نقد و بررسی
نقد Please Don't Destroy: The Treasure of Foggy Mountain | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای به وسعت یک شوخی بلند «Please Don't Destroy: The Treasure of Foggy Mountain» از همان طرح اولیهاش وعدهٔ فیلمی پرحادثه، سبک و بازیگوش میدهد: سه دوست که همخانه و همکارند، متوجه میشوند زندگیشان آنطور که میخواستند پیش نمیرود و به امید یافتن گنجی افسانهای راهی کوهستان میشوند.
این جستوجو، بیش از آنکه دربارهٔ ثروت یا کشف تاریخی باشد، فرصتی است برای گریز از روزمرگی و آزمودن پیوندی که میان سه شخصیت شکل گرفته است. فیلم بهجای آنکه این ایده را به ماجراجویی جدی یا درامی پرکشش بدل کند، آن را به بستری برای شوخیهای عجیب، موقعیتهای نامنتظر و رفتارهای کودکانه تبدیل میکند.
این رویکرد گاه به سود فیلم تمام میشود. اثر قرار نیست جهانبینی تازهای عرضه کند یا مخاطب را به تأملی سنگین دربارهٔ مسیر زندگی وادارد. جذابیتش در بیاعتنایی به تشریفات و جدیتهای معمول است؛ سه شخصیت اصلی نه قهرمانانی باهوش و کارداناند و نه آدمهایی که تصمیمهایشان همیشه منطق محکمی داشته باشد.
آنها بیشتر با نیروی دوستی، شتابزدگی و اندکی حماقت پیش میروند. اما همین سادگی، در عین حال، سقف فیلم را هم محدود میکند: ماجراجویی آغاز میشود، اما همیشه آنقدر نیروی تازه پیدا نمیکند که در سراسر زمان فیلم زنده و پرتحرک بماند. سه رفیق و یک شیمی نامتوازن هستهٔ فیلم رابطهٔ میان بن، جان و مارتین است؛ سه نفری که نام شخصیتهایشان با نام بازیگران اصلی یکسان است.
« اثر قرار نیست جهانبینی تازهای عرضه کند یا مخاطب را به تأملی سنگین دربارهٔ مسیر زندگی وادارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بن مارشال، جان هیگینز و مارتین هرلیهی در نقش نسخههایی داستانی از خودشان، همان حالوهوای شوخ و اندکی بیقید گروه کمدیشان را به فیلم میآورند. بازی آنها بر ظرافتهای روانشناختی یا دگرگونیهای عمیق تکیه ندارد؛ بیش از هر چیز، بر هماهنگی یک گروه رفیقانه و پذیرش موقعیتهای مضحک استوار است.
این انتخاب در صحنههایی که سه نفر با هم کلکل میکنند یا بیملاحظه به دل دردسر میزنند، کارآمد است. بااینحال، انرژی گروهی همیشه به معنای شخصیتپردازی کامل نیست. هر سه نفر چنان در فضای شوخی و بیخیالی حل شدهاند که گاهی مرز میان ویژگیهایشان کمرنگ میشود. فیلم نشانههایی از نگرانی دربارهٔ آینده و تغییر رابطهها در خود دارد، اما معمولاً پیش از آنکه این نگرانیها عمق بگیرند، به شوخی بعدی میرسد.
در نتیجه، دوستی شخصیتها بیشتر بهانهای برای راهافتادن ماجراست تا رابطهای که تماشاگر فرصت کند فراز و فرودش را با دقت دنبال کند. همین کمبود، بهویژه در بخشهایی که فیلم از یک شوخی کوتاه به داستانی بلندتر میرسد، محسوس میشود. طنزی میان شوخی کلامی و بازیگوشی بیپروا طنز فیلم از چند سرچشمه تغذیه میکند: گفتوگوهای سربهسرانه، ارجاعهای فرهنگ عامه، رفتارهای نامعقول و اغراقهای فیزیکی.
