نقد و بررسی
نقد The Emigrants | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کوچ؛ تصمیمی که پیش از سفر آغاز میشود «The Emigrants» یا «Utvandrarna» ساختهٔ Erik Poppe، درامی تاریخی دربارهٔ خانوادهای سوئدی است که در سال ۱۸۴۹، زیر فشار فقر و امید به آیندهای بهتر، تصمیم میگیرند خانه و سرزمین خود را ترک کنند و راهی آمریکا شوند. این تصمیم، در ظاهر نقطهٔ آغاز سفر است؛ اما فیلم بهدرستی نشان میدهد که مهاجرت پیش از قدم گذاشتن بر کشتی شروع میشود: در فرسودگیِ زندگی روزمره، در احساس بنبست، و در لحظهای که ماندن دیگر بهمراتب دشوارتر از رفتن به نظر میرسد.
فیلم بر پایهٔ رمان «مهاجران» نوشتهٔ Vilhelm Moberg ساخته شده و در بازآفرینی قصه، با میراث ادبی و سینمایی شناختهشدهای روبهرو است. همین پیشینه هم به اثر وزن میدهد و هم آن را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: داستان باید برای مخاطبی تازه نفس و مستقل داشته باشد، بیآنکه پیچیدگیهای روایی و عاطفی منبع خود را به طرحی ساده از «ترک خانه برای یافتن خوشبختی» تقلیل دهد.
فیلم در لحظات موفقش این دو هدف را به هم نزدیک میکند، اما همیشه از پسِ آشتی دادن گسترهٔ روایت و فشردگی زمان برنمیآید. [ ] فقر، خانواده و جغرافیای ناامیدی قوت عاطفی اثر از آنجا میآید که فقر را صرفاً یک دادهٔ تاریخی یا انگیزهای برای حرکت داستان نمیبیند. دشواریهای خانواده در زمینی کمبازده و زیستی پرمحدودیت، به شکل تجربهای ملموس به تصویر درمیآید؛ تجربهای که بر روابط خانوادگی، تصور افراد از آینده و حتی امکان انتخاب اثر میگذارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سرزمین مادری در این روایت هم خانه است و هم نیرویی محدودکننده: مکانی آشنا که ریشهها و خاطرهها در آن حضور دارند، اما شرایطش مجال زندگی بهتر را تنگ کرده است. از این رو، مهاجرت در فیلم نه تصمیمی یکدست و قهرمانانه، بلکه تعارضی خانوادگی و روانی است. اعضای خانواده لزوماً با یک انگیزه یا احساس به سفر نگاه نمیکنند.
امید به دگرگونی با ترس از ناشناخته درهم میآمیزد و دلبستگی به وطن، تصمیم به ترک آن را دشوارتر میکند. همین تفاوت نگاهها مانع میشود که خانواده به جمعی همصدا و بیتعارض تبدیل شود؛ هرچند فرصت پرداختن به همهٔ این اختلافها به یک اندازه در اختیار فیلم نیست. روایت سفر و دشواریِ ساختن تعلیق اثر در ترسیم مقصد و راهِ رسیدن به آن، بر کشش طبیعیِ سفر تکیه میکند: این خانواده چه چیزی را پشت سر میگذارد، در راه با چه دشواریهایی روبهرو میشود و آیا در سرزمین تازه امکان ساختن زندگی متفاوتی خواهد یافت؟
این پرسشها بار عاطفی قصه را تقویت میکنند و سفر را از جابهجایی جغرافیایی فراتر میبرند. مقصد، تصویری از امکان است؛ اما فیلم بهخوبی یادآوری میکند که امید، تضمینِ کامیابی نیست و رسیدن به سرزمینی تازه بهتنهایی دشواریهای گذشته را محو نمیکند. با این همه، ریتم بخش آغازین کندتر از آن است که نیروی دراماتیک تصمیم مهاجرت را بیوقفه پیش ببرد.
« از این رو، مهاجرت در فیلم نه تصمیمی یکدست و قهرمانانه، بلکه تعارضی خانوادگی و روانی است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم زمان قابلتوجهی را صرف زمینهچینی و رسیدن خانواده به نقطهٔ حرکت میکند. این مکثها در اصل میتوانند حس سنگینیِ انتخاب را برجسته سازند، اما گاه به جای تعمیق تجربه، حرکت روایت را معطل میکنند. در سوی دیگر، هنگامی که داستان وارد گسترهٔ بزرگتر سفر و زندگی تازه میشود، فشردگی رویدادها مجال کافی برای مکث بر بعضی موقعیتها و شخصیتها نمیدهد.
نتیجه، نوسانی میان تأخیر در آغاز و شتاب در بخشهایی از ادامهٔ مسیر است. شخصیتها و بازیها؛ عاطفه در جزئیات بازیها از عناصر مهمی هستند که روایت را از سطح یک ماجرای تاریخی فراتر میبرند. Lisa Carlehed و Gustaf Skarsgård در نقشهای محوری، رابطهای باورپذیر میسازند که در آن همراهی و اختلاف، دلنگرانی و عزم، همزمان حضور دارند.
اجرای آنها بیش از آنکه بر نمایشهای آشکار و پرهیاهو تکیه کند، از فشارهایی نیرو میگیرد که در رفتار روزمره و واکنشهای کوچک شخصیتها دیده میشود. این ویژگی با جهان فیلم تناسب دارد؛ جهانی که در آن احساسات اغلب زیر بار کار، نگرانی و مسئولیتهای خانوادگی پنهان میمانند. شخصیتهای پیرامونی نیز به گسترش چشمانداز اجتماعی قصه کمک میکنند و نشان میدهند که این سفر تجربهٔ یک زوج یا یک خانوادهٔ تنها نیست.
