نقد و بررسی
نقد Rizzoli & Isles | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان: خشونت پرونده و صمیمیت دوستی «Rizzoli & Isles» مجموعهای جنایی است که نیروی اصلیاش نه در بازآفرینی قواعد ژانر، بلکه در کنار هم نشاندن دو زن با منش و شیوهٔ دیدن جهانِ متفاوت شکل میگیرد. جین ریتزولی، کارآگاه بخش قتل بوستون، با غریزهٔ میدانی، سرسختی و زبانی بیپرده وارد پروندهها میشود؛ مورا آیلز، پزشک قانونی، با دقت علمی و آرامشی سنجیده سراغ شواهد میرود.
یکی به صحنهٔ جرم و رفتار آدمها اعتماد دارد و دیگری به بدن، جزئیات و آنچه پس از مرگ باقی میماند. این تقابل، تمهیدی ساده اما مؤثر است: پروندهها زمینهای فراهم میکنند تا دو شخصیت کنار هم کار کنند، اما تماشاگر بیش از آنکه صرفاً مشتاق یافتن پاسخ معما باشد، به تفاوت نگاه و شکلگیری تفاهم میان آنها توجه میکند.
سریال از همان آغاز میکوشد خشونت جنایی را با رفاقت، شوخی و زندگی روزمره متعادل کند؛ ترکیبی که به آن لحنی سبکتر از یک درام پلیسی تیرهوتار میدهد، بیآنکه کاملاً از تلخی موضوع فاصله بگیرد. ساختار پروندهمحور و لذت معما هر قسمت معمولاً با یک جرم یا نشانهای غیرعادی آغاز میشود و سپس گروه تحقیق، از راه بازجویی، بررسی صحنه و تحلیل پزشکی، به سوی حل معما حرکت میکند.
« یکی به صحنهٔ جرم و رفتار آدمها اعتماد دارد و دیگری به بدن، جزئیات و آنچه پس از مرگ باقی میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این قالب برای تماشای پراکنده مناسب است: مخاطب میتواند در هر قسمت با مسئلهای تازه روبهرو شود و در پایان، اغلب به نوعی فرجام روایی برسد. طراحی پروندهها گاهی تعلیق کافی دارد و سرنخها بهاندازهای پراکنده میشوند که حدس زدن پاسخ آسان نباشد. با این حال، همین الگوی موفق به محدودیت مجموعه نیز تبدیل میشود.
تکرار مراحل تحقیق، مظنونان موقت و آشکارشدن حقیقت در واپسین لحظات، بهتدریج قابلشناسایی میشود. بسیاری از پروندهها بیش از آنکه ساختار پلیسی را دگرگون کنند، آن را با جزئیاتی تازه بازتولید میکنند. بنابراین جذابیت سریال برای مخاطبی که از معماهای هفتگی لذت میبرد، پایدارتر است تا برای کسی که انتظار دارد هر پرونده شکل روایی یا اخلاقی تازهای داشته باشد.
جین و مورا؛ دو قطب مکمل هارمون در نقش جین، شخصیتی محکم و گاه تدافعی میسازد؛ زنی که در محیطی مردانه ناچار است بارها صلاحیت خود را اثبات کند. سرسختی او صرفاً نشانهٔ شجاعت نیست: گاهی به لجاجت، شتابزدگی یا ناتوانی در نشاندادن آسیبپذیری بدل میشود. این تناقض به جین بُعدی انسانی میدهد، هرچند فیلمنامه همیشه فرصت نمییابد پیامدهای آن را جدی و پیوسته دنبال کند.
« طراحی پروندهها گاهی تعلیق کافی دارد و سرنخها بهاندازهای پراکنده میشوند که حدس زدن پاسخ آسان نباشد. »
شخصیتها و اجرا
الکساندر در نقش مورا، بر خویشتنداری و دقتی تأکید میکند که گاهی او را در ارتباطهای معمول اجتماعی ناهماهنگ نشان میدهد. مورا در محیط حرفهای تسلط دارد، اما فهم عواطف و قواعد نانوشتهٔ روابط برایش بهآسانیِ خواندن شواهد نیست. بازی بازیگر، میان خشکی ظاهری و کنجکاوی صادقانه تعادلی دلنشین ایجاد میکند.
با وجود این، سریال گاه ویژگیهای او را به شوخیهای تکراری دربارهٔ رفتار نامتعارفش تقلیل میدهد و از پیچیدگی احتمالی این شخصیت فاصله میگیرد. شیمی بازیگران و گرمای جمعی دوستی جین و مورا مهمترین سرمایهٔ عاطفی مجموعه است. رابطهٔ آنها بر شباهت بنا نشده، بلکه از دل تفاوت شکل میگیرد: جین میتواند بیپیرایه و پرتحرک باشد، مورا دقیق و رسمی؛ اما هر دو در کنار دیگری از بخشی از نقاب دفاعی خود دست میکشند.
شوخیهای میانشان، در بهترین لحظات، نه حاشیهای تزئینی، بلکه نشانهٔ اعتماد و آشنایی است. همین پیوند باعث میشود فضای سریال در برابر پروندههای خشن، گرمایی انسانی داشته باشد. بازیگران مکمل نیز به شکلگیری محیطی آشنا پیرامون دو قهرمان کمک میکنند. خانوادهٔ جین، همکاران پلیس و اعضای گروه پزشکی قانونی، امکان میدهند داستان از اتاق بازجویی و آزمایشگاه بیرون بیاید و به خانه، روابط خانوادگی و زندگی روزمره راه پیدا کند.