بهترین لحظهها زمانی شکل میگیرند که فیلم میان این عناصر تعادل پیدا میکند؛ شوخی ابتدا موقعیتی ساده میسازد، سپس آن را با جزئیاتی غیرمنتظره از مسیر عادی بیرون میبرد. بعضی از ارجاعها و تکههای فرهنگی نیز بدون آنکه قصه را متوقف کنند، حس آشنایی و صمیمیت میآفرینند. برای تماشاگرانی که با جنس شوخی گروه ارتباط میگیرند، همین لحظهها میتوانند خندهای واقعی و بیتکلف به همراه داشته باشند.
« این انتخاب در صحنههایی که سه نفر با هم کلکل میکنند یا بیملاحظه به دل دردسر میزنند، کارآمد است. »
شخصیتها و اجرا
اما شوخیهای فیزیکی همیشه چنین موفقیتی ندارند. فیلم گاهی از مخاطب میخواهد صرفاً به دلیل شدت اغراق یا حماقت رفتار شخصیتها بخندد، بیآنکه موقعیت به اندازهٔ کافی تازه یا پرداختشده باشد. تکرار یک حرکت یا اصرار بر شوخیای که از ابتدا چندان کار نکرده، میتواند بهجای افزایش خنده، آن را فرسوده کند.
این تفاوت میان شوخیهای کلامی و بدنی یکی از عوامل اصلی نوسان فیلم است: برخی لحظهها سرزنده و بهیادماندنیاند، اما برخی دیگر انگار پیش از آنکه به نسخهٔ نهایی راه پیدا کنند، به بازنویسی بیشتری نیاز داشتهاند. فیلمنامهای که به نیروی بیشتری نیاز دارد فیلمنامه مسیر آشنایی را دنبال میکند: انگیزهای برای ترک روزمرگی پدید میآید، شخصیتها وارد محدودهای ناآشنا میشوند و هر مانع فرصتی برای دردسر و شوخی تازه فراهم میآورد.
چنین ساختاری ذاتاً ایرادی ندارد؛ کمدیهای ماجراجویانه اغلب از همین الگو استفاده میکنند. مسئله آن است که «گنج کوهستان مهآلود» بهندرت این قالب را با پیچیدگی یا غافلگیری چشمگیری دگرگون میکند. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که داستان در چه جهتی حرکت خواهد کرد و بسیاری از رخدادها بیشتر برای رساندن شخصیتها به شوخی بعدی حضور دارند تا آنکه پیامدهای دراماتیک معناداری بسازند.
از همین رو، ریتم فیلم در بخشهایی ناهموار میشود. بعضی صحنهها سریع و سرحالاند، اما بعضی دیگر بیش از اندازه در یک ایده میمانند. فیلمنامه همچنین میتوانست از تضادهای درونی سه دوست بهتر بهره بگیرد: دلواپسی آنان از آینده و میل به حفظ زندگی مشترک، ظرفیت آن را داشت که به کمدی نیروی عاطفی بیشتری بدهد.
« اما شوخیهای فیزیکی همیشه چنین موفقیتی ندارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، اثر غالباً در سطح شوخی باقی میماند و کمتر اجازه میدهد آن نگرانیها به شکلی ماندگار در بافت داستان جا بگیرند. حاصل کار، فیلمی است که لحظههای خندهدار دارد، اما مجموع شوخیهایش همیشه برای پُرکردن یک فیلم بلند کافی نیست. گروه مکمل و حضورهای پررنگ بازیگران مکمل در جاندادن به جهان فیلم سهم مهمی دارند.
حضور مگان استالتر و ایکس مایو در نقش محیطبانها، به فضای ماجرا انرژی و اصطکاک تازهای اضافه میکند. بوون یانگ نیز با حضوری متفاوت، به داستان رنگی نامتعارف میبخشد. کانن اوبرایان در نقش پدر بن، با تکیه بر شخصیت شناختهشده و زمانبندی کمیک خود، از جمله چهرههایی است که حتی در زمان محدودش توجه را جلب میکند.
