نقد و بررسی
نقد Bloodsuckers | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان انقلاب و خونآشامی «بلادساکرز» ساختهٔ یولیان رادلمایر، فیلمی است که از همان نقطهٔ آغاز، واقعیت تاریخی را نه چون زمینهای خنثی، بلکه همچون نیرویی فعال و هجوآمیز وارد قصه میکند. لیووشکا، کارگر شوروی و بازیگرِ تازهکاری که قرار است نقش تروتسکی را در فیلمی از آیزنشتاین بازی کند، ناگهان با تغییر باد سیاسی از رؤیای خود محروم میشود.
او به تبعید میرود، هویتی تازه برای خود میسازد و در ساحلی آلمانی منتظر فرصتی برای رسیدن به هالیوود میماند. این مسیر، در ظاهر قصهٔ یک مهاجر سرگردان است؛ اما فیلم خیلی زود آن را به برخوردی میان سیاست، طبقه، عشق و افسانه بدل میکند. ساختهٔ رادلمایر در سال ۲۰۲۱ در جشنوارهٔ برلین به نمایش درآمد و در سال ۲۰۲۲ در آلمان اکران شد.
قصهای میان تبعید و تظاهر لیووشکا شخصیتی است که ناچار میشود خود را از نو اختراع کند. او دیگر نمیتواند به گذشتهٔ سیاسیاش تکیه کند و آیندهاش نیز هنوز شکل نگرفته است؛ پس میان این دو، نقابی میسازد: خود را بارونی ثروتمند جا میزند و در انتظار کشتیای میماند که قرار است او را به هالیوود ببرد.
« او به تبعید میرود، هویتی تازه برای خود میسازد و در ساحلی آلمانی منتظر فرصتی برای رسیدن به هالیوود میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین وضعیت، موتور کمدی فیلم را روشن میکند. او نه فقط در زندگی، بلکه در صحنهای نانوشته بازی میکند؛ صحنهای که قواعدش را جامعهٔ طبقاتی تعیین کرده است. طنز ماجرا از آنجا میآید که نقشآفرینی سینمایی لیووشکا با نقشآفرینی روزمرهاش پیوند میخورد. او زمانی برای ایفای نقش تروتسکی انتخاب شده بود، اما اکنون برای بقا، نقش یک اشرافزاده را بازی میکند.
این جابهجایی هویت، فیلم را به تأملی دربارهٔ بازیگری و نمایش اجتماعی تبدیل میکند: آدمها در جهانی نابرابر، گاه ناچارند خود را آنگونه نشان دهند که صاحبان قدرت میپسندند. فیلم این ایده را با جدیتی خشک و لحنی بازیگوش پیش میبرد؛ ترکیبی که در لحظههایی هوشمندانه است و در لحظههایی دیگر ممکن است فاصلهای سرد با تماشاگر ایجاد کند.
عشق در جهانِ نامتعارف ورود اکتاویا فلامبو-یانسن، صاحب کارخانهای اسرارآمیز، رابطهای عاشقانه را شکل میدهد که بهجای پیروی از الگوی آشنای دلدادگی، از تناقض و بازی نیرو میگیرد. اکتاویا خود به جهان دیگری تعلق دارد؛ جهانی که در آن ثروت، میل و تهدید به شکلی غریب کنار هم قرار گرفتهاند.
« همین وضعیت، موتور کمدی فیلم را روشن میکند. »
شخصیتها و اجرا
لیووشکا نیز با هویت ساختگیاش میکوشد در این فضا پذیرفته شود. بنابراین عشق میان آن دو، تنها کشش عاطفی نیست؛ نوعی مذاکره بر سر نقشها و جایگاههاست. بامزگی این رابطه در برخورد میان جدیتِ ادعاها و پوچیِ موقعیتهاست. لیووشکا میخواهد خود را با خواستهها و علایق اکتاویا هماهنگ کند؛ حتی اگر این همراهی او را به کارگری در کارخانه یا خواندن مارکس بکشاند.
این لحظهها در عین خندهآور بودن، پرسشی جدیتر را نیز در خود دارند: آیا عشق میتواند از نابرابری طبقاتی عبور کند، یا فقط شکل تازهای از سازگاری با آن است؟ فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و همین امتناع از نتیجهگیری صریح، رابطه را از رمانتیکبودنِ متعارف دور میکند. خونآشامها بهمثابه تمثیل حضور خونآشامها در «بلادساکرز» صرفاً افزودهای برای ایجاد دلهره نیست.
این موجودات در دل فیلم، استعارهای روشن از مکیدن نیروی دیگراناند؛ تصویری که به نقد سرمایهداری و مناسبات کار پیوند میخورد. در جهانی که برخی از ثروت و فراغت بهرهمندند و برخی دیگر ناچارند نیروی کارشان را بفروشند، خونآشام به نمادی اغراقآمیز اما کارآمد بدل میشود: کسی که برای تداوم زندگی خود، از دیگری تغذیه میکند.
