نقد و بررسی
نقد اوپنهایمر 2023 (Oppenheimer) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان زندگینامه و تریلر تاریخی «Oppenheimer» فیلمی زندگینامهای است که از قالب متعارف این گونه فاصله میگیرد. کریستوفر نولان بهجای آنکه زندگی جی. رابرت اوپنهایمر را همچون زنجیرهای از رویدادهای تاریخی بازگو کند، آن را به تجربهای ذهنی و پرتنش بدل میسازد: تماشاگر نه فقط شاهد ساخت سلاحی سرنوشتساز است، بلکه درون ذهن مردی قرار میگیرد که علم، سیاست، جاهطلبی و مسئولیت اخلاقی در وجودش بههم گره خوردهاند.
فیلم بر پایه زندگی اوپنهایمر ساخته شده و بخش مهمی از آن به مدیریت او در پروژه منهتن و بازخواست امنیتی سالهای بعد میپردازد. این انتخاب، به اثر نیرویی فراتر از یک روایت تاریخی میبخشد. پرسش اصلی تنها این نیست که چگونه دانشمندان به ساخت بمب اتمی رسیدند؛ مسئله این است که دانستن، ساختن و بهکارگرفتن یک قدرت ویرانگر چه نسبتی با مسئولیت انسانی دارد.
نولان پاسخ سادهای عرضه نمیکند و همین پرهیز از داوری سرراست، فیلم را به اثری مناسب تأمل بدل میسازد. روایتی تکهتکه، اما هدفمند ساختار غیرخطی فیلم ممکن است در ابتدا دشوار باشد. روایت میان دورههای مختلف زندگی اوپنهایمر حرکت میکند و مسیر علمی او، پروژه منهتن و جلسات سیاسی و امنیتی را درهم میآمیزد.
« میان زندگینامه و تریلر تاریخی «Oppenheimer» فیلمی زندگینامهای است که از قالب متعارف این گونه فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جابهجاییها فقط ترفندی برای ایجاد تعلیق نیستند؛ از نظر مضمونی، بازتاب ذهنیاند که گذشته را از چشمانداز پیامدهایش دوباره میسنجد. اطلاعات تازه، نگاه تماشاگر به رویدادهایی را که پیشتر دیده است تغییر میدهند و تنش میان دستاورد علمی و هزینه سیاسی آن را پررنگتر میکنند. بااینحال، این شیوه همیشه به یک اندازه روان نیست.
شمار فراوان شخصیتها، رفتوآمدهای زمانی و گفتوگوهایی که گاه چند بحث را همزمان پیش میبرند، میتوانند مخاطب را از جریان روایت عقب بیندازند. نامها و جایگاههای سیاسی و علمی پشت سر هم معرفی میشوند و فیلم فرصت زیادی برای مکث یا توضیح ندارد. این فشردگی با شتاب و اضطراب اثر تناسب دارد، اما گاهی به قیمت وضوح تمام میشود.
اگر تماشاگر لحظهای از تمرکز دست بردارد، ممکن است تشخیص دهد چه کسی در حال پرسش است، اما از اهمیت دقیق آن پرسش جا بماند. بازیها و شخصیتپردازی کایلیان مورفی مرکز ثقل فیلم است. او اوپنهایمر را نه همچون نابغهای تکبعدی، بلکه مردی با وقار بیرونی و آشوبی درونی تصویر میکند. نگاههای مکثدار، سکوتها و تغییرهای ظریف در لحن، اغلب بیش از توضیحهای مستقیم درباره شخصیت کار میکنند.
« بااینحال، این شیوه همیشه به یک اندازه روان نیست. »
شخصیتها و اجرا
مورفی حضوری کمادعا دارد، اما فیلم به او وابسته است: هرجا که ریتم روایت تند میشود یا بحثها از حد فهم روزمره فاصله میگیرند، واکنشهای چهره او تماشاگر را دوباره به تجربه انسانی داستان بازمیگردانند. بازیگران مکمل نیز بهویژه در صحنههای بازجویی و جلسات رسمی، فضای مناسبی برای تقابل میسازند.
امیلی بلانت در نقش کیتی، با ترکیبی از خشم، هوشمندی و آسیبپذیری، حضوری محکم دارد؛ شخصیت او صرفاً همراهی در حاشیه نیست و در لحظههای حساس، تواناییاش در دیدن مناسبات قدرت آشکار میشود. رابرت داونی جونیور نیز با بازی حسابشدهاش بخشی از کشمکش سیاسی فیلم را حمل میکند، در حالی که مت دیمون نقش ژنرال لزلی گرووز را با خشکی و عملگرایی لازم پیش میبرد.
ترکیب بازیها در صحنههای بازجویی بهخوبی نشان میدهد که قدرت چگونه در لحن، سکوت و صورتبندی پرسشها پنهان میشود. گفتوگو، علم و سیاست بخش مهمی از فیلم در اتاقها، راهروها و نشستهایی میگذرد که در ظاهر از کنش پرتحرک فاصله دارند. اما نولان گفتوگو را به میدان نبرد تبدیل میکند. شخصیتها درباره وفاداری، امنیت، دانش و پیامدهای تصمیمهای خود بحث میکنند؛ هر جمله میتواند موقعیت کسی را تغییر دهد یا معنای گذشته را از نو بسازد.
