نقد و بررسی
نقد Legend of the Mountain | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای در مرز واقعیت و خیال «Legend of the Mountain» ساختهٔ کینگ هو، فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را به قلمرویی میان جهان دیدنی و نادیدنی فرامیخواند. داستان دربارهٔ دانشمندی دورهگرد است که مأمور میشود متنی مقدس بودایی را رونویسی کند؛ متنی که گفته میشود بر موجودات جهان پس از مرگ قدرت دارد.
او برای انجام این کار به خلوت کوهستان پناه میبرد، اما آن خلوتِ ظاهراً آرام بهتدریج به فضایی آکنده از راز، جادو و تهدید بدل میشود. فیلم بر پایهٔ روایتی کهن از دورهٔ سونگ شکل گرفته و بیش از آنکه به الگوی آشنای قصهگویی ماجراجویانه پایبند باشد، تماشاگر را در تجربهای شاعرانه و تأملی غوطهور میکند.
روایت بهمثابه سفر در ناآگاهی قهرمان فیلم، دانشمندی است که در آغاز، مأموریت خود را کاری روشن و محدود میپندارد: متنی را بنویسد و آن را به پایان برساند. اما آنچه او نمیداند، تنها بخشی از ماجراست. شخصیتهای مرموزی که در مسیرش ظاهر میشوند، رفتارهایی دوپهلو دارند و فضای کوهستان نیز هرگز کاملاً قابل اعتماد به نظر نمیرسد.
« اما آنچه او نمیداند، تنها بخشی از ماجراست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، تعلیق فیلم فقط از پرسشِ «چه اتفاقی خواهد افتاد؟» نمیآید؛ پرسش بنیادیتر این است که تماشاگر و قهرمان تا چه اندازه میتوانند به برداشت خود از آنچه میبینند اعتماد کنند. این شیوهٔ روایت، آگاهانه از توضیحهای شتابزده فاصله میگیرد. اطلاعات قطرهچکانی عرضه میشوند و گاه تصویری کوتاه، سکوتی نامعمول یا تغییر لحن یک شخصیت از گفتوگویی طولانی گویاتر است.
چنین رویکردی برای تماشاگر شکیبا لذت کشف تدریجی به همراه دارد، اما ممکن است برای کسی که به پیشروی سریع قصه خو گرفته، گیجکننده یا فرساینده باشد. فیلم همواره نمیخواهد رازهایش را به صورت معمایی مرتب و حلپذیر عرضه کند؛ گاهی ابهام، خودِ شیوهٔ حضور در جهان اثر است. کوهستان؛ منظرهای زنده و ناآرام طبیعت در این فیلم پسزمینهای زیبا برای رخدادها نیست؛ بخشی از ساختمان معنایی آن است.
کوهستان، جنگل و مسیرهای خلوت، فضایی میسازند که هم پناهگاه است و هم دام. چشماندازهای گسترده و مکثهای طولانی بر درختان و راههای کوهستانی، احساس انزوای شخصیت اصلی را تقویت میکنند و در عین حال، این تصور را میسازند که جهان طبیعی از حضور نیروهایی فراتر از فهم انسان آگاه است. تصویرپردازی کینگ هو، منظره را با دقتی نقاشانه قاب میگیرد.
« این شیوهٔ روایت، آگاهانه از توضیحهای شتابزده فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
ترکیببندیها اغلب اجازه میدهند چشم تماشاگر در فضای تصویر گردش کند و رابطهٔ انسان با محیط را دریابد؛ انسان گاه در دل طبیعت کوچک و ناپایدار به نظر میرسد. سکون این قابها در تضاد با لحظههای پرتحرکتر اثر قرار میگیرد و به فیلم ضرباهنگی موجدار میدهد: گاهی مکث و مشاهده، گاهی حرکت ناگهانی و برخورد.
همین فاصله میان آرامش ظاهری و آشوب پنهان، یکی از مهمترین ابزارهای فضاسازی فیلم است. امر فراطبیعی و معنای معنوی «Legend of the Mountain» عناصر شبحوار و جادویی را نه صرفاً برای ترساندن تماشاگر، بلکه برای گشودن راهی به سوی پرسشهای معنوی به کار میگیرد. متن مقدس در مرکز داستان، هم موضوعی عملی برای شخصیتهاست و هم نشانهای از نیرویی که میتواند در خدمت نجات یا سلطه قرار گیرد.
فیلم بهجای آنکه معنویت را با سخنرانیهای مستقیم توضیح دهد، آن را در مناسبات میان شخصیتها، انتخابهایشان و پیامدهای دستکاری نیروهای نادیدنی میجوید. به همین دلیل، مرز میان امر مقدس و امر هراسآور چندان ساده نیست. نیروهای فراطبیعی ممکن است با ظاهری انسانی و رفتاری روزمره پدیدار شوند؛ ترس از همینجا آغاز میشود که جهان ناشناخته، ناگهان از دل آشناترین موقعیتها سر برمیآورد.