« مورا در محیط حرفهای تسلط دارد، اما فهم عواطف و قواعد نانوشتهٔ روابط برایش بهآسانیِ خواندن شواهد نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته این جمع همیشه به یک اندازه پرورده نمیشود؛ بعضی شخصیتها بیشتر برای افزودن شوخی یا پیشبرد یک صحنه حضور دارند تا آنکه مسیر مستقلی داشته باشند. بااینهمه، حضورشان به سریال حس گروهی میدهد و مانع میشود رابطهٔ اصلی در خلأ شکل بگیرد. طنز، لحن و لغزشهای نوشتاری «Rizzoli & Isles» میخواهد میان جنایت و سرگرمی تعادل برقرار کند.
شوخیها اغلب از تضاد شخصیتها، برداشتهای متفاوت آنها از موقعیتها و دستپاچگیهای اجتماعی مورا سرچشمه میگیرند. هنگامی که طنز از دل شناخت دو شخصیت برمیآید، ریتم را سبک میکند و به دوستیشان عمق میبخشد. اما گاهی شوخی چنان آشکارا برای خنداندن نوشته شده که طبیعیبودن گفتوگو از میان میرود؛ جملهها بهجای آنکه ادامهٔ شخصیت باشند، به ضربههایی از پیشساخته برای پایان صحنه شباهت پیدا میکنند.
این نوسان در لحن کلی نیز دیده میشود. سریال از یک سو به پروندههای هولناک و جزئیات جسمانی مرگ میپردازد و از سوی دیگر، بهسرعت به شوخیهای روزمره بازمیگردد. این جابهجایی گاه مانع ماندگاری اثر عاطفی جنایت میشود. بااینحال، مجموعه قصد ندارد تجربهای یکدست و سنگین ارائه دهد؛ هدفش بیشتر ساختن درامی پلیسیِ قابلتماشا و خوشریتم است، و در این چارچوب، سبککردن فضا بخشی از هویت آن به شمار میآید.
« بااینهمه، حضورشان به سریال حس گروهی میدهد و مانع میشود رابطهٔ اصلی در خلأ شکل بگیرد. »
قوتها و کاستیها
شخصیتپردازی و جایگاه در ژانر تفاوت پیشینه و موقعیت اجتماعی دو زن، بالقوه زمینهای برای پرداختن به طبقه، جنسیت و شیوههای متفاوت کسب اقتدار فراهم میکند. جین برای تثبیت جایگاه خود به قاطعیت و حضور فیزیکی متکی است؛ مورا اعتبارش را از دانش تخصصی و خونسردی حرفهای میگیرد. مجموعه گاهی از این تفاوتها بهره میبرد، اما کمتر آنها را به پرسشهایی عمیقتر تبدیل میکند.
مسائل مهم سر برمیآورند، ولی معمولاً زیر فشار ضرورت حل پرونده یا بازگشت به ریتم آشنای قسمت بعدی کمرنگ میشوند. از این رو، هویت سریال بیش از آنکه در نوآوری روایی یا تحول بنیادین شخصیتها باشد، در ترکیب دو بازیگر اصلی و نوع رابطهٔ میان آنها قرار دارد. «Rizzoli & Isles» در خانوادهٔ درامهای پلیسیِ شخصیتمحور جای میگیرد؛ آثاری که پروندهٔ هفته را با شوخی و رابطهٔ همکاران درمیآمیزند.
برای مخاطبی که به دنبال فرمی تازه در ژانر است، مجموعه ممکن است آشنا و کمخطر به نظر برسد. اما برای کسی که از همراهی با شخصیتهای دوستداشتنی و معماهای مستقل لذت میبرد، همین آشنایی میتواند بخشی از جذابیت آن باشد. جمعبندی «Rizzoli & Isles» مجموعهای استوار بر تضاد دلنشین جین ریتزولی و مورا آیلز، بازیهای گیرا و دوستیای است که به پروندههای جناییاش گرما میبخشد.
« مجموعه گاهی از این تفاوتها بهره میبرد، اما کمتر آنها را به پرسشهایی عمیقتر تبدیل میکند. »
جمعبندی
معماهای هر قسمت سرگرمکنندهاند، اما تکرار قالب و پیشبینیپذیری برخی مسیرها، مانع از آن میشود که مجموعه در سطح نوآوری ژانری برجسته شود. فیلمنامه نیز در کنار لحظات صمیمی و مؤثر، گاه به شوخیهای تحمیلی، شخصیتپردازی کمعمق و حلوفصلهای آشنا متوسل میشود. ارزش تماشای سریال، در نهایت، بیش از پیچیدگی پروندهها به حضور دو شخصیت اصلی و کیفیت رابطهٔ آنها وابسته است.
اگر انتظار درامی تیره، واقعگرایانه و پیوسته در حال دگرگونی داشته باشیم، محدودیتهایش آشکار میشود؛ اما اگر مقصود، سرگرمیِ معمایی با دوستی مرکزیِ گرم و بازیهای خوشتماشا باشد، «Rizzoli & Isles» به هدف خود میرسد.
« ارزش تماشای سریال، در نهایت، بیش از پیچیدگی پروندهها به حضور دو شخصیت اصلی و کیفیت رابطهٔ آنها وابسته است. »



ثبت دیدگاه