نقد و بررسی
نقد Drowning by Numbers | 1988
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای که همچون بازی آغاز میشود «Drowning by Numbers» ساختهٔ پیتر گریناوی، از همان ابتدا خود را نه به شکل یک معمای جنایی متعارف، بلکه بهصورت بازیای با قواعد خاص عرضه میکند؛ بازیای دربارهٔ تکرار، شمارش، میل، مرگ و شیوههایی که آدمها برای توجیه کردار خود میسازند. محور قصه سیسی کولپیتس است؛ زنی که شوهر خیانتکارش را غرق میکند و برای پنهانکردن ماجرا به هنری مدجت، پزشکی قانونیِ آشنای قدیمی خود، تکیه میکند.
سپس دختر و نوهٔ او، که هر دو نام سیسی را دارند، در موقعیتهایی مشابه دست به کارهایی همخانواده میزنند. فشار این درخواستهای پیدرپی بر هنری، بهتدریج جنبهٔ اخلاقی و روانی داستان را برجسته میکند؛ بیآنکه فیلم در قالب یک درام جنایی واقعگرا محصور بماند. گریناوی از یک طرح ساده، ساختاری سهگانه و آینهوار میسازد.
تکرار موقعیتها، شخصیتها و نامها تماشاگر را به جستوجوی تفاوتهای کوچک میان رخدادهای ظاهراً مشابه وامیدارد. فیلم از همان آغاز نشان میدهد که قرار نیست پرسش اصلی تنها این باشد که چه اتفاقی افتاده است؛ مهمتر آن است که تکرار چگونه معنا میسازد و چگونه ممکن است تفاوت را زیر پوستهٔ شباهت پنهان کند.
تکرار، شمارش و نظمِ وسواسگونه عددها در این فیلم تزئینی ساده نیستند؛ به دستگاهی بدل میشوند که جهان اثر را سامان میدهد. شمارشها و نشانههای عددی در بافت تصویر و روایت پراکندهاند و تماشاگر را به نوعی مشارکت ذهنی دعوت میکنند: باید ببیند، بشمارد و ارتباطها را دنبال کند. این بازی، حسی از راز و نظم ایجاد میکند؛ گویی در پسِ رخدادهای آشفته، الگویی دقیق و ازپیشچیده وجود دارد.
« سپس دختر و نوهٔ او، که هر دو نام سیسی را دارند، در موقعیتهایی مشابه دست به کارهایی همخانواده میزنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین انتخاب دو لبه دارد. گاهی بازی عددی از قصه پیشی میگیرد و بهجای آنکه معنا را ژرفتر کند، حضور خود را به رخ میکشد. مخاطبی که از کشف رمزها لذت میبرد، احتمالاً از این جزئیات سرگرم خواهد شد؛ مخاطبی که بیش از همه به پیوند عاطفی با شخصیتها نیاز دارد، ممکن است احساس کند فیلم او را به تماشای معمایی فرمی دعوت کرده، نه به تجربهای انسانی و بیواسطه.
این فاصله میان لذت ذهنی و درگیری احساسی، یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ اثر است. سه سیسی؛ یک نام، سه چهره یکی از جذابترین ایدههای فیلم، واگذاری نام «سیسی کولپیتس» به سه نسل از زنان یک خانواده است. این تکرار نام، هویت فردی را به پرسشی بدل میکند: آیا این سه زن نسخههایی از یکدیگرند، یا هرکدام واکنشی متفاوت به شرایط و محدودیتهای خود نشان میدهند؟
فیلم پاسخ را صریح و نهایی نمیکند؛ در عوض، تشابهها را کنار تفاوتها میگذارد تا تماشاگر خود نسبت میان آنها را بسنجد. بازیگران در شکلدادن به این لایه اهمیت فراوان دارند. سه اجرای زنانه، هر یک کیفیت و ضرباهنگ خاص خود را دارند و در عین حال درون طرحی مشترک جای میگیرند. همین تعادل مانع از آن میشود که سه شخصیت صرفاً تکرار مکانیکی یک نقش واحد باشند.
