نقد و بررسی
نقد Calls | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از نبود تصویر نیرو میگیرد «Calls» مینیسریالی معمایی و علمیتخیلی است که بهجای تکیه بر صحنههای دیداری، مخاطب را به شنیدن فرامیخواند. ساختار آن از گفتوگوهای تلفنیِ ظاهراً پراکنده شکل میگیرد؛ تماسهایی میان آدمهایی که در لحظههای عادی زندگیشان ناگهان با رخدادهایی نامعمول روبهرو میشوند.
کمکم روشن میشود این مکالمهها رشتههایی از یک تصویر بزرگترند؛ تصویری که در آستانهٔ فاجعهای فراگیر قرار دارد. سریال با همین جابهجاییِ مرکز ثقل، پرسشی ساده اما مؤثر پیش میکشد: اگر آنچه میبینیم کنار برود، آیا صدا بهتنهایی میتواند جهانی کامل بسازد؟ پاسخ «Calls» در بیشتر لحظات مثبت است.
تماس تلفنی ذاتاً موقعیتی ناتمام و پرابهام دارد: شنونده فقط یک سوی گفتوگو را میشنود، از چهرهها و مکانها بیخبر میماند و ناچار است فاصلههای خالی را با حدس و تخیل پر کند. سریال این محدودیت را به بخشی از دستور زبان خود بدل میکند. چیزی که در اثری متعارف شاید کمبود تصویر بهحساب میآمد، اینجا منشأ تعلیق و مشارکت مخاطب است.
روایت پازلوار و منطق کنجکاوی نخستین کشش سریال از گسست میان تماسها پدید میآید. هر مکالمه در سطح خودش مسئلهای تازه دارد: رابطهای در بحران، خبری نگرانکننده یا رخدادی که گویندگانش قادر به توضیح آن نیستند. اما هیچ گفتوگویی کاملاً جدا از بقیه باقی نمیماند. نشانهها، نامها و موقعیتها بهتدریج به یکدیگر راه میبرند و مخاطب را به ساختن فرضیههایی دربارهٔ ماهیت اتفاقها وادار میکنند.
« سریال این محدودیت را به بخشی از دستور زبان خود بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه، از یک سو، هوشمندانه است؛ زیرا هر قسمت با پرسشی تازه آغاز میشود و پاسخهای محدودش به معمای گستردهتر خوراک میرساند. از سوی دیگر، پراکندگی اطلاعات گاه به دشواری بدل میشود. شخصیتها بسیارند و بسیاری از آنان تنها در یک یا چند تماس حضور دارند. از آنجا که امکان تشخیص چهره و زبان بدن وجود ندارد، نامها و جزئیات کلامی باید بار سنگینی از معرفی و جهتدهی را بر دوش بکشند.
هرگاه گفتوگوها سریع، پرتنش یا چندلایه میشوند، مخاطب ممکن است برای تشخیص نسبت آدمها و رویدادها به مکث و تمرکز بیشتری نیاز داشته باشد. صداپیشگی و بازی با اضطراب بازیگران در «Calls» فقط دیالوگ نمیگویند؛ آنان نقش تصویر را نیز، تا اندازهای، بر عهده دارند. مکث، لرزش صدا، تغییر آهنگ و شتابِ کلام ابزارهاییاند که ترس، ناباوری، خشم یا درماندگی را به گوش منتقل میکنند.
صداپیشگیهای گروهی از بازیگران شناختهشده، از جمله Aubrey Plaza، Pedro Pascal، Rosario Dawson و Aaron Taylor-Johnson، به موقعیتها وزن عاطفی میبخشد، بیآنکه حضور چهرههای مشهور جای خود داستان را بگیرد. موفقیت این اجراها به آن است که شنونده بتواند از کیفیت صدا دربارهٔ آنچه در گفتوگو گفته نمیشود نیز چیزهایی دریابد.
یک پاسخ دیرهنگام یا سکوتی کوتاه گاه از جملهای صریح اثرگذارتر است. بااینحال، شدت عاطفی تقریباً پیوستهٔ برخی تماسها میتواند به فرسودگی بینجامد. وقتی اضطراب و آشفتگی در بیشتر لحظات حاضرند، فرصت کمتری برای سکون و تضاد فراهم میشود؛ در نتیجه، بعضی فورانهای احساسی بهجای آنکه اوج داستان باشند، بخشی از سطح ثابت تنش به نظر میرسند.
« از سوی دیگر، پراکندگی اطلاعات گاه به دشواری بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
صدا، سکوت و وحشتِ نادیدهها جهان صوتی سریال تنها از دیالوگ ساخته نشده است. کیفیت ارتباط، فاصلهٔ میان صداها، اختلالها و تغییرات آهنگ، حس ناامنی را تقویت میکنند. تلفن در این اثر وسیلهای خنثی نیست؛ مجرایی شکننده است که آدمها را به هم وصل میکند، اما همزمان نشان میدهد چه اندازه از واقعیتِ طرف مقابل بیرون از دسترس آنان مانده است.
شنونده نیز در همان وضعیت گرفتار میشود: صدا را دارد، اما تصویر کامل را نه. این انتخاب بهویژه در لحظاتی کارآمد است که رخدادها از چارچوب تجربهٔ روزمره بیرون میروند. سریال بهجای آنکه هر امر ناممکنی را فوراً به تصویر بکشد و توضیح دهد، اجازه میدهد تصور مخاطب با خلأها درگیر شود. ترس در اینجا بیش از آنکه از نمایش مستقیم ناشی شود، از ناتوانی در فهمیدن سرچشمه میگیرد.