« همین فاصله میان آرامش ظاهری و آشوب پنهان، یکی از مهمترین ابزارهای فضاسازی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از افسانه و جادو برای خلق یک دنیای صرفاً عجیبوغریب استفاده نمیکند، بلکه آنها را به تأملی دربارهٔ میل، وابستگی، وسوسه و چگونگی فهم حقیقت پیوند میزند. این لایهٔ فکری به اثر غنا میبخشد، هرچند نمادپردازیهای آن همیشه روشن و یکمعنا نیستند. موسیقی و تصویر؛ دو نیروی روایی موسیقی در فیلم نقش تزیینی ندارد؛ گاه مانند نیرویی درون جهان داستان عمل میکند.
طبل، فلوت و سنج، هرکدام کیفیتی متفاوت به صحنهها میبخشند و در رویاروییهای جادویی، صدا به بخشی از کنش تبدیل میشود. ضربآهنگ کوبهای میتواند تنش را بالا ببرد و صدای سازهای بادی بر فضا سایهای خیالگون بیفکند. در نتیجه، نبردها فقط از حرکت بدنها ساخته نمیشوند؛ شنیدن نیز به اندازهٔ دیدن در فهم موازنهٔ نیروها اهمیت پیدا میکند.
جلوههای بصری فیلم، بهویژه در لحظههای فراطبیعی، از تخیل و تمهیدهای سینمایی بهره میبرند، اما همواره به نمایش پرزرقوبرق متکی نیستند. مه، دود، حرکتهای غیرعادی و تغییر در کیفیت تصویر، گاهی بیش از جلوهای آشکار حس حضور نیرویی نامرئی را القا میکنند. این انتخابها به فیلم شخصیتی متمایز میدهند و لحظههای جادویی را با منطق بصری جهان آن هماهنگ میسازند.
« این لایهٔ فکری به اثر غنا میبخشد، هرچند نمادپردازیهای آن همیشه روشن و یکمعنا نیستند. »
قوتها و کاستیها
با این حال، برخی صحنهها بیش از آنکه رویداد را بهروشنی پیش ببرند، بر اثر حسی و تصویری خود تکیه دارند؛ دستاوردی که ممکن است برای گروهی مسحورکننده و برای گروهی دیگر مبهم باشد. ریتم کند و چندپارگی ژانری بزرگترین مانع ورود به جهان فیلم، ریتم بسیار آهسته و زمان طولانی آن است. مکثها و نماهای طبیعت برای ساختن حالوهوا ضروریاند، اما همهٔ آنها به یک اندازه به پیشرفت دراماتیک کمک نمیکنند.
در بخشهایی، فیلم چنان به مشاهده و اقلیم شاعرانهٔ خود دل میبندد که کشش روایی کاهش مییابد. این کندی را نباید صرفاً نقصی اتفاقی دانست؛ بخشی از انتخاب زیباییشناختی کینگ هوست. با این همه، نیت هنری، الزاماً خستگی ناشی از تکرار یا طولانیشدن بعضی موقعیتها را برطرف نمیکند. اثر همچنین میان چند قلمرو رفتوآمد میکند: افسانهٔ فراطبیعی، درام معنوی، رمانس، لحظههای طنز و رزمآرایی.
این آمیزش در بهترین لحظهها به جهان فیلم وسعت میدهد و آن را از قالبی آشنا بیرون میبرد؛ اما گاه انسجام لحن را نیز سست میکند. تماشاگر ممکن است از فیلم انتظار یک داستان ارواح منظم داشته باشد و با اثری روبهرو شود که در بخشهایی بیشتر به تأمل تصویری یا تجربهای خیالانگیز شباهت دارد.
« ریتم کند و چندپارگی ژانری بزرگترین مانع ورود به جهان فیلم، ریتم بسیار آهسته و زمان طولانی آن است. »
جمعبندی
پایانبندی شتابزده و نمادهای چندپهلو نیز ممکن است حس ناتمامی ایجاد کنند، بهخصوص اگر تماشاگر خواهان توضیحی صریح و نتیجهای کاملاً بسته باشد. جمعبندی «Legend of the Mountain» تجربهای سینمایی است که زیبایی خود را بیش از هر چیز در فضاسازی، تصویر، موسیقی و ابهام مییابد. فیلم از تماشاگر نمیخواهد تنها دنبال زنجیرهای از رخدادها باشد؛ او را به مشاهدهٔ دقیقتر، شنیدن صداهای محیط و پذیرش مرزی لغزان میان واقعیت و خیال دعوت میکند.
چشماندازهای شاعرانه، حضور نامتعارف نیروهای فراطبیعی و پیوند افسانه با تأملات معنوی، اثری یگانه میسازند که از الگوهای معمول ژانری فاصله میگیرد. در مقابل، ریتم کند، زمان طولانی، نوسان میان لحنها و نمادپردازیهای گاه دشوار، میتوانند فاصلهای جدی میان فیلم و بخشی از مخاطبان ایجاد کنند.
ارزش اثر نه در بینقصبودن روایت، بلکه در جسارت ساختن جهانی است که قواعدش را بهآرامی و نه همیشه بهروشنی آشکار میکند. برای تماشاگرانی که با سینمای تأملی و تصویرمحور همراه میشوند، این فیلم سفری رازآلود و ماندگار است؛ برای دیگران، ممکن است کوهستانی زیبا اما دشوارگذر باقی بماند.



ثبت دیدگاه