بازیها اغلب خویشتندار و حسابشدهاند؛ احساسات بهندرت به فوران آشکار میرسند و بیشتر از خلال مکثها، نگاهها و لحن کنترلشده منتقل میشوند. نتیجه، نوعی طنز خشک و ناآرام است که به شخصیتها جاذبه میبخشد، اما گاه دسترسی عاطفی به آنان را دشوار میکند. هنری مدجت؛ میان شیفتگی و وجدان هنری مدجت، پزشکی قانونیِ تنها و آشنای قدیمی سیسی، نقطهٔ اتکای اخلاقی داستان است؛ یا دستکم شخصیتی که فیلم از خلال او امکان طرح پرسشهای اخلاقی را فراهم میکند.
« گاهی بازی عددی از قصه پیشی میگیرد و بهجای آنکه معنا را ژرفتر کند، حضور خود را به رخ میکشد. »
شخصیتها و اجرا
او در آغاز درگیر کششی شخصی است و همین وابستگی، مرز میان همراهی، چشمپوشی و همدستی را مبهم میسازد. هرچه دامنهٔ درخواستها گسترش مییابد، او بیش از پیش با پیامدهای انتخابهای خود روبهرو میشود. با این حال، مدجت نه قهرمانی بیلغزش است و نه وجدان روشن و مستقلی که بتوان بهسادگی از بیرون ماجرا دربارهٔ دیگران داوری کند.
تنهایی و میل او بخشی از آسیبپذیریاش را توضیح میدهند، اما فیلم بیشتر از آنکه به گذشته و لایههای روانی او بپردازد، از او بهعنوان واسطهای برای پیشبردن بازی روایی استفاده میکند. این محدودیت، از یک سو با جهان سرد و طراحیشدهٔ فیلم سازگار است؛ از سوی دیگر، فرصت پرداخت عاطفی عمیقتر را از مخاطب میگیرد.
تصویر، فضا و موسیقی دنیای بصری فیلم از واقعگرایی روزمره فاصله دارد. قابها ترکیببندی دقیق و گاه نمایشی دارند و عناصر محیطی چنان کنار هم قرار میگیرند که صحنهها به تابلوهایی زنده میمانند. رنگ، معماری و اشیای حاضر در قاب، صرفاً پسزمینه نیستند؛ آنها بخشی از لحن و منطق اثرند. فیلم بهجای آنکه جهان را همچون محیطی بیطرف ثبت کند، آن را به صحنهای ساختگی و آگاهانه طراحیشده تبدیل میکند.
این طراحی، حالوهوایی رؤیاگون و در عین حال نامأنوس میآفریند. زیبایی تصویر با موضوع تاریک داستان در تضاد قرار میگیرد و همین تضاد طنزی سرد پدید میآورد: مرگ و خشونت در فضایی رخ میدهند که ظاهراً بیش از اندازه مرتب، زیبا و مهارشده است. موسیقی نیز در ساخت این کیفیت سهم دارد؛ نه فقط برای القای هیجان، بلکه برای تقویت حس آیینی و بازیگوشانهٔ موقعیتها.
« او در آغاز درگیر کششی شخصی است و همین وابستگی، مرز میان همراهی، چشمپوشی و همدستی را مبهم میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بهترین لحظهها، تصویر و صدا جهان مستقلی میسازند که پس از پایان تماشا در ذهن میماند. طنز سیاه و مسئلهٔ فاصلهٔ عاطفی طنز «Drowning by Numbers» از شوخیهای آشکار و ضربههای کلامی مستقیم نمیآید؛ از برخورد امر هولناک با رفتارهای عادی، از لحن کنترلشدهٔ شخصیتها و از جدیتی میآید که فیلم در برابر موقعیتهای نامعمول حفظ میکند.
