نقد و بررسی
نقد The Wizards Return: Alex vs. Alex | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان روسو «The Wizards Return: Alex vs. Alex» بیش از آنکه فیلمی مستقل باشد، دیداری دوباره با جهانی آشناست؛ بازگشتی به خانوادهای که شوخیها، رقابتهای خواهر و برادری و جادوهای دردسرسازش برای مخاطبان سریال «Wizards of Waverly Place» خاطرهانگیز است. ماجرا در جریان سفر خانواده به توسکانی شکل میگیرد: الکس روسو میخواهد به اطرافیانش نشان دهد مسئولیتپذیرتر شده، اما تصمیمش برای کنار گذاشتن خصلتهای ناخوشایند خود به پیدایش نسخهای شرور از او میانجامد.
از این نقطه، قصه به رویارویی میان دو سوی یک شخصیت و تهدیدی بزرگتر برای خانواده و جهان میرسد. فیلم محصول سال ۲۰۱۳ و اثری تلویزیونی به کارگردانی ویکتور گونزالس است؛ مدت آن نیز حدود یک ساعت است. پیشفرض داستان، در ظاهر ظرفیتی فراتر از یک ماجرای فانتزی نوجوانانه دارد. جدا کردن «بدی» از وجود یک انسان، پرسشی درباره هویت و پذیرش خویشتن پیش میکشد: آیا میتوان ضعفها را حذف کرد و همچنان همان آدم باقی ماند؟
فیلم این ایده را به زبانی ساده و مناسب مخاطب خانوادگی بیان میکند. انتخاب الکس برای دستکاری شخصیتش، هم سرچشمه بحران است و هم بازتابی از فشارهایی که از خانواده و جایگاه تازهاش بهعنوان جادوگر خانواده احساس میکند. اثر از پیچیدهکردن این پرسش پرهیز میکند، اما همین سادگی باعث میشود محور عاطفی قصه روشن و قابلفهم بماند.
سلنا گومز و دو چهرهٔ یک شخصیت مهمترین برگ برندهٔ فیلم، بازی سلنا گومز در نقش دو نسخه از الکس است. جذابیت این انتخاب فقط در تفاوت ظاهری یا رفتاری دو شخصیت خلاصه نمیشود؛ فیلم زمانی جان میگیرد که بازیگر باید با تغییر لحن، نگاه و واکنش، فاصلهٔ میان الکسِ آشنا و همزاد تاریکش را محسوس کند.
« بازگشت به جهان روسو «The Wizards Return: Alex vs. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نسخهٔ خوب، همچنان همان نوجوان زیرک و گاه خودمحوری است که تماشاگر از سریال میشناسد؛ نسخهٔ بد، آن خصلتها را بیمهارتر و نمایشیتر بروز میدهد. بدینترتیب، تقابل میان آن دو، صرفاً برخورد خیر و شر نیست؛ رویارویی اغراقآمیزی با ویژگیهایی است که الکس میخواهد از خود دور کند. گومز میان این دو قطب، تعادلی متناسب با لحن اثر برقرار میکند.
اجرای او مانع میشود ایدهٔ دو الکس به ترفندی صرفاً مکانیکی بدل شود و به فیلم انرژی میبخشد؛ بهویژه در موقعیتهایی که هر دو نسخه باید همزمان در مرکز توجه باشند. با این حال، فیلم مجال چندانی برای پرداخت روانشناختی عمیقتر به دوگانگی شخصیت نمیگشاید. تفاوتها بیشتر در خدمت کمدی، سوءتفاهم و پیشبرد ماجرا هستند تا واکاوی جدی درونیات قهرمان.
در نتیجه، بازی گومز از آنچه فیلمنامه برایش فراهم میکند غنیتر به نظر میرسد. خانوادهٔ روسو؛ خانهای آشنا با یک جای خالی بازگشت اعضای خانوادهٔ روسو و دوستان الکس از مهمترین سرچشمههای لذت فیلم است. حضور مکس، هارپر، جری و ترزا، حس ادامهدار بودن جهان سریال را حفظ میکند و رابطههای آشنای آنها بینیاز از مقدمهچینی طولانی دوباره شکل میگیرد.