البته این سازوکار همواره به یک اندازه اثرگذار نیست؛ ابهام اگر بیش از حد طولانی شود یا توضیحی کمجان در پی داشته باشد، از معما به سردرگمی نزدیک میشود. تصویرهای مینیمال و کارکردشان «Calls» اثری کاملاً بیتصویر نیست؛ تصویرها، انتزاعی و محدودند و بیشتر نقش راهنما دارند تا بازنمایی کامل جهان داستان.
نشانههای بصریِ ساده، مانند نامها، نقاط و موجهای صوتی، میتوانند جایگاه گویندگان و پیوند میان آنان را روشن کنند. حرکت و دگرگونی این عناصر نیز گاهی رابطهٔ میان صداها را ملموستر میسازد، بیآنکه با تصویرسازی واقعگرا تخیل شنونده را از میدان بیرون کند. این انتخاب از نظر زیباییشناختی سنجیده است، اما ممکن است برای همه خوشایند نباشد.
« صدا، سکوت و وحشتِ نادیدهها جهان صوتی سریال تنها از دیالوگ ساخته نشده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بینندهای که از مجموعه انتظار تصویرپردازی معمول تلویزیونی دارد، احتمالاً با تجربهای کمتحرک روبهرو میشود. عناصر گرافیکی، هرچند به فهم کمک میکنند، جای میزانسن، چهرهپردازی یا حرکت دوربین را نمیگیرند. از همین رو، تماشای سریال به توجهی فعال نیاز دارد؛ بهتر است آن را اثری برای دنبالکردن صدا و متن دانست، نه تصویری که بتوان در پسزمینه رهایش کرد.
ریتم، پیوستگی و شتاب در گرهگشایی قالب کوتاه و اپیزودیک، ریتمی چابک به داستان میدهد. هر تماس معمولاً با یک وضعیت مشخص آغاز میشود و پیش از آنکه به روایتی طولانی و متعارف تبدیل شود، به نقطهای تازه میرسد. این فشردگی به جذابیت آغازین کمک میکند، اما بهایی هم دارد: برخی شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و بعضی تغییرهای عاطفی یا تصمیمهای مهم سریعتر از حد باورپذیر رخ میدهند.
همین مسئله در گرهگشاییها نیز دیده میشود. سریال پرسشهای متعددی طرح میکند و برای نگهداشتن مخاطب از افشاگریهای پیاپی بهره میگیرد؛ اما همهٔ پاسخها به یک اندازه پرورده نیستند. در لحظاتی، توضیحی که باید نتیجهٔ طبیعی نشانههای پیشین باشد، بیشتر به راهی برای عبور سریع از معما شباهت پیدا میکند.
این شتاب لزوماً تجربه را از بین نمیبرد، ولی ممکن است بخشی از مخاطبان را دربارهٔ منطق درونی رخدادها مردد بگذارد. زیرمتن انسانی در دل معمای علمیتخیلی در ورای راز مرکزی و رخدادهای نامعمول، «Calls» به تجربهٔ ارتباط انسانی بازمیگردد. شخصیتها اغلب درست در زمانی با یکدیگر تماس میگیرند که توضیح دادن دشوار شده است؛ فاصله، ترس و اطلاعات ناقص میان آنان قرار میگیرد.
« بینندهای که از مجموعه انتظار تصویرپردازی معمول تلویزیونی دارد، احتمالاً با تجربهای کمتحرک روبهرو میشود. »
قوتها و کاستیها
این وضعیت به داستان امکان میدهد که بحران را نهفقط بهصورت حادثهای بزرگ، بلکه از خلال روابط خصوصی و واکنشهای فردی نشان دهد. فاجعه در مقیاس وسیع مطرح میشود، اما اثرش در لحن یک تماس، نگرانی برای دیگری یا ناتوانی در رساندن پیامی ساده حس میشود. این وجه انسانی، سریال را از یک معمای صرفاً مکانیکی فراتر میبرد، هرچند همیشه به عمق یکسانی نمیرسد.
تعدد شخصیتها و محدودیت زمان گاهی اجازه نمیدهد رابطهای به اندازهٔ کافی بسط یابد. بنابراین، بعضی تماسها بیشتر قطعهای برای پیشبرد طرحاند تا لحظهای کامل از زندگی یک شخصیت. با وجود این، ایدهٔ محوریِ شنیدن آدمها در شرایطی که جهان اطرافشان از معنا تهی میشود، ظرفیت عاطفی چشمگیری دارد.
جمعبندی «Calls» تجربهای نامتعارف و جسورانه است که از محدودیت تصویر، زبان روایی میسازد. روایت تماسهای بههمپیوسته، صداپیشگیهای مؤثر و فضاسازی صوتیِ ناآرام، مخاطب را در ساختن بخشهایی از جهان داستان شریک میکنند. در بهترین لحظات، آنچه دیده نمیشود از آنچه میتوانست روی صفحه نمایش داده شود هراسانگیزتر است.
در مقابل، پراکندگی شخصیتها، ریتمِ تقریباً دائماً پرتنش و شتاب برخی پاسخها میتواند پیگیری داستان را دشوار یا نتیجه را کمقانعکننده کند. این مینیسریال بیش از آنکه روایتی کلاسیک با تصویرهای فراوان باشد، آزمایشی در قصهگویی شنیداری است؛ اثری که برای مخاطب کنجکاو و آمادهٔ مشارکت، تجربهای بهیادماندنی فراهم میکند، اما برای کسی که از تلویزیون حرکت تصویری و شخصیتپردازیِ ممتد میخواهد، ممکن است یکنواخت جلوه کند.
« این وجه انسانی، سریال را از یک معمای صرفاً مکانیکی فراتر میبرد، هرچند همیشه به عمق یکسانی نمیرسد. »



ثبت دیدگاه