« لیووشکا نیز با هویت ساختگیاش میکوشد در این فضا پذیرفته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم این تمثیل را به رسالهای سیاسی با پیامهای یکخطی تقلیل نمیدهد. ایدهٔ سیاسی آن بیشتر از مسیر برخورد شخصیتها، کارخانه، طبقه و موقعیتهای کمیک به چشم میآید. گاهی این شیوه به فیلم جان میدهد؛ چون اندیشه را در دل کنش و تصویر مینشاند. گاهی نیز تأکید آشکار بر استعاره، چنان پررنگ میشود که تماشاگر احساس میکند هر عنصر باید معنایی سیاسی را حمل کند.
این دوگانگی بخشی از تجربهٔ فیلم است: اثر هم میخواهد سرگرم کند و هم پیوسته یادآوری میکند که سرگرمیاش از پرسشهای تاریخی و اجتماعی جدا نیست. تصویر، رنگ و فضای سوررئال یکی از دلنشینترین ویژگیهای فیلم، جهان بصری متمایز آن است. ساحل آلمانی و فضای تفریحی مجلل، در قابهایی قرار میگیرند که بهجای بازسازی واقعگرایانهٔ یک دورهٔ تاریخی، نوعی صحنهٔ نمایشی و کمی رؤیاگون میسازند.
رنگبندی چشمگیر و طراحی فضا، به فیلم هویتی مستقل میدهد؛ گویی شخصیتها در منظرهای قرار گرفتهاند که هم واقعی است و هم اندکی از منطق روزمره فاصله دارد. این انتخاب بصری با لحن اثر هماهنگ است. قصه میتواند از تبعید و سرکوب سیاسی به عشق و خونآشامی بپرد، بیآنکه بخواهد مرزهای هر ژانر را دقیق نگه دارد.
« بااینحال، فیلم این تمثیل را به رسالهای سیاسی با پیامهای یکخطی تقلیل نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
تصویرها هم همین بیقراری را بازتاب میدهند: زیبا و دلپذیرند، اما در پسِ زیباییشان نوعی تصنع و ناامنی احساس میشود. تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر واقعنمایی باشد، جذب کیفیت صحنهها و ترکیب رنگها شود؛ و این برای فیلمی که بر نمایش، نقش و هویت تأکید دارد، انتخابی سنجیده است. طنز خشک و آزمونِ صبر تماشاگر طنز فیلم از جنس شوخیهای پرشتاب و واکنشهای آشکار نیست.
خندهها اغلب از مکث، جدیتِ نامتناسب با موقعیت و برخورد شخصیتها با امر نامعقول زاده میشوند. این طنز خشک میتواند بسیار مؤثر باشد؛ زیرا فیلم بهجای توضیحدادن شوخی، اجازه میدهد تضاد میان رفتارها و موقعیتها خودش معنا بسازد. اما همین خونسردی برای همه کار نمیکند. گاهی فاصلهٔ عمدی فیلم با احساسات شخصیتها، بهجای ایجاد طنز، حالتی اداوار یا بیش از اندازه خودآگاه پیدا میکند.
ریتم نیز چالش مهم دیگری است. فیلم در بخشهایی با مکثهای طولانی و حرکت آرام پیش میرود و بعضی موقعیتها را بیش از اندازه نگه میدارد. این کندی همیشه بیحاصل نیست؛ گاه به ساختن فضای غریب و تثبیت لحن کمک میکند. بااینهمه، در لحظههایی نیز از انرژی قصه میکاهد و باعث میشود مسیر روایت اندکی پراکنده به نظر برسد.
« طنز خشک و آزمونِ صبر تماشاگر طنز فیلم از جنس شوخیهای پرشتاب و واکنشهای آشکار نیست. »
جمعبندی
ترکیب عاشقانه، کمدی سیاسی، خیالپردازی سوررئال و عناصر خونآشامی، جسورانه است، اما طبیعی است که گاهی تمرکز داستان را دشوار کند. جمعبندی «بلادساکرز» فیلمی نامتعارف و خوشتصویر است که از دل یک داستان عاشقانه و خونآشامی، به پرسشهایی دربارهٔ تبعید، نمایش اجتماعی و بهرهکشی طبقاتی میرسد.
نقطهٔ قوتش را باید در پیوند خلاقانهٔ ژانرها، جهان بصری چشمگیر و تمثیل سیاسیِ خونآشامها جستوجو کرد؛ تمثیلی که در بیشتر لحظهها در بطن قصه جا میافتد، نه در حاشیهٔ آن. در مقابل، ریتم کند، طنز خشک و لحن خودآگاه فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که روایت سرراست و ضرباهنگ تند میخواهند، خستهکننده یا گیجکننده باشد.
این اثر بیش از آنکه بخواهد همه را با خود همراه کند، جهانی شخصی میسازد و از مخاطب میخواهد با قواعد نامتعارفش کنار بیاید. اگر کسی از سینمایی استقبال کند که سیاست را با فانتزی، عشق را با تمسخر و زیبایی را با امر ناآرام درهم میآمیزد، «بلادساکرز» تجربهای بهیادماندنی خواهد بود؛ نه بهسبب بینقصبودن، بلکه بهسبب جسارتش در ساختن لحنی که بهآسانی در یک ژانر جا نمیگیرد.



ثبت دیدگاه