تماشاگرِ طرفدار، تنها برای دانستن سرانجام یک بحران جادویی به فیلم بازنمیگردد؛ بخشی از خواستهاش دیدن دوبارهٔ همین جمع و شنیدن ضرباهنگ آشنای گفتوگوهایشان است. اثر نیز این انتظار را با فضایی گرم و خانوادگی پاسخ میدهد، هرچند در زمانی محدود نمیتواند به همهٔ شخصیتها سهم یکسانی از داستان بدهد.
« گومز میان این دو قطب، تعادلی متناسب با لحن اثر برقرار میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این میان، غیبت جاستین محسوس است. شخصیت او در ماجرا حضور فیزیکی ندارد، هرچند بهعنوان بخشی از زندگی خانواده یاد میشود؛ بنابراین جای خالیاش، بهخصوص در تعاملات خانوادگی و در نسبت با الکس، به چشم میآید. اهمیت این فقدان از آنجاست که جاستین صرفاً عضوی دیگر از خانواده نیست: رابطهٔ او با الکس یکی از تکیهگاههای درام و شوخیهای سریال بوده است.
فیلم با بازگرداندن بخش عمدهای از گروه، حس نوستالژی را زنده میکند، اما نمیتواند کاملاً جای آن پویایی خاص را پر کند. کمدی و ریتم؛ سرگرمی بیادعا فیلم برای سرگرمکردن مخاطب، بر ترکیب آشنای جادو، آشفتگی خانوادگی و کمدی موقعیت تکیه میکند. طلسمهایی که قرار است راهحل باشند، بحرانهای تازه میسازند؛ سوءتفاهمها و رقابت میان دو الکس نیز به این آشوب میافزاید.
این فرمول برای جهان «جادوگران وِیورلی پلیس» طبیعی است و با انتظاری که از یک ویژهبرنامهٔ خانوادگی میرود تناسب دارد. فضای ایتالیایی و سفر خانوادگی نیز به ماجرا رنگی متفاوت میدهد، بیآنکه فیلم خود را از هویت تلویزیونی و سبک سرگرمکنندهاش جدا کند. ریتم اثر عموماً تند و سرراست است.
فیلم قرار نیست مکثهای طولانی یا پیچیدگی روایی فراوان داشته باشد؛ مسئلهای پیش میآید، جادو آن را تشدید میکند و شخصیتها ناچار میشوند با پیامدهای تصمیمهایشان روبهرو شوند. همین روش، تماشای آن را برای مخاطب کمسنوسال و طرفداران قدیمی آسان میکند. البته سرعت گاهی جای پرداخت را میگیرد: برخی موقعیتها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند از نظر احساسی یا طنزآمیز بسط یابند، به مرحلهٔ بعدی ماجرا میروند.
« همین روش، تماشای آن را برای مخاطب کمسنوسال و طرفداران قدیمی آسان میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سرگرمی حاضر است، اما همیشه به خنده یا تعلیق ماندگار تبدیل نمیشود. فانتزی آشنا و محدودیتهای فیلمنامه تقابل دو نسخه از قهرمان، یکی از ایدههای پرکاربرد فانتزی است و فیلم نیز از همین آشنایی بهره میبرد. نسخهٔ تاریک الکس و جادوگری که با او همراه میشود، تهدیدی روشن برای داستان میسازند و نبرد خیر و شر را به مسیری قابلدرک هدایت میکنند.
اما وقتی هدف به تسلط بر جهان گسترش مییابد، مقیاس خطر از کشمکش شخصی الکس بزرگتر میشود، بیآنکه همیشه عمق و وزن متناسبی پیدا کند. در نتیجه، تهدید جهانی گاه بیشتر بهانهای برای پیشبرد ماجراجویی است تا بحرانی با پیامدهای واقعاً ملموس. این محدودیت در مقایسه با فیلم قبلی مجموعه نیز دیده میشود.
