نقد و بررسی
نقد The Great Escapists | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان بقا و بازی «The Great Escapists» از موقعیتی آشنا در روایتهای ماجراجویانه آغاز میشود: دو مرد پس از غرقشدن کشتی، در جزیرهای دورافتاده گرفتار میشوند و باید راهی برای زندهماندن و بازگشت پیدا کنند. اما برنامه خیلی زود روشن میکند که قرار نیست صرفاً قصهای درباره گرسنگی، خطر و تحمل سختی باشد.
هموند و بِلِچی بهجای آنکه جزیره را فقط محیطی خصمانه ببینند، آن را به کارگاهی بزرگ و زمین بازیای برای آزمودن ایدههای فنی تبدیل میکنند. ساخت ابزار، طراحی وسیلههای نقلیه و فراهمکردن امکانات زندگی، بستر ماجراهایی میشود که بیش از ترس و اضطراب، بر خلاقیت و سرگرمی تکیه دارند. این انتخاب، هویت اصلی اثر را میسازد و همزمان محدودیت آن را نیز آشکار میکند.
قرار نیست با مستندی جدی درباره مهارتهای بقا روبهرو باشیم؛ از سوی دیگر، برنامه به کمدی داستانی منسجمی هم تبدیل نمیشود. حاصل، آمیزهای از ماجراجویی، سرگرمی علمی و موقعیتهای طراحیشده است که گاه پرنشاط و تماشایی به نظر میرسد و گاه در میانه راه نمیتواند تصمیم بگیرد بیش از همه به کدام سوی خود وفادار بماند.
فصل نخست شش قسمت دارد و هر قسمت، بخشی از تلاشهای این دو برای ساختن، آزمایشکردن و بهترکردن زندگی در جزیره را پیش میبرد. دو میزبان، دو منش متفاوت ستون انسانی برنامه رابطه میان ریچارد هموند و توری بِلِچی است. تفاوت شخصیتهای نمایشی آنها امکان شکلگیری نوعی کمدی ساده اما کارآمد را فراهم میکند: یکی بیشتر به هیجان، ابتکارهای پرسروصدا و آسایش در زندگی تازه دل میبندد؛ دیگری با جدیت بیشتری به ساختوساز و امکان فرار فکر میکند.
« اما برنامه خیلی زود روشن میکند که قرار نیست صرفاً قصهای درباره گرسنگی، خطر و تحمل سختی باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین اختلاف نگاه، گفتوگوها را از یکنواختی نجات میدهد و به سازهها و آزمایشها معنایی فراتر از نمایش صرفِ ابزار میبخشد. تماشاگر نهفقط میبیند که چه چیزی ساخته میشود، بلکه شاهد چانهزنی، رقابت و واکنش دو نفر به نتیجه کار نیز هست. شوخیها و کلکلهای میان آنها، زمانی بهتر جواب میدهد که از تفاوت واقعی در شیوه مواجههشان با جزیره برآید.
در این لحظهها، برنامه صمیمیتی پیدا میکند که برای سرگرمی خانوادگی مناسب است و به آن اجازه میدهد میان توضیح فنی و لحظات سبکتر جابهجا شود. بااینحال، اتکای بیش از اندازه به شوخیهای تکرارشونده گاهی ضرباهنگ را کند میکند. اگر تماشاگر از ابتدا با لحن نمایشی و شوخطبعی دو مجری همراه نشود، رابطه آنها بهتنهایی برای حفظ توجه در تمام قسمتها کافی نخواهد بود.
علم در هیئت سرگرمی جذابترین بخشهای برنامه از پیوند اندیشه مهندسی با نیازهای عملی جزیره پدید میآیند. کمبود امکانات، مسئلهای ملموس پیش میگذارد و سازندگان برای پاسخدادن به آن، سراغ ابزارها و راهحلهای ابتکاری میروند. ساختوسازها در قالب فعالیتهایی دیدنی عرضه میشوند؛ از تماشای طراحی و سرهمکردن اجزا گرفته تا آزمودن وسیلهای که ممکن است در عمل کار کند یا شکست بخورد.