این فاصلهگذاری میتواند بسیار مؤثر باشد: تماشاگر را از واکنشهای آماده دور میکند و وامیدارد دربارهٔ سازوکار توجیه، میل و مسئولیت فکر کند. اما همین سردی ممکن است مانع همدلی شود. فیلم کمتر میکوشد درد شخصیتها را از درون و با تأکید روانشناختی توضیح دهد؛ بیشتر به آنها همچون مهرههایی در ساختاری دقیق مینگرد.
در نتیجه، خشونت گاهی به بخشی از بازی فرمی بدل میشود و عواقب انسانی آن در حاشیه میماند. این رویکرد میتواند از منظر زیباییشناختی منسجم باشد، اما برای بخشی از مخاطبان نوعی بیرحمی یا بیاعتنایی عاطفی به همراه دارد. اثر از تماشاگر نمیخواهد صرفاً با شخصیتها همدردی کند؛ او را به مشاهده و سنجش دعوت میکند.
تکرار و خطر یکنواختی ساختار سهگانه به فیلم وحدت میبخشد، اما هزینهای نیز دارد. وقتی الگوی اصلی چند بار بازمیگردد، بخشی از تعلیق جای خود را به انتظار برای تکرار میدهد. مخاطب ممکن است پیش از آنکه هر بخش به کشف تازهای برسد، شکل کلی بازی را دریابد و ادامه را قابلحدستر احساس کند.
« در بهترین لحظهها، تصویر و صدا جهان مستقلی میسازند که پس از پایان تماشا در ذهن میماند. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، تکرار دقیقاً همان چیزی است که فیلم میخواهد موضوع آن باشد: روایت نه از مسیر پیشرفت خطی و پیوسته، بلکه با بازگشت و تفاوتهای ظریف حرکت میکند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که آیا ساختار تکراری میشود؛ بلکه این است که آیا هر بازگشت چیزی به برداشت ما میافزاید یا نه. گاه پاسخ مثبت است: نام مشترک، موقعیتهای موازی و حضور هنری، معنای تازهای به الگو میدهند.
گاه نیز تأکید بر تمهیدات فرمی چنان پررنگ میشود که قصه در جایگاه دوم قرار میگیرد. فیلم در این مرز باریک میان انسجام هنری و خودنمایی فرمی حرکت میکند و میزان تحمل تماشاگر برای بازیهای ساختاری، تجربهٔ او را شکل میدهد. جمعبندی «Drowning by Numbers» اثری است که بیش از آنکه بخواهد با تعلیق معمول یا احساسات آشکار تماشاگر را درگیر کند، او را به ورود در نظامی از تکرارها، نشانهها و نظمهای ساختگی فرامیخواند.
سه نسل از زنان، پزشکی قانونیِ مردد، طنزی تلخ و فضایی دیداریِ سختپرداخته، اجزای جهانی را میسازند که هم جذاب است و هم عمداً فاصلهگذار. فیلم در بازی با شمارش و شباهت، تصویرهای خوشترکیب و اجرای خویشتندار بازیگران به دستاوردهای چشمگیری میرسد؛ در عین حال، گاهی از تکرار الگو، خودنمایی نمادها و محدودماندن پرداخت روانی آسیب میبیند.
ارزش اثر در بینقصبودن آن نیست، بلکه در جسارتش برای تبدیل یک طرح جنایی به تجربهای فرمی و فکری است. تماشاگرِ مشتاق سینمایی که تصویر و ساختار را جدی میگیرد، احتمالاً از این جهان نامتعارف بهرهٔ بیشتری خواهد برد؛ اما کسی که در پی همدلی مستقیم و روایت پرشتاب است، ممکن است با سردی آن فاصله بگیرد.
« گاه پاسخ مثبت است: نام مشترک، موقعیتهای موازی و حضور هنری، معنای تازهای به الگو میدهند. »
جمعبندی
«Drowning by Numbers» فیلمی است برای تماشا، شمردن و دوباره اندیشیدن؛ اثری که زیبایی و خشونت را در کنار هم مینشاند و اجازه نمیدهد تماشاگر در آسودگیِ یک پاسخ ساده بماند.



ثبت دیدگاه