نقد و بررسی
نقد Down with Love | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی عاشقانه در ویترین دههٔ شصت «Down with Love» بیش از آنکه صرفاً کمدی رمانتیکی دربارهٔ برخورد دو آدم متضاد باشد، بازیگوشی آگاهانهای با زبان سینمایی و قواعد اجتماعی اوایل دههٔ ۱۹۶۰ است. فیلم ما را به نیویورکی رنگارنگ میبرد که در آن باربارا نواک با کتابی دربارهٔ استقلال زنان به شهرت میرسد و کچر بلاک، روزنامهنگاری خوشگذران و خودپسند، تصمیم میگیرد اعتبار اندیشههای او را زیر سؤال ببرد.
همین موقعیت، زمینهٔ بازیای از هویت، فریب، سوءتفاهم و کشش فراهم میکند؛ بازیای که فیلم آن را نه با واقعگرایی، بلکه با تصنع دلنشین و اغراق حسابشده پیش میبرد. کارگردانی پیتون رید از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با تصویری مستند از گذشته روبهرو باشیم. فیلم، گذشته را همچون صحنهای برای اجرای یک خیال سینمایی میسازد؛ جهانی که بیشتر از آنکه بازسازی روزمرهٔ نیویورک باشد، یادآوری سبکپردازیشدهٔ کمدیهای عاشقانهٔ آن دوران است.
این انتخاب، برای مخاطبی که به بازی با قراردادهای ژانر علاقه دارد، جذابیت اصلی فیلم را شکل میدهد. نبرد جنسیتها و استقلال عاطفی ایدهٔ محوری فیلم بر تقابل دو دیدگاه بنا شده است: باربارا از زنان میخواهد زندگی و خواستههایشان را به رابطه با مردان گره نزنند؛ کچر، در سوی مقابل، به روابط همچون میدان فتح و نمایش قدرت مینگرد.
« کارگردانی پیتون رید از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با تصویری مستند از گذشته روبهرو باشیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخورد این دو، تنها بهانهای برای شکلگیری یک رابطهٔ عاشقانه نیست، بلکه فرصتی است برای آزمودن این پرسش که آیا استقلال و صمیمیت الزاماً در برابر هم قرار میگیرند یا میتوان میان آنها تعادلی یافت. بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه بحثی عمیق دربارهٔ سیاست جنسیتها پیش ببرد، از این دو موضع برای ساختن شوخی و تعلیق رمانتیک استفاده میکند.
شعارهای باربارا و اعتمادبهنفس نمایشی کچر، گاه بهجای آنکه به شخصیتپردازی پیچیدهتر بینجامند، در خدمت بازیِ اغراقآمیز فیلم قرار میگیرند. این رویکرد با جهان فانتزی اثر سازگار است، اما ظرفیت موضوع را نیز محدود میکند: تقابل زن مستقل و مرد فریبکار میتوانست به کاوشی ظریفتر دربارهٔ قدرت، انتخاب و صداقت بدل شود.
روایت، فریب و فرصتهای ناتمام هستهٔ داستانی «Down with Love» از پتانسیل کمدی بالایی برخوردار است. هویت ساختگی کچر، نقشهٔ او برای نزدیکشدن به باربارا و موقعیتهای متناقضی که از این تصمیم پدید میآیند، امکان خلق کمدی موقعیت و تعلیق را فراهم میکنند. فیلم در بسیاری از لحظهها از این سازوکار بهره میبرد و با اطلاعات ناقص، برخوردهای تصادفی و بازی میان ظاهر و واقعیت، ریتمی سرزنده میسازد.
« روایت، فریب و فرصتهای ناتمام هستهٔ داستانی «Down with Love» از پتانسیل کمدی بالایی برخوردار است. »
شخصیتها و اجرا
اما روایت همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش پخته نیست. برخی از چرخشها بیشتر به ضرورت پیشبردن بازی وابستهاند تا تحولی طبیعی در شخصیتها. از همین رو، گاهی احساس میشود فیلم طرحی جذاب را در اختیار دارد، اما بهجای کاوش کامل پیامدهای آن، ترجیح میدهد به شوخی بعدی یا موقعیت نمایشی تازه برسد.
این شتاب، بهویژه در بخشهایی که میتوانستند احساسات و انگیزههای شخصیتها را روشنتر کنند، فرصتِ تعمیق را از داستان میگیرد. تماشاگر ممکن است از سرگرمی لحظهای لذت ببرد، اما در عین حال دریابد که روایت میتوانست انسجام عاطفی بیشتری داشته باشد. شخصیتها و شیمی بازیگران رنه زلوگر باربارا را با لحنی روشن، مصمم و اندکی معصومانه بازی میکند.
شخصیت او در ظاهر به قطعیت و اعتمادبهنفس متکی است، اما اجرای زلوگر میان این صلابت و نوعی آسیبپذیری فاصلهای جذاب ایجاد میکند. باربارا صرفاً نماد یک نظریه نیست؛ او زنی است که میخواهد کنترل زندگیاش را به دست گیرد، هرچند فیلم همیشه فرصت نمیدهد این خواسته را از شعارهایش فراتر ببریم.