« فیلم زمان قابلتوجهی را صرف زمینهچینی و رسیدن خانواده به نقطهٔ حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، تعدد چهرهها در کنار فشردهشدن روایت، گاهی به قیمت عمق تمام میشود. بعضی شخصیتها بهسرعت وارد داستان میشوند یا از آن فاصله میگیرند، بیآنکه زمان کافی برای شکلگیری حضوری ماندگار پیدا کنند. بنابراین، هرچند بازیها در لحظات خانوادگی اثرگذارند، همهٔ شخصیتها از فرصت یکسانی برای تبدیلشدن به حضوری کامل و چندلایه برخوردار نیستند.
تصویر، طبیعت و حس غربت فضاسازی تاریخی فیلم تنها به لباس و معماری محدود نمیشود؛ منظرهها نیز در ساختن جهان اثر نقشی اساسی دارند. قابهای گسترده از طبیعت، هم زیبایی مسیر را نشان میدهند و هم یادآورند که این گستردگی برای مهاجران الزاماً نویدبخش نیست. سرزمین تازه میتواند سرشار از امکان به نظر برسد، اما ناآشنایی و دشواری آن هم به همان اندازه در تصویر حضور دارد.
طبیعت در این معنا پسزمینهای تزئینی نیست؛ نیرویی است که انسان را در برابر وسعت جهان، کوچکی خود و دشواری آغاز دوباره قرار میدهد. تصویرهای چشمنواز فیلم، حس فاصلهگرفتن از خانه و ورود به قلمرویی ناآشنا را تقویت میکنند. البته زیبایی بصری گاهی چهرهٔ رنج را نرمتر از آنچه روایت اقتضا میکند نشان میدهد.
« بااینحال، تعدد چهرهها در کنار فشردهشدن روایت، گاهی به قیمت عمق تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در پی خلق یک درام تاریخی دیدنی است و این کیفیت تصویری به آن جذابیت میبخشد، اما میان شکوه منظره و سختی زیستن در آن، تعادلی ضروری وجود دارد. هرجا تصویر صرفاً تماشایی میشود، خطر آن هست که مشقت سفر به منظرهای زیبا فروکاسته شود؛ هرجا چشمانداز با اضطراب و ناامنی شخصیتها همراه میشود، زبان بصری اثر معنای پررنگتری پیدا میکند.
نگاه تاریخی و محدودیت بازنمایی یکی از حساسترین جنبههای فیلم، نحوهٔ مواجههاش با سرزمینی است که مهاجران به آن وارد میشوند. روایت عمدتاً از زاویهٔ نگاه آنان پیش میرود و طبیعت و جامعهٔ تازه را با معیارها و نیازهایشان میسنجد. این انتخاب از نظر دراماتیک قابلفهم است، اما در بازنمایی بومیان آمریکا به مسئلهای مهم میانجامد: برخی تصویرسازیها کلیشهای میمانند و نگاه مهاجران را بیواسطه بازتاب میدهند، بیآنکه روایت فاصلهٔ انتقادی روشنی از آن نگاه بسازد.
این محدودیت بر لایهٔ تاریخی اثر سایه میاندازد. داستانی که دربارهٔ جستوجوی خانه و امنیت است، میتوانست پرسشی دشوارتر نیز پیش بکشد: خانهٔ تازه برای چه کسانی است و هزینهٔ سکونت در آن سرزمین بر دوش چه کسانی میافتد؟ پرداختن به این پرسشها الزاماً به معنای کنارگذاشتن قصهٔ مهاجران نیست؛ بلکه میتوانست افق اخلاقی فیلم را گستردهتر کند.
« روایت عمدتاً از زاویهٔ نگاه آنان پیش میرود و طبیعت و جامعهٔ تازه را با معیارها و نیازهایشان میسنجد. »
جمعبندی
در شکل کنونی، اثر بیشتر به تجربهٔ مهاجران وفادار میماند و پیامدهای تاریخیِ این تجربه را به اندازهٔ کافی از منظر دیگران نمیکاود. جمعبندی «The Emigrants» در بهترین لحظاتش درامی دربارهٔ امیدی سادهلوحانه نیست؛ دربارهٔ ضرورتی است که خود را در لباس امید نشان میدهد. خانوادهٔ مرکزی برای آیندهای نامعلوم حرکت میکند، اما آنچه این تصمیم را تأثیرگذار میسازد فقط وعدهٔ زندگی بهتر نیست؛ سنگینیِ ترککردن خانه، اختلاف احساسات درون خانواده و پذیرفتن خطرِ ناشناخته نیز هست.
بازیهای پرحس، فضاسازی تاریخی و تصویرهای چشمنواز طبیعت به فیلم نیروی عاطفی و دیداری میبخشند. در مقابل، کندیِ آغاز، شتاب در پرداخت برخی رویدادها و محدودماندن بخشی از شخصیتها، انسجام روایی اثر را کاهش میدهد. نگاه یکسویه به سرزمین تازه و بازنمایی کلیشهای بومیان نیز مانع از آن میشود که فیلم تمام ظرفیت تاریخی و اخلاقی موضوعش را به کار گیرد.
بااینحال، اثر همچنان تصویری قابلتأمل از مهاجرت بهمثابه گسست و آغاز دوباره عرضه میکند: سفری که نه پایان رنج، بلکه ورود به شکلی تازه از ناآشنایی است.
« بازیهای پرحس، فضاسازی تاریخی و تصویرهای چشمنواز طبیعت به فیلم نیروی عاطفی و دیداری میبخشند. »



ثبت دیدگاه