برای مخاطبی که به دستکاری اشیا و ایدههای علمی علاقه دارد، این روند جذابیت مستقلی دارد، حتی اگر قصه در آن لحظه پیشرفت چندانی نکند. اما برنامه ظرفیت آموزشی خود را تا حد زیادی مصرفنشده باقی میگذارد. توضیح سازوکارها و اصول علمی معمولاً به اندازهای نیست که تماشاگر پس از دیدن هر وسیله، درکی روشن و کامل از چگونگی کارکرد آن پیدا کند.
« تماشاگر نهفقط میبیند که چه چیزی ساخته میشود، بلکه شاهد چانهزنی، رقابت و واکنش دو نفر به نتیجه کار نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
گاهی خودِ ساختن و نمایش نتیجه بر شرح دقیق فرایند غلبه میکند؛ بنابراین علم بیشتر به چاشنی سرگرمی بدل میشود تا موضوعی که روایت با حوصله آن را بکاود. چنین رویکردی برای تماشاگرانی که به دنبال کنجکاوی و هیجاناند قابلقبول است، اما کسانی که از برنامه انتظار آموزش نظاممند دارند ممکن است احساس کنند نمایش، فرصتهای فنی خود را زود کنار میگذارد.
جزیره؛ کارگاه یا صحنه؟ محیط جزیره از نظر بصری به برنامه امکان میدهد میان طبیعت و ساختههای انسانی تضاد پدید آورد. ساحل، مواد باقیمانده از کشتی و فضای دورافتاده، بستری مناسب برای تصور زندگیِ دوباره با ابزارهای محدود میسازند. هر وسیله تازه، تغییری در منظر جزیره به وجود میآورد و تماشاگر میتواند روند تبدیل یک جای خالی به محیطی مجهزتر و بازیگونه را دنبال کند.
از همین منظر، ساختوسازها فقط پاسخ به نیازهای روزمره نیستند؛ آنها بخش مهمی از زیبایی و حرکت برنامهاند. بااینهمه، جزیره بهندرت به نیرویی واقعاً نیرومند در روایت تبدیل میشود. طبیعت بیشتر پسزمینهای چشمنواز برای ماجراهاست تا عاملی که تصمیمهای شخصیتها را به شکلی پیوسته و باورپذیر تعیین کند.
روایت از خطر و محرومیت فاصله میگیرد تا لحن سبک خود را حفظ کند، اما همین فاصله گاهی احساس گرفتارشدن را تضعیف میکند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پرسش «آیا زنده میمانند؟» باشد، منتظر بماند ببیند این بار چه وسیلهای خواهند ساخت یا چه رقابتی به راه خواهد افتاد. واقعنمایی در برابر نمایش یکی از چالشهای بنیادی «The Great Escapists» در مرز نامشخص میان واقعیت و داستان نهفته است.
« محیط جزیره از نظر بصری به برنامه امکان میدهد میان طبیعت و ساختههای انسانی تضاد پدید آورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هموند و بِلِچی نسخههایی داستانیشده از خود را بازی میکنند و برنامه به ماجرایی طراحیشده شکل میدهد، نه ثبت بیواسطه تلاش دو نفر برای نجات از یک وضعیت واقعی. این انتخاب اجازه میدهد شوخی و روایت از محدودیتهای مستند صرف آزاد شوند؛ بااینحال، اگر تماشاگر نداند باید ساختوسازها را نمایش سرگرمکننده بداند یا تلاشی واقعگرایانه برای مهندسی، لحن اثر مبهم میشود.
در چنین قالبی، یکپارچگی لحن اهمیت ویژهای دارد. اگر برنامه صحنهای را شبیه گزارشی واقعی از یک آزمایش پیش ببرد، اما بلافاصله به موقعیتی کاملاً نمایشی و کماعتنا به منطق عملی برسد، تماشاگر ممکن است ارتباط میان این دو را از دست بدهد. مشکل لزوماً ساختگیبودن ماجرا نیست؛ مشکل آن است که اثر همیشه به اندازه کافی روشن نمیکند با چه قواعدی بازی میکند.