جان گودمن نیز روایت داستان را بر عهده دارد و صدای او به ماجرا حالوهوایی قصهگو و ماجراجویانه میدهد. حضور این بازیگران گاه چنان برجسته است که فیلم از سه شخصیت مرکزی فاصله میگیرد و برای لحظاتی نیروی طنز خود را از آنها میگیرد. این مسئله هم فرصت است و هم ضعف. نقشهای مکمل میتوانند صحنههایی را که از نظر کمدی کمجان شدهاند، سرزنده کنند؛ اما گاهی نیز نشان میدهند که سه شخصیت اصلی هنوز برای نگهداشتن تمام بار یک فیلم بلند بهتنهایی توان کافی ندارند.
فیلم در برخورد با چهرههای فرعی، گاه به شوخیها و ویژگیهای مشخصتری دست پیدا میکند، درحالیکه خود سه دوست در همان تیپهای آشنا باقی میمانند. این ناهمترازی بخشی از لذت اثر است، اما انسجام آن را نیز اندکی کاهش میدهد. مناسب برای تماشایی بیتوقع «Please Don't Destroy: The Treasure of Foggy Mountain» بیش از آنکه فیلمی برای تماشای دوباره و کشف جزئیات تازه باشد، تجربهای مناسب برای شبی است که مخاطب به سرگرمی سبک و بیتکلف نیاز دارد.
« حاصل کار، فیلمی است که لحظههای خندهدار دارد، اما مجموع شوخیهایش همیشه برای پُرکردن یک فیلم بلند کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
فضای رفاقتی، ماجراجویی در طبیعت و بیپروایی شخصیتها به فیلم جذابیتی آسانفهم میبخشد؛ لازم نیست مخاطب برای ورود به جهانش آمادهسازی خاصی داشته باشد. حتی وقتی شوخیها نمیگیرند، سرخوشی کلی اثر مانع از آن میشود که شکستهایش به تلخی یا سنگینی تبدیل شوند. بااینحال، همین بیتوقعی نباید با انسجام یا قدرت کمدی اشتباه گرفته شود.
فیلم در بهترین لحظههایش خندهدار و پرانرژی است، اما فاصلهٔ میان این لحظهها گاه طولانی میشود. واکنش تماشاگران به چنین اثری نیز طبیعی است که دوگانه باشد: برای بعضی، همین حماقتِ آگاهانه و چند شوخی موفق کافی است؛ برای برخی دیگر، تکرار، پیشبینیپذیری و شوخیهای کماثر مانع از آن میشود که فیلم واقعاً سرگرمکننده بماند.
اگر کسی از پیش با لحن گروه آشنا باشد، احتمالاً آسانتر با ریتم و جنس شوخی آن همراه میشود؛ اما فیلم برای مخاطب ناآشنا نیز چند لحظهٔ مستقل و خندهآور دارد. جمعبندی «Please Don't Destroy: The Treasure of Foggy Mountain» کمدی ماجراجویانهای است با قلبی رفاقتی، روحیهای سبک و داستانی که از همان آغاز مسیر نسبتاً روشنی دارد.
سه بازیگر اصلی در فضای خلوچل فیلم طبیعی به نظر میرسند و برخی شوخیهای کلامی و ارجاعهای فرهنگی واقعاً جواب میدهند. حضور بازیگران مکمل نیز در چند نقطه به اثر جانی تازه میبخشد. در مقابل، فیلمنامه از کمبود غافلگیری، شخصیتپردازی محدود و شوخیهایی رنج میبرد که همیشه به اندازهٔ کافی تیز یا مؤثر نیستند.
« حتی وقتی شوخیها نمیگیرند، سرخوشی کلی اثر مانع از آن میشود که شکستهایش به تلخی یا سنگینی تبدیل شوند. »
جمعبندی
ارزش فیلم در این نیست که تجربهای کامل و یکدست ارائه کند؛ ارزشش در چند لحظهٔ سرخوشانه و بیادعایی است که از دل ماجرایی ساده بیرون میآیند. برای تماشایی گذرا و کمتوقع، میتواند انتخابی دلچسب باشد، اما احتمالاً برای بسیاری از مخاطبان اثری خواهد بود که یک بار دیدنش کافی است.



ثبت دیدگاه