« اما روایت همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش پخته نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایوان مکگرگور نیز کچر را با ظاهری آراسته و رفتاری سبکسرانه عرضه میکند. او بهخوبی با لحن اغراقشدهٔ فیلم همراه میشود، اما رابطهٔ میان او و زلوگر برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه باورپذیر نیست. کلکل و تبادل دیالوگ میان آنها معمولاً سرگرمکننده است، ولی جاذبهٔ عاطفیِ لازم برای آنکه این کشمکش کاملاً به عشقی قانعکننده بدل شود، گاه کمرنگ میماند.
در نتیجه، بخشهایی از رابطه بیشتر بر سازوکار فیلمنامه و بازیهای روایی استوارند تا بر احساسی که میان دو بازیگر شکل میگیرد. دیوید هاید پیرس و سارا پالسون نیز در نقشهایی که مسیر فرعی روایت را میسازند، به حفظ لحن کمیک کمک میکنند. حضور آنان، در کنار بازیگران مکمل، به فیلم امکان میدهد جهان اجتماعی گستردهتری بسازد؛ هرچند این خط فرعی نیز همیشه به اندازهٔ ظرفیتش گسترش نمییابد.
زیباییشناسی: رنگ، لباس و قاب یکی از موفقترین جنبههای فیلم، طراحی بصری آن است. رنگهای پرطراوت، دکورهای پرجزئیات و لباسهای چشمگیر، فضای دلخواه فیلم را از نخستین قابها تثبیت میکنند. ظاهر اثر نه میکوشد گذشته را خام و واقعگرایانه نشان دهد و نه به بازسازی بیروح یک دوره بسنده میکند؛ برعکس، دههٔ شصت را همچون نمایشی خوشآبورنگ عرضه میکند که هر عنصرش بخشی از لحن طنزآلود فیلم است.
« ایوان مکگرگور نیز کچر را با ظاهری آراسته و رفتاری سبکسرانه عرضه میکند. »
قوتها و کاستیها
قاببندیها، حرکت دوربین و شیوهٔ چیدمان صحنهها نیز از همین نگاه پیروی میکنند. تماسهای تلفنیِ چندقابی، که یادآور شگردهای کمدیهای آن دورهاند، نمونهای از آن است که چگونه فرم میتواند خود به شوخی بدل شود. تماس تصویریِ فیلم نیز از لحظات بهیادماندنی آن است: نه فقط به سبب غافلگیری کمیک، بلکه چون از منطق بصری و بازیگوشانهٔ اثر بیرون میآید.
در این فیلم، ظاهر صرفاً پوششی زیبا برای داستان نیست؛ خودِ ظاهر یکی از ابزارهای روایت است. طنز و ریتم کمدی طنز «Down with Love» بر کلکلهای کلامی، دوپهلوگویی و فاصلهٔ میان تصویر مؤدبانهٔ جهان و میلهایی که پشت آن پنهان شدهاند تکیه دارد. فیلم از محدودیتهای اجتماعی دورهٔ مورد اشاره، مصالحی برای شوخی میسازد و با بازی میان آنچه گفته میشود و آنچه فهمیده میشود، لذتی سبک و پیوسته پدید میآورد.
بسیاری از شوخیها قرار نیست ضربهای ناگهانی و فراموشنشدنی باشند؛ کارکردشان بیشتر حفظ سرزندگی و لبخند در سراسر فیلم است. همین سبک ممکن است برای بعضی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر بیش از حد تصنعی به نظر برسد. فیلم به لحن خودآگاه و پرزرقوبرقش وابسته است و از مخاطب میخواهد با قراردادهایش همراه شود.
« قاببندیها، حرکت دوربین و شیوهٔ چیدمان صحنهها نیز از همین نگاه پیروی میکنند. »
جمعبندی
اگر این همراهی شکل بگیرد، شوخیها و بازیهای زبانی جان میگیرند؛ اگر نه، تکرار ترفندها میتواند فاصلهای میان تماشاگر و داستان ایجاد کند. جمعبندی «Down with Love» کمدیای است که بیش از هر چیز با سبک، فضا و بازی با قراردادهای سینمای عاشقانهاش در خاطر میماند. لباسها و دکورهای چشمنواز، شوخیهای پیدرپی و لحظههای بصری خلاقانه، آن را به تجربهای خوشتماشا و سرزنده تبدیل میکنند.
در مقابل، داستان از ایدهٔ جذابش بهرهٔ کامل نمیبرد و رابطهٔ دو شخصیت اصلی نیز ممکن است از نظر عاطفی کمرمق به نظر برسد. ارزش فیلم در آن نیست که همهٔ اجزایش بینقصاند؛ در جسارتِ ساختن جهانی مصنوعی اما منسجم، و در لذتی است که از همین مصنوعبودن میگیرد. برای تماشاگرانی که با کمدیهای قدیمی، رنگهای درخشان و شوخیهای ظریفِ مبتنی بر سوءتفاهم ارتباط برقرار میکنند، اثر سرگرمکننده و دوستداشتنی است.
کسانی که بیش از هر چیز به شخصیتپردازی عمیق یا شیمی عاشقانهٔ نیرومند نیاز دارند، احتمالاً فاصلهٔ میان جذابیت بصری فیلم و محدودیتهای روایتش را بیشتر احساس خواهند کرد.



ثبت دیدگاه