گاهی شوخی و نمایش بر استدلال فنی غلبه میکند و گاهی انتظار میرود کشش داستانی، نتیجهای را مهم جلوه دهد که از آغاز بیشتر جنبه تفریحی دارد. ریتم و ظرفیت ایده ایده مرکزی برای آغاز یک ماجرای خوشریتم کفایت میکند: دو شخصیت، یک جزیره، منابع محدود و مجموعهای از چالشهای فنی. اما گستردهکردن همین ایده در شش قسمت، نیازمند دگرگونی پیوسته در رابطه شخصیتها و پیشرفت معنادار در هدف مشترک آنهاست.
هرگاه قسمتها به ساخت یک ابزار، آزمودن آن و شوخیهای پیرامون نتیجه محدود شوند، ساختار تکراری میشود. تماشاگر ممکن است پیش از پایان فصل احساس کند با طرحی مواجه است که مواد لازم برای یک ویژهبرنامه کوتاهتر را دارد، نه الزاماً برای مجموعهای چندقسمتی. این مسئله بر تعلیق نیز اثر میگذارد.
« در چنین قالبی، یکپارچگی لحن اهمیت ویژهای دارد. »
قوتها و کاستیها
درام بقا زمانی کشش میآفریند که خطر، محدودیت و پیامدها جدی احساس شوند؛ کمدی ماجراجویانه هم زمانی جان میگیرد که موقعیتها غافلگیرکننده باشند. اثر میان این دو قطب حرکت میکند، اما در برخی لحظهها نه تهدید را به اندازه کافی پررنگ میکند و نه شوخی را آنقدر تازه نگه میدارد که کمبود تنش را جبران کند.
نتیجه، افتهایی در ریتم است که با جذابیت ساختوسازها و حضور دو مجری تا اندازهای پوشانده میشود، اما از میان نمیرود. منتقدانی نیز به کمرمقی امتداد ایده در قالب شش قسمت و فرسودگی شوخیهای برنامه اشاره کردهاند. جمعبندی «The Great Escapists» تجربهای سرگرمکننده اما نابرابر است؛ برنامهای که بیشترین موفقیتش را از انرژی دو میزبان، ایدههای فنی دیدنی و برخورد بازیگوشانه با زندگی در جزیره میگیرد.
شوخیها و رقابت میان هموند و بِلِچی به مجموعه گرما میبخشد و ساختوسازها لحظاتی فراهم میآورند که هم کنجکاویبرانگیزند و هم حرکت بصری دارند. در برابر، روایت به اندازهای که بتواند کشش را در طول فصل حفظ کند، پرورده نیست و پیوند میان واقعنمایی، آموزش و داستانپردازی همیشه استوار نمیماند.
این برنامه برای مخاطبی مناسبتر است که از تماشای آزمایشهای سرگرمکننده، ایدههای عجیبوغریب و شوخیهای دو مجری لذت میبرد و از آن انتظار مستند بقا یا آموزش علمی دقیق ندارد. برای چنین تماشاگری، جزیره میتواند کارگاهی خوشمنظره و موقعیتی برای سرگرمی سبک باشد. اما کسی که به دنبال تنش داستانی پرقدرت، منطق روایی منسجم یا شرح عمیق اصول مهندسی است، احتمالاً با ظرفیتهای تحققنیافته و تکرارهای آن روبهرو خواهد شد.
« منتقدانی نیز به کمرمقی امتداد ایده در قالب شش قسمت و فرسودگی شوخیهای برنامه اشاره کردهاند. »
جمعبندی
جذابیت اثر واقعی است، اما کوتاهتر و متمرکزتر بودن میتوانست به حفظ طراوت ایده کمک کند.
« جذابیت اثر واقعی است، اما کوتاهتر و متمرکزتر بودن میتوانست به حفظ طراوت ایده کمک کند. »



ثبت دیدگاه