روایت اینجا سادهتر و کمرمقتر است و ایدهٔ مرکزی، با وجود ظرفیتهایش، بیشتر بهعنوان موتور یک ماجرای سرگرمکننده به کار میرود تا بنیانی برای داستانی پرلایه. فیلم بهخوبی میداند مخاطبش احتمالاً برای بازگشت شخصیتها و حالوهوای آشنا آمده است؛ اما همین اتکا به آشنایی گاهی باعث میشود خطرپذیری روایی کمتری نشان دهد.
نتیجه اثری است که در جهان خودش خوشتماشا میماند، ولی کمتر لحظهای دارد که آن را از یک دیدار مجدد دلپذیر به تجربهای بهیادماندنی تبدیل کند. هویت، خانواده و پذیرش خویشتن زیر لایهٔ ماجرایی، فیلم دربارهٔ بلوغ و رابطهٔ فرد با بخشهایی از شخصیت خود حرف میزند که از آنها خجالت میکشد یا میخواهد پنهانشان کند.
« سرگرمی حاضر است، اما همیشه به خنده یا تعلیق ماندگار تبدیل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
الکس تصور میکند حذف ویژگیهای نامطلوب، او را به فردی مسئولتر بدل میکند؛ اما خودِ این تلاش نشان میدهد که بلوغ الزاماً به معنای پاککردن نقصها نیست. خانواده و دوستان نیز در روایت نقشی مهم دارند، زیرا الکس را نه فقط با اشتباههایش، بلکه با پیوندهایی که میانشان ساخته شده تعریف میکنند.
پیام فیلم ساده و مستقیم است، اما برای مخاطب جوان میتواند قابللمس باشد: مسئولیتپذیری از شناخت خویشتن آغاز میشود، نه از وانمودکردن به اینکه هیچ ضعف و تناقضی وجود ندارد. با این حال، مضمون اثر به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش پیچیده نمیشود. دوگانگی الکس میتوانست زمینهای برای پرسشهای جدیتر دربارهٔ کنترل، انتخاب و خودفریبی باشد، اما فیلم ترجیح میدهد این مفاهیم را در قالب یک ماجرای سبک و خانوادگی نگه دارد.
این انتخاب لزوماً نقصی مطلق نیست؛ بلکه حد و مرز هدف اثر را مشخص میکند. تماشاگر با درامی فلسفی روبهرو نیست، بلکه با سرگرمیای مواجه است که میکوشد در کنار جادو و کمدی، پیامی ساده دربارهٔ پذیرفتن خود نیز منتقل کند. جمعبندی «The Wizards Return: Alex vs. Alex» دیداری نوستالژیک و خوشریتم با خانوادهٔ روسو است که بیش از هر چیز با بازی دوگانهٔ سلنا گومز و بازگشت حالوهوای آشنای سریال مخاطب را نگه میدارد.
کمدی و جادو بهاندازهای حضور دارند که فیلم سرگرمکننده بماند، و مضمون پذیرش خویشتن نیز به ماجرا معنایی فراتر از یک نبرد فانتزی ساده میدهد. در سوی دیگر، داستان در قیاس با ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش ساده است، تهدید جهانی گاهی کلیشهای جلوه میکند و غیبت جاستین از گرمای بعضی رابطههای خانوادگی میکاهد.
« با این حال، مضمون اثر به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش پیچیده نمیشود. »
جمعبندی
حاصل، اثری بیادعا و دوستداشتنی برای طرفداران مجموعه است؛ فیلمی که بیشتر از آنکه داستانی تازه و عمیق بسازد، لذت دوبارهبودن در کنار شخصیتهای محبوب را عرضه میکند.



ثبت دیدگاه