نقد و بررسی
نقد Turbo: A Power Rangers Movie | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان پاور رنجرز «توربو: فیلم پاور رنجرز» محصول ۱۹۹۷، میان دو دوره از مجموعهٔ تلویزیونی قرار میگیرد: از یک سو میراث «پاور رنجرز زیو» را با خود دارد و از سوی دیگر زمینهساز ورود به دورهٔ «پاور رنجرز توربو» است. همین جایگاه دوگانه، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم یکی از محدودیتهای مهم آن.
فیلم میخواهد ماجرایی مستقل و پرهیجان باشد، اما همزمان وظیفه دارد شخصیتها، قدرتها و فضای فصل بعد را نیز معرفی کند. نتیجه اثری است که گاه بیشتر به پلی میان دو فصل شباهت دارد تا فیلمی که روایتی کاملاً خودبسنده و منسجم بسازد. در مرکز ماجرا، دِواتوکس، دزد دریایی فضایی، برای آزاد کردن مالیگور از زندان آتشفشانیاش به دنبال لریگوت و کلید جادویی اوست.
رنجرزها باید مانع این نقشه شوند و برای مقابله با تهدیدی تازه، به تواناییهای توربو و زوردهای جدیدشان تکیه کنند. این طرح ساده، عناصر آشنای مجموعه را کنار هم میگذارد: تهدیدی بزرگ، نیرویی جادویی، قهرمانانی جوان و سرانجام تقابل با موجودی عظیمالجثه. اما فیلم در پرداخت و پیوند دادن این عناصر، همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش سرراست نیست.
«توربو» دنبالهای مستقل بر فیلم سینمایی سال ۱۹۹۵ و در عین حال مقدمهای برای فصل بعد مجموعه است. نوستالژی؛ مهمترین نیروی فیلم برای تماشاگرانی که با پاور رنجرز بزرگ شدهاند، فیلم بیش از آنکه بر تازگی داستان تکیه کند، از حافظهٔ عاطفی مخاطب نیرو میگیرد. رنگها، لباسها، شیوهٔ مبارزه، شوخیهای گاه اغراقآمیز و حضور قهرمانانی که انگار از دل تلویزیونِ دوران کودکی بیرون آمدهاند، همان فضای آشنا را زنده میکنند.
« همین جایگاه دوگانه، هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم یکی از محدودیتهای مهم آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این آشنایی، فیلم را حتی در لحظههایی که از نظر فنی یا روایی کم میآورد، تماشایی نگه میدارد. گویی جذابیت آن فقط در آنچه روی پرده رخ میدهد نیست؛ در خاطرهای نیز هست که به همراه دارد. این کیفیت البته برای همه یکسان عمل نمیکند. تماشاگر قدیمی ممکن است از دیدن دوبارهٔ چهرهها و نشانههای آشنا لذت ببرد، اما کسی که پیوندی با مجموعه ندارد، احتمالاً با اثری روبهرو میشود که برای توضیح جهان خود وقت چندانی صرف نمیکند.
فیلم از مخاطب میخواهد بسیاری از قراردادهای پاور رنجرز را از پیش پذیرفته باشد؛ از منطق دگرگونی قهرمانان گرفته تا شیوهٔ ورود زوردها به نبرد. این وابستگی به شناخت قبلی، حس تعلق طرفداران را تقویت میکند، ولی در عوض از استقلال سینمایی اثر میکاهد. دِواتوکس، ریتا و زِد؛ شرارت در قالب کمدی دِواتوکس با بازی هیلاری شپرد، شخصیتی پرتحرک و نمایشی است که بیش از آنکه تهدیدی هراسانگیز باشد، نیرویی برای ایجاد آشوب و شوخی به شمار میرود.
رفتار اغراقشده، لحن پرشور و واکنشهای نمایشی او، فضای فیلم را به سمت کمدیِ کارتونی میبرد. این انتخاب با سنت مجموعه سازگار است و به شخصیت هویت مشخصی میدهد، اما گاهی از شدت خطر ماجرا نیز میکاهد. هرچه دِواتوکس سرگرمکنندهتر میشود، دشوارتر است باور کنیم که نقشهاش واقعاً خطری جدی و مهارنشدنی در پی دارد.
حضور ریتا و زِد، هرچند کوتاه، از لحظههای خوشمزهٔ فیلم است. شوخیهای میان این دو یادآوری میکند که در جهان پاور رنجرز، حتی شروران نیز میتوانند روابطی روزمره و خندهآور داشته باشند. این بخشها در قیاس با خط اصلی داستان، سرزندگی بیشتری دارند؛ زیرا شخصیتها بهجای آنکه صرفاً دربارهٔ نقشهای بزرگ حرف بزنند، از تضاد و واکنشهایشان موقعیت کمدی میسازند.
« این آشنایی، فیلم را حتی در لحظههایی که از نظر فنی یا روایی کم میآورد، تماشایی نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، این لحظههای پراکنده به تنهایی نمیتوانند مشکل ریتم یا آشفتگی روایی فیلم را جبران کنند. ریتم و انسجام روایی یکی از ضعفهای اصلی فیلم، کندی آغاز و نابرابری در توزیع هیجان است. مدتی طول میکشد تا ماجرا به اکشن پرتحرکی برسد که از عنوان و جهان پاور رنجرز انتظار میرود. در این فاصله، فیلم اطلاعات داستانی و موقعیتهای فرعی را کنار هم میچیند، اما همیشه روشن نیست هر صحنه چه سهمی در پیشبرد روایت دارد.
