه مکث دارد.
پس از شکلگیری ایدهٔ مرکزی، فیلم جان میگیرد و کمدی و عاشقانه بهتر در هم میآمیزند؛ بااینحال، همین حرکت پرشتاب در نیمهٔ دوم جای خود را به کشآمدن و تکرار بعضی تنشها میدهد. برخی موقعیتها میتوانستند کوتاهتر باشند تا اثر با تمرکز بیشتری به پیامدهای عاطفی ماجرا برسد. روایت همچنین در چند نقطه میان کمدی خانوادگی، قصهٔ عاشقانه و مضمون اجتماعی جابهجا میشود، بیآنکه همیشه پیوندی کاملاً روان میان این لایهها برقرار کند.
در نتیجه، فیلم گاهی شلوغوپلوغ به نظر میرسد و بعضی احساسات مهم فرصت کافی برای تهنشین شدن پیدا نمیکنند. بااینهمه، ساختار کلی روشن میماند و حتی در لحظههای کندتر، بازیها و فضای گرم فیلم مانع از گسست کامل توجه مخاطب میشوند. دستاوردها و محدودیتها ارزش ماندگار «ویکی دونور» را باید در کنار هم قرار گرفتن ایدهای تازه، بازیهای پرنشاط و نگاهی انسانی به مسئلهٔ ناباروری دانست.
« ریتم و ساختار روایی شروع فیلم کمی آرام پیش میرود. »
قوتها و کاستیها
فیلم موضوعی را که میتوانست بهسادگی به شوخیهای سطحی تقلیل یابد، وارد گفتوگوی عمومی میکند و در عین حال از تبدیل شدن به اثری عبوس و موعظهگر میپرهیزد. رابطهٔ ویکی و آشیمـا، شوخیهای دکتر چادا و لحظههای خانوادگی، همگی در ساختن فیلمی گرم و تماشایی سهم دارند. در برابر این دستاوردها، ضعفهای روایی نیز آشکارند: شروع کند، افت ریتم در ادامه، تکرار برخی موقعیتها و پرداخت نهچندان عمیق بعضی کشمکشها.
فیلم در پایانبندی هم بیش از آنکه مخاطب را با چرخشی پیشبینیناپذیر روبهرو کند، به سوی نتیجهای عاطفی و نسبتاً آشنا حرکت میکند. این انتخاب با لحن کلی اثر سازگار است، اما از شدت اثرگذاری دراماتیک آن میکاهد. جمعبندی «ویکی دونور» کمدی رمانتیکی سرزنده و خوشقلب است که بهواسطهٔ موضوع جسورانهاش، جایگاهی ویژه در میان آثار عامهپسند پیدا میکند.
فیلم در بهترین لحظههایش همزمان خندهدار و همدلانه است: از تابوها فاصله میگیرد، به خواست زوجهای نابارور احترام میگذارد و شخصیتهایش را با گرما و شوخطبعی به مخاطب نزدیک میکند. ضعف ریتم و نابرابری در پرداخت داستان، مانع از آن میشود که اثر در همهٔ بخشها به یک اندازه موفق باشد؛ اما انرژی بازیها، شیمی میان ویکی و آشیمـا و حضور بهیادماندنی دکتر چادا، آن را به تجربهای دلنشین و ماندگار بدل میسازد.
« رابطهٔ ویکی و آشیمـا، شوخیهای دکتر چادا و لحظههای خانوادگی، همگی در ساختن فیلمی گرم و تماشایی سهم دارند. »



ثبت دیدگاه