« بازیگران مکمل نیز بهویژه در صحنههای بازجویی و جلسات رسمی، فضای مناسبی برای تقابل میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه برای فیلمی درباره ساخت سلاحی با پیامدهای جهانی، انتخابی هوشمندانه است: انفجار فیزیکی تنها یکی از شکلهای قدرت است و مبارزه بر سر روایت، اعتبار و کنترل نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در عین حال، تراکم اصطلاحات علمی و سیاسی گاه مانع همراهی کامل میشود. فیلم از مخاطب میخواهد همزمان چند چهره و چند پرونده را به خاطر بسپارد، بیآنکه همیشه زمینه کافی برای هرکدام فراهم کند.
موضوعات علمی نیز بیشتر از دریچه شخصیتها و موقعیتهای نمایشی عرضه میشوند تا از راه توضیح آموزشی. این رویکرد به حفظ ریتم کمک میکند، اما ممکن است برای کسی که با پیشزمینه تاریخی کمتری وارد فیلم میشود، برخی اهمیتها را مبهم باقی بگذارد. تصویر و صدا؛ ساختن اضطراب قدرت دیداری فیلم فقط در مقیاس بزرگ آن نیست؛ در تواناییاش برای تبدیل مفاهیم انتزاعی به حس نیز هست.
نولان و فیلمبردار، هویته فان هویتما، در کنار نماهای گسترده و ترکیببندیهای دقیق، از جزئیات تصویری برای نزدیککردن تماشاگر به ذهن اوپنهایمر بهره میگیرند. تصویر گاهی آرام و منظم است و گاهی از آن نظم بیرون میزند؛ این تغییرها فضای روانی فیلم را شکل میدهند، نه آنکه صرفاً جلوهای تزئینی باشند.
« در عین حال، تراکم اصطلاحات علمی و سیاسی گاه مانع همراهی کامل میشود. »
قوتها و کاستیها
طراحی صدا و موسیقی نیز سهم بزرگی در ایجاد فشار دارند. سکوت، ضرباهنگ و صدای محیط بهگونهای چیده میشوند که انتظار به بخشی از تجربه تبدیل شود. صحنه آزمایش هستهای، نقطه اوج بصری و صوتی فیلم است؛ تأثیرش نه تنها از بزرگی رخداد، بلکه از شیوهای میآید که فیلم پیش از آن برای تعلیق و هراس زمینه میچیند.
این صحنه در یاد میماند، بیآنکه لازم باشد جزئیات پیرامونش آشکار شود. ریتم و طول فیلم مدت سهساعته فیلم هم فرصتی برای گسترش موضوع است و هم یکی از چالشهای آن. زمان طولانی به نولان اجازه میدهد علم، زندگی شخصی و سیاست را در یک بافت واحد کنار هم قرار دهد؛ بااینحال، همه بخشها به یک اندازه فشرده و ضروری احساس نمیشوند.
فیلم در بخشهایی با شتابی خیرهکننده از یک رویداد به رویدادی دیگر میرسد، اما بخش پایانی برای بعضی مخاطبان ممکن است کشدار جلوه کند، بهخصوص اگر انتظار داشته باشند که پس از اوج پرهیجانتر، روایت زودتر جمع شود. این طولانیشدن در عین حال بیدلیل نیست. فیلم میخواهد نشان دهد که یک رخداد تاریخی با پایان یافتن لحظه وقوعش خاتمه نمییابد؛ پیامدهای سیاسی و اخلاقیاش ادامه پیدا میکنند و در زندگی آدمها و نهادها رسوب میکنند.
« طراحی صدا و موسیقی نیز سهم بزرگی در ایجاد فشار دارند. »
جمعبندی
مسئله آن است که این ایده گاهی با تکرار یا انباشتهشدن گفتوگوها بیان میشود و تأثیرش کاهش مییابد. تدوین، با وجود مهارتش در حفظ شتاب کلی، نمیتواند همه این بخشها را به یک اندازه پرکشش کند. جمعبندی «Oppenheimer» اثری بلندپروازانه و پرتنش است که زندگی یک دانشمند را به پرسشی درباره مسئولیت، قدرت و پیامدهای دانستن پیوند میزند.
بازی درخشان کایلیان مورفی، حضور مؤثر بازیگران مکمل، طراحی شنیداری و تصویری سنجیده و صحنه آزمایش نفسگیر، فیلم را به تجربهای سینمایی متمایز بدل میکنند. در مقابل، روایت غیرخطی، انبوه نامها و بحثها و کشآمدن بخشهایی از پایان، ممکن است از وضوح و انرژی آن بکاهند. ارزش فیلم در آن نیست که همه پرسشهایش را حل میکند؛ در این است که تماشاگر را با پرسشهایی دشوار تنها میگذارد.
نولان داستان اوپنهایمر را نه صرفاً روایت یک موفقیت علمی، بلکه مطالعه مردی میسازد که ناچار است با فاصله میان قصد و پیامد روبهرو شود. حاصل، فیلمی است که حتی پس از پایان تماشا نیز در ذهن ادامه مییابد.
« مسئله آن است که این ایده گاهی با تکرار یا انباشتهشدن گفتوگوها بیان میشود و تأثیرش کاهش مییابد. »



ثبت دیدگاه