به همین دلیل، بعضی بخشها بیشتر حالت مکث دارند تا مقدمهچینی هدفمند. پراکندگی داستان نیز از همینجا شکل میگیرد. فیلم میان خطر اصلی، ماجراهای رنجرزها و لحظههای کمدی جابهجا میشود، بیآنکه این شاخهها همیشه به شکلی روان به یکدیگر وصل شوند. گاهی ایدهای که ظرفیت گسترش دارد، زود کنار گذاشته میشود و گاهی صحنهای بیش از اندازه ادامه پیدا میکند.
این نوسان باعث میشود مسیر دراماتیک فیلم اندکی سست به نظر برسد؛ مخاطب میداند قهرمانان باید با تهدیدی بزرگ روبهرو شوند، اما ممکن است تا رسیدن به آن نقطه احساس کند روایت چند بار از حرکت بازمانده است. جلوههای ویژه و زبان بصری جلوههای ویژهٔ فیلم، بهویژه برای تماشاگر امروزی، آشکارا به زمانهٔ خود تعلق دارند.
برخی تصویرها تصنعی به نظر میرسند و مرز میان بدلکاری، دکور و جلوهٔ تصویری چندان پنهان نمیماند. این ضعف فقط مسئلهای فنی نیست؛ گاه از شدت صحنهها نیز میکاهد و مانع میشود تهدیدهای بزرگ داستان، شکوهی متناسب با ابعادشان پیدا کنند. حتی در جهان فانتزی، تماشاگر باید بتواند برای مدتی کوتاه تعلیقِ ناباوری را بپذیرد؛ اما فیلم همیشه ابزار بصری کافی برای این کار در اختیار ندارد.
« با این حال، این لحظههای پراکنده به تنهایی نمیتوانند مشکل ریتم یا آشفتگی روایی فیلم را جبران کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، ظاهر زمخت و سادهٔ اثر را میتوان بخشی از بافت تاریخی آن نیز دانست. فیلم در دورانی ساخته شده که جذابیت پاور رنجرز تا اندازهٔ زیادی به نمایش عملی لباسها، بدلکاریها و رویارویی قهرمانان با هیولاها وابسته بود. از این منظر، ناپالودگی تصویرها ممکن است برای طرفداران نه صرفاً نقص، بلکه نشانهای از همان جنس تولید تلویزیونی و سینمایی باشد که با آن خاطره دارند.
این نگاه، ضعفها را ناپدید نمیکند؛ تنها توضیح میدهد چرا برخی مخاطبان با وجود آنها همچنان از تماشای فیلم لذت میبرند. بازیها، قهرمانان و نبرد زوردها بازیگران در چارچوبی بازی میکنند که بهوضوح به اغراق و انرژی نمایشی میدان میدهد. شخصیتهای رنجرز بیش از آنکه دروننگری پیچیدهای داشته باشند، کارکردی گروهی دارند: همکاری، وفاداری و آمادگی برای خطر.
فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیق در روابط یا تردیدهای درونی آنان ایجاد نمیکند؛ بنابراین جذابیت بیشتر از حضور جمعی و آشنایی چهرهها حاصل میشود تا تحول شخصیتی. معرفی نیروی تازه و ورود یک رنجر جوان نیز میتواند برای مخاطب کمسنوسال هیجانانگیز باشد، اما گاه به بهای پرداخت کمتر به دیگر اعضای گروه تمام میشود.
نبرد پایانی با زوردها، از نظر تماشاییبودن، یکی از برگهای برندهٔ فیلم است. مقیاس رویارویی بزرگتر میشود و ایدهٔ ماشینهای جنگیِ غولآسا همان وعدهای را محقق میکند که طرفداران از چنین ماجرایی انتظار دارند. طراحی و اجرای صحنهها همچنان محدودیتهای تولید را آشکار میکند، ولی حرکت، هیجان و حس جمعیِ نبرد به آنها نیرویی میدهد که در بخشهای آرامتر فیلم کمتر دیده میشود.
« با این همه، ظاهر زمخت و سادهٔ اثر را میتوان بخشی از بافت تاریخی آن نیز دانست. »
قوتها و کاستیها
فیلم در این لحظات بهتر میفهمد که مخاطبش از آن چه میخواهد: قهرمانان کنار هم، تهدیدی عظیم و رویاروییای که به نمایش قدرت و کار گروهی مجال دهد. جمعبندی «توربو: فیلم پاور رنجرز» اثری نابرابر است؛ فیلمی که در زندهکردن حالوهوای آشنای مجموعه و فراهمآوردن چند لحظهٔ سرگرمکننده موفق میشود، اما در انسجام روایت، سرعت پیشروی و کیفیت جلوههای ویژه محدودیتهای آشکاری دارد.
دِواتوکس و حضور کوتاه ریتا و زِد به فیلم رنگوبویی کمدی میبخشند و نبرد زوردها نیز برای مخاطبی که از این جهان انتظار نمایشهای غولآسا دارد، جذاب است. در مقابل، شروع کند، صحنههای کشدار و پیوند نهچندان محکم میان اجزای داستان، مانع از آن میشود که فیلم تجربهای کاملاً رضایتبخش و مستقل باشد.
ارزش نهایی اثر تا حد زیادی به نسبت تماشاگر با پاور رنجرز بستگی دارد. برای مخاطب نوستالژیک، فیلم میتواند سفری کوتاه به فضایی آشنا و دوستداشتنی باشد؛ برای تماشاگر تازهوارد، بیشتر محصولی ساده و گاه فرسوده از دورانی دیگر جلوه میکند. نه شاهکاری فراموشنشدنی است و نه سرگرمیای بیارزش؛ بلکه یادگاری پرعیبونقص از مجموعهای است که جذابیتش همیشه در ترکیب قهرمانی، رنگ، شوخی و نبرد نهفته بود.
« ارزش نهایی اثر تا حد زیادی به نسبت تماشاگر با پاور رنجرز بستگی دارد. »



ثبت دیدگاه